یادداشت پویان عسگری درباره «تونی اردمن» مارن اده و انتظار برای فیلم جدید مارتین اسكورسیزی «سكوت»

آيا هيجان‌انگيزتر از تماشاي رابطه‌ پرتنش آدم‌ها با يكديگر، چيزي در جهان وجود دارد؟ چه موقعيتي دلخراش‌تر از مشاهده يك رابطه خويشاوندي كه در مرز بين جنون و تحمل، پذيرش و وحشت، پيچ و تاب مي‌خورد؟ يك رابطه «پدر و دختر»ي چه ميزان ظرفيت، براي حيرت زده كردن تماشاگر دارد؟ مگر مي‌شود هم آشنا بود و هم دور از دسترس و سخت‌فهم؟ ستايش‌شده‌ترين فيلم سال 2016، به معناي واقعي كلمه شگفت‌انگيز است. يك شاهكار بي‌همتا كه تجربه تماشايش همچون اولين مواجهه با يك فيلم بزرگ شما را دچار «ترس و لرز» مي‌كند.
7فاز:
درباره «توني اردمن» مارن اده:
آيا هيجان‌انگيزتر از تماشاي رابطه‌ پرتنش آدم‌ها با يكديگر، چيزي در جهان وجود دارد؟ چه موقعيتي دلخراش‌تر از مشاهده يك رابطه خويشاوندي كه در مرز بين جنون و تحمل، پذيرش و وحشت، پيچ و تاب مي‌خورد؟ يك رابطه «پدر و دختر»ي چه ميزان ظرفيت، براي حيرت زده كردن تماشاگر دارد؟ مگر مي‌شود هم آشنا بود و هم دور از دسترس و سخت‌فهم؟ ستايش‌شده‌ترين فيلم سال 2016، به معناي واقعي كلمه شگفت‌انگيز است. يك شاهكار بي‌همتا كه تجربه تماشايش همچون اولين مواجهه با يك فيلم بزرگ شما را دچار «ترس و لرز» مي‌كند. «توني اردمن» جواهر در ظاهر كوچك و در باطن گسترده‌ي مارن اده، نه فقط بهترين فيلم سال در كنار «او» پل ورهوفن است كه در جايگاه يكي از مهمترين فيلم‌هاي «پدر دختر»ي تمام دوران قرار مي‌گيرد. داستان همان دستمايه هميشگي است؛ عدم «ارتباط» و‌ فاصله‌اي كه قرار نيست به اين راحتي‌ها پر شود. دختر غرق در مناسبات تجاري سرد دنياي مدرن و پدر چونان كولي‌وشي خوابزده كه در تقلا و تمناي ارتباط گرم و شوخ‌طبعانه با دختر و آدم‌ها، خود را به در و ديوار مي‌زند. فيلم «ويرد» مارن اده، مشخصا فيلمي سخت و ديرياب است. مدت‌ها طول مي‌كشد تا حين تماشاي فيلم، به لحن و منش متغير آن، خو بگيريد‌. دلسرد شدن از «توني اردمن» و رها كردن آن، ساده‌ترين كاري است كه تماشاگر مي‌تواند انجام دهد. اما اگر مخاطب بهتري باشيد و سعي در همراهي با فيلم را به تنبلي نديدن، ترجيح دهيد آن‌وقت طوفاني از احساسات خاص، چنان شما را در برمي‌گيرد كه در كمتر فيلم سينماي هزاره سوم، طعم‌اش را چشيده‌ايد. كليد درك فيلم در صحنه كليدي آواز خواندن دختر، به اجبار پدر و همراهي با او در مهماني است. در صحنه‌اي كه دختر بالاخره كاري را تا انتها براي پدرش انجام مي‌دهد و پدر در نسبت با ناراحتي و شكسته شدن دختر، به شكست و اشتباهش پي مي‌برد. لحظه‌اي كه دو شخصيت با وجود بيشترين فاصله‌اي كه از هم گرفته‌اند به درك و فهم يكديگر نائل مي‌آيند. ترانه ويتني هيوستن كه توسط دختر در اين سكانس «تكان‌دهنده» بازخواني مي‌شود گوياي وضعيت دروني، رنجور و شكننده دو كاراكتر اصلي است. لحظه‌اي كه به منزله انفجار احساسات و نقطه عطف جهان گنگ فيلم، به يكباره همه چيز را افشا مي‌كند و از سكون و فاصله، به موسيقي و نزديكي با آدم‌ها مي‌رسيم. دختر در مسير ديوانه‌وار پدر قدم برمي‌دارد و پدر با پذيرش ناتواني‌اش خود را پنهان مي‌كند و از دختر فاصله مي‌گيرد. تا اينكه در لحظه‌اي نامنتظر و شگفت‌انگيز، دختر رها شده از مهماني احمقانه، پدر را كه در لباسي عجيب فرو رفته، در آغوش مي‌كشد و نامش را صدا مي‌زند؛ «پاپا».
 
در انتظار «سكوت» فيلم جديد مارتين اسكورسيزي:
كساني كه مخالف فيلم‌هاي متاخر مارتين اسكورسيزي هستند را درك نمي‌كنم. منظورم اين نيست كه تمام فيلم‌هاي دو دهه اخير مارتي شاهكار هستند. هر كسي مي‌تواند فيلمي از اين دوران را دوست داشته باشد يا از فيلمي خوشش نيايد. اما انكار كارنامه هزاره سوم مارتي، بيش و پيش از واقعيت «انتقادي»، ژستي خودنمايانه از جانب گوينده‌اي است كه مي‌خواهد با يك گزاره قراردادي، درك‌ش از كار سترگ مارتي را به نمايش بگذارد. از «دار و دسته نيويوركي» تا «گرگ وال‌استريت» با فيلمسازي مواجه هستيم كه مرتبا در حال ديالوگ با تاريخ سينما و جامعه آمريكا است. از روايت شكل‌گيري شهر مدرن و مناسبات پيچيده سياسي/اقتصادي معاصر تا احضار ژرژ ملي‌يس براي تكوين و نقطه‌گذاري سينماي «سه‌بعدي». به همين خاطر صحبت درباره اسكورسيزي در هزاره سوم فقط بحث درباره كارنامه يك فيلمساز نيست، بلكه كنكاش در تاريخ سينما به گستره «بي‌مووي»هاي ول لوتن و سنت «آز و طمعي» است كه قدمتي به درازاي «حرص» اريك فون‌اشتروهايم دارد. آخرين فيلم اين بزرگترين استاد زنده سينما، به يكي از مهمترين ايده‌هاي شخصي او مي‌پردازد؛ ترديد در مرز شكننده و رنج‌آور «ايمان» مذهبي و گسست از «الهيات» خشك كاتوليكي و سرسپردن به يك باور «مادي» شكل گرفته از علم و دانش بشري. جلوه «كهن»اش را در «آخرين وسوسه مسيح» ديديم و برداشت مدرن‌ش را در «پايين‌شهر». و البته اين ترديد و رنج هميشه همراه و ضامن شخصيت‌هاي رنجور اسكورسيزي بوده است. فارغ از برداشت‌هاي سطحي و قراردادي كساني كه حتي يك لحظه هم اين رنج تالم‌آور را در زندگي‌شان تجربه نكرده‌اند و به شكل كامل، يك سر طيف را بدون ذره‌اي شك پذيرفته‌اند، بي‌صبرانه منتظر تماشاي آخرين فيلم مارتي «سكوت» هستم تا ترديد مذهبي پيرمرد، آتش به جان‌م زند.
پويان عسگري
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط
































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز