راهنمای جنبش‌های سینمایی - بخش سیزدهم: سینمای نوین آلمان (1982-1968)

سينماي نوين آلمان در صنعت رو به مرگ فيلمسازي بعد از جنگ شبيه به درختي تازه و جوان پديدار شد. كشور با گذشت 20 سال از خداحافظي با لنين هنوز هم در زوال فرهنگي به سر مي‌برد. فراكسيون ارتش سرخ وحشت پراكني مي‌كرد و در همان روزها بود كه سه استعداد عظيم در پاسخ به شيفتگان سينماي غرب آلمان شروع به فعاليت كردند:  راينر ورنر فاسبيندر, ورنر هرتسوك و ويم وندرس.
امپاير:
فيلمسازان مهم: راينر ورنر فاسبيندر, ورنر هرتسوك, الكساندر كلاج, هلما سندرس-برامس و مارگارته فون تروتا, ويم وندرس, فولكر اشلوندورف, هنس سايبربرگ
 
چيست؟ سينماي نوين آلمان در صنعت رو به مرگ فيلمسازي بعد از جنگ شبيه به درختي تازه و جوان پديدار شد. كشور با گذشت 20 سال از خداحافظي با لنين هنوز هم در زوال فرهنگي به سر مي‌برد. فراكسيون ارتش سرخ وحشت پراكني مي‌كرد و در همان روزها بود كه سه استعداد عظيم در پاسخ به شيفتگان سينماي غرب آلمان شروع به فعاليت كردند:  راينر ورنر فاسبيندر, ورنر هرتسوك و ويم وندرس در كنار دسته پياده نظام كارگردانان زن از جمله هلما سندرس-برامس و مارگارته فون تروتا با منفعت جستن از شعار غيررسمي‌شان "پاپازكينو (سينماي پدربزرگ‌ها) مرده است" و دگرگون ساختن آن به نگرش‌هاي نو نشان دادند كه سينما مي‌تواند با وجود كارگرداناني كه همه ذهن‌شان را وقف فيلمسازي مي‌كنند به چه چيز تبديل شود. باور نمي‌كنيد؟ فقط كافيست بهترين صحنه‌ آدم عليه ميمون را در تاريخ سينما بررسي كنيد.
جا‌ه‌طلبي اين كارگردانان در طي 10 سال وصف‌ناشدني در تاريخ سينماي آلمان تنها با بهره‌وري‌شان ياراي تقابل داشت. زماني كه هرتسوك به كشتي‌هاي بخار در آمريكاي جنوبي فكر نمي‌كرد درحال برقراي ارتباط با يك موزيسين خياباني كه بيشتر به نام برونو اس. شناخته مي‌شد و كلاوس كينسكي بود. زماني كه هرتسوك با فيلم‌هاي "آگيره", "قلب شيشه‌اي" و "معماي كاسپار هاوزر" در حال جستجوي ماهيت ذات بشر –هيولاي درون-  بود فسبيندر درگير سنجش ظرفيت خود در پرداخت استادانه صحنه‌هاي داخلي ("اشك‌هاي تلخ پترا فون كانت", "فاكس و دوستانش") بود و وندرس هم سر به مسيري گذاشت كه در نهايت به ساخت "پاريس, تگزاس" ختم شد.
 
فيلم‌هاي مهم: آگيره, خشم خدا (1972), اشك‌هاي تلخ پترا فون كانت (1972), آليس در شهرها (1974), ترس روح را مي‌خورد (1974), آبروي از دست رفته كاتارينا بلوم (1975), معماي كاسپار هاوزر (1974), ازدواج ماريا بران (1979), نوسفراتو, خون ‌آشام (1979), طبل حلبي (1979), ميدان الكساندر در برلين (1980)
 
بر چه چيز تاثير گذاشت؟ مرگ فسبيندر بر اثر اوردوز در سال 1982 انگيزه اصلي پيدايش جنبش را به غارت برد, با اين حال نشانه‌هايي از اين دوره در فيلمهاي كارگردانان جوان آمريكايي مثل ريچارد لينكليتر و كوئنتين تارانتينو و البته ميليون‌ها دانشجوي پرمدعا يافت مي‌شود.
 
نكته: گروه كراوت راك Can در كمتر از يك روز موسيقي فيلم "آليس در شهرها"ي ويم وندرس را ضبط كردند.
 
چه بايد گفت: "سينماي كهن مرده است. ما به چيز جديدي اعتقاد داريم." (مانيفست اوبرهازن)
 
چه نبايد گفت: " براي چه قايق را فقط گرداگرد تپه هدايت نمي‌كني؟"
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز