گزیده نظرات منتقدان درباره «خانه دوشیزه پرگرین برای بچه‌های عجیب و غریب» تیم برتون

اسكرين ديلي- تيم گريرسون: عجيب و غريب بودن هميشه از ويژگي‌هاي خاص فيلم‌هاي تيم برتون بوده است، اما نبوغ و رويكرد بيش از اندازه احساساتي به زيبايي كاراكترهاي دنياهاي فانتزي هم در كنار اين ويژگي قرار مي‌گرفته است. هر دو ميل در فيلم تازه او، «خانه دوشيزه پرگرين براي بچه‌هاي عجيب و غريب» به درستي اجرا شده‌اند؛ فيلمي با تركيبي آشنا از خشم بزرگسالي، جلوه‌هاي بصري فريبنده، شوخ‌طبعي تاريك و بوالهوسي.
7فاز:
اسكرين ديلي- تيم گريرسون:
عجيب و غريب بودن هميشه از ويژگي‌هاي خاص فيلم‌هاي تيم برتون بوده است، اما نبوغ و رويكرد بيش از اندازه احساساتي به زيبايي كاراكترهاي دنياهاي فانتزي هم در كنار اين ويژگي قرار مي‌گرفته است. هر دو ميل در فيلم تازه او، «خانه دوشيزه پرگرين براي بچه‌هاي عجيب و غريب» به درستي اجرا شده‌اند؛ فيلمي با تركيبي آشنا از خشم بزرگسالي، جلوه‌هاي بصري فريبنده، شوخ‌طبعي تاريك و بوالهوسي. در اقتباس از رمان پرفروش سال 2011 براي جوانان، اين داستان گروهي ايكس-من‌گونه از آدم‌هاي ناجور با قدرت‌هاي فراطبيعي به نظر بطور سفارشي براي جهان متناقض برتون ساخته شده است، چيزي كه شايد روند وابسته به فرمول در فيلم تازه او را توضيح دهد. براي فيلمي كه قصد دارد مقداري جادو در خود داشته باشد، «بچه‌هاي عجيب و غريب» از شادابي اين خاصيت بهره كمي برده است، وقايع در فيلم در نتيجه ساخت دنيايي كسل كننده سنگين شده‌اند و انتخاب‌هاي سرسري از لحاظ تماتيك چيزهايي را در حرف و نه در عمل درباره نياز به اجتماع و قدرتي كه در يافتن صداي دروني‌تان نهفته است به خورد تماشاگر مي‌دهند.
 
ايندي واير- ديويد ارليش: «خانه دوشيزه پرگرين براي بچه‌هاي عجيب و غريب» فيلمي است با قصد به چالش كشيدن اين ايده كه همه چيز در دنيا پيشاپيش كشف شده و جهان حالا عريان از همه شگفتي‌هايش است. اگر اين پيام به شكلي نامتقاعدكننده در فيلم نمود مي‌يابد، شايد به اين خاطر است كه تيم برتون بخش بزرگي از زندگي خود در 15 سال گذشته را به شكلي هيولاوار صرف بسته بندي دوباره برخي از مصرف‌شده ترين داستان‌ها در فرهنگ غربي كرده است، در چنين شرايطي، حضور او در اين پروژه مثل آن است كه جان لستر فيلمي براي اظهار تاسف از زوال نقاشي با دست در انيميشن‌ها بسازد، يا زك اسنايدر فيلمي براي اظهار تاسف از نبود بلاك‌باسترهاي باكيفيت بسازد.
 
هاليوود ريپورتر- تاد مك‌كارتي: دست كم در يك ساعت اول، شايد كمي بيشتر، تيم برتون به نظر قرار است يكي از بهترين فيلم‌هايش را نشان‌مان دهد. اين كارگردان كه سبك شخصي‌اش در طي 30 سال و با ساخت 18 فيلم، با وجود تغيير در منبع الهام به شكلي متمايز قابل تشخيص است، ظاهرا كاملا با درخورترين سويه‌هاي رمان پرفروش سال 2011 رنسوم ريگز در اين فيلم همگام است، به ويژه در عناصر نامعمول قديمي در تصويرپردازي كه نويسنده كتاب به شكل بسيار وهم‌آلودي توصيف‌شان مي‌كند، و چيدمان خاص بريتانيايي آن كه تخصص اين كارگردان است. اما با اين اوصاف، زيبايي و زهر بازار انبوه سينماي معاصر –CGI و جلوه‌هاي ويژه گزاف- در ادامه كنترل را بدست مي‌گيرد و شيريني روايت نبوغ‌آميزي كه تا آن لحظه با زيركي درحال خودنمايي بوده را به حاشيه مي‌راند.
 
گاردين- جوردن هافمن: مصارف بدعت‌آميزي از سفر در زمان براي اين فيلم طراحي شده. اما چيزي كه كمتر از آن جلب‌توجه مي‌كند انگيزه آدم بدهاي داستان است كه بنابر دلايلي قصد كشتن دوشيزه پرگرين را دارند. موجودات شيطاني، همگي با شاخك و دندان، غول پيكر به نظر مي‌آيند و ساموئل ال جكسون، شايد در نقشي براي زورآزمايي در مقابل كريستوفر واكن، صحنه نمايش را به شكلي باشكوه از آن خود مي‌كند. اين مايه شرمندگي در سال 2016 است كه تنها فرد رنگين پوست در فيلم نقش آدم بد را بازي مي‌كند، اما او دست كم از آن نوع آدم بدهاست كه به شكلي نه چندان مخفيانه در فيلم تشويق مي‌شود. او يك كاسه بزرگ پر از تخم چشم بچه‌ مي‌خورد؛ در جهان تيم برتون چنين چيزي عملاً از او يك قهرمان مي‌سازد.
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز