گزیده نظرات منتقدان درباره «در جستجوی دوری»

سن فرانسيسكو كرونيكل- پيتر هارتلاب: پايان فيلم سال 2003، «در جستجوي نمو» پاياني خوش ارائه مي‌كرد. اما آن زمان هم چيزي عميقا غم انگيز درباره دوري، ماهي كم حافظه مطرود وجود داشت. او به مارلين دلقك ماهي در يافتن پسرش، نمو كمك كرد و سپس همان جايي كارش به آخر رسيد كه شروع شده بود: شكسته و گمشده در دريا.  استوديو انيميشن پيكسار همه آن احساسات دفن شده را بر مي‌دارد و به  تار و پود «در جست و جوي دوري» تبديل مي‌كند. 
7فاز:
سن فرانسيسكو كرونيكل- پيتر هارتلاب:
پايان فيلم سال 2003، «در جستجوي نمو» پاياني خوش ارائه مي‌كرد. اما آن زمان هم چيزي عميقا غم انگيز درباره دوري، ماهي كم حافظه مطرود وجود داشت. او به مارلين دلقك ماهي در يافتن پسرش، نمو كمك كرد و سپس همان جايي كارش به آخر رسيد كه شروع شده بود: شكسته و گمشده در دريا.  استوديو انيميشن پيكسار همه آن احساسات دفن شده را بر مي‌دارد و به  تار و پود «در جست و جوي دوري» تبديل مي‌كند. فيلم دنباله مملوء از اكشن، ماجراجويي و كاراكترهاي شلوغ و پرجلوه است، گاهي اوقات بيش از اندازه. اما فيلم موفق شده از ميان روايت درهم خود با هسته‌اي پرتنش و احساسي راهي براي نفس كشيدن بيابد و شخصيت اصلي‌اي را برگزيند كه جذابيت‌اش بيشتر در خدمت كمدي است و پوچي و تنهايي موقعيتي كه در آن گرفتار شده را در معرض نمايش مي‌گذارد. همان طور كه «درون بيرون» با احساسات پيچيده و ديناميك متغير والدين/فرزند سر و كار داشت، «در جستجوي دوري» از نكته‌اي آموزنده درباره بيماري رواني و نحوه برخورد جامعه با آن صحبت مي‌كند.
 
والچر- ديويد ادلستين: صحنه آغازين «در جستجوي دوري» وحشتناك بود: يك قتل عام كه در آن مارلين دلقك ماهي خانواده خود –زن و 399 تخم‌اش- را از دست مي‌دهد، به غير از يك پسر. همان طور كه قابل پيش‌بيني است او با دل و جان از اين پسر مراقبت مي‌كند و باز هم بطوري قابل پيش‌بيني آن پسر، نمو بي‌مبالات مي‌شود. چيزي كه در ادامه اين صحنه مي‌‌آيد ترس‌آور، دردناك و مثل گره‌اي كور از احساسات است: مارلين مي‌بايست اجازه مي‌داد پسرش مستقل‌تر باشد؛ نمو مي‌بايست يكه و تنهاتر در دريا چرخ مي‌زد. اما آن فيلم همچنين شورشي از رنگ‌ها و بافت‌ها بود. آيا «در جست و جوي دوري» فيلم بهتري از «در جست و جوي نمو» است؟ بامزه‌تر و صريحانه‌تر است، اما اشك‌هايي كه درمي‌آورد پيشاپيش درآورده شده بودند. فيلم دنباله به اندازه قبلي اصيل و عميق نيست.
 
گاردين- جورن هافمن: در نقطه اوج همه اين ماجرا كاراكتري وجود دارد كه مي‌تواند كنار ميتر «ماشين‌ها»، سالي «كارخانه هيولاها» و وال-اي «وال-اي» بايستد: هنك اختاپوس. هنك، با صداپيشگي اد اونيل از مرزهاي كارتوني قابل انتظار از پيكسار هميشگي پا پيش گذاشته است. بيانگري و حركات اغراق شده او قطعا دل‌نواز هستند. او ميان احمقانه و شريرانه بودن در حال حركت است و من به شما مي‌گويم شكل و شمايل او تا مدت‌ها بعد در فرهنگ عامه ما باقي خواهد ماند (استوديو پيشاپيش هنك را به عنوان پيچيده ترين كاراكتر انيميشني تمام دوران تبليغ مي‌كند.) اين فيلمي با نقاط درخشان بسيار است اما هنوز متعلق به تماشاگراني است دامنه توجه كوتاهي دارند.
 
اسكرين ديلي- تيم گريرسون: كليد اصلي موفقيت اندرو استنتون (كارگردان هر دو فيلم) اين است كه او به فهم و كند و كاو ماجراي مركزي اين فيلم‌ها ادامه داده است، اينكه خانواده‌ها چطور از هم پاشيده مي‌شوند اما دوباره به هم بازمي‌گردند. فيلم‌هاي قبلي استنتون گوشه‌اي از سليقه او در صحنه‌هاي اكشن بدعت‌گذارانه را نشان مي‌دادند، و اين فيلم شكلي از داستان‍‌گويي مقتصدانه را  به همراه دوري، مارلين و نمو در حال پيشروي در آكواريوم كاليفرنيا  به اميد يافتن پدر و مادر دوري دنبال مي‌كند.
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز