15 نكته كه از مستند «دی پالما» نوا بومبك و جیك پالترو فهمیدیم

او يكبار پدر خيانت‌كارش را با چاقو تهديد كرد
با توجه به علاقه شديد كارگردان به قتل، انتقام، شهوت چشمي و تباهي جنسي، هواداران او به اين فكر فرو مي‌روند كه فيلم‌هاي او تا چه حد براساس زندگي واقعي‌اش هستند. فيلمساز، ياغي‌گري خود را با يك اتفاق بخصوص توضيح مي‌دهد: "عادت داشتم پدرم را در حين خيانت به مادرم تعقيب كنم. از او عكس مي‌گرفتم." دي پالما مي‌گويد پدرش معشوقه خود را به دفتركارش در خيابان پايين خانه آن‌ها مي‌برده است. "من با شكستن در شيشه‌اي دفتركار او با مشت‌ام وارد آنجا شدم. يك چاقو همراهم داشتم و او را تهديد كردم و گفتم او كجاست؟ دفتر را گشتم و درنهايت او را در كمد پيدا كردم." دي پالما كاراكتر پيتر ميلر در «آماده براي كشتن» را بر اساس تجربه واقعي خود خلق كرد. واكنش پدرش پس از اين تهديد؟ "دست كم مي‌توانم بگويم غافلگير شده بود."
رولينگ استون- جيسون نيومن: چيدمان فيلم مستند تازه نوآ بومبك و جيك پالترو درباره زندگي و حرفه فيلمساز جنجالي، برايان دي پالما (كه 10ام ژوئن روانه سينماها شد) نمي‌توانست از اين ساده‌تر باشد: كارگردان 75 ساله فيلم‌هايش را موشكافي مي‌كند و از پشت صحنه آن‌‌ها مي‌گويد. شهادت همكاران او و جلوه‌هاي بصري پرزرق وبرق و بازآفريني‌هاي دراماتيك را فراموش كنيد، شما با خود اين مرد طرف هستيد كه در تمام مدت به گذشته نگاه مي‌كند و نقاط برجسته آن را با تماشاگر در ميان مي‌گذارد. 
مرد پشت «آماده براي كشتن»، مهربان، متواضع و يك قصه گوي بي وقفه قانع‌كننده است. او روايت‌هاي بي‎پاياني درباره هاليوود عصر تازه، همتايان خوره‌فيلم خود و برخي از به‌يادماندني‌ترين مووي‌هاي آمريكايي 40 سال گذشته دارد. در زير 15 نكته‌اي را خواهيد خواند كه با تماشاي مستند «دي پالما» متوجه‌شان شديم:
 
اورسن ولز ديالوگ‌هايش در «سعي‌ كن خرگوش‌ات را بشناسي» را به خاطر نمي‌سپرد
كمدي ابزورد دي پالما ساخت سال 1972، تام اسموترز  را در جريان ترك اضطراب زندگي روزمره و تبديل شدن به يك اعجوبه رقص پا نشان مي‌دهد، زير نظر، بله درست حدس زديد، اورسن ولز. اما يك مشكل وجود داشت، مرد پشت «همشهري كين» هرگز نمي‌توانست ديالوگ‌هايش را به خاطر بسپارد. دي پالما مي‌گويد: "كارت‌هاي نشانه همه جا پخش شده بودند و من هرگز پيش از آن چنين چيزي نديده بودم، شما فقط به آن نگاه مي‌كنيد و مي‌گوييد اين درست نيست. شلخته است." دي پالما مجبور بود كه صحنه‌هاي ولز را مكررا فيلمبرداري كند تا اينكه اين بازيگر-كارگردان افسانه‌اي درنهايت به هدف زد. "من بيست سالم بود و با خودم فكر مي‌كردم خدايا! به اورسن ولز مي‌گويم بايد اين قسمت را دوباره اجرا كند."
 
برنارد هرمن مو را بر تن او سيخ كرد
در زمان تدوين «خواهران»، دي پالما از موسيقي «رواني» استفاده مي‌كرد، ساخته آهنگساز محبوب هيچكاك، برنارد هرمن. اين به مثابه خط راهنماي موقتي دي پالما براي رسيدن به چيزي بود كه در فيلم خود به دنبال آن مي‌گشت. "خوب كار كرد، من و تدوين‌گر من به يكديگر گفتيم برنارد هرمن الان كجاست؟" دي پالما او را به نيويورك آورد تا نسخه‌اي از فيلم خود را براي او نمايش دهد. اين كارگردان به ياد مي‌آورد: "ترسناك بود. او آنجا نمي‌نشيند تا نكته به نكته فيلم را با شما مرور كند. آن را تماشا مي‌كند و بعد به خانه مي‌رود و موسيقي آن را مي‌سازد."
 
لد زپلين براي «شبح بهشت» از او شكايت كرد
چيز كشنده‌اي كه به همراه موزيكال كالت سال 1974 دي پالما براي او از راه رسيد حقيقت ساخت يك هجويه پيش از زمان خود نبود، بلكه در دست نداشتن بيمه‌اي بود كه فيلمسازان را در مقابل تشكيل پرونده‌هاي حقوقي كه اتهام افترا، تهمت و استفاده غيرمجاز از عناوين، پيرنگ‌ها و كاراكترها را بر آن‌ها وارد مي‌كرد در امان نگه مي‌داشت. نتيجه: خالقين كميك استريپ شبح دادخواستي را صادر كردند و لد زپلين، مالكSwan Song Records هم بابت  كمپاني موسيقي خيالي فيلم، Swan Song Enterprises اقدام قانوني كرد. ادوارد پرسمن تهيه‌كننده در گفت و گو با نيويورك تايمز در سال 2004 مي‌گويد: "مجبور شديم نگاتيوها را با اسم تازه كمپاني، Death Recordsعملا تعويض كنيم."
 
جرج لوكاس و دي پالما گروه بازيگران «كري» و «جنگ ستارگان» را با يكديگر انتخاب كردند
حقيقت دارد: استاد وحشت مشغول اقتباس خود از رمان استفن كينگ بود و در همان زمان دوست قديمي‎‌اش در كهكشاني بسيار بسيار دور سرگرم بود، بنابراين اين دو جلسات تست بازيگري خود را برگزار كردند. بنابر گفته دي پالما، لوكاس "به دنبال همه بازيگران جوان هاليوود بود." و درحالي كه ايمي اروينگ اولين نقش اصلي خود را بجاي سو اسنل شرور در كري به چنگ آورد اما مرد اصلي اين مستند مي‌گويد اين بازيگر در جهان سينمايي ديگري تقريبا نقش پرنسس ليا را بدست آورده بود.
 
او از تمام اقتباس‌هاي ديگر كري متنفر است
اين فيلمساز زماني كه صحبت از  برداشت‌هاي بعدي از كري از زمان اكران آن به ميان مي‌آيد چيز زيادي بروز نمي‌دهد. "آن‌ها نسخه‌هاي بسيار زيادي ساختند و اشتباهات زيادي مرتكب شدند. اين عالي است كه مي‎‌بينيد چطور يك نفر بخشي از متريال را در دست مي‌گيرد و همه اشتباهاتي را كه شما از انجام آن‌‌ها خودداري كرديد مرتكب مي‌شود." او بخصوص به آن‌هايي اشاره مي‌كند كه تمام و كمال به رمان استفن كينگ وفادار ماندند، جايي كه مادر كري بر اثر حمله قلبي مي‌ميرد و نه بر اثر "مصلوب شدن درنتيجه پرواز تلپاتيك چاقو."
 
علاقه وافر او به تقسيم صفحه نمايش (Split-Screen) براي كمك به شماست
استفاده دي پالما از تصاوير دوبخشي مدت‌هاست كه به يكي از تكنيك‌هاي سبك‌مدارانه مختص به او شهرت يافته است. او در همه چيز از «خواهران» سال 1973 تا «چشمان مار» (1998) از اين تكنيك استفاده كرده است. او در فيلم از عشق و اتكايش به اين ابزار مي‌گويد: "نكته درباره فيلم‌ها اين است كه در طي آن‌ها به تماشاگران مي‌گوييد به چه نگاه كنند. با اين تكنيك آن‌ها فرصت اين را دارند كه دو تصوير را در يك زمان داشته باشند و اتفاقي در ذهن آن‌ها مي‌افتد. شما به آن‌ها يك هم‌جواري مي‌دهيد درعوض اينكه مستقيما انگشت خود را به سمت "اين" دراز كنيد."
 
او يكبار پدر خيانت‌كارش را با چاقو تهديد كرد
با توجه به علاقه شديد كارگردان به قتل، انتقام، شهوت چشمي و تباهي جنسي، هواداران او به اين فكر فرو مي‌روند كه فيلم‌هاي او تا چه حد براساس زندگي واقعي‌اش هستند. فيلمساز، ياغي‌گري خود را با يك اتفاق بخصوص توضيح مي‌دهد: "عادت داشتم پدرم را در حين خيانت به مادرم تعقيب كنم. از او عكس مي‌گرفتم." دي پالما مي‌گويد پدرش معشوقه خود را به دفتركارش در خيابان پايين خانه آن‌ها مي‌برده است. "من با شكستن در شيشه‌اي دفتركار او با مشت‌ام وارد آنجا شدم. يك چاقو همراهم داشتم و او را تهديد كردم و گفتم او كجاست؟ دفتر را گشتم و درنهايت او را در كمد پيدا كردم." دي پالما كاراكتر پيتر ميلر در «آماده براي كشتن» را بر اساس تجربه واقعي خود خلق كرد. واكنش پدرش پس از اين تهديد؟ "دست كم مي‌توانم بگويم غافلگير شده بود."
 
سيدني لومت تقريبا «صورت زخمي» را كارگرداني كرد
زماني كه مارتين برگمن تهيه‌كننده از دي پالما و ديويد ريب نويسنده براي بازسازي فيلم گانگستري ساخته سال 1932 درخواست كرد، اين دو پيشاپيش تمام سال را مشغول پروژه «شاهزاده شهر» بودند. ريب با نوشتن فيلمنامه موافقت كرد اما بعدتر آل پاچينو از پيش‌نويس فيلمنامه ناراضي بود. او پس از آن از صورت زخمي كنار كشيد و به سراغ پروژه ديگري رفت، در همان حين سيدني لومت و اوليور استون فيلمنامه‌نويس نيز درحال ملحق شدن به آن پروژه بودند. يونايتد آرتيستس بعدتر برايان دي پالما را از شاهزاده شهر اخراج كرد و فرمان فيلم را به دست، صبر كنيد، لومت سپرد. "حس مي‌كنم سيدني اساسا اين فيلم را از من دزديد." دي پالما هم به صورت زخمي بازگشت.
اين فيلم مستند همچنين از حواشي زيادي درباره صورت زخمي پرده برمي‌دارد، از جمله بستري شدن دو هفته‌اي پاچينو پس از سوزاندن دست خود، حذف استون از صحنه فيلمبرداري به دليل صحبت بيش از اندازه او با بازيگران و مخالفت دي پالما با استفاده از موسيقي متن رپ.
 
او فرصت كارگرداني «Flashdance» را ناديده گرفت
پس از «صورت زخمي» دان سيمپسون تهيه‌كننده در ميان همه انتخاب‌ها، فرصت كارگرداني Flashdance را دربرابر دي پالما گذاشت. دي پالما از بابت توقف پروژه ديگر خود به قدري عصباني بود كه با سيمپسون بازي كرد و او را مجبور به پيشنهاد مبلغي گزاف پيش از ترك پروژه كرد، "مي‌خواستم واقعا معامله بزرگي را راه بيندازم." اين فيلم در نهايت به آدريان لين «جذابيت مهلك» رسيد و به موفقيتي بزرگ تبديل شد. دي پالما هم درنهايت به سراغ كارگرداني تريلر اروتيك  متاثر از «پنجره عقبي»، Body Double رفت.
 
شان كانري علي رغم بازي در نقش جيمز باند از تير خوردن در «تسخيرناپذيران» متنفر بود
جيمي مالون، پليس كاركشته كانري زماني كه از آپارتمان خود بيرون كشيده مي‌شود به ضرب گلوله‌هاي فرانك نيتي از پا درمي‌آيد. اما با وجود تجربه‌اش در كار با اسلحه او در طرف ديگر ماجرا ايستاده بود. "وقتي همه آن برخوردها را بر روي شان اجرا كرديم او به شدت از دست من عصباني شده بود. او هرگز در معرض اين برخوردها {زخم مصنوعي} قرار نگرفته بود. به او گفتم تو جيمز باند هستي، هيچ وقت تير نخوردي؟، گفت "نه". كانري پس از آن به دليل ورود گرد و خاك به چشم‌اش در طي فيلمبرداري اين صحنه راهي بيمارستان شد و باعث شد فيلمساز از او براي بازگشت به صحنه و يك برداشت ديگر "التماس" كند.
 
او جنگل خودش را براي «تلفات جنگ» ساخت كه كسي مسيرش را گم نكند
گاهي اوقات زياد بودن از كم بودن بدتر است. دي پالما، در زمان فيلمبرداري درام جنگي سال 1989 خود مجبور شد جنگل مصنوعي خودش را بسازد تا بازيگران و عوامل فيلم مسيرشان را گم نكنند. "ساخت آن فيلم واقعا سخت بود. شما سه قدم راه مي‌رفتيد و سر از جاي ديگري درمي‌آورديد. هيچ جهت يابي وجود ندارد. بنابراين من گقتم بياييد جنگل را بسازيم و درخت‌ها را تكان دهيم." اين كارگردان همچنين در اين قسمت از تنش واقعي ميان ستارگان فيلم، شان پن و مايكل جي.فاكس مي‌گويد.
 
رابطه او با يك زن متاهل منجر به ساخت Raising Cain شد
دي پالما مي‌پذيرد كه در يك برهه از زندگي‌اش با زني متاهل رابطه داشته است. "او پس از ساعت كاري پيش من مي‌آمد و ما عشق‌بازي مي‌كرديم و او چون خسته بود به خواب مي‌رفت. يادم است او را در خواب تماشا مي‌كردم و فكر مي‌كردم: اگر بگذارم تمام شب را بخوابد چه اتفاقي مي‌افتد؟ اين را چطور به شوهرش توضيح مي‌دهد؟" اين سناريو تبديل به اساس فيلم Raising Cain، بازگشت دي پالما به تريلرها در سال 1992 با بازي جان ليتگو در نقش قاتل چندشخصيتي شد.
 
او براي فيلمبرداري در مركز تجارت جهاني دو روز پيش از اولين حمله تروريستي برنامه‌ريزي كرده بود
هر كارگرداني بايد قدرت پيش‌بيني وقايع را داشته باشد. اما كسي نمي‌توانست سرنوشت فيلم موفق سال 1993 دي پالما را پيش بيني كند. "من استوري بردهاي فيلمبرداري روي پله برقي‌هاي مركز تجارت جهاني را در اختيار داشتم، هفته‌ها را به عكس گرفتن در آنجا گذرانده بودم... و چند روز پيش از شروع فيلمبرداري آن‌ها آنجا را تركاندند." دي پالما اكشن را به ايستگاه گرند سنترال منتقل كرد و فيلمبرداري يكي از بهترين نماهاي استدي‌كم فيلم را در آنجا انجام داد.
 
ماموريت: غيرممكن: نبرد فيلمنامه‌نويسان
دي پالما درباره تصميم خود در ساخت اقتباس بلاك‌باستر سال 1996 مي‌گويد: "مصمم بودم كه يك فيلم موفقيت آميز بزرگ بسازم. به همراه تام كروز و ماموريت: غيرممكن؛ من آماده بودم." اين كارگردان ديويد كوئپ فيلمنامه نويس را مسئول تهيه پيش‌‍نويس فيلمنامه قرار داد و بعد پائولا وگنر تهيه‌كننده به دي پالما خبر داد كه كوئپ را اخراج و فيلمنامه‌نويس افسانه‌اي، رابرت تاون (محله چيني‌ها) را جايگزين او كرده است. "اين را چطور به رفيقتان مي‌گوييد؟ ديو، خبر خوب اين است كه فيلم را مي‌سازيم. خبر بد اينكه تو اخراجي." اما دي پالما از پيش نويس تاون راضي نبود. "من درواقع يك فيلمنامه‌نويس در يك هتل و يك فيلمنامه‌نويس ديگر در يك هتل ديگر داشتم كه همزمان مشغول تهيه پيش‌نويس بودند. در تاريخ فيلمسازي من اين اتفاق هرگز برايم رخ نداده بود." اين دو فيلمنامه‌نويس در نهايت اعتبار نوشتن فيلمنامه را مشتركا دريافت كردند.
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز