یادداشت طاها افشین درباره آلبوم «مه برآیانِ» علی صمدپور

«مه برآيان» تبديل به فصلي تازه در كارنامه علي صمدپور شده است. او در ساخت فرم جديدش موفق عمل كرده و علاوه بر جسارت در آهنگسازي توانسته بُعدي شايسته و محترم از صداي يك بانوي خواننده را به گوش مخاطب برساند. افسانه رثايي آنقدر مسلط و تميز آواز خوانده كه جاي هيچ حرفي نمي گذارد و البته كه صد حيف در ذهن مخاطب جدي موسيقي مي نشاند كه چه زماني را از دست داده‌ايم و از چه آثار شكل نگرفته‌اي محروم مانده‌ايم.

7فاز:
هين كه رسيد از فلك آواز نو

نوگرايي در جريان موسيقي سنتي همواره موضوع مورد بحث موسيقيدانان اين شاخه بوده است و هر يك از اساتيد موسيقي تلاش هاي قابل تاملي در اين عرصه داشته‌اند. پس از نسلي كه برنامه گلها را سالها در راديو به تنها تريبون عمومي جامعه تبديل كرد، نسل دانش آموختگان هنرستان موسيقي و البته دانشجويان رشته موسيقي بود كه با پوست اندازي در فرم اركستراسيون و شيوه جديد آهنگسازي توانست جريان موسيقي سنتي را دستخوش تغييرات بنيادي كند. محمدرضا لطفي، پرويز مشكاتيان، حسين عليزاده، محمدعلي كياني نژاد از جمله افرادي بودند كه سهم بسزايي در اين دگر ديسي داشتند و البته حسين عليزاده در بين اين اسامي هم بدليل روحيات نوگرايانه و هم از جهت پيوستگي در خلق آثار، سهم بيشتري در نوگرايي موسيقي سنتي داشته است. اما منش اين اساتيد و ترويج اين تفكر سبب شد تا نوازندگان جواني كه با اين افراد همكاري داشته‌اند نيز از اين روحيه برخوردار شوند و اين راه را همچنان ادامه دهند. با تشكيل گروه دستان، حميد متبسم و كيهان كلهر در كنار محمدعلي كياني نژاد ظهور كردند و پس از تحولات گروه دستان هر يك تلاش هاي ارزشمندي در جهت دميدن روح تازه به كالبد موسيقي سنتي انجام دادند. «سفر به ديگر سو» و «ساز نو آواز نو» حاصل همين جريان هستند. در طرف ديگر پرويز مشكاتيان «قاصدك» را ساخت و اگر پيوستگي در كارش وجود داشت چه بسا امروز آثار مدرن بيشتري را از اين نابغه موسيقي شاهد مي‌بوديم. اما حسين عليزاده پس از «شور انگيز» و «راز و نياز» و چند آلبوم ديگر دست به ساخت يكي از جسورانه ترين آثار اين چند سال اخير زد و توانست با آلبوم «راز نو» در آن برهه از زمان يكي از ماندگارترين آثار موسيقي سنتي را به گوش مخاطب برساند. «راز نو» با هم آوايي خوانندگان زن و مرد، تركيبي عجيب و نو را به مخاطب نشان داد كه براي آن سالها بسيار دور از انتظار بود و شايد هم غير قابل باور. از اينجا بود كه در تركيب اوليه هم‌آوايان، نام نوازنده جواني به چشم مي‌خورد كه علاوه بر نواختن دمام، همخوان اين اثر نيز بود.

علي صمدپور همواره يك پاي ثابت آثار مدرن موسيقي سنتي بوده است . از «راز نو» گرفته تا «به تماشاي آب‌هاي سپيد» و تلاش شش ساله محمدرضا درويشي براي ساخت «شوق نامه»، هميشه نام علي صمدپور در ميان نوازندگان اين آثار بوده است روند رشد هنري او، راهي جز ادامه نوگرايي در موسيقي سنتي برايش باقي نگذاشته. كارنامه صمدپور مملو از اتفاقات نو در موسيقي بوده است. او چه به عنوان آهنگساز و چه به عنوان يك گردآوردنده و چه به عنوان يك نويسنده تلاش كرده تا يك جريان هنري مدرن و البته مبتني بر تفكر را در آثارش نمايان كند.

اما «مه برآيان» كاري نو هم براي علي صمدپور و هم براي موسيقي سنتي ايران به حساب مي آيد . صمدپور تلاش كرده تا مدرنيته را اين بار از بطن ادبيات كهن و باستاني ايران بيرون بكشد. يك قالب سه مصرعي به جا مانده از باربد و تلاشي كه اخوان ثالث بزرگ روي آن انجام داده است به دستمايه‌اي بدل شده تا آهنگساز بتواند به روايتي تازه از لحني كهن دست يابد. علي صمدپور هوشمندانه تلاش كرده تا در مواجهه با اين قالب شعري، برخوردي كاملا متفاوت داشته باشد. قطعه اول با شروع همزمان كلام و ساز، اين طعم تازه را لاجرعه در گوش شنونده مي‌ريزد. در واقع آهنگساز تلاش مي كند تا شنونده‌اش را با يك شوك مواجه كند تا اينكه اين طعم تازه را ذره ذره به مخاطبش عرضه كند؛ انگاري كه داستاني را از نقطه اوجش شروع كرده باشد. اما تسلط خواننده از لحظه شروع و پيش از هر شاخص ديگري، ذهن را به خود مشغول مي كند. افسانه رثايي كه پيش از اين صدايش را همواره در كنار ديگر آواها شنيده‌ايم اين بار يكه تاز آواز است و تطابق عجيبي بين صدا و ريتم پيچيده‌ي اين قطعه ايجاد كرده است. تمامي كلام قطعات اين آلبوم در يك قالب سه مصرعي است و مدام تكرار مي‌شود. يكي ديگر از چالش‌هاي آهنگساز محدوديتي است كه در كلام دارد و بند بند تصنيف ها بايد طوري طراحي شود كه هر تكرار ]شعر[ حال و هواي تازه‌اي براي شنونده داشته باشد و از افتادن در يك حلقه تكرار پرهيز كند.

اما پس از آن شروع پر شور يك تكنوازي تار شنيده مي‌شود كه همچنان متفاوت از تكنوازي‌هاي مرسوم است. نوازندگي مينيمال و تكرار جملاتي  كه در هربار تكرار طولاني تر مي‌شوند و شنيدني تر؛ به نظر مي‌آيد كه اين نوازندگي از يك منطق رياضي برخوردار است. هر جمله تكرار مي‌شود و هر تكرار، دنباله‌اي به جمله پايه مي افزايد و در اين قطعه چندين جمله مستقل و موازي وجود دارد كه از اين قانون تبعيت مي كند. اين روند بسيار شبيه به دنباله اعداد فيبوناچي در رياضي است. (در اين دنباله، هر عدد از مجموع دو عدد پيش از خود ساخته مي‌شود.)

قطعه سوم در لحظاتي بسيار پر رنگ، موسيقي عبدالقادر را تداعي مي كند. استفاده از حشوهاي منسوب به دوره عبدالقادر اگر چه در قطعه اول نيز وجود دارد اما اين حس را ايجاد نمي كند. علي صمدپور  يك فرم جديد بوجود آورده است؛ قطعات شبه تصنيفش از ضرب اول، كلام دارد و فاقد هر گونه پيش درآمد يا مقدمه است. اين قطعات به هيچ از قوانين كلاسيك ساخت يك تصنيف تبعيت نمي‌كند و در عين حال فرم ثابت و منطق درست خودش را دارد. در قطعه چهارم با يك تكنوازي كمانچه مواجه هستيم كه پايان جملاتش قابل پيش بيني نيست اما قدري شنونده را از فضاي تازه آلبوم دور مي‌كند به فضاي آشناي موسيقي سنتي نزديك؛ اما به نظر مي‌آيد اين قطعه تعمداً در ميان قطعات قرار داده شده است تا شايد كمي از غلظت اين پيچيدگي بكاهد و در ميان اين همه تازگي مزه‌اي آشنا به گوش مخاطب برساند.

قصد نگارنده از بررسي چند قطعه ابتدايي آلبوم اين است كه يك فضاي نمونه در اختيار مخاطباني قرار گيرد كه احتمالا اين آلبوم را نشنيده اند. اما حيف است از قطعه پاياني آلبوم صحبتي به ميان نيايد. قطعه «بهار» كه قرابت معناداري با نامش دارد. اين قطعه در ريتم شش-هشت ساخته شده و فضاي سرزنده موسيقي و كلام، تلفيقي مناسب و به‌جايي دارد. شكوه آواز خواننده و صدالبته جسارت ايشان در خواندن حشوهايي كه در آواز امروز غير معمول به شمار مي‌آيد يك شادي توام با احترام و تشخص را به همراه دارد. شايد يكي از محترم‌ترين قطعات شش- هشت ساخته شده در موسيقي را بشنويد و آهنگساز خواسته و ناخواسته با استفاده از اين ريتم، تاكيدي بر زبيايي بي حد و حصر آن داشته است؛ شش-هشتي كه در طول اين سالها بدليل استفاده‌هاي عام‌پسند، بسيار مورد جفا قرار گرفته است.

«مه برآيان» تبديل به فصلي تازه در كارنامه علي صمدپور شده است. او در ساخت فرم جديدش موفق عمل كرده و علاوه بر جسارت در آهنگسازي توانسته بُعدي شايسته و محترم از صداي يك بانوي خواننده را به گوش مخاطب برساند. افسانه رثايي آنقدر مسلط و تميز آواز خوانده كه جاي هيچ حرفي نمي گذارد و البته كه صد حيف در ذهن مخاطب جدي موسيقي مي نشاند كه چه زماني را از دست داده‌ايم و از چه آثار شكل نگرفته‌اي محروم مانده‌ايم.

طاها افشين
نظرات
افسانه رثايى يكشنبه 9 آبان 1395 اگر باور كنيد كه من نيز مثل يك شنونده عادى به اين اثر گوش ميكنم ، فارغ از حضورم در كار ، بسيار خوشحالم كه با دلسوزى و دقت گوش كرديد،،،، نوش جان
5 0
پاسخ
طاها افشين يكشنبه 9 آبان 1395 بانوي گرامي؛ سرکار خانم رثايي براي من بسيار خوشحال کننده بود که شما اين يادداشت را خوانديد و از شما بازخورد گرفتم. آرزوي سلامتي و بهروزي برايتان دارم. ارادت

ليلا رحيمي يكشنبه 9 آبان 1395 ممنون از توضيح و توصيف حرفه اي شما.
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط






































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز