یادداشت پویان عسگری درباره «سیانور» بهروز شعیبی و «خشكسالی و دروغ» پدرام علیزاده

«سيانور» يك بناي نظرگير قابل تحسين، اما فاقد احساس و روح و خطر دارد. پدرام شريفي براي بازي در قالب مردي كه بين «عشق و وظيفه‌»اش گير كرده، زيادي خام و خشك و غيرمنعطف است. برخلاف بابك حميديان و حامد كميلي كه نقش‌هاي خود را جدي گرفته‌اند. انتخاب اشتباه شريفي، عملا سرمايه‌گذاري عاطفي فيلم بر روي تماشاگر را هم از بين مي‌برد و سكانس پاياني فيلم را بدل به صحنه‌اي بي‌حس و حال مي‌كند.
7فاز:
«سيانور» بهروز شعيبي:
محدوديت‌ها و حساسيت‌هاي «ايدئولوژيك» نفس فيلم بهروز شعيبي را گرفته است. «سيانور» كه بهترين افتتاحيه در ميان فيلم‌هاي امسال سينماي ايران را دارد با تمايزي آشكار نسبت به سنت فيلم‌هاي «ساواكي» كار خود را آغاز مي‌كند. فيلم «ايدئولوژي» را پس مي‌زند و در كوران حوادث ريز و درشت دهه «پنجاه» جانب زندگي را مي‌گيرد و براي جان‌هايي كه كف خيابان تلف مي‌شوند، افسوس مي‌خورد. طراحي صحنه و لباس «آيدين ظريف» فوق‌العاده است و بارها بالاتر از استانداردهاي معمول سينماي ايران. همان‌طور كه اجراي مهدي هاشمي چشم‌ها را خيره مي‌كند. در نقش يك ساواكي سمپات! و از اين‌جا است كه مشكلات فيلم آغاز مي‌شود؛ هرچه پيش مي‌رود بيشتر به كليشه‌هاي فيلم‌هاي مشابه تن در مي‌دهد و با وجود پرهيزش نسبت به ايدئولوژي، بنا به ضرورت جغرافيايي كه در آن ساخته شده و البته مميزي، رداي آن -ايدئولوژي- را بر تن مي‌كند. «سيانور» يك بناي نظرگير قابل تحسين، اما فاقد احساس و روح و خطر دارد. پدرام شريفي براي بازي در قالب مردي كه بين «عشق و وظيفه‌»اش گير كرده، زيادي خام و خشك و غيرمنعطف است. برخلاف بابك حميديان و حامد كميلي كه نقش‌هاي خود را جدي گرفته‌اند. انتخاب اشتباه شريفي، عملا سرمايه‌گذاري عاطفي فيلم بر روي تماشاگر را هم از بين مي‌برد و سكانس پاياني فيلم را بدل به صحنه‌اي بي‌حس و حال مي‌كند. بنظر مي‌رسد بهروز شعيبي براي كارگرداني چنين فيلمي بيش از حد محافظه‌كار و «بي‌خطر» است و انحراف فيلم در پرداخت كاراكتر دراماتيك «ليلا زمرديان» و ترسيم كاريكاتوري «تقي شهرام»، همان مجوز سيستم رسمي براي ساخته شدن چنين فيلمي است؛ يكدست كردن تمام تناقضات درون سازماني بنفع «ايدئولوژي» مورد علاقه سيستم رسمي. تناقض اصلي اين‌جا است كه جهت فضاسازي و رسيدن به آمبيانس مورد نظر فيلم در دهه پنجاه، بايد حداقل يكي از آهنگ‌هاي «گوگوش» يا يكي از ترانه‌هاي مهم عاشقانه دهه پنجاه در فيلم پخش و شنيده شود. اما خب، امكان چنين چيزي وجود ندارد! در حقيقت، تا اطلاع ثانوي، شرايط طبيعي و مناسب، براي ساخت يك فيلم سياسي/اجتماعي، مربوط به دوران گذشته مهيا نيست.
 
«خشكسالي و دروغ» پدرام عليزاده:
دومين فيلم‌ پدرام عليزاده «خشكسالي و دروغ» كه براساس نمايشنامه معروف محمد يعقوبي ساخته شده، فيلمي غافلگير كننده است. يك اثر متهور و هنجار گريز كه در مرز ميان «كمدي سياه» و «ملودرام شوخ طبع» قرار مي‌گيرد. لذت اصلي هنگام تماشاي فيلم، وقتي است كه تماشاگر به لحن ديرياب كمدي فيلم خو بگيرد و از دريچه آن به دنياي غرق در دروغ بنگرد. از مهمترين فيلم‌هاي سال‌هاي اخير سينماي ايران، من باب روابط مگو و مپرس «مردان و زنان». فيلمي گستاخ كه خط قرمز‌ و سانسور را به هماورد مي‌طلبد و با پوزخندهاي جانانه، مسخره و ريشخندش مي‌كند. كيلومترها دورتر از دهه «نكبت» هشتاد كه كارش سركوب ايده‌ها و افواه خلاق بود. و در اين فيلم نامنتظر كه بازتاب دهنده روحيه بخش مهمي از جامعه ايران در اواخر قرن چهاردهم شمسي است، علي سرابي چشم‌ها را به خود معطوف و خيره مي‌كند. باورنكردني است كه تابحال سينماي ايران از او و قريحه كمياب‌اش استفاده نكرده. سال‌ها بود كه چنين تصوير واقعي‌اي از يك مرد ايراني روي پرده نديده بوديم و يادمان رفته بود كه طبيعي رفتار كردن يك بازيگر‌ يعني چه.
پويان عسگري
نظرات
پرهام شنبه 1 آبان 1395 قبول دارم پدرام شريفي خيلي لوس بود
2 3
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز