گزیده نظرات منتقدان درباره «جوخه انتحار» دیوید آیر

گاردين- پيتر بردشاو: فيلم تازه ابرخبيث‌هاي دي‌سي قطعا ديوانگي را همراه گروه سابقا زنداني روان‌پريش خود مي‌آورد، يك دوجين هانيبال لكتر كثيف.  اين فيلم بدون شك پس از رويارويي نسبتا ناخوشايند اخير، «بتمن عليه سوپرمن: سحرگاه عدالت» يك پيشرفت محسوب مي‌شود.
7فاز:
امپاير- دن جولين:
منطق گيك‌ها اينطور كار مي‌كند: اگر مارول بهترين ابرقهرمانان را داشته باشد، پس دي‌سي باحال‌ترين ابرخبيث‌ها را دارد. جوكر، به عنوان مثال، اگر در نسخه هيث لجر وحشت زده و ژنده پوش بود در جرد لتوي اين فيلم به يك علاف گانگسترنماي پر زرق و برق؛ يك برداشت مدرن از مخلوق اصلي كاميك بوكي كه از دار و دسته‌هاي خلافكار دهه 30 تقليد مي‌كرد. اما اين برازندگي ظاهر او و باهوشي‌اش نيست كه شما را پابند به اين جوكر مي‌كند، بلكه چيزي است كه پيش از اين نديده بوديم: جوكر عاشق. در اينجا يك زاويه بسيار پرگوشه و كنايه جذاب وجود دارد (دست كم از نظر سينمايي). «جوخه انتحار» فيلمي بي‌قرار و متقاعدكننده است، تقريبا به اندازه‌اي كه باعث شود آرزو كنيد كاش بيشتر از يك پيرنگ فرعي بود.
 
گاردين- پيتر بردشاو: فيلم تازه ابرخبيث‌هاي دي‌سي قطعا ديوانگي را همراه گروه سابقا زنداني روان‌پريش خود مي‌آورد، يك دوجين هانيبال لكتر كثيف.  اين فيلم بدون شك پس از رويارويي نسبتا ناخوشايند اخير، «بتمن عليه سوپرمن: سحرگاه عدالت» يك پيشرفت محسوب مي‌شود. اما آيا سرگرم كننده هم است؟ واقعا، نه شبيه به شكلي كه مارول ظاهر خواهد شد: اين نوع از تركيب شوخ طبعي سمپاتيك تا كنون خيلي براي معجون دي‌سي كارساز نبوده است. گرچه من قبول دارم كه ديويد اير نويسنده-كارگردان (كه دومين درام جنگ جهاني برد پيت «خشم» را ساخت، در كنار «پايان گشت») قصد داشته «جوخه انتحار» را تاريك‌‌تر، پس فطرت‌تر و خشونت‌آميزتر از اين بسازد، اما همه اين‌ها براي فيلم برچسب تماشا براي افراد زير 15 سال ممنوع را در سينماهاي بريتانيا به همراه داشتند. فيلم فضاي كافي براي نفس كشيدن ندارد، تكه‌هاي گنگ و بي‌خاصيتي در فيلم پراكنده شده‌اند، و جوكر لتو در مقايسه با هيث لجر فقيد از كمبودهايي رنج مي‌برد. اما لحظات بامزه‌اي هم بودند، بيشتر در اجراي هارلي، و گريگز، نگهبان فاسد زندان با بازي آيك بارينهولتز.
 
هاليوود ريپورتر- تاد مك‌كارتي: يك پروژه سردرگم و گيج كه هرگز به خوبي چيزي كه تصور مي‌كند نمي‌شود، «جوخه انتحار» گروهي پرستاره از ابرخبيث‌ها را دور يكديگر جمع‌ كرده و نمي‌داند با آن چكار كند. اكشن  قسمت مياني و پاياني فيلم بيشتر در يك مه تيره و تار مي‌گذرد كه يادآور بسياري از عناوين ترش‌روي قديمي ساي-فاي/فانتزي است، و تا آن نقطه، بقاياي شوخ‌طبعي و جهندگي ابتداي فيلم براي مدت‌ طولاني‌اي است كه محو شده. «جوخه انتحار» شايد خيلي مرتكب  هاراكيري نشود، اما قطعا اينطور به نظر مي‌آيد كه قرص خواب زيادي مصرف كرده است.
 
سالون- اندرو اوهاير: «جوخه انتحار» را تمام سال به عنوان بهترين و داغ‌ترين فيلم تابستاني تبليغ كردند، و نقدهاي منفي نوشته شده بر فيلم تاثيري بر فروش افتتاحيه آخر هفته آن ندارد. تنها چيزي كه درباره اين فيلم غافلگيركننده بر جا مي‌ماند اين است كه چقدر عميقا در هر سطحي از درك و اجرا، دست دوم از آب درآمد. «جوخه انتحار» بنابر گزارش‌ها بودجه ساخت 175 ميليون دلاري داشته است، و هر مقدار از اين پول پس از پرداخت دستمزد ويل اسميت باقي مانده خرج افكت‌هاي CGI شده است. شما مي‌توانيد بطور سربسته‌اي حدس بزنيد چرا اير به نظر كارگردان مناسب اين پروژه آمده است، و مي‌توانيد باريكه‌هاي كم رمقي از شخصيت او را در اينجا، در كاراكتر ديابلو (جي هرناندز) نيز بيابيد. اما اگر جاس ودون به اين نتيجه رسيد كه دوم فيلم «اونجرز»، يك موفقيت در سطح جهاني، يك تير خطا در حرفه‌اش بود، يك نفر فقط مي‌تواند پيش بيني كند كه اير تا چند سال ديگر چه نگاهي به فيلم خود خواهد داشت (يا همين حالا چه حسي به آن دارد).
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز