گزیده نظرات منتقدان درباره «سگ‌های جنگی» تاد فیلیپس

سالون- اندرو اوهاير: «سگ‌هاي جنگي» به شكلي آهسته به تماشاگر نزديك مي‌شود و او را غافلگير مي‌كند، اين اظهارنظري عجيب درباره فيلمي با حضور جونا هيل و مايلز تلر است كه هر يك چاپلوس‌ترين كاراكترهاي سراسر عمر حرفه‌اي خود را به نمايش مي‌گذارند، همچنين درباره فيلمي به كارگرداني تاد فيليپس؛ مردي كه سه‌گانه «خماري» را ساخت. فيلم نه تنها داستاني را بدون نقص به شيوه كلاسيك آمريكايي‌اش روايت مي‌كند كه همچنين حكايت اخلاقي جگرسوزي است كه قلبي خالص و تاريك دارد. 
7فاز:
نيويورك تايمز- نيل جنزلينگر:
فيلم «سگ‌هاي جنگي» مي‌گويد بر اساس يك داستان واقعي ساخته شده و قطعا همين‌طور است. چيزي كه بطور خاص ثابت مي‌كند كه حقيقت از افسانه‌ها هم عجيب‌تر است. فيلم، يك درام كميك درباره دو رفيق دبيرستاني است كه در دهه سوم زندگي خود به تامين‌‌كنندگان سلاح براي ارتش ايالات متحده تبديل شده‌اند. يكي از آن‌ها، ديويد (مايلز تلر) كسي است كه توسط ديگري به اين كسب و كار كشيده شده و آن ديگري ايفريم (جونا هيل) است كه با دنياي شلوغ قراردادهاي پنتاگون روبه‌رو شده است. داستان از نقطه ديد ديويد روايت مي‌شود، اما اين نمايش ايفريم است و فيلم آقاي هيل. تلر و هيل كاملا زوج متقاعدكننده‌اي نمي‌سازند، گاهي اوقات به نظر مي‌رسد ديويد به قدري ساده‌لوح است كه زير سايه ايفريم قرار بگيرد، و در لحظاتي ديگر ظاهرا بسيار باهوش است. شيفتگي ايفريم به «صورت زخمي» همچنين شوخي‌اي است كه بيش از اندازه مصرف شده، اما اين فيلمي است كه نمي‎‌خواهيد با سخت‌گيري درباره‌اش فكر كنيد. بهترست بنشينيد و از ساعاتي جنون‌آميز لذت ببريد.
 
سالون- اندرو اوهاير: «سگ‌هاي جنگي» به شكلي آهسته به تماشاگر نزديك مي‌شود و او را غافلگير مي‌كند، اين اظهارنظري عجيب درباره فيلمي با حضور جونا هيل و مايلز تلر است كه هر يك چاپلوس‌ترين كاراكترهاي سراسر عمر حرفه‌اي خود را به نمايش مي‌گذارند، همچنين درباره فيلمي به كارگرداني تاد فيليپس؛ مردي كه سه‌گانه «خماري» را ساخت. فيلم نه تنها داستاني را بدون نقص به شيوه كلاسيك آمريكايي‌اش روايت مي‌كند كه همچنين حكايت اخلاقي جگرسوزي است كه قلبي خالص و تاريك دارد. (به علاوه موسيقي متن جهنمي كه حال و هواي راك آميخته به هيپ‌هاپ فيلم‌هاي اسكورسيزي را دارد.) فيليپس و دستياران او در نويسندگي (استفن چين و جيسون اسميلويك) اقتباسي آزاد از داستان واقعي ديويد پكوز (تلر) و ايفريم ديورولي داشته‌اند، اما ديوانه‌وارترين قسمت فيلم تقريبا خود حقيقت است: اين دو رفيق بي هيچ تخصصي وارد بازار فروش سلاح شدند و از اين راه با قالب كردن اسلحه‌هاي كوچك مختلف اما تاريخ مصرف گذشته از آسيا يا اروپاي شرقي به ارتش آمريكا ميليون‌ها دلار به جيب زدند.
 
لس‌انجلس تايمز- جاستين چنگ: فيلم فيليپس گاها به نشانه موافقت با فيلم درخشان مارتين اسكورسيزي، «گرگ وال‌استريت» سر تكان مي‌دهد، در كنار «ركود بزرگ» آدام مك‌كي كه نمونه‌اي ديگر از يك كارگردان كمدي جريان اصلي است كه ناگهان دنده عوض مي‌كند و به نوعي نگاه خشم‌آلود سياسي مي‌رسد. اما در نهايت، هيچ خشم يا سركشي در «سگ‌هاي جنگي» وجود ندارد. كارگرداني فيلم نسبتا كند و از روي تنبلي است. با اين حال نوعي لذت تاريك و خالي از ترديد در تماشاي هيل كه در طوفان خودشيفتگي گستاخانه و بي‌صداقتي فرو مي‌رود وجود دارد. در حقيقت اين اولين فيلم فيليپس پس از مدت‌هاست كه چيزي بيشتر از كوكائين و حيوانات سربريده باغ‌وحش براي ارائه دارد. او با ايده رماني بازارگرمي مي‌كند كه درواقع داستاني فوق‌العاده و هيجان‌انگيز براي تعريف كردن دارد، و درنهايت اين خود اوست كه با انتخاب‌هاي تكراري و ايده‌هاي پيش‌پاافتاده عيار فيلم‌اش را پايين مي‌آورد.
 
امپاير- جان نوجنت: همه چيز فيلم –روايت صعود و سقوط تبه‌كاران، شهوت تماما آمريكايي به پول به هر قيمتي و ديالوگ "چطور اينجا رسيدم؟"- اسكورسيزي را نشانه رفته است. فيلم به نزديكي‌ همان محدوده هم مي‌رسد، گرچه به اندازه يك شاهكار از اسكورسيزي غني و پيچيده نيست و از لحاظ بصري كمي غيرجاه‌طلبانه نشان مي‌دهد اما از لحاظ شوخ‌طبعي و سرعت پيشروي داستان چيزي كم ندارد. «سگ‎‌‌هاي جنگي» شايد به اين دو بي‌سر و پا محموله كافي براي شليك نداده باشد اما براي آن كه شما را به تأمل وادارد كافي خواهد بود. اين فيلم اثباتي بر اين است كه فيليپس توانايي كنترل عناصر بالغانه را هم در فيلم‌هاي خود دارد.
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز