گفتگوی پلی‌لیست با نیكلاس ویندینگ رفن، فیلمساز و اله فنینگ، بازیگر درباره همكاری‌شان در «شیطان نئونی»

درباره مخاطب هدف فيلم «شيطان نئوني»: ما فيلم را براي شانزده‌ساله‌ها ساخته‌ايم، ترجيحا دختران نوجوان. من خودم يك دختر دوازده ساله دارم و مي‌دانم كه سرگرمي‌هاي زيادي دور و برشان وجود ندارد كه بتواند آينده‌شان را تحت تاثير قرار دهد. همه چيز تعريف شده و مشخص است و جاي كمي براي خلاقيت باقي مانده است. و اين به نظر من اتفاق غم انگيزي است چون تخيل يعني استفاده از ذهن، استفاده از باورها و عقايد. فكر مي‌كنم اين فيلم براي همه زنان جهان ساخته شده است.»
7فاز: مي‌خواهيم بگرديم، تخريب كنيم و بجنگيم 
هراز چندي، همه فيلم‌بازها از مواجهه دوباره با اين امر شگفت زده مي‌شوند كه بعضي از هنرمندها ازمحيط اطراف‌شان درك متفاوتي دارند، چيزهايي را مي‌بينند و مي‌شنوند كه از چشم مردم عادي پنهان مي‌ماند. يكي از مصداق‌هاي اين واقعيت،‌ نيكلاس ويندينگ رفن دانماركي است. او كه با نوعي كوررنگي مادرزاد به دنيا آمده و غير رنگ‌هاي بسيار چشمگير و زننده‌، همه چيز در چشمش بي‌جان و بي روح است؛ در سينمايش از وجه بصري و تصاوير فانتزي به شدت بهره مي‌برد تا بتوان ذهن خلاقه‌اش را با وجود تك بعدي بودن، به هيجان وادار كند. تماشاگران امسال در فستيوال كن، شاهد آخرين اثر او «شيطان نئوني» بودند، فيلمي كه هم تحسين شد و هم بد و بيراه شنيد. با اين حال وينديگ رفن فيلمسازي است كه با «درايو» - برنده جايزه كن در سال 2011- و «تنها خدا مي‌بخشد» توانسته زيبايي‌شناسي شگفت‌انگيز سينمايي‌اش را به رخ بكشد و همه را تحت تاثير قرار دهد حتي كساني را كه در عقيده با او اشتراكي ندارند.
آخرين كشف او اله فنينگ است؛ استعدادي خارق‌العاده در نقش جسي در «شيطان نئوني»، دختر جواني با آرزوي رسيدن به شهرت در دنياي فشن. او در اين راه معصوميت‌اش را از دست مي‌دهد اما به آگاهي هولناكي دست پيدا مي‌كند كه مخاطب را فريفته مي‌كند و سپس او را با وجه غيراخلاقي بودن اين احساس روبه‌رو مي‌كند. اجراي فنينگ تعادل عجيبي در فيلم دارد و مثل همه بازيگران بزرگ اين اجراي درخشان را طوري جلوه‌ مي‌دهد كه انگار كار بسيار ساده‌اي است. پلي‌ليست با اين بازيگر و كارگردان در فستيوال فيلم كن درباره تفاوت بين هاليوود و لس‌آنجلس،‌ دشواري برقراري ارتباط با مخاطب جهاني و همكاري‌شان گفتگو كرده است.
 
- جنگيدن با ثبات
رفن مي‌گويد: من و اله از آينده مي‌آييم. ما مدرنيسم عليه كلاسيسيم هستيم. به همين علت با هر آنچه كه مدرنيسم در تقابل با كلاسيسيم در چنته دارد به جشنواره فيلم كن آمده‌ايم. ما مي‌خواهيم بگرديم، تخريب كنيم و بجنگيم. اين كار را هم كرده‌ايم –«شيطان نئوني» در فستيوال كن يك اتفاق بود. اگر در چارچوب توليد با كيفيت بالا براي بازگشت مالي ميليارد دلاري در سيستم هاليوود، كار نمي‌كنيد تنها راه اعتراضي كه پيش پاي‌تان قرار دارد، يعني راهي كه درست باشد و تاثيرگذار، فقط و فقط ساختن فيلمي است كه به معناي واقعي كلمه يك "تجربه" باشد. اگر صرفا مي‌خواهيد فيلم تماشا كنيد كافيست تلويزيون را روشن كنيد اما اگر به دنبال تجربه‌اي دروني‌تر، پرسش برانگيز و تهييج‌كننده مي‌گرديد، به فيلمي نياز داريد كه افكار خفته مغزتان را بيدار كند، فيلمي كه شما را به جايي ببرد كه تا پيش از آن هرگز به آن پا نگذاشته‌ايد. يا اگر براي‌تان آشناست وادارتان كند به سوال‌هاي تازه‌اي درباره خودتان برسيد. اين توانايي است كه در هنر نهفته است. هنر به اين شيوه انسان را به سفر مي‌برد. نياز خارج از عرف به خلاقيت هميشه شما را به سوي گذشتن از مرز محدوديت‌ها سوق مي‌دهد چرا كه آنجا جايي است كه هنر به مغزتان رسوخ كرده است.»
«من فكر مي‌كنم سينما مي‌تواند طوري انسان را درگير چالش كند كه هيچ فرم هنري ديگري قدر به انجامش نيست. تركيبي از همه چيز است و دقيقا به همين علت امروز سينما يكي از داغ‌ترين بحث‌ها در دنياست. يك طرفش صنعتي ميليارد دلاري است و طرف ديگرش تجربه ناب و يكتاي هر فيلمساز.  براي خلق رعب و ديوانگي و همه اين چيزهاي خوب به يك اهريمن نئوني نياز داريد.
ما اين فيلم را براي مخاطبان شانزده ساله، ترجيحا دختر ساخته‌ايم.
 
كار كردن با وحشت
درباره فيلم‌هاي ژانر وحشت در سرزمين فنينگ: «خانواده من عشق ورزش‌اند، در نتيجه در دوران كودكي و نوجواني زياد فيلم نديدم. هنوز هم تعداد فيلم‌هايي كه ديده‌ام زياد نيستند. اما در رويارويي با ترس مثلا در فيلم‌هاي ديزني،  من هميشه شرور قصه را دوست داشتم. المان‌هايي از وحشت مي‌تواند هر چيزي باشد و همين نكته است كه ما را مي‌ترساند. من اين حس را دوست دارم. عاشق ترن‌ هوايي ام. آن حس آميخته از وحشت و هجوم آدرنالين. واقعا دوستش دارم.»
 
فضاي پشت صحنه
رفن مي‌گويد: «من باور دارم كه عوامل و بازيگران هر چه احساس امنيت بيشتري داشته باشند، بيشتر خود را وقف كار مي‌كنند و 100 درصد وجودشان را خرج مي‌كنند. اگر بدانند كه در لحظه از پا افتادن كسي هست كه دست‌شان را بگيرد. در نتيجه فكر مي‌كنم يكي از جنبه‌هاي مهم كارگرداني القاي اين حس به عوامل است تا بتوانند بهترين عملكرد ممكن را داشته باشند.«
فنينگ در اين باره مي‌گويد: « من در همه چيز به نيكلاس اطمينان دارم. از ابتداي كار هم احساس مي‌كردم كه ما يك تيم هستيم و در عين حال رابطه دوستاني عميقي بين‌مان برقرار است. در نيمه‌هاي كار بود كه او به من گفت پايان فيلم را دور ريختم، فكر نمي‌كنم به دردمان ميخورد. فيلمبرداري را به ترتيب زماني انجام مي‌داديم و او به اين نتيجه رسيده بود كه پايان فيلم خوب نيست. او از عوامل مي‌پرسيد به نظرتان فيلم بهتر است چه پاياني داشته باشد. به چنين آدمي قطعا مي‌توانيد اعتماد كنيد. چرا كه در كشف فيلم همه را با هم همراه مي‌كند. وقتي همان ابتداي كار من و نيك شروع كرديم به حرف زدن، او به من گفت كه اين مثل يك سفر است. هيچ كدام‌مان لزوما نمي‌دانيم كه اهريمن نئوني چيست يا كيست. قرار است همه در كنار هم اين را كشف كنيم.»
رفن خودش اعتراف مي‌كند: «نمي‌دانم قرار است به كجا برسيم. ترجيح ميدهم كه ندانم تا زماني‌كه وقت تصميم‌گيري شده باشد. به همين خاطر است كه فيلمبرداري را به ترتيب زماني فيلمنامه انجام مي‌دهيم چون باعث مي‌شود غريزه‌ام به كار بيافتد و ناخودآگاه در مسير درست پيش بروم. اين شيوه هم راه را براي بروز خلاقيت در تمام مدت زمان كار فراهم مي‌كند و هم اينكه در انتها حس رضايت بيشتري دارم. پيش مي‌آمد كه موقع فيلمبرداري ناگهان متوجه اين نكته شوم كه قصه مي‌تواند از اين لحظه مسير كاملا متفاوتي را در پيش بگيرد و به جايي ختم شود كه اصلا و ابدا فكرش را نمي‌كردم.
 
پذيرفتن واكنش مخاطب
رفن درباره صحبت با رسانه‌ها مي‌گويد: «بستگي به اين دارد كه آن رسانه چه هدفي را دنبال مي‌كند. من از گفتگو با رسانه‌ها لذت مي‌برم و فكر مي‌كنم كه ژورناليست‌ها سوالات جالبي مي‌پرسند و از اين گفتگو كاملا استقبال مي‌كنم و البته انكار نمي‌كنم كه گاهي هم به شدت آزاردهنده مي‌شود.
درباره مخاطب هدف فيلم «شيطان نئوني»: ما فيلم را براي شانزده‌ساله‌ها ساخته‌ايم، ترجيحا دختران نوجوان. من خودم يك دختر دوازده ساله دارم و مي‌دانم كه سرگرمي‌هاي زيادي دور و برشان وجود ندارد كه بتواند آينده‌شان را تحت تاثير قرار دهد. همه چيز تعريف شده و مشخص است و جاي كمي براي خلاقيت باقي مانده است. و اين به نظر من اتفاق غم انگيزي است چون تخيل يعني استفاده از ذهن، استفاده از باورها و عقايد. فكر مي‌كنم اين فيلم براي همه زنان جهان ساخته شده است.»
فنينگ در اين باره مي‌گويد: «من فكر مي‌كنم به فيلم هايي كه براي دختران نوجوان ساخته مي‌شود، خيلي بي‌توجهي مي‌شود. خود من خيلي خيال‌بافم و دوست دارم همه چيز را در ذهنم بسازم و در يك دنياي فانتزي زندگي كنم. خيلي خوب مي‌شود كه فيلم‌هايي بسازيم كه ذهن مان را به كار بياندازد.»
 
كمدي در كنار وحشت
رفن مي گويد: خيلي موقعيت كميكي است. سوپرمدل‌هايي كه مي‌خواند همديگر را بكشند، به نظرتان بامزه نيست؟ فكر مي‌كنم هر آدم نرمالي اين موقعيت را كميك مي‌داند. ملودرام يعني طنز. بايد حس طنز و شوخ‌طبعي داشته باشيد وگرنه كدام نوجواني حاضر است شما را ببيند كه تااين اندازه خودتان را جدي گرفته‌ايد؟»
 
بازي گرفتن از حيوانات
رفن مي گويد: «فكر مي‌كنم چيزي شگفت انگيز و زيبا در آن‌ها وجود دارد. زيبايي و خطر با هم تركيب شده‌اند و هر كاري كه انجام دهي آن‌ها در مقابل تماما با غريزه‌شان واكنش نشان مي‌دهند. حوزه بسيار عجيبي است. سگ‌ها گاهي بازيگران به شدت بدي هستند، اما ببرها و ديگر حيوانات وحشي بزرگ ابدا اينطور نيستند. حتي خودتان هم نمي‌خواهيد به آن‌ها بگوييد چه كار كن و چه كار نكن. شما خودتان را بايد با آن ها تطبيق بدهيد.»
ليدا صدر
نظرات
الناز پنجشنبه 27 آبان 1395 به نظر من کسي که اين فيلمو نديده کل عمرش به فناست
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز