راهنمای جنبش‌های سینمایی - بخش هشتم: موج نوی بریتانیا (1963-1958)

فيلمسازان مهم: توني ريچاردسون, كارل رايتس, جك كلايتون, ليندزي اندرسون, جان شلزينگر
امپاير:
فيلمسازان مهم:
توني ريچاردسون, كارل رايتس, جك كلايتون, ليندزي اندرسون, جان شلزينگر
 
چيست؟ مردان جوان عصباني جايي در بين رياضت‌كشي‌هاي دهه 50 و بي‌قاعدگي دهه 60 ميلادي ايستاده‌اند. آثار نمايشنامه‌نويسان و نويسندگاني مثل جان آزبورن و الن سيليتو به دست كارگردانان خشمگيني افتاد كه با تعاريف غيرمتملقانه‌شان از اختلاف طبقاتي و زندگي شهري در آتش اشتياق سينمادوستان و سانسورچي‌ها دميدند. بريتانياي بي‌عاطفه, از پا درآمده و بمباران شده تبديل به قلب تپنده موجي جديد شد كه باتون سينماي آزاد را به دست گرفت و سپس پا به فرار گذشت... اگرچه در نزديك‌ترين ميخانه توقف كرد, با گام‌هاي بلندش وارد آن‌جا شد و سپس از روي بدخلقي يك پك محكم به سيگارش زد.
در صف اول لشكر ليندزي اندرسون, كارل رايتس و توني ريچاردسون ايستاده بودند, سه شمايل تنومند سينماي آزاد كه ترويج‌دهنده سبكي از فيلمسازي بودند كه داستان فرعي كم داشت (در اين‌جا خبري از خودنمايي‌ سينماي فرانسه يا جامپ كات‌ نبود) و درعوض كفه آتش‌بازي‌هاي دراماتيك‌اش سنگين‌تر بود. بالاخره وقت آن رسيده بود كه مردها مرد باشند و بدخلقي كنند: شورشيان تندرويي مثل آرتور سيتون (شب شنبه و يكشنبه صبح), جيمي پورتر (Look Back in Anger), كولين اسميث (تنهايي دونده استقامت), خارجي بااستعدادي مثل فرنك ماچين (اين زندگي ورزشي), و روياپردازاني كه بيلي فيشر (بيلي دروغگو) روياپردازترين آن‌ها بود. در مدت زماني كوتاه, اين جنبش غيررسمي درام‌هاي ماندگار و موفقي را به ارمغان آورد كه بخش بزرگي از آنان جزء كلاسيك‌هاي مستحكم و قابل‌اعتناي بريتانيا محسوب مي‌شوند؛ مابقي آن‌‌ها؛ مثل اتاق ال شكل (1963) قطعا ارزش پيگيري دارند. 
 
فيلم‌هاي مهم: فرصتي براي پيشرفت (1959), شنبه شب و يكشنبه صبح (1960), طعم عسل (1961), تنهايي دونده استقامت (1962), بيلي دروغگو (1963), اين زندگي ورزشي (1963), دارلينگ (1965)
 
بر چه چيز تاثير گذاشت؟ قوش (1969) كن لوچ را مي‌توان آخرين شاهكار موج نوي بريتانيا دانست. تاثير آن را به وضوح در فيلم‌هاي شين ميدوس مي‌توان احساس كرد. فيلم اول ريكي جرويس و استيون مرچنت, "Cemetery Junction" بي‌تريد اداي ديني‌ است به "شنبه شب و يكشنبه صبح ".
 
نكته: اصطلاح "رئاليسم سينك آشپزخانه" ريشه در نقاشي "پرتره‌اي از يك سينك متواضع" جان برتبي بريتانيايي دارد.
 
چه بايد گفت: "هرچيز كه مردم مي‌گويند من آن هستم, دقيقا همان‌چيزي‌ است كه من نيستم." (آرتور سيتون, شنبه شب و يكشنبه صبح)
 
چه نبايد گفت: "مي‌فهمم كه او آدم تنهايي بود, فقط متوجه نمي‌شوم كه چرا عضو يك كلوپ دو و ميداني نشد."
ويسنا فولادي
نظرات
آيدين پنجشنبه 8 مهر 1395 خيلي خلاصه و مفيد ,ممنون از زحماتتون
اميدوارم از اين نوع مطالب بيشتر بذاريد البته يه کم مفصل تر
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز