گزیده نظرات منتقدان درباره «ایكس-من: آپوكالیپس» برایان سینگر

گاردين- پيتر بردشاو: مجموعه‌اي از موجودات عجيب‌الخلقه قديمي و تازه در سراسر فيلم ايكس-من هيجان‌انگيز و پرانرژي مارول، «آپوكاليپس»، به كارگرداني برايان سينگر پراكنده شده‌اند. فيلمي كه به نظر مي‌رسد براي رويارويي‌هاي افسانه‌اي كاراكترهاي خود از  فيلم‌هايي چون «مهاجمان صندوق گمشده» و «جنگ ستارگان» تاثير گرفته است. حالا اين قهرمانان بايد با قهرمان كهن، اولين آ‌ن‌ها، مثل يك خداي مصري با بازي اسكار آيزاك مبارزه كنند. با اين وجود در اين قسمت فضاي كمي در دسترس است تا ويژگي‌هاي عجيب و فراواقعي «ايكس-من» فرصت نفس كشيدن پيدا كند، ديالوگ‌ها جذابيت كمتري دارند و خبري از بازيگوشي زيركانه و آشناي «اونجرز» هم نيست. شايد بهتر باشد فيلم‌هاي بعدي فرنچايز كاراكترهاي كمتر اما عميق‌تري داشته باشند. 
7فاز:
اسكرين‌ديلي- تيم گريرسون:
نياز به خانواده، تقلا براي پذيرفتن خود واقعي، سختي رها كردن گذشته: اين‌ها تم‌هاي غالب  در فرنچايز ايكس-من از زمان فيلم اوريجينال در سال 2000 هستند، اما تا قبل از «ايكس-من: آپوكاليپس» تا اين اندازه عميق به تصوير نكشيده شده بودند. در دوره فيلم‌هاي ابرقهرماني غول‌آسا و خارج از سايز معمول، يك اعتراض هميشگي به قوت خود باقي مي‌ماند: كاراكترهاي زيادي در هر قسمت وجود دارند، و هميشه زمان كافي براي ايجاد تعادل احساسي ميان آن‌ها وجود ندارد. اما حتي با اين وجود كه قسمت ششم فرنچايز زير سنگيني وزن خود كمر خم كرده، برايان سينگر كارگردان با تزريق احساس واقعي به فيلم آن را به پايان مي‌رساند. داستان 10 سال پيش از اتفاقات اصلي «روزهاي گذشته آينده» شروع مي‌شود. «آپوكاليپس» ما را به سال 1983 مي‌برد، در حالي كه گروه ايكس-من با تهديدي تازه در هيئت آپوكاليپس (اسكار آيزاك) روبه‌رو شده، يك شمايل كهن و ظاهرا خداگونه كه قصد نابودكردن بشر و حكمراني بر زمين را دارد. يك‌بار ديگر پروفسور ايكس خردمند و مهربان (جيمز مك‌آووي) با رفيق/الهه‌انتقام خود مگنتو (مايكل فسبندر) روبه‌رو مي‌شود. با وجود كمي افت، تماشاي «آپوكاليپس» هنوز به شدت سرگرم‌كننده است، سازندگان فيلم شايد  نتوانستند به سقف جاه‌طلبي‌هايشان برسند  اما هميشه به دنبال احساسات بيشتري از آنچه معمولا در فيلم‌هاي ابرقهرماني مي‌بينيم بوده‌اند.
 
سالون- اندرو اوهاير: شايد بنابر دلايل مربوط به داستان‌نويسي سينگر و سايمون كينبرگ فيلمنامه‌نويس داستان درگيري مگنتو را بسط نمي‌دهند، خط داستاني ديگر كاراكترها با اين حال توان رقابت با اين يكي را ندارد. اين‌ها تنها متدهايي هستند كه ما را به كاراكترهاي تازه معرفي مي‌كنند وبار ديگر قديمي‌ها را به خاطرمان مي‌آورند. اين خود شايد يكي از دلايل لذت حداكثري هواداران سرسخت ايكس-من از اين قسمت باشد، بقيه هم فقط از خودشان مي‌پرسند "واقعا چرا بايد به همه اين‌ها اهميت بدهم؟"  تماشاگران حاضر در سالن حين ورود يكي از كاراكترها كه تنها پاي برهنه‌اش را مي‌ديديم كف زدند، پس از آن با مردي ملخ‌طور، نايت‌كرالر (كودي اسميت-مك‌في) و سايكلاپس (تاي شريدن)، يك تين‌ايجر آمريكايي معمولي كه جرقه‌هايي با ولتاژ بالا از چشم‌هايش متصاعد مي‌شود، ملاقات كرديم. و بعد كوئيك‌سيلور (ايوان پيترز) از راه رسيد كه زيرزمين خانه مادرش زندگي مي‌كرد اما مي‌توانست زمان را متوقف كند يا با سرعت نور حركت كند.  متوجه هستم كه درباره اولين موتانت يك افسانه قديمي وجود دارد، اما بر روي پرده اين فرضيه چندان جواب نمي‌دهد. اسكار آيزاك با وجود نقش‌آفريني خوب آنطور كه بايد كاراكتر را مال خود نمي‌كند. او شبيه به همه كليشه‌هاي خبيث به نابودي بشر فكر مي‌كند و بعد از روي خباثت فرياد هاها! شريرانه‌اي تحويل‌مان مي‌دهد.
 
گاردين- پيتر بردشاو: مجموعه‌اي از موجودات عجيب‌الخلقه قديمي و تازه در سراسر فيلم ايكس-من هيجان‌انگيز و پرانرژي مارول، «آپوكاليپس»، به كارگرداني برايان سينگر پراكنده شده‌اند. فيلمي كه به نظر مي‌رسد براي رويارويي‌هاي افسانه‌اي كاراكترهاي خود از  فيلم‌هايي چون «مهاجمان صندوق گمشده» و «جنگ ستارگان» تاثير گرفته است. حالا اين قهرمانان بايد با قهرمان كهن، اولين آ‌ن‌ها، مثل يك خداي مصري با بازي اسكار آيزاك مبارزه كنند. با اين وجود در اين قسمت فضاي كمي در دسترس است تا ويژگي‌هاي عجيب و فراواقعي «ايكس-من» فرصت نفس كشيدن پيدا كند، ديالوگ‌ها جذابيت كمتري دارند و خبري از بازيگوشي زيركانه و آشناي «اونجرز» هم نيست. شايد بهتر باشد فيلم‌هاي بعدي فرنچايز كاراكترهاي كمتر اما عميق‌تري داشته باشند. 
 
امپاير- هلن اوهارا: صحنه‌هاي آغازين فيلم اميدواركننده هستند، يادآور ساختار اولين فيلم ايكس-من برايان سينگر كارگردان. اين‌جا هم در طي يك فلاش‌بك به روزهاي اول فعاليت موتانت‌ها مي‌رويم. اما  كاراكترهاي زيادي براي معرفي وجود دارند و مابقي يك ساعت اول فيلم به معرفي همه آن‌ها مي‌گذرد. اما مشكل اصلي مربوط به آدم بدهاست. آپوكاليپس و چهار سواركار او. به الكساندرا شيپ در نقش استورم برخلاف استعداد او وظيفه زيادي سپرده نشده، انجل با بازي بن هاردي هم تاثيري بر داستان ندارد و اوليويا مان در نقش سايلاك جسور اما عاري از هرشكل ظرافت است. وقتي دوباره به مگنتو مي‌پيونديم او از كار توطئه‌چيني عليه بشريت بازنشسته شده  و به همراه زن و دختر دوست‌داشتني‌اش مرغ پرورش ‌مي‌دهد. درمقايسه با «روزهاي گذشته آينده» گستاخ و پرانرژي در اينجا همه چيز به نظر رقيق‌شده مي‌آيد. چندبار لازم است پروفسور ايكس به ما يادآوري كند كه مگنتو ذات خوبي دارد؟ آيا واقعا لازم بود تمام صحنه‌هايي كه چندبار پيش از تماشا كرديم را دوباره نمايش دهند؟ هرچه اين فيلم به قسمت‌هاي قبلي ايكس-من بيشتر ارجاع مي‌دهد شديدا آرزو مي‌كنيد كاش در حال تماشاي آن‌ها بوديد.
ويسنا فولادي
نظرات
کارآگاه يكشنبه 28 شهريور 1395 فيلمش واقعا کسل کننده بود...يه مشت قهرمان تين ايجر که همه به يه اندازه قوي هستند ولي موقع رويارويي با دشمن اصلي بي خاصيتن...فاسبيندر بازيگر خوبيه ولي اينجا گند زده.... داستانم نداره.
0 2
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز