یادداشت کاوه اسماعیلی درباره «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» برادران روسو

كاپيتان آمريكا جنگ داخلي در كنار فيلم قبلي، سرباز زمستان (هر دو به كارگرداني برادران روسو) با وجود محوريت دادن به شخصيت غيركاريزماتيك استيو راجرز با بازي سردمزاج كريس ايوانز، بهترين فيلمهاي مارول از مجموعه انتقامجويان هستند. اما تا اطلاع ثانوي ، گروه اوباش طوري نگهبانان كهكشان شورانگيزتر از قهرمانان پرافاده اونجرز هستند.
7فاز: آخرين محصول سينمايي استوديو مارول با فاصله اندکي پس از نمايش بتمن عليه سوپرمن ، طلوع عدالت آخرين فيلم دي سي، به نمايش درامد. مقايسه ميزان اقبال دو فيلم بين تماشاگران و منتقدان نمايشگر زيادتر شدن اختلاف بين اين دو کمپاني‌ در هاليوود است. در سالي که دي‌سي سرمست از موفقيت سه‌گانه دارک نايتها چراغ را به دست نولان سپرد و خودش به خواب زمستاني رفت ، مارول با اونجرز فيل هوا کرد. دي‌سي، کاراکتر کهنه و بي‌مزه سوپرمن را دوباره رو کرد و آن را به دست فيلمساز ملعون هاليوود زک اسنايدر سپرد تا به مبارزه با بتمن بفرستد و مارول کلي از قهرمانهاي کميک‌هايش را با کارگرداني استعدادهاي تازه هاليوود از قبيل برادران روسو، روي پرده آورد تا بالاخره آنها را در ساحتي عظيم‌ترو هيجان‌انگيزتر درکاپيتان آمريکاي سوم در جنگي داخلي در مقابل هم قرار دهد. با  تم داستاني مشترک و کهن الگوي چالش سوپرهيروها-اسطوره‌ها با قواعد زندگي عادي که در بسياري از کميک مووي‌هاي اين دو استوديو به آن پرداخته شده . هرچقدر پايه جنگ بتمن و سوپرمن بر اساس يه سوءتفاهم مضحک بنا شده و افسرد‌ه‌حالي قهرمانهايش براي چنين فيلمي ملال‌انگيز است در کاپيتان آمريک: جنگ داخلي، انبوهي از سوپرهيروهاي سرحال و بامزه بر سر موضوعي مشخص به جان هم مي‌افتند. 
در فضاي مکتوب سينمايي ما اما وضع وخيم‌تر از اين است که بر سر مقايسه مارول و دي‌‌سي جدلي ايجاد شود. اينجا کل ماجرا زير سوال است. مي‌توان رياکارانه از عکسهاي رنگي و گلاسه و خوش‌آب‌‌ و رنگشان پول دراورد و در عين حال در مذمتشان نوشت که سينما را به ويرانه تبديل کرده‌اند و بزرگ تيتر زد که "ابرقهرمانها چه بر سر سينما آورده‌اند؟". چه بلايي؟ همان که دهه‌ها پيش وسترنها آوردند. و در تمام اين سالها اين منعطف‌ترين و تغييرشکل‌يافته‌ترين ژانر سينمايي بلاي جان سرگرمي‌سازي در آمريکا شد!! بازيگران صاحب تيپهاي امتحان‌ پس‌داده سينماي وسترن به قهرمانان کميک مووي‌ها با ويژگي‌ها و توانايي‌هاي مفروض و ثابت بدل شده‌اند. از جان وين تا کاپيتان آمريکا. اين انگلهاي روح واقعي سينما. 
جنگ داخلي که نامش حاوي کنايه‌اي تاريخي از دو رويکرد سنتي جناحهاي سياسي آمريکا در مقابل قدرت است، داستان دوپاره‌شدن انتقامجويان است. عده‌اي به رهبري توني استارک (آيرون من) ليبرال مسلک در واکنش به خسارات جانبي چند عملياتشان با دولت و قانون براي محدودتر شدنشان سازش ميکنند و باقي به رهبري استيو راجرز (کاپيتان آمريکا) اولدفشن، از آن پيمان سرباز مي‌زنند تا رودرروي ياران سابق قرار گيرند. اختصاص يافتن نام اين پروژه به کاپيتان آمريکا و فرجام نهايي داستان، جهت گيري فيلم به او را نشان مي‌دهد. رابطه دوستي راجرز با باکي بارنز (سرباز زمستان) تعهدي فراتر از پيمان سازمان ملل براي او دارد و مثل دو فيلم قبلي از سري کاپيتان آمريکا موتور احساسي فيلم را روشن مي‌کند. جايي که بدمن داستان، زمو (دنيل برول) به عنوان يکي از آسيب‌ديدگان بيگناه يکي از پروژه‌هاي انتقام‌جويان، با فاش کردن حقيقتي درباره سرباز زمستان ، نبرد آيرون من و کاپيتان را شخصي‌تر و پيچيده‌تر مي‌کند تا امپراتوري را از درون فرو بريزد و شاهد نابودي آنها باشد. جايي که بيگانه‌اي در کار نيست و درخشش صاعقه مبارزه بين قهرمانان خودي درمي‌گيرد. (مقايسه کنيد با جسي آيزنبرگ در بتمن عليه سوپرمن که تقليدي پرت از جوکر بود بدون درنظر گرفتن نيات پيچيده آن شر بي‌مانند)
فيلم با افتتاحيه‌اي کوبنده از عملياتي در نيجريه بر عليه هايدرا آغاز مي‌شود که به فاجعه‌اي انساني ختم مي‌شود. تا سکانس اکشن بعدي که آغاز جنگ داخلي‌ست فاصله اي يک ساعته است که کند و و پر از کنايه‌هاي سياسي ميگذرد. فيلم خيلي دير وارد کليشه‌هاي دلپذير ژانر مي‌شود و براي تشنگي تماشاگر به وعده فيلم براي تماشاي جنگ بين قهرمانانش دامن مي‌زند. فصل يارگيري بين دو گروه سورپرايزي ويژه دارد و با رونمايي از اسپايدرمن براي اولين بار در سري انتقامجويان آتش دوباره‌اي به فيلم مي‌زند. يک پيتر پارکر محشر که به لحاظ طنازي و شنگولي کمي وامدار ددپول است اما بيشتر از آن، ستايشي‌ست از خوره کميک‌ها و تين ايجرهاي عاشق کميک موويها  که خود به ابرقهرماناني متواضع شبيه شده‌اند. تماشاگران و مخاطبان اصلي مارول در سراسر دنيا. 
در غياب ثور و هالک ، آنت من و بلک پنتر به بخش ديوانه‌وار مبارزه اضافه مي‌شوند تا کنجکاوي هميشگي براي پاسخ به سوال " کي کيو ميزنه؟" را به عالي‌ترين شکل ممکن ارضا کنند. اشتياقي که ريشه در گيم‌هاي کامپيوتري دارد و در سکانس جنگ در فرودگاه با کارگرداني چيره‌دستانه برادران روسو به فستيوالي از مهارت فني براي ساختن يک فصل مبارزه با شخصيتهاي متعدد بدل ميشود. آنقدر که آيرون من هم در شگفتي از منظره پيش رويش با لحني شاهکار ميگويد "حالا هر کي هر توانايي تازه‌اي بلده ، رو کنه" 
کاپيتان آمريکا جنگ داخلي در کنار فيلم قبلي، سرباز زمستان (هر دو به کارگرداني برادران روسو) با وجود محوريت دادن به شخصيت غيرکاريزماتيک استيو راجرز با بازي سردمزاج کريس ايوانز ، بهترين فيلمهاي مارول از مجموعه انتقامجويان هستند. اما تا اطلاع ثانوي، گروه اوباش طوري نگهبانان کهکشان شورانگيزتر از قهرمانان پرافاده اونجرز هستند.
کاوه اسماعيلي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز