یادداشت نویسنده 7فاز درباره «من» سهیل بیرقی

«من»، همان‌گونه كه از عنوانش پيداست، بيش‌تر به تك‌گويي منزوي سازنده‌اش مي‌ماند. روايتي يك‌طرف كه ارتباطش با مخاطب قطع است؛ چراكه روايت به‌صورت يك كليت يك‌پارچه شكل نگرفته بل‌كه يك هم‌نشينيِ چندتكه است كه تكليف مخاطب در نحوه هم‌راهي با آن‌ها مشخص نيست.
7فاز:
جمع بي‌حاصل اضداد / درباره طرح روايت «من» 
«من» روايت مقطعي از زندگي يك خلاف‌كارِ خاص، چندعمل‌كردي و در عين حال خودرأي و تك‌رو است كه به دستگيري‌اش توسط نيروهاي امنيتي ختم مي‌شود. در انطباقي فرمال با شخصيت اصلي، شيوه ارائه روايت هم به‌طرز چشم‌گيري خودرأي و تك‌رو است. به‌طوري‌كه نه در درون متن، و نه در ارتباط با مخاطب موفق به به برقراي تعامل و وحدتي پك‌پارچه نمي‌شود. 
فيلم با صحنه پاياني داستان شروع مي‌شود. درنتيجه از همان ابتدا تكليف‌مان با فرجام روايت مشخص مي‌شود تا منتظر رودست خوردن از پيچش‌هاي داستاني نبوده و درعوض توجه خود را به ارتباط‌هاي مضموني بين منزل‌گاه‌هاي روايي معطوف كنيم. اصرار بر نشان ندادن چهره مأمورها، و برعكس تأكيد روي چهره آذر (ليلا حاتمي) نويد يك روايت شخصيت‌محور را مي‌دهد. از همان ابتداي داستان مشخص مي‌شود كه با يك شخصيت اجتماعيِ بي‌آرام‌وقرار سر و كار داريم. بنابراين سير روايت به سفري مي‌ماند كه قرار است به سرمنزلي كه در سكانس افتتاحيه ترسيم شده بود برسد. در عين حال، داستان از جايي شروع مي‌شود كه آذر تقريباً به آخر خط رسيده و كارش تمام است؛ حتي خودش هم مي‌داند به‌زودي دستگير خواهد شد. درنتيجه اهميت منزل‌گاه‌ها در ترسيم ابعاد اين شخصيت و محيط پيرامونش دوچندان مي‌شود؛ ايست‌گاه‌هايي كه هركدام بايد انعكاسي از جنبه‌هاي شخصيتيِ آذر بوده و با امتناع از داستان‌پردازي، بي‌قراريِ او را تقويت كنند. اما اين منزل‌گاه‌ها برخلاف رويه شخصيت آذر و سيرِ ازپيش‌تعيين‌شده روايت، نه‌تنها گذرا و موقتي نيستند، بل‌كه ميل به داستان‌گويي موازي با روايت اصلي دارند. تقابل بين داستان‌گريزي روايت اصلي و گرايش به داستان‌گويي از طريق خرده‌روايت‌هاي منزل‌گاه، اضدادي هستند كه در فيلم به جمع‌بندي منطقي نرسيده‌اند. يكي از نمودهاي اين تضارب رويكردها را در بلاتكليفي ژانري فيلم نيز مي‌توان ديد: تقطيع‌ها و هم‌چنين موسيقيِ ـ همه‌جا حاضر ـ فيلم منطبق بر قواعد ژانر جاسوسي/معمايي‌اند، در حالي كه پيرنگ فيلم نمي‌خواهد چنين روايتي ارائه دهد. 
پيش‌تر، نمونه قابل قبول چنين جمع اضدادي را در «پذيرايي ساده» (ماني حقيقي ـ 1390) ديده‌ايم. مقايسه اين دو فيلم، دو تقاوت عمده را روشن مي‌كند. اول اين‌كه منزل‌گاه‌هاي «پذيرايي ساده» برخلاف «من»، محل گذرند و خدشه‌اي به گريزپاييِ شخصيت‌هاي اصلي وارد نمي‌كنند؛ اگر هم در نيمه دوم آن فيلم، شخصيت‌ها به برخي از منزل‌گاه‌ها رجوع مي‌كنند به دليل انگيزه‌هاي دروني خودشان است. اما مراجعات آذر به منزل‌گاه‌ها در «من» منتاقض‌تر از آن است كه آن را به پاي ابهامِ ناشي از پيچيدگي شخصيتش بگذاريم. براي مثال، اگر او چنان قدرتي دارد كه در پوشش يك كارخانه رسمي و قانوني آب معدني، عرق‌فروشي كند، چرا به‌راحتي در مقابل بي‌احتياطي مسؤول فروش كارخانه كوتاه مي‌آيد و در مراجعه بعدي، همين مجادله را كش مي‌دهد و باز هم بدون كسب نتيجه دل‌خواهش رها مي‌كند؟! يا چه‌طور او در ابتدا نسبت به شخصيت ساختمان‌ساز آن‌قدر سخت‌گير (و به قول او: "سفت") است، اما ناگهان با ديدن يك سند منگوله‌دارِ يك‌روزه سست مي‌شود؟! در مقابل، تناقضات رفتاريِ شخصيت‌ها در «پذيرايي ساده» به‌گونه‌اي در تار و پود روايت تنيده شده‌اند كه وقتي كاوه (ماني حقيقي) با آن بي‌رحمي خوف‌ناك، جنازه نوزاد را از پدرش (قربان نجفي) مي‌خرد تا خوراك گرگ‌ها كند، اما بلافاصله پس از رفتن پدر، سوگوارانه كنار جنازه دراز مي‌كشد و در ادامه با دست خالي مشغول كندنِ قبر براي او مي‌شود، كاملاً قابل پذيرش است. 
دومين تفاوت به سيّاليت و جابه‌جايي نقش‌ها و كاركردهاي داستاني مربوط مي‌شود. در «پذيرايي ساده» اين امرْ با دو تمهيد عمده به دست آمده بود: بده‌بستان‌هاي ظريف و هوش‌مندانه در ديالوگ‌ها و زيرمتن‌ها، و هم‌چنين حذف بيان‌گرايي و جلوه‌گري از تدوين. به اين ترتيب، با اين‌كه موتور محرك خرده‌روايت‌ها كاوه و ليلا (ترانه عليدوستي) بودند، اما مواضع شخصيت‌هاي فرعي در برابر اين دو نفر و هم‌چنين در برابر مخاطب در برخي از لحظه‌ها به هم‌گرايي مي‌رسيد و با سپس ظرافتي مثال‌زدني، اين مواضع با يك‌ديگر جابه‌جا مي‌شدند. از طرف ديگر، اين جابه‌جايي‌ها چنان در پيرنگ فيلم مستتر بودند كه نيازي به ابزارهايي هم‌چون تقطيع و تدوين براي تشديد تأثيرشان نبود. در مقابل، پيرنگ «من» موفق به ايجاد چنان هم‌گرايي‌ها و جابه‌جاي نرمي بين شخصيت‌ها نمي‌شود. و به همين دليل دست‌به‌دامن الگويي بيان‌گرا و تفسيري از تقطيع و تدوين مي‌شود. درنتيجه از يك طرف، مواجهه‌هاي بين آذر و ساير شخصيت‌ها از ديالوگ فاصله گرفته و بيش‌تر به توازي مونولوگ‌ها نزديك مي‌شود (عليرغم گفت‌وگونويسيِ جذاب و ستودنيِ فيلم)، و از طرف ديگر، گاه و بي‌گاه ارتباط مخاطب با جريان حسي فيلم قطع مي‌شود. به‌عنوان مثال به قاب‌هايي مي‌توان اشاره كرد كه آذر در آن‌ها حضور ندارد و ما براي لحظاتي با ساير شخصيت‌ها مي‌مانيم (و به‌فاصله كوتاهي، مجدداً رهاشان مي‌كنيم). مثال ديگر، قاب‌هايي هستند كه در آن‌ها جزئياتي از چشم آذر پنهان و صرفاً براي مخاطب آشكار هستند. به اين فهرست، برش‌هايي كه مشخصاً حاوي تفسيرِ خارج از پيرنگ فيلم‌ساز هستند را نيز مي‌توان افزود. 
به اين ترتيب، «من»، همان‌گونه كه از عنوانش پيداست، بيش‌تر به تك‌گويي منزوي سازنده‌اش مي‌ماند. روايتي يك‌طرف كه ارتباطش با مخاطب قطع است؛ چراكه روايت به‌صورت يك كليت يك‌پارچه شكل نگرفته بل‌كه يك هم‌نشينيِ چندتكه است كه تكليف مخاطب در نحوه هم‌راهي با آن‌ها مشخص نيست.
فربد رهنما
نظرات
سعيد چهارشنبه 10 شهريور 1395 يادداشت خوبي بود.بيشتر بنويس آقاي رهنما.جنمش رو داري
2 0
پاسخ

محمد جمعه 12 شهريور 1395 اشتباه ميکني سکانس اول مربوط به آخر فيلم نبود! شروع داستان بود
4 0
پاسخ

محمد جمعه 12 شهريور 1395 فيلم چندان فيلم خوبي نيست. ولي واضحا شما اصلا نفهميدي فيلم رو
2 0
پاسخ

سياوش چهارشنبه 24 شهريور 1395 فکر با موضع رفته فيلم ديده و يه چيزه ديگه ديده.... نه اولش درست گفته و نه وسطش رو... فقط آخرش که گرفتنش رو درست گفته
1 0
پاسخ

نيلوفر پنجشنبه 8 مهر 1395 به نظرم تناقضي در پردازش شخصيت آذر وجود نداره، در واقع همه چيز براش بي اهميته، نه اون كارخانه عرق فروشي نه جريان مليحه و نه اون خواننده كه مثلاً ازش بدش نمي آيد، ولي در آخر اصلاً از مأمور بودنش متعجب نميشه و مهمتر از همه دستگير شدن براش بي اهميته، سند منگوله و پسر خواننده همه درگير بازي آذر هستند كه البته انگار پايانش رو كاملاً ميدونه، نكته ديگه اينكه سكانس اول براي ما يك دِد لاين تأيين ميكنه و مشخصاً سكانس آخر نيست كماي اينكه لباس آذر در اين سكانس با سكانس آخر فرق ميكنه
2 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز