راهنمای جنبش‌های سینمایی - بخش ششم: اكسپرسیونیسم آلمان (1926-1919)

چيست؟ اين ادعا كه آلمان دهه 20 ميلادي حال و حوصله كمدي‌هاي استونر خودنمايانه را نداشته است به نوعي حقيقت است. بله, حال و هواي آن زمان تاريك و مه گرفته بود و هنرمندانش تحت تاثير وحشت از خندق‌ها و پس‌آمدهاي جنگ به خلق آثار خود مي‌پرداختند. كارگردانان اكسپرسيونيست آلماني, همانند همتايان دادائيست‌شان در هنر مدرن, با دخول به جامعه‌اي از هم گسيخته براي پر كردن فيلم‌هايشان با كاركترهايي به همان اندازه از هم گسيخته كمك گرفتند؛ مثل كاركتر "ام" در فيلم "ام" با بازي پيتر لوري.

امپاير:
فيلمسازان مهم:
فريتس لانگ, رابرت وينه, اف.دبليو. مورنائو, كارل بوسه

چيست؟ اين ادعا كه آلمان دهه 20 ميلادي حال و حوصله كمدي‌هاي استونر خودنمايانه را نداشته است به نوعي حقيقت است. بله, حال و هواي آن زمان تاريك و مه گرفته بود و هنرمندانش تحت تاثير وحشت از خندق‌ها و پس‌آمدهاي جنگ به خلق آثار خود مي‌پرداختند. كارگردانان اكسپرسيونيست آلماني, همانند همتايان دادائيست‌شان در هنر مدرن, با دخول به جامعه‌اي از هم گسيخته براي پر كردن فيلم‌هايشان با كاركترهايي به همان اندازه از هم گسيخته كمك گرفتند؛ مثل كاراكتر "ام" در فيلم "ام" با بازي پيتر لوري.

استعداد سربازاني مثل رابرت وينه و فريتس لانگ كه بعدها كارگردان شدند در همنشيني با نويسندگاني پرذوق مثل تئا فن هاربو (متروپوليس, سرنوشت, ام), فيلمبرداراني مثل كارل فروند (آدم مصنوعي, متروپوليس), طراحان صحنه توانايي از جمله هرمان وارم (دكتر كاليگاري, سرنوشت) و نقاشاني مثل والتر رورگ و والتر ريمان (دكتر كاليگاري) مضاعف شد. از اين كولاب انباشته از مردان و زنان توانا فيلم‌هاي عجيب و غريبي بيرون آمدند كه صحنه  به صحنه‌شان وحشت‌آور, تاريك و زننده بود. درواقع, اين‌ها صحنه‌هايي بودند كه پيش از اين هيچ‌گاه به اين اندازه برهم‌زننده به تصوير كشيده نشده بودند؛ فيلم‌هايي مثل "نوسفراتو" ساخته فردريش ويلهلم مورنائو و "كاليگاري" رابرت وينه. زاويه دوربين, كات اوت‌ها و گريم‌هاي وهمي و عجيب تجلي پريشاني دروني اين كشور بود.

فيلم‌هاي مهم: مطب دكتر كاليگاري (1920), شبح (1922), دكتر مابوزه قمارباز (1922), متروپوليس (1927), ام (1931), نيبه لونگ‌ها (1924)

برچه چيز تاثير گذاشت؟ اكسپرسيونيسم با ورود هيولاهاي كمپاني يونيورسال در دهه 30 ميلادي به نوعي آغازي معنوي بر ژانر هارور بود. از آن زمان, در هر هارور تحسين‌شده‌اي دست كم يك يا دو قطره از اكسير تاريك اكسپرسيونيسم ديده مي‌شد, از رواني هيچكاك تا مخلوقات شبح‌وار تيم برتون (كاركتر پنگوئن دني دويتوهمان دكتر كاليگاري است بدون آموزش‌هاي پرخرج پزشكي). فيلم نوآر, كه لانگ از نام‌هاي برجسته آن محسوب مي‌شود, چيزهايي را از منظره متناقض و تيره اكسپرسيونيست‌ها قرض گرفت, انگار كه برادر ناتني تردست او باشد.

نكته: از 750 كودكي كه در "متروپوليس" سياهي لشكر بودند هر روز ساعت 3 بعد از ظهر در صحنه پذيرايي مي‌شد.

چه بايد گفت: "مطب دكتر كاليگاري اولين پايان‌بندي مبهم را در سينما به نمايش مي‌گذارد."

چه نبايد گفت: "چرا همه اين آدم‌ها انگشتان بلندي دارند؟"

ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز