گزیده نظرات منتقدان درباره «هیولای پول» جودی فاستر

گاردين- پيتر بردشاو: بايد اين را درباره فيلم گفت كه با وجود گروه بازيگران سفيدپوست آن با تريلري متقاعدكننده طرف نيستيم: تنش داستان واقعا آنقدرها بالا نيست و تماشاگر بايد از چند اشتباه كوچك و جزئي در روند پيشروي داستان چشم‌پوشي كند. هيولاي پول حتي يك فيلم كاملا اوريجينال هم نيست. و مهم‌تر از همه دقيقا شكل يك هجويه تند و تيز را هم ندارد: فيلم مشخصا به مبارزه با سيستم علاقه‌اي ندارد. اما خب، «هيولاي پول» فيلمي سرگرم‌كننده است و بدون شك قابل ديدن.
7فاز:
امپاير- كريس هويت:
جودي فاستر در فيلم «مرد نفوذي» اسپايك لي از آن جايي در خاطره‌ها مي‌ماند كه كسي كاراكتر خبيث او را يك "پتياره بي‌نظير" صدا مي‌زند. اما واضح است كه او چطور در همه اين مدت مادلين وايت بوده، او همچنين از كار لي يادداشت برمي‌داشته، دقيق نگاه مي‌كرده و ياد مي‌گرفته است.  چهارمين فيلم او به عنوان كارگردان يك تريلر دلنشين و سرگرم‌كننده است. و اگر قدر فيلم لي به موفقيت نرسيده باشد، يا جنس و رنگ فيلم‌هاي ديگر او از جمله «بعدازظهر سگي» يا «شبكه» را نداشته باشد، اما دست كم سعي دارد داستاني شفاف را ارائه كند. «هيولاي پول» با فاصله زياد از جهان فيلم‌هايي چون «خانه براي تعطيلات» يا «كوچك‌مردي به نام تيت» آخرين فيلمي است كه به بحران مالي سال 2008 فكر مي‌كند. در عين حال فيلم مشخصا درباره آن دوره نيست، مثل «ركود بزرگ». فيلم درباره حس خشم تمام‌نشدني است كه نسبت به هيولاهايي كه باعث اين بحران شدند وجود دارد. اصلي‌ترين آن‌ها كاراكتر خبيث كارتوني دومينيك وست است. تمركز اصلي با اين حال بر لي گيتس (جرج كلوني، هم‌چنين در مقام تهيه‌كننده) است، ميزبان جيم كرامرطور يك برنامه پولي در تلويزيون كابلي. با وجود اينكه هيولاي پول حرف زيادي براي گفتن ندارد –طمع بد است و ميزبان‌هاي خودخواه برنامه‌هاي تلويزيوني بايد ياد بگيرند چطور به چيزهاي كوچك در زندگي‌شان قانع باشند- اما فيلم با پرش از تريلر به سوي درام و هجو رسانه‌ها و بازگشت به نقطه اول سرگرم‌كننده است. و وقتي كلوني اينقدر تماشايي است و نتايج خوب از آب درمي‌آيند قطعا افراد بيشتري به تماشاي هيولاي پول ترغيب خواهند شد.

 
گاردين- پيتر بردشاو: بايد اين را درباره فيلم گفت كه با وجود گروه بازيگران سفيدپوست آن با تريلري متقاعدكننده طرف نيستيم: تنش داستان واقعا آنقدرها بالا نيست و تماشاگر بايد از چند اشتباه كوچك و جزئي در روند پيشروي داستان چشم‌پوشي كند. هيولاي پول حتي يك فيلم كاملا اوريجينال هم نيست. و مهم‌تر از همه دقيقا شكل يك هجويه تند و تيز را هم ندارد: فيلم مشخصا به مبارزه با سيستم علاقه‌اي ندارد. اما خب، «هيولاي پول» فيلمي سرگرم‌كننده است و بدون شك قابل ديدن. يك چيز ديگر هم بايد در دفاع از فيلم گفت؛ برخلاف محافظه‌كاري آشكار آن، و احمقانه بودن‌اش، قطعا فيلمي روشن‌بينانه‌تر از فيلم اسكاري بيش از حد قدرديده و محبوب مهماني‌شام ليبرال‌ها، «ركود بزرگ» است. اين يك شاهكار نيست، بلكه يك فيلم پاپ‌كورني سرگرم‌كننده و دل‌نشين است.
 
نيويورك تايمز- اي.اواسكات: «هيولاي پول» با دقايقي هجوآميز شروع مي‌شود، بعدتر به تودرتوي افشاگري پامي‌گذارد و در آخر با يك تذكر سانتيمانتال و به شكلي غافلگيركننده آرام و خونسرد فرود مي‌آيد. نقش دادن به همه بازيگران اين فيلم به يك اندازه كار دشواري است، اما خانم فاستر فضا را جوري مي‌چيند كه براي هركدام دست كم يك يا دو دقيقه جالب‌توجه وجود داشته باشد.كيفيت اجراها به شكلي خارق‌العاده سطح داستان‌گويي را بالا مي‌برد و البته برخي از نقاط ضعف آن را آشكار مي‌كند. شايد با ديدن اتحاد سريع قربانيان بالقوه كايل (جك اوكانل) با او توي ذوق‌تان بخورد. اما فيلم مي‌خواهد اطمينان پيدا كند كه تماشاگر بداند اين مرد شايد يك اسلحه و بمب داشته باشد، اما هدف مشخصي هم در سر دارد. متدهاي كايل شايد افراط‌گرايانه باشند، اما به نوعي جواب مي‌دهند. او ديوانه است و ديگر قصد تحمل اين شرايط را ندارد. ما ولي صبر مي‌كنيم و لحظات خوشي را با تماشاي او سپري مي‌كنيم.
 
سالون- اندرو اوهاير: قطعا امكان ساخت درامي به سبك قديم و كاراكتر محور درباره بحران مالي وجود داشت، يك اثر توصيف‌ناشدني با حضور ستارگان بزرگ و داستاني هجوآميز و منسجم كه يادآور «شبكه» يا «سلطان كمدي» باشد. اما در عوض «هيولاي پول» گيرمان آمد، با حضور جرج كلوني در نقش مجري تلويزيوني حراف. اين فيلم كه بازگشت جودي فاستر به صندلي كارگرداني را رقم مي‌زند مي‌خواهد همه ويژگي‌هاي چند خط بالا را داشته باشد و به شكلي دردآور شكست مي‌خورد. فاستر و كلوني را نمي‌توان كاملا مسئول فيلمنامه‌اي دانست كه هيچ نكته‌اي براي گفتن درباره بحران مالي يا ذات طبقات اجتماعي و پول در آمريكا و چيزهايي از اين قبيل ندارد. اما آن‌ها مسئول تبليغ فيلم و به جلو راندن آن هستند، چون كساني كه چك‌هاي سنگين نوشتند اينطور به آن‌ها گفتند. همچنين مسئول نمايندگي فيلم در كن و تظاهر به اينكه ساخت يك درام گروگانگيري وابسته به فرمول كار شاقي است. با تمام جديت، تمام فيلم‌هاي دهه نودي كه مورگان فريمن در آن‌ها نقش يك گروگان مذاكره‌كننده را بازي كرده بهتر از اين يكي هستند. «مرد نفوذي» اسپايك لي سي مرتبه فيلمي بهتر از هيولاي پول است. جودي فاستر كه خودش در قلب ماجراست بايد اين را بداند.
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز