راهنمای جنبش‌های سینمایی - بخش پنجم: سینمای نوی برزیل (1972-1960)

چيست؟ يك خوراك برزيلي بزرگ از سياست, استعدادهاي تربيت‌نشده برزيلي خالص كه با روح انتقام‌جوي مبلغان سياسي مزه‌دار شده باشد. سينما نوو به مذاق هركسي خوش نمي‌آيد. اين جنبش با تاثيرپذيري از نئورئاليسم ايتاليا و فيلم‌هاي روسليني و دسيكا در اوايل دهه 60 ميلادي با درام‌هاي اجتماعي پرشور كارگردانان سياسي‌شده به سينماهاي برزيل راه يافت.
امپاير:
فيلمسازان مهم: گلوبر روشا, نلسون پريرا دوس سنتوس, روي گوئرا, کارلوس ديگواس
 
چيست؟ يک خوراک برزيلي بزرگ از سياست, استعدادهاي تربيت‌نشده برزيلي خالص که با روح انتقام‌جوي مبلغان سياسي مزه‌دار شده باشد. سينما نوو به مذاق هرکسي خوش نمي‌آيد. اين جنبش با تاثيرپذيري از نئورئاليسم ايتاليا و فيلم‌هاي روسليني و دسيکا در اوايل دهه 60 ميلادي با درام‌هاي اجتماعي پرشور کارگردانان سياسي‌شده به سينماهاي برزيل راه يافت. از فيلمسازان‌ قابل اعتناي اين دوره مي‌توان به نام‌هاي نلسون پريرا دوس سنتوس اشاره کرد که با ساخت فيلم مستند گونه "ريو 40 درجه" در سال 1955 سنگ‌بناي شکل‌گيري اين جنبش را استوار کرد. روي گوئرا به همراه جوان فتنه انگيز بيست و چند ساله‌اي به نام گلوبر روشا هم از ديگر شمايل‌هاي اين دوره به حساب مي‌آيد. علاقه شديد روشا به شعار شخصي‌اش ("هدف هنرمند تخطي و اهانت است.") منجر به ساخت فيلم "خداي سياه, شيطان سفيد" در سال 1964 شد, يک شهاب‌سنگ سينمايي که با حرکات دوربين ديوانه‌وارش از قتل, جادو و قرباني کردن کودکان حرف مي‌زند.
 
آن درام جنون‌آميز تنها يک نمونه از مشت‌ سنگين کارگردانان اين دوره بر زمين‌داران منتفع و بوروکرات‌هاي خونسرد بود. پس از آن معناي اصلي سينماي سوم آمريکاي لاتين بر همگان روشن شد: فيلم‌هايي براي تهيدستان, شهرنشينان در مقابل  مهاجران و طبقات حاکم بر جامعه در مقابل زاغه نشينان. از آن‌جا, اين جنبش از مرحله "زيبايي‌شناسي عطش و آرزو" وارد فاز دوم و سومي شد که به رابطه برزيل با کيچ و جنبش هنري تروپيکاليا و خوشبختانه در سطوح پايين‌تر به آدم‌خواري مي‌پرداخت.
 
فيلم‌هاي مهم: خداي سياه, شيطان سفيد (1964), زندگي‌هاي بي‌ثمر (1963), کشيش و دختر (1966), تفنگ‌ها (1964), Antonio das Mortes  (1969), Land in Anguish (1967), How Tasty Was My Little Frenchman (1971)
 
بر چه چيز تاثير گذاشت؟ سينماي سوم کارگردانان آمريکاي لاتين از جمله فرناندو سولاناس و اکتاو گتينوي آرژانتيني و همچنين جيلو پورته‌کوروو که فيلم سياه و سفيد او, "نبرد الجزيره" در سال 1966 به شدت از سينماي روشا و همتايانش تاثير مي‌گيرد.
 
نکته: لوييس بونوئل که فيلم "فراموش شدگان" او با آثار سينما نوو وجوه اشتراک بسياري دارد, "خداي سياه, شيطان سفيد" را زيباترين چيزي که در طول يک دهه ديده است توصيف کرد.
 
چه بايد گفت: "دوربيني در دست و ايده‌اي در ذهن."
 
چه نبايد گفت: "برزيل 1-7 به آلمان باخت, نه؟"
ويسنا فولادي
نظرات
الزامي پنجشنبه 28 مرداد 1395 نه نه اون مورد آخرو اصلا نبايد گفت !!! :))))))
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز