راهنمای جنبش‌های سینمایی - بخش چهارم: موج نوی فرانسه (1964-1959)

فيلمسازان مهم: آلن رنه, ژان لوك گدار, فرانسوا تروفو, اگنس واردا, كلود شابرول, ژاك ريوت, ژاك دمي
امپاير:
فيلمسازان مهم:
آلن رنه, ژان لوک گدار, فرانسوا تروفو, اگنس واردا, کلود شابرول, ژاک ريوت, ژاک دمي

 
چيست؟ سرحال, باب روز و کاملا جديد. کارگردانان موج نوي فرانسه باهوش, ماجراجو و به معناي واقعي فرانسوي بودند. آن‌ها با تاثير از فيلمسازان مستقل متعصب آمريکايي مثل سم فولر و دن سيگل, فرم گرايي و سنت‌ها را به قصد خلق کارکترهاي جديد کنار گذاشتند. در عوض برداشت‌هاي طولاني کارگردانان صاحب‌سبکي چون ماکس افولس, رنه کلمان يا سينماي تئاتري مارسل کارنه, ژان لوک گدار, فرانسوا تروفو و همتايانشان با جامپ کات‌ها, روايت‌هاي غيرخطي و بديهه‌گويي‌ها در کمال بي‌باکي نيرويي تازه به فيلم‌هايشان تزريق کردند. به ناگاه فيلم‌ها توانايي اين را پيدا کردند که علاوه بر شعر و غزل, رپ‌سرايي هم کنند.
 
گدار و تروفو درگيرترين فيلمسازان اين دوره هستند .با اين حال بدون شک دوست کايه دو سينمايي اين دو, کلود شابرول بود که با درام "سرژ زيبا" در سال 1958 حمله اصلي را شروع کرد. پس از آن لحظات دوران‌ساز يکي پس از ديگري از راه رسيدند. به فاتاليسم از پادرآورنده ژان‌پل بلموندو و طلسم جين سيبرگ در "از نفس افتاده" فکر کنيد. به "چهارصد ضربه" فرانسوا تروفو و جراحت جسماني "سال پيش در مرين‌بد" فکر کنيد. به آن کلاه‌هاي برازنده و روان‌هاي جسور و مبارز فکر کنيد. اگرچه همه چيز درباره شيطنت‌هاي بچگانه و تي‌شرت‌هاي جذاب نبود. کارگرداناني مثل آلن رنه و کريس مارکر در آنسوي رودخانه سن با ساخت فيلم‌هايي چون "هيروشيما عشق من" و "اسکله" رويکردي آگاهانه هنري و تجربي اتخاذ کردند, در همين حين کايه دويي‌ها کتاب قوانين را به کلي از اهميت ساقط کردند.
 
فيلم‌هاي مهم: چهارصد ضربه (1959), هيروشيما عشق من (1959), از نفس افتاده (1960), جولز و جيم (1962), دسته جدا افتاده‌ها (1964), کلئو از 5 تا 7 (1962), پيرو خله (1965)
 
بر چه چيز تاثير گذاشت؟ هر جنبش سينمايي که با پيشوند "نو" همراه باشد (هاليوود نو, آلمان نو, موج نوي چکسلواکي و...) اهميت‌اش را مديون گدار و همتايانش است. اگرچه جان کاساوتيس در آن‌سوي درياي آتلانتيک مسيري مشابه را در اواخر دهه 50 در پيش گرفته بود. تاثير ديرپاي اين جنبش حتي در فيلم‌هاي متمايزي همچون "زندگي در آب" (که مستقيما از "جولز و جيم" نقل قول مي‌آورد), "پالپ فيکشن" و "مکالمه" هم ديده مي‌شود. همچنين به لطف کارگردانان نوگراي فرانسوي بود که اندرو ساريس منتقد "تئوري مولف" را ابداع کرد و مباحثي که درباره معناي حقيقي اين نظريه و کارگردانان مولف راه افتاد تا امروز همچنان ادامه دارد. متشکريم اندرو.
 
نکته: کوئنتين تارانتينو کمپاني فيلمسازي‌اش را از روي فيلم "دسته جدا افتاده‌ها"ي گدار نامگذاري کرده است. 
 
چه بايد گفت: "کريس مارکر, آلن رنه و انيس واردا رهبران خودانگيخته موج نوي جنوب رودخانه سن هستند."
 
چه نبايد گفت: "کسي يک کپي از متن فيلمنامه دارد؟"
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز