راهنمای جنبش‌های سینمایی - بخش سوم: نئورئالیسم ایتالیا (1951-1942)

فيلم‌هاي مهم: احساس (1943), رم, شهر بي‌دفاع (1945), زمين مي‌لرزد (1948), دزدان دوچرخه (1948), آلمان, سال صفر (1948), اومبرتو دي (1952)
امپاير:
فيلمسازان مهم:
لوکينو ويسکونتي, روبرتو روسيليني, ويتوريو دسيکا

 
چيست؟ زاده ابتکار و احساسات. نئورئاليسم در دوره‌اي پديدار شد که دومي مايه نااميدي بود و نبود اولي ناگزير باعث ايجاد مکر و روباه صفتي در ميان مدعيان اصلي شده بود. استوديو اصلي فيلمسازي ايتاليا, چينه‌چيتا بدست متحدين بمباران شده بود –احتمالا پس از تماشاي چند کمدي رومانتيک فاشيستي- بنابراين کارگرداناني مثل روبرتو روسليني و ويتوريو دسيکا کار را به خيابان‌ها منتقل کردند و با استفاده از نور موجود, بازيگران غيرحرفه‌اي و حداقل امکانات به بازگويي داستان مردماني محقر پرداختند که شبانه‌روز با زندگي مشقت‌بارشان در جدال به سر مي‌بردند.
 
اين جنبش به رهبري "احساس" لوکينو ويسکونتي در اقتباس از کتاب جنايي جيمز ام. کين که در لباسي فاخر از جنس درامي  متهورانه ساخته شد تا مدتي پس از اعدام  موسيليني و حذف سانسور ادامه پيدا کرد. "سينما قدرتمندترين سلاح است" تبديل به شعار اصلي فاشيست‌ها شده بود با اين وجود نئورئاليست‌ها, مردان ثروتمندي چون ويسکونتي و دسيکا که در دل جامعه‌اي فقير بزرگ شده بود اين شعار را تبديل به ابزاري براي ايجاد دگرگوني‌هاي اجتماعي و نمايش محدوديت‌هاي جامعه کردند. زنان و مردان قهرمان در حال تقلا و برخاسته از جامعه کارگري فيلم‌هاي آنان ستارگان فريبنده سينما نبودند. لامبرتو ماجوريني "دزدان دوچرخه" يک تراشکار بود و آنتونيو آرسيدياکونو نابازيگري بود که در "زمين دارد مي‌لرزد" اولين حضور سينمايي‌اش را تجربه کرد و نويسندگاني مثل چزاره زاواتيني و اومبرتو باربارو فيلمنامه‌هايشان را بدون شک با قلمي اندوهگين نوشتند.
اين جنبش به تدريج به مراحل تازه‌اي نزديک ‌شد, نام‌هاي مهمي به فانتزي ("معجزه در ميلان" دسيکا) و مباحث بزرگ تاريخي ("احساس" ويسکونتي) روي آوردند و مدعي جديدي به نام فدريکو فليني کمدي, انزواي سياسي و درام را در معجون مست‌کننده "شيخ سفيد" و "ولگردها" به خورد تماشاگر داد. تنها پس از گذشت چند سال, فيلم‌هاي اين دوره موفق شدند راه خود را به هر ليست 10 فيلم برگزيده که ارزش نقل کردن داشت باز کنند.
 
فيلم‌هاي مهم: احساس (1943), رم, شهر بي‌دفاع (1945), زمين مي‌لرزد (1948), دزدان دوچرخه (1948), آلمان, سال صفر (1948), اومبرتو دي (1952)
 
بر چه چيز تاثير گذاشت؟ مارتين اسکورسيزي, يک استاد کار در هرچيزي که به سينماي ايتاليا مربوط مي‌شود, يکي از اعضاي ارتش بزرگ فيلمسازان مهمي‌ است که مديون اين جنبش هستند. موج نوي فرانسه, سينما حقيقت, رئاليسم اجتماعي مايک لي و کن لوچ, موج نوي چکسلواکي, ساتياجيت راي, دوگما و... همگي از سينماي دسيکا و همتايانش تاثير گرفته و مي‌گيرند. درواقع, کمتر فيلمسازي وجود دارند که به هيچ وجه از نئورئاليست‌ها تاثير نگرفته باشد. به جز مايکل بي, شايد.
 
نکته: در دزدان دوچرخه, نام برند دوچرخه آنتونيو "Fides" است, معادل ايتاليايي "ايمان". کنايه‌آميزست, مگر نه؟
 
چه بايد گفت: "نئورئاليسم نوعي واکنش از سوي طبقه کارگر به فيلم‌هاي "تلفن سفيد" (فيلم‌هاي که به تقليد از سينماي آمريکا و درباره طبقه ثروتمند جامعه ساخته مي‌شد.م) کذايي دهه 30 ميلادي بود."
 
چه نبايد گفت: "دنباله دزدان دوچرخه, “Segway Stealers” را تماشا کردي؟"
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز