یادداشت پویان عسگری درباره «لانتوری» رضا درمیشیان

تماشاي «لانتوري» كار راحتي نيست. ضيافتي از آزار براي تماشاگر مهيا شده تا در آن بپلكد و بترسد و از خود و فيلم و دنيا متنفر شود. اما اگر تماشاگر بهتر و صبورتري باشيد تماشاي «لانتوري» براي‌تان يك تجربه جالب و هيجان‌انگيز خواهد بود. جايي كه تحمل رويكرد ساديستيك و آزاردهنده فيلمساز، ما را به مكاشفه در موقعيت دهشتناك انساني فيلم مي‌رساند و احساسات در خفا مانده و سركوب شده تماشاگر را از ناخودآگاهش به سطح پرده سينما منتقل مي‌كند. 
7فاز: سازنده «بغض»، «عصباني نيستم» و «لانتوري» انسان مشوش و پراسترسي است. يا به عبارت بهتر هر سه فيلم از دروني پرتنش، رنجور، زخم خورده و به فنا رفته، بهره مي‌برند و در عذاب هستند. ناامني و عدم آسايش در هر سه فيلم جلوه مي‌کند و فيلم به فيلم بغرنج‌تر مي‌شود. فيلم اول به عنوان خام‌ترين فيلم سه‌گانه، بيشتر حاوي محدوديت‌هاي بياني فيلمساز است که در دو فيلم بعدي هم به شکلي ديگر خود را نشان مي‌دهد. رضا درميشيان در «بغض» از سرخوردگي سياسي و انسداد اجتماعي شروع مي‌کند و به تراژدي انساني مي‌رسد. دستمايه‌اي که در دو فيلم بعدي با شدت و اعتماد بنفس بيشتر تکرار مي‌شود و نشان دهنده امکانات و محدوديت‌هاي توامان فيلمساز در شيوه فيلمسازي‌اش است. در هر سه فيلم از سياست و رويکرد ژورناليستي براي ساختن فضا و اتمسفر استفاده مي‌شود. در فيلم اول مهاجرت به ترکيه و حس غربت، در «عصباني نيستم» ضديت با رييس جمهور سابق و حس فراق، و در «لانتوري» برجسته کردن معضل/ ناهنجاري اسيدپاشي و حس انزجار. در فيلم دوم و سوم اما شدت هجمه ايده‌هاي سياسي/ اجتماعي، ممکن است تماشاگر عادي و بي‌خبر از رويکرد سبک‌پردازانه فيلمساز را از تماشاي ادامه فيلم منصرف کند. بخصوص «لانتوري» که به اشتباه مقدمه را به طول و تفصيل برگزار مي‌کند و افراطش در آزار تماشاگر باعث فاصله افتادن با فيلم مي‌شود. اما در هر دو فيلم، گذر از موقعيت سياسي/ اجتماعي ترسيم شده و رسيدن به بزنگاه‎هاي انساني، باعث مي‌شود که با دو فيلم خاص در سينماي ايران مواجه باشيم. دو فيلم بي‌تکرار. دو فيلم خاص و پر از نفرت که از فقدان همدلي انساني به عصيان و انزجار رسيده‌اند. به لحظه ترسناک نابودي خود و بقيه. در «عصباني نيستم» رضا درميشيان بهترين «قصه عشق» تمام اين سال‌ها را از خلال ابراز نفرت به دوران سپري شده، روايت مي‌کند. در فيلمي که مخالفت سياسي، معنا و حسي انساني پيدا مي‌کند ما شاهد داستان پسري مي‌شويم که از دانشگاه اخراج شده و تنها دلبستگي‌اش در دنيا عشقش به دختر همکلاسي‌اش است. اما اين پسر عاشق به دليل شرايطي که در آن قرار گرفته، رفته رفته و ناخواسته به جنون مي‌رسد. نه تنها به دختر نمي‌رسد که قاتل پدر او مي‌شود و در پايان دلخراش فيلم، جايي که مردم کوچه و خيابان دوره‌اش کرده‌اند، در آغوش پر واهمه قصاص آرام مي‌گيرد. «لانتوري» دقيقا از جايي آغاز مي‌شود که فيلم قبلي به پايان رسيده بود. در دل شلوغي اظهارات گوناگون مردم در واکنش به ماجراي قصاص. اينجا يک موضوع به چند مسئله داغ اجتماعي تغيير شکل مي‌دهد و فيلمساز جاه‌طلبانه دست به تجربه‌اي جديد مي‌زند. طبيعي است که در «لانتوري» خبري از تمرکز و داستانگويي سرراست‌تر «عصباني نيستم» نيست و فيلمساز به عمد با افراط در سبک‌گرايي و نمايش آزاردهنده زندگي دسته لانتوري، دير و در ميانه‌هاي فيلم به «قصه اصلي»اش مي‌رسد. جايي که براي اولين بار در يک فيلم ايراني بعد از انقلاب - سال‌ها بعد از «بن‌بست» پرويز صياد -  شاهد داستان «عشق يکطرفه» مي‌شويم. اينکه کسي در ذهنش طرف مقابل را معشوق خود مي‌داند و گمان مي‌برد او هم عاشقش است. غافل از آنکه درگير وهم خود بوده و خبري از عشق نيست. اينجا است که دنياي ذهن عاشق، ويران مي‌شود و سيلي واقعيت توي گوشش مي‌خورد. اتفاقي که در «لانتوري» هم مي‌افتد و پسر در يکي از بهترين صحنه‌هاي عاشقانه تاريخ سينماي ايران، جاي سيلي دختر را مي‌بوسد. از اينجا است که دمل چرکين خشونت تکان‌دهنده فيلم، آن چيزي که تمام مقدمه طولاني بخاطرش بنا شده بوده، توي صورت تماشاگر مي‌ترکد و حسي از چندش و وحشت بجا مي‌گذارد. جايي که پسر عاشق در واکنش به رد شدن عشقش، در انتقامي دهشتناک، نابودگر صورت زيباي دختر مي‌شود. او را از ريخت مي‌اندازد تا دلش خنک شود، غافل از آنکه اين لحظه ورودش به جهنم ذهن هذيان‌زده‌اش است. لحظه ورود شخصيت بيمار داستان به ذهن اهريمني خالق. بزنگاهي که فيلمساز عمق سياهي و تباهي را در آغوش مي‌کشد و ترسيده از لمس تباهي و مغاک، براي آرامش خاطر خود، تماشاگران و شخصيت اصلي فيلم، به مامن و پناه «بخشش» دختر روي مي‌آورد. جايي که فيلمساز با نشان دادن پرچم سفيدش، نسيمي ملايم در فيلم جهنمي‌اش جاري مي‌سازد و با اعلان آتش‌بس، وقوع خطر بعدي را تا اطلاع ثانوي به تاخير مي‌اندازد.
 
تماشاي «لانتوري» کار راحتي نيست. ضيافتي از آزار براي تماشاگر مهيا شده تا در آن بپلکد و بترسد و از خود و فيلم و دنيا متنفر شود. اما اگر تماشاگر بهتر و صبورتري باشيد تماشاي «لانتوري» براي‌تان يک تجربه جالب و هيجان‌انگيز خواهد بود. جايي که تحمل رويکرد ساديستيک و آزاردهنده فيلمساز، ما را به مکاشفه در موقعيت دهشتناک انساني فيلم مي‌رساند و احساسات در خفا مانده و سرکوب شده تماشاگر را از ناخودآگاهش به سطح پرده سينما منتقل مي‌کند. حضور و اجراي نويد محمدزاده در «عصباني نيستم» و «لانتوري» اوج هنرنمايي يک بازيگر است. از قله‌هاي بازيگري تاريخ سينماي ايران که شايد تکرارش براي خود محمدزاده هم سخت و بعيد باشد. همانطور که شخصيت زن آرام و همراه اين دو فيلم فراموش‌نشدني است. باران کوثري در «عصباني نيستم» و بخصوص مريم پاليزبان در «لانتوري». بازگشت بازيگر با استعداد به سينماي ايران يا به عبارت بهتر احضار شخصيت سرخوش و سرزنده آيداي فيلم «نفس عميق» از سوي رضا درميشيان و فرستادن او به کام دهشت فيلم «لانتوري». يک بازي بينامتني جذاب از سوي فيلمساز که دو فيلم، دو دنيا، دو نسل و دو روحيه زندگي را به هم مرتبط مي‌سازد. پاليزبان در آن فيلم در لحظه خوشي به استقبال مرگ مي‌رفت و در اين فيلم در لحظه ترديد ناشي از مصيبت و فاجعه، زندگي را در آغوش مي‌کشد.
پويان عسگري
نظرات
آراز دوشنبه 18 مرداد 1395 خيلي تحليل جالب و متفاوت و درجه يکي بود ، مخصوصا مرتبط کردن اين فيلم با نفس عميق .
2 1
پاسخ

dakota سه شنبه 19 مرداد 1395 درميشيان راهش رو خيلي وقته پيدا کرده,از همون زماني که دستياري بزرگاي سينما رو ميکرد مشخص بود که ايده داره,
بغض رو دوس نداشتم,
عصباني نيستم رو نديدم متاسفانه,
اما لانتوري ...
اما لانتوري فيلم عجيبيه,واقعا درست گفتين که ممکن تماشاچي رو زده و منزجر کنه,اما فيلم خاص و به نظر من بدون تکراري هست توو سينماي ايران.
قطعا ارزش ديدن روو پرده رو داره.و قطعا ارزش نقد و تجزيه و تحليل رو هم داره.فقط اميدوارم کج سليقگي بعضيا باعث نشه فيلم الکي الکي از رو پرده بياد پايين
7 1
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز