5 نکته درباره استفاده از موسیقی در فیلم از زبان گاسپار نوئه (و اینکه چرا جودی گارلند بهترین است)

نوئه درباره تصميم كمپاني مترو گلدوين ماير براي كوتاه كردن سكانس مشهور جودي گارلند در «جادوگر اُز»، به دليل ريتم آهسته و جور نبودن آن با روايت همچنين مي‌گويد: "در بعضي از فيلم‌ها، صحنه موزيكال كه آدم‌ها در آن آواز مي‌خوانند مي‌تواند بهترين صحنه كل فيلم باشد و من زماني كه «جادوگر اُز» را مي‌بينم بيشتر از هرچيز درباره آن صحنه فكر مي‌كنم."
ايندي‌واير- کايل کيزو: چهار فيلم بلند گاسپار نوئه، از Love سال گذشته تا شايد مشهورترين ساخته او، Enter the Void انباشته از زيبايي‌هاي بصري و سبک منحصربفرد فيلمسازي او هستند. درحالي که توجه فيلمسازان زيادي ممکن است به اين دو عنصر جلب شود، نوئه بر ابزار ديگري براي به تسخير درآوردن تماشاگران تمرکز دارد: موسيقي.
برايان ريتزل آهنگساز در گفت و گويي با گاسپار نوئه نه تنها از موسيقي در فيلم‌هاي او صحبت مي‌‎کند که نظر او را درباره برخي از بهترين لحظات موسيقيايي تمام دوران مي‌پرسد. از تمايل او در تحت ليسانس درآوردن ترانه‌ها به جاي استخدام يک آهنگساز تا تاثيرپذيري از «2001: يک اوديسه فضايي»،  نوئه درباره اهميت موسيقي در کارهاي اروتيک و مسحورکننده‌اش مي‌گويد. ريتزل و نوئه در طي اين گفت و گو چشم‌اندازي تازه از عناصري در موسيقي نشان مي‌دهند که معمولا ناديده انگاشته مي‌شوند.
 
صحنه‌هاي موزيکال را کوتاه نکنيد
پس از نمايش کليپ اجراي ترانه Somewhere Over the Rainbow توسط جودي گارلند در «جادوگر اُز» و My Name is Tallulah توسط جودي فاستر در «باگزي مالون» -و همچنين ابراز حسرت نوئه از اين که نتوانست صحنه مشهور آواز خواندن بچه را در «شب شکارچي» نشان دهد- او از تجربه جادويي دوران کودکي‌اش در حين تماشاي اين صحنه‌ها گفت و اينکه بيشتر اين حس جادويي به اين دليل است که بچه‌ها اين ترانه‌ها را اجرا مي‌کنند. با وجود اينکه بيشتر زمان اين گفت و گو به نمايش صحنه‌هاي موزيکال با کاراکترهاي بالغ گذشت، نوئه مي‌گويد: "صداي يک بچه مي‌تواند بسيار بيشتر از يک بزرگسال تاثيرگذار باشد."
نوئه درباره تصميم کمپاني مترو گلدوين ماير براي کوتاه کردن سکانس مشهور جودي گارلند در «جادوگر اُز»، به دليل ريتم آهسته و جور نبودن آن با روايت همچنين مي‌گويد: "در بعضي از فيلم‌ها، صحنه موزيکال که آدم‌ها در آن آواز مي‌خوانند مي‌تواند بهترين صحنه کل فيلم باشد و من زماني که «جادوگر اُز» را مي‌بينم بيشتر از هرچيز درباره آن صحنه فکر مي‌کنم."
 
تضاد ميان جلوه‌هاي بصري و موسيقي
بدون در نظر گرفتن صداها، قسمت‌هاي زيادي از فيلم‌هاي نوئه، بخصوص در Enter the Void تجربي او، شامل تصاوير تکان‌دهنده‌اي هستند. فيلمبرداري صميمي و نامحسوس است، اجراها نشأت گرفته از تعهد بازيگران و طبيعي هستند. اما چيزي که با اين تصاوير همه حواس تماشاگر را به دام خود مي‌اندازد موسيقي‌اي است که به فريبنده‌ترين شکل ممکن وارد مي‌شود. نوئه در حين صحبت از فيلم کوتاه تجربي کنت انگر در سال 1963، Scorpio Rising همچنين به اين ضديت اشاره مي‌کند و مي‌گويد: "حس خوبي است که چيزي بسيار نرم و آرام را با گوش‌هايتان بشنويد درحالي که چيزي بسيار تند و خشن را پيش چشم‌هايتان داريد."
 
موسيقي کلاسيک مي‌تواند به هرچيزي سنگيني دهد
بسياري پايان -شايد بشود گفت- بهت‌آور فيلم سال 2002 نوئه، Irreversible را به ياد دارند. فيلمبرداري در کش و قوس و پرش‌هاي هوشمندانه به کنار، اصلي‌ترين چيز درباره آن صحنه شايد معمولي‌ترين عنصر آن باشد. استفاده از سمفوني شماره 7 بتهوون، نوئه را به نوعي سنگيني در آن صحنه رساند –متأثر از عنصري مشابه در «2001: يک اوديسه فضايي»- که تنها يک قطعه کلاسيک قادر به ايجاد آن است.
 
تحت ليسانس درآوردن ترانه‌ها گاهي بهترين انتخاب است
در طي اين جلسه عصرانه، نوئه به روشني توضيح داد که استفاده از قطعات استاندارد رويکرد مورد علاقه او در فيلمهايش نيست، او حتي گفت با استفاده از آن‌ها احساس ناراحتي مي‌کرده است. به جز در چند مورد –از جمله همکاري با توماس بنگلتر از Daft Punk براي فيلم Irreversible- او ترجيح مي‌دهد ترانه‌ها را تحت ليسانس درآورد تا اينکه از يک آهنگساز استفاده کند. نوئه توضيح مي‌دهد که چطور در يکي از مهم‌ترين لحظات فيلم Love از Maggot Brain گيتاريست افسانه‌اي Funkadelic، ادي هيزل استفاده کرده و آن را به شکلي که هيچ قطعه ديگري نتواند براي ساخت لحظاتي که بيشتر از يک صحنه اروتيک محض هستند بکار گرفته است. او همچنين 10 درصد از بودجه ساخت Love را صرف تحت ليسانس درآوردن ترانه‌هاي مختلف کرده است.
 
موسيقي ابزاري به شدت تاثيرگذار است، از آن استفاده کنيد
نوئه، بطور کلي در صحبت‌هايش به اين اشاره کرد که موسيقي چطور مي‌تواند به موثرترين عنصر در حين تماشاي فيلم و بعد از آن تبديل شود. او قطعا با بدعت‌گذاري‌هاي بصري و خلاقيت بيگانه نيست، اما اينطور پيشنهاد مي‌کند که موسيقي مي‌تواند از لحاظ ايجاد سرنخ‌هاي مهم با تصوير رقابت کند: "وقتي شما در داستان خود موسيقي يا يک ترانه را وارد مي‌کنيد مي‌توانيد واقعا به چيزي که آن موسيقي مي‌گويد توجه کنيد. حاشيه صوتي فيلم باعث مي‌شود صحنه‌هاي اصلي در ذهن‌تان بمانند. برخي صحنه‌ها باعث مي‌شوند تمام مدت به فيلم فکر کنيد چراکه درواقع درگير موسيقي آن هستيد."
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز