یادداشت پویان عسگری درباره یکی از مهمترین شخصیت‌های زن تاریخ سینما؛ ارین براکوویچ در «ارین براکوویچ» استیون سودربرگ

يك زن مطلقه با دو ازدواج ناموفق و مرداني كه سبب رنج و آزرمش شده‌اند. اينگونه است كه با گارد بسته با مرداني كه ازشان دل مي‌برد، مواجه مي‌شود. سخت و چموش و رام نشدني. ملكه زيبايي سابق ويچيتا، يك گروه مهم از روحيه زنانه را نمايندگي مي‌كند. زناني با خصائل و خلق و خوي مردانه كه از طرف زنان معمولي تحمل نمي‌شوند و همنشينان خود را از ميان مرداني كه آنها را درك و هضم مي‌كنند، برمي‌گزينند. زناني باهوش و عملگرا كه با شيوه متهور زيست‌شان باعث احياي حقوق از دست رفته جماعت نسوان در دوران مختلف شدند.
7فاز:
يک زن «هاکسي»
انقدر بدبياري آورده و عدم توجه ديده که نسبت به سختي‌ها و مصائب واکسينه شده. اين شروع حرکت ارين براکوويچ (جوليا رابرتز) براي پيشرفت در زندگي شخصي‌اش است. جايي که ديگر چيزي براي از دست دادن ندارد و بي‌مهابا به استقبال دنياي شياد پيرامونش مي‌رود. يک زن مطلقه با دو ازدواج ناموفق و مرداني که سبب رنج و آزرمش شده‌اند. اينگونه است که با گارد بسته با مرداني که ازشان دل مي‌برد، مواجه مي‌شود. سخت و چموش و رام نشدني. ملکه زيبايي سابق ويچيتا، يک گروه مهم از روحيه زنانه را نمايندگي مي‌کند. زناني با خصائل و خلق و خوي مردانه که از طرف زنان معمولي تحمل نمي‌شوند و همنشينان خود را از ميان مرداني که آنها را درک و هضم مي‌کنند، برمي‌گزينند. زناني باهوش و عملگرا که با شيوه متهور زيست‌شان باعث احياي حقوق از دست رفته جماعت نسوان در دوران مختلف شدند. زناني که در تاريخ سينما با پسوند «هاکسي» به جا آورده مي‌شوند. هم‌ارز و همپاي مردان در مشارکت براي حل بحران. نمونه‌اي ترين‌هايش لورن باکال در «داشتن و نداشتن»، رزاليند راسل در «منشي همه کاره او» و جين آرتور در «فقط فرشتگان بال دارند». 
 
ارين هم مانند تمام زنان بي‌باک، زندگي‌اش را در نسبت و همراهي با مردان بنا مي‌کند. دو مرد. اد مازري (آلبرت فيني) و جرج (ارون اکهارت). رييس و عاشق. اولي با طمطراقي که از اسپنسر تريسي به ارث برده، عاقله‌مردي است مهربان که از اول هواي ارين را دارد. و دومي همچون دنيس هاپر فيلم «ايزي رايدر» مي‌ماند که تصميم گرفته مسئوليت‌پذير باشد و وضعيت بغرنج خانه ارين را جمع و جور کند. کاري که از ارين با توجه به حجم کار زيادش برنمي‌آيد. ارين تحت حمايت و همراهي اين دو مرد است که اعتماد به نفس پيگيري پرونده آب مسموم را به دست مي‌آورد و به جنگ شرکت فاسدي که باعث مريضي مردم بي‌گناه شده‌، مي‌رود. با اين تبصره مهم که همراهي دو مرد به معني استيلاي آنها بر ارين نيست. جايي از فيلم زن شجاع داستان در جواب بروز مهر و عاطفه جرج هيپي، قيافه‌اي درهم به خود مي‌گيرد و از او مي‌خواهد: «انقدر با من مهربون نباش، باعث مي‌شه عصبي بشم». جايي ديگر، در يکي از صحنه‌هاي کلاسيک شده فيلم، ارين در جواب جرج که شماره تلفن‌اش را مي‌خواهد اين ديالوگ شاهکار را به زبان مي‌آورد: «شماره‌مو مي‌خواي؟ کدوم شماره رو مي‌خواي؟ 10 تعداد ماه‌هاييه که از عمر دخترم مي‌گذره، 6 سن اون يکي دخترمه، 8 هم سن پسرمه، 2 تعداد دفعاتيه که ازدواج کردم و طلاق گرفتم، 16 مقدار پوليه که تو حساب بانکيم دارم. و بعد از همه اين‌ها شماره صفر هم هست که احتمالا تعداد دفعاتيه که قراره باهام تماس بگيري»
 
ارين با همه مشکلاتي که بر سر راهش دارد، از دوري و نديدن فرزندانش تا خشونت پيرامون، با صبر و حوصله و تمرکز و استفاده از زنانگي‌اش، پيروز پرونده قضايي مي‌شود و خسارت لازم را از سرمايه‌دارهاي ظالم به نفع خانواده‌هاي مظلوم باز مي‌ستاند. او خوش شانس‌تر از کارن سيلک‌وود (مريل استريپ) در فيلم عالي و کم‌قدر ديده «سيلک‌وود» مايک نيکولز است. زني که در راه مبارزه براي به دست آوردن حقوق ضايع شده خود و همکارانش، جانش را از دست مي‌داد و براي خانواده و دوستانش اندوه و غصه باقي مي‌گذاشت. اما جهان ارين براکوويچ و فيلم استيون سودربرگ، روشن‌تر از اين حرف‌ها است که بخواهد زندگي را به کام ارين و بقيه تلخ بکند. پس به تماشاي شادماني ارين و خانواده‌اش مي‌نشينيم و از اين‌که بر شقاوت پيرامونش چيره مي‌شود به او و مسيرش اداي احترام مي‌کنيم. او لياقت بيشتر از اينها را دارد. زني سرسخت در دنياي واقعي که به رنگ مالوف جوليا رابرتز درآمده. ارين هم شبيه به بهترين نقش‌آفريني‌هاي رابرتز، زني است با سلاح ترکيبي هوش و زيبايي که به دنبال تحميل خود به جامعه پيرامونش است. به قصد کسب احترام. به هدف ساختن سرپناهي محکم که بتواند آرام و راحت در آن زندگي کند. مثل ويوين وارد در کمدي رمانتيک دوست داشتني «زن زيبا»ي گري مارشال و فون سيدل در شاهکار دريغ‌انگيز وودي آلن «همه مي‌گويند دوستت دارم». ارين همان زن خويشتن‌دار مدل رابرتزي است که يکي دو بار چشمانش تر مي‌شود و قلبش مي‌گيرد. بهترينش در فيلم جايي است که رابرتز پشت فرمان در واکنش به شنيدن خبر زبان باز کردن طفل خردسالش، آرام و خوددار اشک مي‌ريزد و مصمم‌ مي‌شود که احترام بيشتري از جهان، براي خودش و خانواده‌اش به دست آورد.
پويان عسگري
نظرات
فرهاد چهارشنبه 10 شهريور 1395 درود بر تو مستر عسگري بخاطر اين يادداشت عالي
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط


































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز