یادداشت پویان عسگری درباره «زاپاس» برزو نیک‌نژاد

فيلمي پرشور و انرژي ‌بخش كه به رله شدن دو رابطه عاطفي مي‌پردازد و در اين راه طبيعي بودن و صميميت را بر هر چيز ديگر ترجيح مي‌دهد. فيلمي كم‌ادعا كه از راوي كم سن و سال‌اش (بهترين حضور يك بچه در سينماي ايران در سال‌هاي اخير) و شكل كارگرداني برزو نيك‌نژاد تا حضور خواستني شبنم مقدمي و بهترين نقش آفريني سينمايي احمد مهرانفر، واجد سليقه و شعور و حس زيبايي شناختي است.
7فاز: «زاپاس» برخلاف ظاهر کهنه و قديمي‌اش فيلم تازه و روزآمدي براي سينماي ايران است. بنا به سنت جاافتاده سينماي آمريکا در نمايش سرخوشي‌ها و سرخوردگي‌هاي يک خانواده علاقه‌مند ورزش که ساکن حومه شهر هستند، داستان «زاپاس» درباره يک خانواده است که زندگي‌شان در نسبت با تيم فوتبال محلي دستخوش ناآرامي و بحران شده. خانواده‌اي که پدرش (امير جعفري) شرط ازدواج دخترش (الناز حبيبي) با پسرخاله‌ فوتباليست مصدوم‌اش (جواد عزتي) را در رفع مصدوميت پسر تعيين کرده. پدر که خود مربي تيم فوتبال شهر کوچک‌شان است به شکلي لجبازانه زير بار حرف‌هاي بقيه نمي‌رود و بر خواسته‌اش اصرار مي‌ورزد. تا اينکه نهيبي از گذشته، او را به خود مي‌آورد و شرايط را تغيير مي‌دهد. داستان، موقعيت‌ها و چهره بازيگران «زاپاس» همه آشنا به نظر مي‌رسند اما لحن فيلم، جوري که کارگردان براي فيلمش فضاسازي کرده - از انتخاب شهر کوچک تا موسيقي متفاوت و بازي گرم بازيگران - تازگي دارد و مخاطب سينماي ايران را بر سر ذوق مي‌آورد. فيلمي گرم و شيرين که منهاي لحظات عصا قورت داده‌ي جدي‌اش يکي از معدود کمدي-رمانتيک‌هاي استاندارد اين سال‌هاي سينماي ايران است. فيلمي پرشور و انرژي ‌بخش که به رله شدن دو رابطه عاطفي مي‌پردازد و در اين راه طبيعي بودن و صميميت را بر هر چيز ديگر ترجيح مي‌دهد. فيلمي کم‌ادعا که از راوي کم سن و سال‌اش (بهترين حضور يک بچه در سينماي ايران در سال‌هاي اخير) و شکل کارگرداني برزو نيک‌نژاد تا حضور خواستني شبنم مقدمي و بهترين نقش آفريني سينمايي احمد مهرانفر، واجد سليقه و شعور و حس زيبايي شناختي است. بدون آنکه روايتش متقاطع باشد يا کل فيلم به صورت پلان-سکانس گرفته شده باشد يا اينکه از فرط رخوت و کسالت، در طول تماشاي فيلم از زمين و زمان متنفرتان کند. فيلمي کوچک که قدر احساسات و عاطفه را مي‌داند و با ميزانسن‌هاي گرم‌اش به زندگي و دوست داشتن اميدوارتان مي‌سازد. يکي از معدود فيلم‌هاي خانوادگي واقعي اين سال‌ها - در کنار «ماهي‌ها عاشق مي‌شوند» علي رفيعي و سريال «پايتخت» سيروس مقدم - که اعضاي يک خانواده مي‌توانند در کنار هم تماشايش کنند و بعد از آن بيشتر همديگر را دوست داشته باشند. فيلمي مثبت که فرسنگ‌ها دورتر از سندروم فرهادي و ميرکريمي و ويروس کاهاني، براي تماشاگران عادي سينما که به دنبال فيلم خوب هستند ساخته شده، نه منتقدان پرادعا اما بيسوادي که فاقد تشخيص و سليقه زيبايي شناختي هستند.
 
سکوت منتقدان و جريان انتقادي در برابر «زاپاس» و فيلم‌هايي از اين دست - نمونه سال گذشته‌اش «قندون جهيزيه» علي ملاقلي‌پور - شرم‌آور و افتضاح است. مبين اين نکته که جريان انتقادي پيرامون سينماي ايران در سال‌هاي اخير، مانند بقيه مشخصات اين فرهنگ عقب‌افتاده - از سلبريتي‌هاي احمق و نفرت‌انگيز تا منتقدان پرادعاي بيسواد - به قهقرا و هيچي رسيده است. جايي که منتقدان بي‌تشخيص، بدون آنکه سلاح نقد کردن و فهم فيلم‌ها را داشته باشند، رمه‌وار، چونان بز اخفش، به شکل گروهي، همانند تماشاگران استاديوم فوتبال، درباره فيلم‌ها قلمفرسايي مي‌کنند. به فيلمهايي که در اين چند سال مورد حمايتشان بوده، نگاه کنيد. از فرط حماقت، مرغ پخته‌ي توي ديگ به خنده مي‌افتد چه برسد به تماشاگران عادي که بي‌نياز از خرافه‌ها و خزعبلات منتقدان، به شکلي سالم و طبيعي با فيلم‌ها مواجه مي‌شوند: «برف روي کاج‌ها»‌ پيمان معادي، «اينجا بدون من» بهرام توکلي، «يه حبه قند» رضا ميرکريمي، «بيخود و بي‌جهت» عبدالرضا کاهاني و «ابد و يک روز» سعيد روستايي. مقايسه همين فيلم آخر با «زاپاس» برزو نيک‌نژاد ما را به جاهاي خوبي مي‌رساند. مهمترين فيلم‌هاي امسال سينماي ايران در زمينه کار با گروه پر تعداد بازيگران. در فيلم روستايي الگوي نخ‌نما شده‌ي فلاکت‌نمايي و ريش کردن دل ملت با عربده و داد و فغان، با وجود بيش از حد قابل پيش‌بيني بودن فضا و داستان، جلوه مي‌کند و به چشم مي‌آيد و دل و دين از منتقدان مي‌ربايد. اما فيلم دوم که لحن و اتمسفري کمدي دارد و به مدلي تازه از فيلم خانوادگي ايراني دست يافته، با سکوت و خاموشي عمومي منتقدان مواجه مي‌شود. وقتي که تشخيص و سليقه جاي خود را به تقليد و اسکي مي‌دهد، وقتي بيشتر منتقدان مهم سينماي ايران تنها نام منتقد را يدک مي‌کشند و در طي يک سال 10 يادداشت هم درباره فيلم‌هاي سينماي ايران نمي‌نويسند، وقتي منتقدان به جاي نوشتن و توضيح دادن، به برپايي کلاس و نمايش فيلم روي آورده‌اند، بايد هم انتظار چنين فاجعه‌اي را داشت. در اين شرايط و در واکنش به اين حماقت جمعي، بايد ايستاد و با صداي بلند درباره فيلم‌هاي سينماي ايران صحبت کرد. بايد درباره چيزهايي که از جريان انتقادي رخت بر بسته صحبت کنيم و اينکه اميدوار باشيم تماشاگران و خوره‌هاي فيلم متناسب با تشخيص، سليقه و فهم واقعي و تربيت شده قدم بردارند. نه بر مبناي مد روز، پسند و روحيه سطحي و عقب افتاده جماعت منتقد در سال‌هاي مياني دهه نود شمسي.
پويان عسگري
نظرات
omid چهارشنبه 6 مرداد 1395 با سلام من فيلم زاپاس رو نديدم ولي به نظرم براي دفاع از يک اثر خوب و استاندارد ولي مهجور مثل همين زاپاس نيازي نيست به فيلمهاي خوش ساختي همچون اينجا بدون من يا ابد و يک روز حمله کنيد فيلم خوب هرچند هم مورد توجه منتقدان به قول شما به ته خط رسيده واقع نشود جاي خود را ميان سينمادوستان واقعي باز خواهد کرد
8 2
پاسخ
پرهام چهارشنبه 6 مرداد 1395 اينجا بدون من و ابد و يک روز خوش ساختن؟!!! يه کم فيلم ببين
آراز يكشنبه 10 مرداد 1395 پرهام جان فهميديم که زياد فيلم مي بيني .کاش ما هم مثل تو کارمون درست بود .
پرهام يكشنبه 10 مرداد 1395 تلاش کن آراز جان.شايد رسيدي بهم.

..... چهارشنبه 6 مرداد 1395 به به لذت مي برم از اين گفتار.احسنت احسنت
3 2
پاسخ

کينگ روبرت چهارشنبه 6 مرداد 1395 چقدر بند آخر خوب بود و چه اشارات درستي به فيلماي محبوب مثلا منتقدين شده بود. فقط مقايسه اين جماعت ببوي بي سليقه يبس با تماشاگراي فوتبال به نظرم توهين به فوتبالياس، هيچ گروهي در عقب موندگي و تحجر و بي کلاسي به پاي منتقدامون نميرسه. مثلا همين داستان کيارستمي اگه واسه علي پروين رخ داده بود آيا فوتباليا هم مثه منتقدا که يه کلمه دردفاع از کيارستمي و مهرجويي ننوشتن عمل ميکردن؟؟
پي نوشت: مقايسه دوتاسايت کافه سينما و طرفداري تو همين زمينه بسيار راهگشاست.
2 2
پاسخ
رضا پنجشنبه 7 مرداد 1395 داداش خودي هاي کافه سينما جدي نمي گيرن اين سايت رو اصلا بي خيالش

ايمان چهارشنبه 6 مرداد 1395 به نظر من نيازي نيست براي حمايت يك فيلم كوچك خوب اين چنين تيشه به ريشه فيلمسازهاي ديگر زد و در مورد مثالهايي كه زديد البته نه به تندي قضاوت شما تاحدودي با بزرگ شدن بي جهت فيلمهايي مثل برف روي كاج ها و ابد و يك روز و يه حبه قند موافقم يا فيلمهايي متظاهري پوچي مثل خشم و هياهو اما به نظرم اينجا بدون من يكي از مهمترين فيلمهاي ما در زمينه اقتباس است كه سينماي ما از فقر آن رنج ميبرد اما واقعيت اين است كه مخاطبان ما مثلا در مورد فيلم ابد و يك روز واكنش بسيار مثبتي نشان ميدهند و بزرگ شدن اين فيلم ربط مستقيمي به حمايت منتقدان ندارد. و ديدگاه شما را نقض ميكند. ضمن اينكه لحن شما هم از نوعي تفرعن ناشي ميشود چيزي كه ظاهرا دارد مد ميشود.
4 0
پاسخ

roya شنبه 9 مرداد 1395 با کليت متن موافقم ولي اين تفرعن و نگاه از بالا در اين يادداشت آزار دهنده است.
3 2
پاسخ

آراز يكشنبه 10 مرداد 1395 پويان عسگري اصلا اينجور چيزا رو مي نويسه که سيفون رو بکشه رو اون فيلما که دوست نداره . دفاع از زاپاس و امثالهم بهانه است .
6 2
پاسخ

علي چهارشنبه 13 مرداد 1395 زاپاس رو ديدم. واقعاً اين همه تعريف و دفاع نداشت. اتفاقاً حوصله‌سربر و کشدار بود.
به نظرم مي‌تونست يه تله‌فيلم باشه که جمعه بعدازظهر از صدا و سيما پخش بشه.
2 2
پاسخ

پارسا چهارشنبه 13 مرداد 1395 فيلم خوبي بود و اين يادداشت هم خيلي خوب.
1 3
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز