رابطه میان جاد آپاتو و جنبش سینمایی «مامبل‌کور»

آپاتو (كه سابقا استند آپ كمدين بوده و نه بداهه‌پرداز) هميشه به عشق‌اش نسبت به كارگردانان جدي (رابرت آلتمن، هل اشبي و بخصوص جان كاساوتيس) كه تا درجات متفاوتي درفيلم‌هايشان به بداهه‌پردازي رو آورده‌اند اشاره كرده است
اسليت-ديويد هگلاند: زماني که "Cyrus/سايروس"، فيلم برادران دوپلاس با بازي جان سي ريلي و جونا هيل دو سال پيش به اکران سينماها درآمد صحبت‌هاي زيادي درباره مامبل‌کور در جريان اصلي سينما شنيده شد. دوپلاس‌ها به همراه جو سوانبرگ و اندرو بويالسکي در ميان اولين فيلمسازاني بودند که در سال 2005 از اصطلاح نزاع‌آميز "مامبل‌کور" استفاده کردند تا بتوانند فيلم‌هاي مستقل به شدت کم بودجه و بي‌پيرنگي را درباره زندگي جوان‌هاي بيست و چندساله آمريکايي توصيف کنند. پنج سال بعد اين جنبش بدخيم به شکلي غيرمنتظره در مرکز توجه خيل عظيمي از تماشاگران قرار گرفت و بازيگران شناخته‌شده هاليوود را مجذوب خود کرد. دمتريوس متيو در يکي از يادداشت‌هايش در گاردين پيش از آن‌که بر تفاوت ميان فيلم‌هاي برادران دوپلاس و ديگر کارگردانان هم‌حيطه او تاکيد کند، اشاره کرد که گروه بازيگران "سايروس" به نظر "در کمدي ديگري از جاد آپاتو يا ويل فرل" به ايفاي نقش پرداخته‌اند.
فيلم ديگر دوپلاس‌ها، درام کمدي رئوفانه و جذاب " جف که در خانه زندگي مي‌کند" در سال 2012 به نمايش درآمد. جيسون سيگل که در سريال تلويزيوني "اعجوبه‌ها و نابغه‌ها" به تهيه‌کنندگي آپاتو وارد مسير شهرت شد و همچنين بازي به يادماندني در "فراموش کردن سارا مارشال" و "ناکد آپ" (فيلمي که جايگاه آپاتو را به عنوان نويسنده و کارگرداني مهم تثبيت کرد) از خود به نمايش گذاشت در فيلم دوپلاس‌ها حضور دارد. از طرف ديگر آپاتو خود در سريال تلويزيوني شبکه اچ‌بي‌او، "دخترها" ساخته لنا دانهام که نامش را با فيلمي متاثر از جريان مامبل‌کور به نام "اثاثيه کوچک" بر سر زبان‌ها انداخت از دستياران تهيه‌‌کننده است. 
آيا اين يک تصادف ساده است؟ فکر نمي‌کنم؛ کمدي‌هاي بزرگ و قديمي آپاتو هميشه بيش از آنچه که در نگاه اول به نظر مي‌آيد با فيلم‌هاي مامبل‌کور وجه اشتراک داشتند. رويکرد او در فيلمسازي شباهت‌هاي مهمي با متد کاري برادران دوپلاس دارد و منابع تاثيرگذار اساسي براي او از مسيرهاي فرعي بسياري به اجداد بزرگ اين جنبش مي‌رسد (لازم به ذکر است که اين اجداد شبکه آزاد و گسترده‌اي از فيلمسازاني جوان است که فيلم‌هايشان به سادگي قابل مقايسه با يکديگر هستند و در تحليل آن‌ها هيچ قصد از پيش برنامه‌ريزي‌شده‌اي وجود ندارد).درحالي که برخي از بازيکنان عضو اين شبکه در دوران اوج جنبش به قصد کسب موفقيت‌هاي بزرگ برخاستند، آپاتو -که اولين فيلم بلند سينمايي خود، "باکره 40 ساله" را همان سالي که اصطلاح "مامبل‌کور" ابداع شد ساخت- در مسيري کاملا شخصي بسوي فيلم‌هايي بيشتر لاقيدانه  و اتوبيوگرافيک به فعاليت خود ادامه مي‌دهد، آن فيلم‌ها حجم غافلگيرکننده‌اي از المان‌هاي متفاوت را با کارهاي اخير او شريک هستند. (با فکر کردن به اين تشابهات تصوير فيلم‌هاي "مردم بامزه" و "اين چهل سالگي است" در ذهن من نقش مي‌بندد.)
من از آپاتو در طي گفتگويي در سال 2010 دراين‌باره سوال کردم، او جواب داد که "سايروس" يکي از فيلم‌هاي مورد علاقه‌اش است و با تماشاي آن به اين فکر افتاد که شايد او هم بايد اين رويکرد را تجربه کند؛ ديالوگ‌هاي طولاني و في‌البداهه به عنوان مثال يکي از چيزهايي بودند که او را وسوسه کرد. آپاتو همواره بداهه‌پردازي را وارد فيلم‌هايش کرده، تماشاگر در مواجهه با چنين چيزي ممکن است با خود فکر کند که اين در نتيجه متد آموزشي که اين  کمدي‌سازها در مدارس نمايشي مثل "سکند سيتي" يا "آپرايت سيتيزنز بريجيد" تحت تربيت آن بودند بوجود آمده باشد. اما آپاتو (که سابقا استند آپ کمدين بوده و نه بداهه‌پرداز) هميشه به عشق‌اش نسبت به کارگردانان جدي (رابرت آلتمن، هل اشبي و بخصوص جان کاساويتس) که تا درجات متفاوتي درفيلم‌هايشان به بداهه‌پردازي رو آورده‌اند اشاره کرده است. او در مصاحبه با ورايتي توضيح مي‌دهد: "من کارگرداناني را دوست دارم که از رخدادهاي غيرمنتظره جلوي دوربين استقبال مي‌کنند. کارهاي  آنان زنده است." او سپس درباره علت همکاري‌ مداوم‌اش با دوستان و خانواده مي‌گويد: "من فکر مي‌کنم اتفاقي که در بسياري از فيلم‌هاي بزرگ مي‌افتد مشارکت صميمي و دوستانه افراد دخيل در ساخت آن‌هاست. فرقي نمي‌کند که اسکورسيزي، جان کاساويتس يا وودي الن باشد؛ بسياري از اين مردم با يکديگر رفيق بودند يا روابط خانوادگي داشتند. بنابراين در کنار هم احساس بهتري داشتند و گاهي اوقات توانستند چيزهايي بيشتري از خودشان را در فيلم بروز دهند.."
بوياسلکي، سوانبرگ، دوپلاس و همتايان آن‌ها همچنين با نزديکان خود همکاري کرده‌اند. کاساويتس چنان تاثيري بر اين کارگردانان داشته که اصطلاح "اسلکويتس" به يکي از عناوين جايگزين مشهور و پرکاربرد براي برچسب "مامبل‌کور" بدل گشته. و آن‌ها هم عموما چيزي را در بازيگري ارجح مي‌دانند که کمتر درباره خلق کاراکترهايي متفاوت از خودشان و بيشتر درباره خود واقعي‌شان جلوي دوربين است.
اين تکنيک عامل موثر ديگري را وارد اين رويکرد کلي مي‌کند که آپاتو در بالا به آن اشاره کرد و او و همکاران جوان‌اش هم بر اهميت آن اتفاق نظر دارند: وودي الن. الن را "آواتار رمزآلود مامبل‌کور" مي‌دانند. آپاتو همه فيلم‌هاي او را به قدري تماشا کرده که جايگاه اين کارگردان و نويسنده را فراتر از بحث‌هاي تاثيرپذيري و الهام‌بخشي مي‌داند. درست مثل بسياري از کمدي‌هاي الن، فيلم‌هاي آپاتو و مووي‌هاي مامبل‌کور همواره مردان جوان مطمئن از خود و فروتني را نمايش مي‌دهند که در درگيري‌هاي عاشقانه خود دست و پا مي‌زنند (برخلاف مردهاي تماما نر و مدعي که جمعيت غالب فيلم‌هاي کاساويتس را تشکيل مي‌دهند).
اين آخرين نقطه مشترک ميان آپاتو و مامبل‌کور را به ميان مي‌کشاند: موضوع مرکزي فيلم. بيشتر فيلم‌هاي او و فيلمسازان مامبل‌کور درباره مردان و زناني است که به شکل خجالت‌آوري ميان عادات و حقه‌هاي جواني و مسئوليت‌هاي بزرگسالي گرفتار شده‌اند. "جف که در خانه زندگي مي‌کند" هم، همان‌طور که نامش پيداست، از اين قائده مستثني نيست. و من فکر مي‌کنم که اين موضوع خوشايند بسياري از هواداران آپاتو در کنار مامبل‌کوربازهاست؛ واقعيتي که در اين برهه از زمان نبايد آن‌چنان غافلگيرکننده باشد.
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط


































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز