یادداشت پویان عسگری درباره «دختر» رضا میرکریمی

فيلمي كه اداي انتقاد به پدر را در مي‌آورد اما در تمام لحظاتش، ترسان و محافظه‌كار جانب او را مي‌جويد. فيلمي كه ادعاي تجديد نظر در تربيت سنتي و اصلاح آن را دارد اما شبيه به فيلم‌هاي قراردادي پيشين در يك ناپايان همه چيز را با اندوه و اشك‌هاي مرد مگو تمام مي‌كند تا اينگونه مثلا حزن قراردادي پدر مرهمي باشد بر آسيب‌هايي كه بر خواهر روا رفته و انتظار دختر را مي‌كشد.
7فاز: دختر يک خانواده سنتي/ مذهبي قصد دارد براي تولد دوستش از آبادان عازم تهران شود و براي اين کار نياز به اجازه و مجوز پدرش دارد. پدري کم‌حرف و سختگير که به او اجازه نمي‌دهد و دختر را وا مي‌دارد بدون هماهنگي وارد تهران شود. همه چيز طبق نقشه پيش مي‌رود تا اينکه پرواز برگشت دختر به آبادان کنسل شده و اين آغازي مي‌شود بر مسئله و بحران فيلم. به نظر شروع درگيرکننده‌اي براي يک فيلم سينمايي است. پر از مسير و نقطه عطف و حادثه. داستان «پدر در جستجوي دختر گمشده» هميشه جذاب بوده اما در «دختر» رضا ميرکريمي خبري از جذابيت نيست. با يک داستان قابل پيش‌بيني و خسته کننده مواجه‌ايم که دستمايه پرتعليق اوليه را حرام مي‌کند و يک فيلم دمده و ابتدايي را سبب مي‌شود. فيلمي که اداي انتقاد به پدر را در مي‌آورد اما در تمام لحظاتش، ترسان و محافظه‌کار جانب او را مي‌جويد. فيلمي که ادعاي تجديد نظر در تربيت سنتي و اصلاح آن را دارد اما شبيه به فيلم‌هاي قراردادي پيشين در يک ناپايان همه چيز را با اندوه و اشک‌هاي مرد مگو تمام مي‌کند تا اينگونه مثلا حزن قراردادي پدر مرهمي باشد بر آسيب‌هايي که بر خواهر روا رفته و انتظار دختر را مي‌کشد. ميرکريمي البته بنا بر پسند بازار اسم فيلمش را دختر گذاشته اما درستش اين بود که نام پدر را بر آن مي‌نهاد. صرفنظر از اينکه شناخت او از دنياي دخترانه، زندگي و مسائل آنان در حد صفر است، به لحاظ عاطفي هم دل در گروي پدر فيلمش دارد و به او حق مي‌دهد. در حقيقت فيلمساز کورمال کورمال سعي مي‌کند اداي شناخت را در بياورد و راوي مسئله‎اي امروزي باشد، غافل از آنکه زندگي او در حريم امني مشابه شخصيت اصلي فيلمش، شناختش را زائل کرده است. منظور از حريم امن، رويکرد عقب افتاده‌اي است که ميرکريمي در نسبت با فرم‌گرايي در فيلم‌هايش اتخاذ مي‌کند. زندگي در جهان واژه‌ها و ايده‌هاي قلمبه سلمبه. ايده‌هاي مرعوب کننده روي کاغذ اما فاقد انرژي و شور زندگي روي پرده سينما. ميرکريمي دو دهه پيش فيلمي تند و خطرناک ساخت به نام «زير نور ماه»؛ بهترين فيلمش. پر از درد و گير و چرک. پر از معصوميت‌هاي دست نخورده و تباه شده. فيلمي مهم در تاريخ سينماي بعد از انقلاب من باب بررسي مناسبات سياسي/ اجتماعي جامعه ايران. فيلمي که در آن کارتن‌خواب‌ها با خدا حرف مي‌زدند و شکوه مي‌کردند و طلبه‌اي جوان را به مشاهده زندگي وا مي‌داشتند. ميرکريمي اما فيلم به فيلم از خودش دورتر شد و به جايي رسيد که مردان اصلي دو فيلم آخرش رسيده‌اند؛ لال‌بازي، سکوت، چيزي نگفتن و اداي فرم را درآوردن. طبيعي هم هست. وقتي فيلمساز صراحت را درز مي‌گيرد تا فرم‌گرايي کودکانه را در آغوش بگيرد، وقتي ترديد واقعي يک طلبه براي پوشيدن يا نپوشيدن لباس، جايش را به استعاره‌هاي کهنه و نخ‌نماي سينماي درجه سه هنري مي‌دهد، بايد هم انتظار سکوت و لال‌بازي را داشت. چيزي براي گفتن وجود ندارد. آخرين بارقه‌هايش در «خيلي دور خيلي نزديک» بود. در صحنه بيادماندني گفتگوي پدر با پسر در آستانه مرگ در پناه نور مهتاب و همراهي اشک‌هاي روان. جايي که هنوز ويروس سينماي درجه سه هنري در کالبد فيلمساز ريشه ندوانده بود و او شجاع و بدون ترس از اتهام‌هاي عوامانه «سانتي‌مانتال» در حال نواختن احساسات تماشاگرش بود. کاري که هر فيلمساز خوبي بايد انجام دهد و سيد رضا ميرکريمي در چهار فيلم آخرش در انجام آن ناتوان بوده است. فيلم‌هايش عاري از احساسات و زيست آدميزادي شده‌اند و به جاي آنکه براي تماشاگران فيلم بسازد در جستجوي راضي کردن محافل روشنفکرانه و جشنواره‌ها است. براي همين تماشا و تحمل فيلم‌هاي ميرکريمي کار بسيار سخت و طاقت‌فرسايي شده است. از «به همين سادگي» که کپي درجه دهم فيلم‌هاي شانتال آکرمن و برادران داردن است و «يه حبه قند» که از فرط نمادين بودن تبديل به مقاله سياسي شده تا فيلم بي‌معني و توهين‌آميز «امروز» که با عاريه گرفتن حاج کاظم او را بدل به گوينده اخبار ناشنوايان کرده بود. در اين ميان «دختر» با انتظار و تعليقي که در ابتدا به وجود مي‌آورد وضع بهتري دارد که البته با استراتژي غلط روايت و از جايي که وارد خانه عمه (مريلا زارعي) مي‌شود کلا همه چيز را از بين مي‌برد و فيلم را به نمونه‌اي بارها ديده شده تحت ليسانس فيلمسازان روشنفکر مسلمان بدل مي‌کند. جايي که عمه غصه مي‌خورد، پدر در خفا اشک مي‌ريزد و دختر نادان بابت اشتباهش پشيمان و نادم است. اينکه عمه معادل ديروز دختر است و اين را بايد چالش پدر در فهم روابط انساني در نظر بگيريم تير خلاصي است که فيلمنامه‌نويس و کارگردان به سر فيلمشان شليک مي‌کنند. اين اوج ساده‌انگاري در فيلم‌هاي متاخر ميرکريمي است.
 
پل شريدر را همه مي‌شناسند. يکي از بزرگترين فيلمسازان، فيلمنامه‌نويسان و منتقدان تاريخ سينماي آمريکا و جهان. کسي که وقتي فيلمنامه «راننده تاکسي» را فروخت شب‌ها در ماشينش مي‌خوابيد و محشور فقرا و حاشيه‌نشينان بود. چند سال بعد که برايش فرصت فيلمسازي فراهم شد فيلمي ساخت بنام «هاردکور» که جزو فيلم‌هاي خوبش نيست. در آن فيلم پدري (جرج سي اسکات) در جستجوي دختر گمشده‌اش وارد جريانات و محافل زيرزميني مي‌شد و حسي از در جهنم بودن را تجربه مي‌کرد. پل شريدر درباره چيزي فيلم ساخته بود که از آن تا حدي شناخت داشت و فراتر از آن جسارت غلتيدن در آن به قيمت بدنامي را هم داشت. فيلمي که به تماشاگرش احساس وحشت و خطر مي‌داد چون داشت درباره موضوعي خطرناک صحبت مي‌کرد. برعکس «دختر» که از فرط پاستورال بودن تماشاگرش را به قهقهه مي‌اندازد. کسي از رضا ميرکريمي انتظار ندارد که شب‌ها در ماشينش بخوابد يا حريم امن ثروت و قدرت را رها کند. اين‌ها به خودش مربوط است. اما از آنجا که زيست فيلمساز وارد فيلمي که مي‌سازد، مي‌شود و لحن و روحيه و همه چيز را تحت تاثير قرار مي‌دهد، واضح و مبرهن است که بايد او در همه چيز تجديدنظر کند. اين فيلم‌هاي لوس و باسمه‌اي نه کسي را سرگرم مي‌کنند و نه احساساتي را برمي‌انگيزند. انگار در حال تماشاي «هيچي» هستيم. آيا بايد ميرکريمي را همچون معادل يک نسل قبل‌ترش مجيد مجيدي، يک فيلمساز تلف شده بدانيم؟ يا نه، کسي که «زير نور ماه» را ساخته، قرار است از اين دوران سطحي «فرم‌گرايي» عبور کند و متناسب با تربيت و فهم و شناختش فيلم ‌بسازد؟
پويان عسگري
نظرات
مسيح سه شنبه 22 تير 1395 خيلي فيلم بدي بود فيلم به اين خسته کنندگي نوبره والا
0 2
پاسخ

مجيد سه شنبه 22 تير 1395 فرهاد اصلانيش خوب بود اما در کل با شما هم نظرم آقاي عسگري
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز