یادداشت پویان عسگری درباره مایکل چیمینو (1939 - 2016)

چرا بايد فيلمسازي كه سال‌ها فيلم نمي‌ساخت و فيلم آخرش هم بسيار بد بود را تكريم و ستايش كرد؟ جواب در ميراث درخشاني است كه او از خود به جا گذاشته. در چهار فيلم ويژه و استثنايي؛ «تاندربولت و لايت‌فوت»، «شكارچي گوزن»، «دروازه بهشت» و «سال اژدها». فيلمهايي كه سهم مهمي در گسترش روحيه فيلم دهه هفتادي داشتند. پر از ترديد و واهمه و تجربه شكست. يا به عبارت بهتر پناه بردن به خشونت و سبعيت براي محافظت از معصوميتي كه در آستانه لجن مال شدن است.
7فاز: بدترين خبر. مايکل چيمينوي بزرگ در 77 سالگي درگذشت. يکي از مهمترين فيلمسازان چهار دهه اخير سينماي آمريکا با چهار فيلم درخشان و عالي برگرفته از سنت سينماي کلاسيک. فيلمسازي که با دستمايه قرار دادن الگوهاي کلاسيک و پيوند آن با مسائل روز جامعه آمريکا، بدل به مهمترين کارگردان سينماي آمريکا در اواخر دهه 70 ميلادي شد. اما چرا بايد فيلمسازي که سال‌ها فيلم نمي‌ساخت و فيلم آخرش هم بسيار بد بود را تکريم و ستايش کرد؟ جواب در ميراث درخشاني است که او از خود به جا گذاشته. در چهار فيلم ويژه و استثنايي؛ «تاندربولت و لايت‌فوت»، «شکارچي گوزن»، «دروازه بهشت» و «سال اژدها». فيلمهايي که سهم مهمي در گسترش روحيه فيلم دهه هفتادي داشتند. پر از ترديد و واهمه و تجربه شکست. يا به عبارت بهتر پناه بردن به خشونت و سبعيت براي محافظت از معصوميتي که در آستانه لجن مال شدن است. داستان گوشه‌نشينان بدبيني که دست حوادث در مرکز ميدان قرارشان مي‌داد و آنها را وادار مي‌کرد يک گروه يا جريان را رهبري کنند. مردان ستبري که سگرمه و اخم را با وحشي‌گري و تندخويي مي‌آميختند تا اينگونه کسي متوجه درون زودرنج و احساساتي‌شان نشود. عياش و قائل به اخلافياتي که ارنست همينگوي را به خاطر مي‌آوردند؛ کيفيتي خاص از مردانگي. در صحنه‌هايي با ميزانسن‌هاي پيچيده‌ي برگرفته از برداشت‌هاي بلند و عمق ميدان‌هاي يادآور اورسن ولز، و احساساتي که به زبان درنمي‌آمدند و محبوس خويشتن‌داري مردان مي‌شدند.
 
چيمينوي افسانه‌اي اولين فيلمش را در سال 1974 و با نام «تاندربولت و لايت فوت» ساخت. با حضور کلينت ايستوود که از «قدرت مگنوم» پا به اين فيلم گذاشته بود و جف بريجز جوان که تجربه حضور در «آخرين نمايش فيلم» پيتر باگدانويچ را داشت. اين شروع تم مهم «دوستي مردانه» در فيلمهاي چيمينو است. دوستي‌هايي پيچيده، متناقض، پر از عشق و نفرت، با رگه‌هايي لايت از «هم‌جنس‌خواهي مردانه» و البته تراژدي و تلخي‌اي که با مرگ يکي از دوستان در جان ديگري يا بقيه مي‌نشيند. صحنه درخشان مرگ جف بريجز در پايان اين فيلم، در فيلم‌هاي بعدي هم تکرار مي‌شود. جايي که در رولت روسي، در يک جنون محض در فيلم ماندگار «شکارچي گوزن» کريستوفر واکن (يکي از زيباترين نقش‌آفريني‌ها در تاريخ سينماي آمريکا) عنان از کف داده، مرگ را در آغوش مي‌کشد و حسي از تباهي براي رابرت دنيرو به جا مي‌گذارد. يا در «دروازه بهشت» که پيچيده‌ترين شکل دوستي در ميان فيلم‌هاي چيمينو است باز هم کريستوفر واکن به فنا مي‌رود تا کريس کريستوفرسون به تنهايي به جنگ نماينده‌هاي قانون و دولت برود. او در اين سه فيلم و «سال اژدها» پيوندهايي بينامتني با تاريخ سينما برقرار مي‌کند. در «شکارچي گوزن» هم سکانس جشن «يوزپلنگ» ويسکونتي را در شروع نفسگير فيلم منظور دارد و هم سکانس معروف رقص در «محبوبم کلمانتاين» فورد. در عين حال جستجوي دنيرو به دنبال واکن ويتنامي شده يادآور مسيري است که جان وين در «جويندگان» جان فورد طي مي‌کند تا برادرزاده‌اش را از چنگ سرخپوست‌ها رهايي بخشد. چيمينو در «دروازه بهشت» که ميخ تابوت فيلم دهه هفتادي بود، تم بارها تکرار شده در فيلم‌هاي وسترن را دستمايه خود قرار داد. داستان تقابل دولت خون‌ريز و مردمان يا اقليتي که در جستجوي زندگي بهتر کشته مي‌شوند و از بين مي‌روند. فيلمي جاه‌طلبانه و خاص با شيوه‎اي منحصربفرد از داستانگويي که لذت بردن از آن احتياج به تمرکز و شناخت بالا از تاريخ سينماي آمريکا دارد. جايي که در اوج «ژست رمانتيک» مالوف فيلم‌هاي چيمينو، براي اولين‌بار در فيلم‌هايش، محبوب و معشوق (ايزابل هوپر) در آغوش مردش، عاشقش جان مي‌بازد تا حسرت تکرار شده در فيلم‌هاي چيمينو باري عاطفي‌تر بيابد و تراژدي به حد اعلا برسد. در فيلم چهارم چيمينو به هاوارد هاکس رجوع مي‌کند و شاهکاري ديرياب به نام «رود سرخ». او مناسبات وسترن آن فيلم را به شهر مي‌آورد و در قالب تقابل پليس خشن و مافياي چيني بازسازي مي‌کند. جايي که ميکي رورک همچون جان وين، انگيزه‌هايي مبهم و غريب دارد  و کسي نمي‌داند در مغزش چه مي‌گذرد. از همه بامزه‌تر رنگ موي دو شخصيت است. جايي که چيمينو موهاي پليسش را جوگندمي مي‌کند تا يادآور موهاي خاکستري وين در شاهکار هاکس باشد. فيلمي با يک پايان بيادماندني (چيمينو استاد پايان‌بندي بود) که بنا به سنت مالوف فيلم‌هاي کارگردان نمايشگر يک مرد مجنون و رد داده در مواجهه با شخصيت خبيثي است که او را به اين روز انداخته. يک دوئل وحشي به سياق فيلم‌هاي وسترن منتها اين‌بار در شهر و زير نور نئون‌ها.
 
سکانس پاياني «شکارچي گوزن». جايي که رفقا دوباره در کافه و دور هم جمع مي‌شوند تا با خواندن ترانه هميشگي‌شان جاي کريستوفر واکن را خالي کنند. يک سکانس بااحساس و غمگين، قرينه شروع خوشحال فيلم. جايي که دسته رفقا، سرباز افسرده از ويتنام برگشته را مسخره مي‌کردند و نمي‌دانستند که اندوه بيشتري انتظارشان را مي‌کشد. دسته رفقا ترانه را مي‌خوانند و غمگين به هم نگاه مي‌کنند. جاي رفيق رفته را هيچ چيز نمي‌تواند پر کند و آنها هم اداي سرحال بودن را درمي‌آورند. تا اينکه تصوير فيکس مي‌شود و تک‌نوازي درخشان گيتار توام با تيتراژ پاياني آتش بر احساسات گر گرفته تماشاگر مي‌زند. براي بدرقه مايکل چيمينوي بزرگ چه چيزي بهتر از يادآوري اين موسيقي و تيتراژ پاياني «شکارچي گوزن». يا نه. برويم سراغ «دروازه بهشت» و سکانس پاياني فيلم روي عرشه کشتي. جايي که کريستوفرسون وحشي در طول فيلم، آرام و سرخورده از شکست در مبارزه سياسي و از دست دادن معشوق، نزد تمدن و همسرش بازمي‌گردد تا اينگونه مسير پررنجي که پشت سر گذاشته را فراموش کند. دريغ. هزار دريغ که گريزي در پذيرش واقعيت نيست و بايد بپذيريم مرد رمانتيک، سرخورده و بدبين به تمدن آمريکايي و ذات بشر، دنيايي که برايش رنج‌آور بود را ترک کرده است. اولين فيلمساز مهم از بين فيلمسازان خوره فيلم دهه هفتاد که فيلمي بزرگ درباره مسئله ملي (ويتنام) ساخت و به جايزه اسکار رسيد. تنها فيلمساز آن نسل که با جاه‌طلبي‌اش آتش به خرمن فيلم دهه هفتادي زد و حالا اولين نفر در ميان آن نسل که در کام مرگ آرام گرفته است. بدترين خبر. سازنده مهمترين فيلم‌هاي «نئو کلاسيک» تاريخ سينماي آمريکا، مايکل چيمينوي افسانه‌اي در 77 سالگي درگذشت.
پويان عسگري
نظرات
فرهاد يكشنبه 13 تير 1395 ماشالا به اين قلم و نگاه..خدا حفظت کنه آقاي عسگري
3 1
پاسخ

احسان يكشنبه 13 تير 1395 به قول شما بدترين خبر اينه که يک فيلمساز بزرگ مثل چيمينو بميره.يادداشت عالي بود و دلم خواست اين چهارتا فيلم رو دوباره ببينم
2 0
پاسخ

آراز سه شنبه 15 تير 1395 جاي رفيق رفته را هيچ چيز نمي‌تواند پر كند
1 0
پاسخ

مصطفي چهارشنبه 16 تير 1395 درود بر شما آقاي عسگري که چنين متن خوبي درباره چيمينو نوشتي..نديدم جاي ديگه کسي مطلبي نوشته باشه..نشون ميده که فاصله داري با بقيه..خواهشا و تا ميتواني از خودت و دانشت محافظت کن
2 0
پاسخ

اشرفي شنبه 30 مرداد 1395 شکارچي گوزن را ديده ام اون هم دو بار جالبه هميشه فکر ميکنم اين فيلم چندتا فيلم در کنار هم هستند ... عجيب فيلم تاثيرگذار و به يادماندني است ... درباره دروازه بهشت خيلي منفي شنيده ام ولي با اين حال قصد دارم ببينمش ... خدايش رحمت کند
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط


































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز