بهترین همکاری‌های کارگردان - بازیگر در سینمای ایران: ابراهیم حاتمی‌کیا - پرویز پرستویی

«آژانس شيشه‌اي» نقطه وصل كارگردان احساساتي انقلابي با بازيگري مثل پرويز پرستويي است كه پيش از آن اتفاقا در كمدي جنگي كمال تبريزي، «ليلي با من است» خوش درخشيده است. اينكه چطور حاتمي‌كيا از دل پرستويي بامزه فيلم تبريزي يا «آدم برفي» ميرباقري حاج‌كاظم را بيرون مي‌كشد، جدا از قريحه كارگرداني بنظرم ربط زيادي به شانس و اقبال و انرژي اين دو نفر دارد كه خوب همديگر را پيدا كرده‌اند و بنظر مي‌رسد حرف هم را مي‌فهمند. نقطه اشتراك‌شان احساسات تند و تيز است.
7فاز:
مريد و مراد
ابراهيم حاتمي‌کيا فيلمساز جنگ بود. کارش را با ساختن «هويت»(1365) شروع کرد. فيلمي درباره آدم‌هايي که در دل جنگ بودند. بقيه فيلم‌هايي هم که در دهه شصت ساخت، چه آنهايي که در طول جنگ ساخته شدند و چه «مهاجر» که يک سال بعد از پايان جنگ ساخت، در خط مقدم جبهه مي‌گذشت. با آغاز دهه هفتاد و دوران تازه انقلاب اسلامي مسير حاتمي‌کيا هم عوض شد. همچنان فيلمساز جنگي باقي ماند اما همراه رزمنده‌ها از جبهه بيرون آمد و با آنها داخل اجتماع سرک کشيد. حاتمي‌کيا جزو معدود فيلمسازان دفاع مقدس بود که مي‌توانست در دل شهر و مناسبات جديدش هنوز پي آدم‌هايي بگردد که زماني در جبهه بودند. آدم‌هايي از قبيله خود حاتمي‌کيا. در «از کرخه تا راين» سعيد با نقش‌آفريني علي دهکردي قهرمانش است. جانبازي که براي مداوا به خارج از کشور رفته اما واقعيت اين است که کاريزماي همرزم بسيجي که حضور کوتاهتري در فيلم دارد و دنبال پناهندگي است، خيلي بيشتر از اوست. «برج مينو» زوج نيکي کريمي و علي مصفا را دارد اما قهرمان به آن شکلي که حاتمي‌کيا دنبالش است، هنوز در اين فيلم تجلي پيدا نکرده. علي نصيريان در «بوي پيراهن يوسف» به مقصود حاتمي‌کيا نزديک‌تر است اما سن و سالش بيشتر از آن است که از دريچه نگاه او وارد دنياي مرداني بشويم که براي حاتمي‌کيا عزيزند. تا بالاخره نوبت به شاهکار حاتمي‌کيا مي‌رسد. «آژانس شيشه‌اي» نقطه وصل کارگردان احساساتي انقلابي با بازيگري مثل پرويز پرستويي است که پيش از آن اتفاقا در کمدي جنگي کمال تبريزي، «ليلي با من است» خوش درخشيده است. اينکه چطور حاتمي‌کيا از دل پرستويي بامزه فيلم تبريزي يا «آدم برفي» ميرباقري حاج‌کاظم را بيرون مي‌کشد، جدا از قريحه کارگرداني بنظرم ربط زيادي به شانس و اقبال و انرژي اين دو نفر دارد که خوب همديگر را پيدا کرده‌اند و بنظر مي‌رسد حرف هم را مي‌فهمند. نقطه اشتراک‌شان احساسات تند و تيز است. هردويشان خيلي زود هيجان‌زده مي‌شوند و واکنش نشان مي‌دهند. شور در لحظه دقيقا همان چيزي است که به کار قهرمان حاتمي‌کيا مي‌آيد. اصلا اين همان ويژگي است که رزمنده‌هاي دوران جنگ را با آن مي‌شناسند. از طرف ديگر پرستويي به سن و سالي رسيده بود که کم‌کم چين و چروک‌ها داشت روي صورتش ظاهر مي‌شد و همين هاله‌اي از خستگي و گذر دوران را به مخاطب منتقل مي‌کرد. خستگي که طبيعي بود قهرمان حاتمي‌کيا بعد از آن نبرد طولاني در ميدان جنگ و مبارزه بعد از آن در اجتماعي که حالا با هم غريبه شده بودند، بر تن و جانش نشسته باشد. نقش حاج کاظم «آژانس شيشه‌اي» دقيقا پيراهني بود که انگار حاتمي‌کيا براي قامت پرستويي دوخته بود. از طرف ديگر حاتمي‌کيا چکيده تفکراتش را به تندترين و جذاب‌ترين شکل در فيلمنامه  و شخصيت‌پردازي «آژانس شيشه‌اي» آورده بود. حاتمي‌کيا در تيم حاج‌کاظم بود و پرستويي هم. آيا فرو رفتن در نقش حاج‌کاظم باعث شد پرستويي وارد آن تيم بشود يا از اول در نهاد خودش چنين تمايل و ويژگي وجود داشت، معلوم نيست. چيزي که مشخص است بعد از آن پرستويي هيچ‌وقت از حاج‌کاظم جدا نشد. اسم‌ قهرمانان فيلم‌هاي حاتمي‌کيا عوض شد ولي بازيگرشان پرويز پرستويي باقي ماند. فرمانده جنگي که حالا نبرد سخت‌تري پيش رو دارد: مبارزه براي حفظ ايمان و باورش در دوراني که حتي فرزندانش گذشته‌اش را قبول ندارند و از او جواب مي‌خواهند و طلبکارند. موفقيت زوج حاتمي‌کيا و پرستويي در «آژانس شيشه‌اي» البته ديگر تکرار نشد. اما همچنان بهترين انتخاب براي قهرمان‌هاي حاتمي‌کيا، پرستويي است. حاتمي‌کيا به چشمان خسته و به خون نشسته و بغض در گلوي پرستويي نياز دارد تا درماندگي و بعد عصيان قهرمانش باورپذير جلوه کند. پرستويي هم حالا در هر فيلمي جوري بازي مي‌کند که انگار بخشي از حاج‌کاظم در روحش حلول کرده است. براي حاتمي‌کيا حضور پرستويي شانس بزرگي است. «باديگارد» نشان داد که هنوز هيچ‌کس به اندازه پرستويي حرف دل حاتمي‌کيا را نمي‌فهمد. اما براي يک بازيگر، هرچند شاه نقش‌اش حاج‌کاظم باشد، تنوع لازم است. شايد «قاتل اهلي» براي پرستويي راه گريزي از حاج‌کاظم بودن باشد. بالاخره يادمان نرود که يک زماني بايد به حاج‌کاظم گفت: دوره‌ت گذشته مربي!
صوفيا نصرالهي
نظرات
dakota يكشنبه 6 تير 1395 اول از هر چيزي هه ...
ما کلا جماعت خود درگيري هستيم,همه جا دنبال دشمن و باند و تيم ما و تيم اونا ميگرديم.مثل اينکه پيشرفت و آرامش رو فقط توو ساختن دشمن و رقيب ميدونيم.
يعني که چي تيم اونا تيم ما,بابا سينما خير سرش هنر محسوب ميشه بالا غيرتا ديگه توو اين يه موضوع الکي تيم ما و تيم اونا راه نندازيم,يکي ميگه فرهادي با اوناست,حاتمي کيا با ماست,يکي بر عکس,
ذات سينما و هنر براي تجلي روح و لذت بردن,نه براي دشمن تراشيدن .
2 1
پاسخ

حسين جمعه 11 تير 1395 همين صوفيا نصرالهي و مديسا مهراب پور اگه امروز تو کافه سينما بودن به حاتمي کيا فحش ميدادن الان بخاطر پويان دارن هي واسش پرونده سازي ميکنن .
2 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز