چه کسی بدردبخورترین فرد در اپیزود نهم فصل ششم «بازی تاج و تخت» بود؟

 اجساد. بازي تاج و تخت در طي شش سال انباشته شده است از بي‌شمار بدن‌هاي بي‌جان. در اين مدت جسد قهرمانان‌مان را ديديم، جسد مردان شيطان صفت، جسد كودكان، جسد سربازها، جسد پادشاهان، جسد مردم بي‌گناه، جسد گرگ‌ها، جسدهايي كه از دنياي مردگان بازگشتند و آن‌هايي كه درها را نگه داشتند. به نقطه‌اي رسيده است كه تماشاگران به شكلي نسبت به مرگ در بازي تاج و تخت كمتر حساسيت بروز مي‌دهند. 
 
اسکواير- مت ميلر: اجساد. بازي تاج و تخت در طي شش سال انباشته شده است از بي‌شمار بدن‌هاي بي‌جان. در اين مدت جسد قهرمانان‌مان را ديديم، جسد مردان شيطان صفت، جسد کودکان، جسد سربازها، جسد پادشاهان، جسد مردم بي‌گناه، جسد گرگ‌ها، جسدهايي که از دنياي مردگان بازگشتند و آن‌هايي که درها را نگه داشتند. به نقطه‌اي رسيده است که تماشاگران به شکلي نسبت به مرگ در بازي تاج و تخت کمتر حساسيت بروز مي‌دهند. اپيزود يکشنبه شب را يک نمونه فرض کنيد. بسياري ممکن است آن را اولين پيروزي حقيقي تمام فصول سريال بدانند، و در بين اين پيروزي، فراموش مي‌کنيم که براي مرگ غريبانه ريکون استارک که بدن‌اش در ميان گل و لاي آرميده بود و با تيرهايي که از آسمان مي‌ريختند به زمين کوبيده مي‌شد سوگواري کنيم.
در بازي تاج و تخت در يکشنبه شب، اجساد عينا به ديوار تبديل شدند، اجساد همان زمين نبرد بودند، همان‌ها که جان اسنو را تا مرز خفگي کشاندند. او آن‌جا ايستاده بود، وسط مبارزه، تاحدي کشته‌شده به دست مرگ. اين‌ها مناظر تاريکي هستند. تنها با تماشاي سريال مي‌توانيد از اين همه مرگ حس خفگي داشته باشيد. اما اسنو در يکي از زيباترين ‌نماهاي اپيزود با فيلمبرداري بي‌نظير، خودش را از آن ميان بالا کشيد.
گرچه اسنو درنهايت جنگ را برد. آدم خوب‌ها درواقع پيروز شدند. اين اتفاق واقعا در بازي تاج و تخت افتاد. براي اولين بار، يک موفقيت با وقوع تراژدي يا ابهام در معناي اخلاقي کفن‌پوش نمي‌شود. لياقت اين يکي را داشتيم. اما سريال پس از اين قرار بر طي کردن چه مسيري را دارد؟ اين سوال را با نگاهي به کاراکترهاي زير، که از نظر ما از کمتر به‌دردبخورهاي اين هفته بودند پاسخ خواهيم داد تا در آخر به به‌دردبخورترين کاراکتر اپيزود برسيم:
 
دنريس تارگرين
دنريس نيست، چراکه او تقريبا تمام کشتي‌هاي برده‌داراني را که قرار بود به کمک آن‌ها به وستروس بيايد به آتش کشيد. بله، تماشاي او سوار بر اژدهايش و به فنا دادن برده‌داران خارق‌العاده بود، اما اگر تيريون آن اطراف همراه او نبود حتما گند بزرگي بالا مي‌آورد. نکته فرعي: آن اژدهاها تمام مدت قادر به فرار بودند؟ چرا سريال اين انرژي را صرف به زنجيرکشيده شدن آن‌ها توسط دنريس در سياه‌چاله‌ها کرد بي‌آنکه اين تصميم تاثيري در روند ماجرا داشته باشد؟
 
تيريون لنيستر
فرد منتخب تيريون هم نيست، البته او تمام شهر ميرين را در آغاز کار خود به هياهو کشاند، که همين باعث شد دنريس مثل مادري خسته و عاصي او را سرزنش کند.
 
يارا گريجوي
يارا گريجوي هم نيست، گرچه پيشاپيش رابطه ميان او و دنريس را دوست دارم.
 
ليانا مورمونت
ليانا مورمونت هم نيست، حتي اگر خيلي بزن بهادر باشد. (يک نکته فرعي ديگر: يک نفر در توئيتر نوشت که او آنقدرها هم بزن بهادر نيست چون نظرش را در اپيزود شش به سرعت تغيير داد، اما من مي‌گويم او بزن بهادر است چون توانست اينطور نشان دهد که ايده يک نفر ديگر درواقع ايده خود او بوده. يک رهبر واقعي اين کار را مي‌کند.)
 
سانسا استارک
سانسا هم نيست. مي‌دانم، شايد شايستگي بيشتري از اين داشته باشد. پس از وحشتي که رمزي در وجود سانسا انداخت، او شايسته اين عدالت بود. خنده مرموز او درنهايت رضايت‌بخش بود. اما او به چه قيمتي به اين عدالت رسيد؟ او معامله‌اي با ليتل‌فينگر انجام داد، مردي که او را در قدم اول به هيولايي ساديستي تحويل داده بود. او مردي غيرقابل‌اطمينان است. ما ديده‌ايم که اتحاد با لرد بيليش مي‌تواند چه پايان بدي داشته باشد.
 
جان اسنو
جان اسنو هم نيست. گرچه حمله به يک ارتش به تنهايي در تلاش براي نجات برادرش بي‌باکانه بود. و دوباره، زماني که در رويارويي با رمزي به او حمله‌ور شد و پدر آن بي‌پدر را درآورد، مطمئن شديم که ميل به انتقام در او ارضا شده است. اما، اسنو مستقيما به درون تله رمزي حرکت کرد. درست است، آمار و ارقام در ابتدا عليه او نشان مي‌دادند، اما او در همان زمان ارتش‌اش را به سلاخي‌خانه دعوت کرد. آن‌ها محاصره شده بودند (در يکي ديگر از صحنه‌هاي بي‌نظير اپيزود که بولتون‌ها با نيزه و سپرهاي خود حلقه را بر افراد اسنو تنگ مي‌کنند). آن‌ها محکوم به فنا بودند. به عنوان يک فرمانده، شايد انتظار مي‌رفت که اسنو کار بزرگتري انجام دهد، شايد کمي بزرگتر. شانس آورد که شواليه‌هاي ويل براي نجات از راه رسيدند.
 
رمزي بولتون
قطعا رمزي هم نيست، گرچه اين رضايت‌بخش‌ترين مرگ از زمان مسموميت جافري بود. اما باز هم برخي هستند که مي‌گويند ما مرگ رمزي را نديديم. شايد سگ‌ها کمي صورت‌اش را از ريخت درآورده باشند. آن‌ها مي‌گويند حتي براي يک لحظه هم فکر نکنيد اين سريال عدالت واقعي را به تماشاگران‌اش مي‌دهد.
 
و حالا، به دردبخورترين فرد در بازي تاج و تخت اين هفته کسي نيست جز...
وون وگ وون دار وون، اسم کامل آن غول است. او در را نگه نداشت، بلکه آن مانع لعنتي را پايين آورد. رمزي درحال ايده‌پردازي براي حرکت بعدي‌اش بود و واضحا اعلام کرد که حتي با وجود شواليه‌هاي ويل اسنو نمي‌تواند وينترفل را پس بگيرد. اما اسنو يک غول داشت. او وون وون را داشت که جان‌اش را براي عبور اسنو از دروازه فدا کرد. وون وون آخرين قرباني رمزي بود. او مي‌توانست راه خودش را برود و کارهاي غولي کند و تا آخر عمر به زندگي خوش و خرم‌اش ادامه دهد. چرا به مردي که به سختي او را مي‌شناخت اهميت داد، کنترل قلعه‌اي را که هرگز نديده بود به دست گرفت، آن هم در زميني که همه او و مردم‌‎اش را به چشم وحشي‌هايي مي‌بينند که لايق مرگ‌اند؟ مبارزه او نشان مبارزه همه وحشي‌هاست، مبارزه انسانيت. آن‌ها به مردي نياز دارند که در برابر بلايايي که با وايت‌واکرها مي‌آيند از آن‌ها محافظت کند. آن مرد جان اسنو است. وون وون اين انتخاب را رقم زد و براي آن جان داد.
بنابراين، با اين پيروزي بازي تاج و تخت با کمترين شباهت به فصول قبلي به نظر بينندگان رسيد. مسير آينده آن چيست؟ حالا اين سريال نسبتا متفاوتي از قبل به نظر مي‌رسد، اينکه براي اولين بار صبح دوشنبه را بدون حس هلاکت و نابودي از خواب بيدار شويم. بازي تاج و تخت سريالي بود که خاندان‌هاي متعددي را به زير کشيد، قهرمانان ما را از ميان برد تا چهره واقعي وحشت جنگ و شهوت قدرت را پديدار کند. اما اگر اين سريال قصد داشته باشد به شکلي به پايان برسد که کاملا تماشاگران را عاصي و دلزده نکند لازم به طي کردن مسيري مخالف است. تصميم منطقي ظاهرا همين بايد باشد. حس خوبي دارد، اما اين در جنگ بزرگي که در راه است تنها يک نبرد بود. شايد اين يکي را برده باشند، اما هنوز بايد براي زنده ماندن تا دو فصل ديگر تلاش کنند. بله، جسدهاي بيشتري آن‌جا خواهند بود.
ويسنا فولادي
نظرات
کينگ روبرت سه شنبه 1 تير 1395 پارت ليانا و سانساش عاليه..
4 0
پاسخ

عليرضا بقاليان سه شنبه 1 تير 1395 ممنون به خاطراين ترجمه خوب و جون‌دار.
3 0
پاسخ

dakota چهارشنبه 2 تير 1395 به ياد دو قهرمان اين فصل يعني هودور و وون وون,
شايد کم حرف و بي حرف بودن,اما نشون دادن به هدفشون ايمان دارن,يکي با نگه داشتن در,يکي ديگه با شکستن در.
24 0
پاسخ

رويا چهارشنبه 2 تير 1395 خيلي عالي نوشتين...اين اپيزود بي نظير بود و واقعا شايسته تمام تعريف و تمجيدهايي که ازش ميشه هست.
ازدهاهاي دنريس بيرون نمي اومدن چون قل و زنجير شده بودن که چند قسمت قبل تيريون آزادشون کرد و تو اين اپيزود وقتي صداي دوروگونو شنيدن اومدن بيرون...در مورد به درد بخورترين کاراکتر صد در صد موافقم اگر وون وون نبود رمزي فرصت ميکرد يه نقشه ديگه بشه و کار واسه جان خيلي سخت ميشد
5 0
پاسخ

پويا چهارشنبه 2 تير 1395 خيلي خوب بود اين متن.
وافعا قبول دارم که وون وون بدرد بخور ترين شخص بود چون تا لحظه اي که دروازه در حال شکستن بود رمزي هيچ نشونه اي تو چهره ش مبني بر پذيرش شکست نداشت.
3 0
پاسخ

رضا چهارشنبه 2 تير 1395 خنك هاي هاليوودي حيفه قلمي كه تو دست شماست...سپاس از مترجم
3 3
پاسخ

ميلاد يكشنبه 19 دي 1395 بهترين قسمت کل فصل هاي سريال بود. چقدر دلم براي غوله و ريکون استارک سوخت.
0 0
پاسخ

ميلاد يكشنبه 19 دي 1395 بهترين قسمت تو همه‌ي فصل هاش همين قسمت بود. براي مرگ ريکون استارک و غوله خيلي دلم سوخت ولي از صحنه مرگ رمزي خيلي خوشحال شدم.
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط

































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز