یادداشت نویسنده 7فاز بر اپیزود نهم فصل ششم «بازی تاج و تخت»

جان دقيقا مثل يك روح شده است، به خصوص بعد از مرگ ريكون. او مثل يك روح مي جنگد و فرياد مي زند و به جلو مي تازد. اسنو حتي موهايش را نيز به سبك مردان استارك بسته است كه حالا همگي به روح بدل شده اند. شايد لحظه حقيقي زنده شدن جان اسنو جايي دراين اپيزود باشد و نه در اپيزود دوم: وقتي كه در زير سم ستوران و چكمه هاي سربازان خودي و غريبه براي بلعيدن زندگي تقلا مي كند و موفق مي شود و به يكباره غل و زنجير مرگ را از دست و بالش چون كرباس مي درد و پاره مي كند. جنگ درحال تمام شدن است كه شواليه هاي ويل سر مي رسند و دليل اهميت سواره نظام در جنگهاي قديم را يك بار ديگر به همه نشان مي دهند.
7فاز:
تقديم به پادشاه جهان هاي زنده تر و جان هاي زبده تر؛ استنيس باراثئون. 
 
يک: ظاهرا برآورد ابتدايي ساخت نبرد حرامزاده ها 15 ميليون دلار بوده و نهايتا اين نبرد که به طور مشخص کمتر از نيم ساعت از اپيزود نهم را به خوداختصاص داده با 115 ميليون دلار و 25 روز فيلمبرداري ساخته شد. اين رقمها شگفت انگيزند و محصول نهايي شگفت انگيزتر، اما نشانه هايي از فرصت سوزي هم درآن به چشم مي خورند: شما يک نبرد 115ميليون دلاري نمي سازيد که بخشي از يک اپيزود باشد، همان طور که شما ايان مک شين را استخدام نمي کنيد تا يک اپيزوده او را بکشيد.
 
دو: در ميرين دني با تيريون مذاکره مي کند و ميل به ديالوگ نويسي سورکيني(جملات طولاني و بي وقفه و متداخل گروهي شخصيتها)دي اند دي توي ذوق مي زند. دروگون از راه مي رسد و مادرش را سوار مي کند و به اتفاق برادرانش ريگال و ويسريون به برده داران نشان مي دهند که اژدها چگونه معادلات را تغيير مي دهد. در شروع فصل سه اين سه اژدها کودک بودند و دني به همراه جورا سوار برعرصه يک کشتي درساحل استاپور ماهي گرفتن دروگون را تحسين مي کردند و حالا همان دروگون خليج ميرين را به آتش مي کشد. واقعيت اين است که تيريون در اين فصل يک ناکامي بزرگ بوده است و صحنه هاي اين اپيزود همچون ميخ آخر تابوت يکي از جذاب ترين شخصيتهاي سريال عمل مي کنند. ثئون و يارا ازراه مي رسند و همانگونه که به نظر مي رسيد دني و يارا باهم تيک مي زنند. اما نکته مهم برخورد تيريون با ثئون و حرفهايي که به او مي زند است: همه ما به يادداريم که در فصل اول ثئون نه تنها راجع به کوتولگي تيريون جوک نساخت(فقط او را ايمپ صدا کرد که معمول است)که حتي آمار راس را هم به او داد، راسي که بعدا و درفصل سه کمک بزرگي به مخفي نگه داشتن هويت شي کرد. حالا ديگر کل خليج برده داران در تسلط دني است و او بايد براي لشکرکشي به وستروس آماده شود.        
 
سه: راه ورودي به وينترفل از سمت شمال جنگلهاي Wolfswood است. استنيس هم ازين مسير به سمت وينترفل حرکت کرد و با محاصره بولتن ها مواجه شد. جالب اينجاست که تمام برفهاي اين منطقه آب شده اند که بازهم عجيب به نظر مي رسد، مگر اينکه فرض کنيم آتش زدن شاهزاده شرين تاثيرش را بر زمستان وينترفل گذاشته است. وضعيت ابتدايي جنگ به اين ترتيب است:
لشکرشمال: دوهزار نفر وحشي به فرماندهي تورموند و وون وون؛ شامل کماندار و پياده نظام. 200نفر هورن وود، 62نفر مورمونت و 143نفر ميزين(Mazin، از خاندانهاي مختص سريال)؛ شامل کماندار و پياده نظام و سواره نظام به فرماندهي جان و سرداووس.
لشکر بولتن: 4300نفر کماندار و پياده نظام و سواره نظام بولتن. 1700نفر پياده نظام و سواره نظام آمبرها و کارستارک ها.
جان و رمزي مذاکره مي کنند و رمزي کماکان مشغول ارائه همان تصوير سکسوساديستي هميشگي اش در سريال است، درفصل چهار با لخت شدن و جاي چنگال دختر نشان حريف دادن و اينجا با خواب دادن به چشمان و سايه دار کردن صدا و لبخندهاي هانيبال لکتري زدن. سانسا به جان مي گويد رمزي بابقيه متفاوت است و جان جواب مي دهد که او باچيزهايي جنگيده که رمزي درمقابلشان عددي نيست و سانسا بحث را تمام مي کند: «تو اونو نمي شناسي». اين گفتگو در کتاب ششم دقيقا و به همين شکل بين استنيس و ثئون که اسيراوست صورت مي گيرد. جالب اينجاست که در سريال جان استنيس را مي ستايد و حتي سعي مي کند که منس را به جنگ براي پادشاهش راضي کند. گفتگوي داووس و تورموند نشان مي دهد سريال هنوز از بدوبيراه گفتن به استنيس خسته نشده است، فراموش نکنيد که سخنان داووس راجع به استنيس فقط با کتاب ناسازگار نيست و با داووس فصلهاي پيش هم 180درجه تناقض دارد. ضمن اينکه مي شود از شواليه پياز پرسيد پس چطور وقتي مليساندره جان را زنده مي کند شيطاني نيست؟ او در شب زنده داري اش بالاخره مي فهمد که به سر شرين چه آمده است.
 
چهار: رمزي با ريکون بازي موردعلاقه اش را طراحي مي کند. اين پررنگ ترين وجه مشترک رمزي کتاب و سريال است: او دوست دخترهايش را درجنگل رها مي کند و با کمان و سگهاي شکاري به دنبالشان مي دود، اگر از جنگل زنده بيرون بروند برنده اند. اين مدل از بازي در آپوکاليپتو ي مل گيبسون هم سابقه دارد. فقط سوال اين است که چرا ريکون مارپيچ نمي دود و درفاصله شليک تيرها سعي نمي کند از مسيراصلي خارج شود؟ با اشتياقي که سريال به کشتن شخصيتهاي اصلي نشان مي دهد بازجاي شکرش باقي است که ريکون اقلا بدون درد مي ميرد. رمزي چنانچه ازو انتظار مي رود مردان خودش را هم مثل نفرات دشمن به تل هايي از جنازه تبديل مي کند و با تاکتيک "ديواري از سپر/ Shield-Wall" هم تيراندازان شمالي را بي اثر مي کند و هم پياده نظام آنها را گير مي اندازد. سد سپرهاي بولتن ها نفوذناپذير است و اسمال جان آمبر و مردانش بالاي تل جنازه ها هر فراري شمالي را خلاص مي کنند. 
 
پنج: جان دقيقا مثل يک روح شده است، به خصوص بعد از مرگ ريکون. او مثل يک روح مي جنگد و فرياد مي زند و به جلو مي تازد. اسنو حتي موهايش را نيز به سبک مردان استارک بسته است که حالا همگي به روح بدل شده اند. شايد لحظه حقيقي زنده شدن جان اسنو جايي دراين اپيزود باشد و نه در اپيزود دوم: وقتي که در زير سم ستوران و چکمه هاي سربازان خودي و غريبه براي بلعيدن زندگي تقلا مي کند و موفق مي شود و به يکباره غل و زنجير مرگ را از دست و بالش چون کرباس مي درد و پاره مي کند. جنگ درحال تمام شدن است که شواليه هاي ويل سر مي رسند و دليل اهميت سواره نظام در جنگهاي قديم را يک بار ديگر به همه نشان مي دهند.
 
شش: وون وون خسته و زخمي که قبلا و در فصل چهار درب فولادآجين کسل بلک را ترکانده بود براي گشودن دروازه وينترفل کار آساني دارد، تحمل مرگ اين آخرين بازمانده غولهاي کهن پشت ديوار اما اصلا آسان نيست. جان شمشير مورمونت ها(Longclaw) را زمين مي گذارد و سپر مورمونت ها را برمي دارد و پشت ظالم را به خاک مي رساند، به ياد "سپر بالا/ Shield up" هايي که جان به اولي مي گفت و قبل از او سررودريک کسل به ند. ريکون نازنين به سردابه هاي وينترفل برده مي شود تا درکنار پدرش آرام بگيرد، اويي که از ابتدا براي زندگي در اين دنيا ساخته نشده بود و به عنوان يک پسربچه هميشه به جاي بازي کردن، عاشق گشتن درهمين سردابه ها بود.
 
هفت: پرچم گرگ خاکستري پس از پايين آمدن در فصل دوم دوباره زينت بخش ديواره هاي وينترفل شده و غبارجنگ فرو مي نشيند. اين اپيزودي است که کارگرداني ميگل ساپوچنيک و تدوين و طراحي صحنه و جلوه هاي ويژه ميداني در آن بيداد مي کنند، دستاوردي در قامت بزرگترين فيلمهاي اکشن تاريخ سينما. نوشتن درباره چنين شاهکاري کافي است، فقط بايد دوباره و دوباره و دوباره تماشايش کرد: ضيافتي از خون و نور و مه و آتش و زخم و نفرت.
 
بهترين صحنه: همان طور که آمد سر برآوردن جان از ميان تل آدمها.
بهترين ديالوگ: وقتي رمزي سرسگهايش فرياد مي زند: Down.. DOWN!
اميرحسين جلالي
نظرات
froka دوشنبه 31 خرداد 1395 با سپاس
به خاطر قلب بزرگ وون وون سه خط رو خالي مي زارم



مي دونستيم چي بشه اما جوري فيلمو بردن جلو لحظات اخر از ته دل م يخواستم اين انگشت کوچولو بياد
صحنه واقعا عالي بود اما کشتن وان وان بي دليل يعني نکردن يه زره يه تيکه چوب بدن دست اين ادم از قدرتش بيشتر استفاده کنن
تورمند عالي بود
از جنوب بدم مي ياد از دنريس بدم مي ياد همه چي براش اماده و مهيا شده از اون ور براي جان بايد جونمون به سر لبمون بياد هيچيش نشه يه صحنه رو رد کنه از اون ور دنريس سوار اژدها ميشه و شروع مي کنه به درو کردن
اون سربازا هم احمق تشريف دارن و فرماندشون کلم تشريف داره يعني يه نفر عقلشون نمي رسه اژدهاي رو که ايستاده تو هوا با منجنيق بزنن واقعا نميشه
نکردن دو سه تا تير بزرگ براي محض احتياط نگه دارن و اين اژدها رو بزنن
جان نجابتشو حفظ کرد و رمزي رو خودش نکشت از جان اينو مي خواستم و سانسا خوب حالشو جا انداخت اما سريال سوتي داد اون جاي که مي گه سگام 7 روز گرسنه هستنو سانسا نبود که بدونه چي گفتن
وان وان رو فقط به خاطر کم کردن هزينه به کشتن دادن
10 19
پاسخ
کارن سه شنبه 1 تير 1395 خب دنريس الان قدرت اگان فاتح رو داره... اگان هم رفت با اژدها هاش قلعه ي هرن رو آتيش زد و هارن و پسراش رو سوزوند ....يعني شما از اين تنوع شخصيتا خوشتون نمياد ...متفاوت بودن شخصيتا در دنياي نغمه ؟ در هر صورت من از طرف مارتين بابت خلق کاراکتر دنريس از ساحت مقدس شما پوزش ميطلبم
مازيار سه شنبه 1 تير 1395 کم کردن هزينه چيه؟ مگه سريال شبکه دوئه که نگران هزينه باشن. رقم بودجه سکانس جنگو بخون

شايان دوشنبه 31 خرداد 1395 اغا اين جنگ نبود !طوفان بود! لحظه اي که جان داشت خفه ميشد دقيقا منم همين حس و داشتم! احساس ميکردم دارم خفه ميشم! لا مصبا چي ساختن! وقتي فيلمو ميديدم هي با خودم ميگفتم تورموند نمير! جان نمير!وون وون تو که اصلا نبايد بميري! ولي متاسفانه وون وون مرد! حيف!!
27 3
پاسخ

amir 47 دوشنبه 31 خرداد 1395 اين قسمت الحق بي نظير بود
فقط من هر مرگي رو براي رمزي جز اين مورد رو فک ميکردم
مگه ميشه سگ خود آدم اونو بکشه
حداقل اول بلايي مثل بلاي تئون سرش مي آوردن بعد ميکشتنش
15 3
پاسخ

رويا دوشنبه 31 خرداد 1395 واقعا راجع به اين اپيزود چيزي نميشه نوشت و همونطور که گفتيد فقط بايد بارها تماشاش کرد...کارگرداني و تدوين عالي بود بازي بازيگرا حرف نداشت و موسيقي بي نظير بود...
يه جنگ واقعي بود يه جنگ کثيف جنگي که توش آدما له ميشن و زنده زنده دل و روده هاشونو تو دستشون مي گيرن...جنگ واقعا همينقدر وحشتناکه
پ.ن1:دويدن جان به سمت ريکون اصلا عجيب نبود اگر اينکارو نمي کرد بايد متعجب مي شديم...جان شايد تنها کاراکتريه که با وجود همه اتفاقايي که براش افتاده همچنان ذات خودشو حفظ کرده و دچار کم ترين تغييري تو شخصيتش شده...براش شرافت و خانواده مهم ترين چيزه مثل ند استارک
پ.ن2:تنها چيزي که از قسمت بعد ميخوام اينه که اتفاقات برج شادي و هويت واقعي جان مشخص بشه...اگر اين اتفاق بيفته من چيزي رو که از اين فصل انتظار داشتم بدست آوردم.
29 3
پاسخ

مجيد دوشنبه 31 خرداد 1395 من فقط در مورد اين اپيزود ميتونم بگم که فوق العاده زيبا بود, دنيا در تحسين اين اپيزود سنگ تمام گذاشته اين آقاي جلالي خود ما هنوز تو خواب زمستوني تشريف دارن معلوم نيست اصلا چي مينويسين
32 5
پاسخ
sxdead سه شنبه 1 تير 1395 آخه خيلي بارشه تازه کتابم خونده

جيمي سه شنبه 1 تير 1395 حالت خوبه آقاي جلالي؟؟
"نوشتن درباره چنين شاهكاري كافي است" ؟؟
اين چيزي که شما نوشتي فقط سير وقايع اپيزود بود!
پيشنهاد ميکنم بريد متن مربوط به اپيزود 9 فصل چهار رو بخونيد تا بفهميد درباره يه اپيزود جنگي مثل کسل بلک چجوري ميشه متن نوشت!
11 3
پاسخ

حبيب سه شنبه 1 تير 1395 قطعاً جز ده اپيزود برتر کل سريال قرار ميگيره حتي بهتر از هارد هوم و بلک واتر يا حتي عروسي خونين . فوق العاده بود هم داستان و هم بهره برداري حداکثري از فرم و مديوم . در يک کلام شاهکار
7 2
پاسخ

تيريون سه شنبه 1 تير 1395 اقاي جلالي فهميديم که استنيسو دوست دارين فهميديم که فرمانده خوبيه و فهميديم که سريال استنيسو خوب به تصوير نکشيده فقط لطفا استنيسو به ما هم تحميل نکن و قسمتي رو که بايد نقد بکنيد فقط نقد کنيد نه بيشتر
12 5
پاسخ

پوري يا سه شنبه 1 تير 1395 ممنون از متن خوبتان، خسته نباشيد.
انصافا کيفيت صحنه هاي نبرد تماما هاليوودي (سينمايي) و در حد نبرد تروا بود. فکر نميکردم بازهم در مرگ جان ب شک بيفتم ک اين قسمت باز ب شکّم انداخت. جبران فوقوالعاده اي بود بر کاستي هاي اپيزودهاي پيشين. و باز هم بايد ديد...
7 6
پاسخ

فردين سه شنبه 1 تير 1395 البته تنها اژدها ها نبودند که معادله جنگ رو به هم زدند، لشکر دوتراکي ها نقش مهمي داشت که البته فقط يه صحنه ازش ديديم،
در مورد اينکه چرا ريکون مارپيچ ندويد ميشه گذاشت به حساب بچه بودنش و اينکه خيلي ترسيده بود،
کلا ايراد منطقي گرفتن از همه فيلم ها کار آسوني هست
امتياز اين قسمت تا الان ده از ده هست از حدود چهل هزار راي که فکر کنم کم نظير باشه
از اونجايي که سريال حتما بايد يه شخصيت اعصاب خوردکن داشته باشه احتمالا بيليش محتمل ترين گزينه در اين زمينه است
9 2
پاسخ

عليرضا بقاليان سه شنبه 1 تير 1395 1 - نوع مرگ رمزي اسنو به دست سگ‌هاي شکاري خودش براي من و خيلي‌هاي ديگه قابل پيش‌بيني بود ، به همين خاطر خيلي نچسبيد.
2- وقتي در ميانه‌هاي خفقان آور جنگ و محاصره تنگ ارتش جان، صداي شيپور بلند شد آرزو مي‌کردم اي کاش لرد بيليش بي‌شرف به کمک ارتش با شرف‌ جان اسنو نيايد، اي کاش سازندگان فانتزي بيشتري خرج مي‌کردند و اِنقدر روند حوادث جنگ حرام‌زاده‌ها رو واقعي پيش نمي‌بردند.
3- کارگرداني و تدوين عالي بود وام‌دار چرک و خون و گِل از فيلمهاي چون شجاع دل مل‌گيبسن و ژاندارک لوک بسون و در بسياري صحنه‌ها بهتر از آنها.
4- 115 ميليون دلار پول زيادي براي ساخت اين سکانس جنگيه شاهکاره به نظر مياد مقداري از پول توسط عوامل اختلاس شده ؟ :)
5- بهترين صحنه: غير ازهمان که اميرحسين عزير گفت يعني صعود جانکاه جان از زير دست‌پاي خودي و غيرخودي تا نگاهش به آسمان که شايسته قرار گرفتن در ميان بهترين‌هاي کل مجموعه هم است ، صحنه‌ي کم نظير ديگر که به ياد مي‌ماند همان قاب ثابت و عريضي است که سِرداووس در حالي که گوزن چوبي شِرين را در دستش گرفته و برف سفيد و آبي احاطه‌اش کرده و آسمان در حال اولين طليعه‌هاي خورشيد به رنگ زرد و نارنجي در آمده، و روز موعود جنگ فرا رسيده.
10 3
پاسخ
اميرحسين جلالي سه شنبه 1 تير 1395 اون ضدنور داووس عاليه حق باشماس، فقط راجع به اون گوزن چوبي ميشه پرسيد چرا همراه با صاحبش نسوخته :)
amir پنجشنبه 3 تير 1395 چون اگه دقت مي‌کردين وقتي سربازا شيرين رو گرفتن اون از دستش افتاد باز دوباره گيراي الکي رو شروع کردي??

پوري يا سه شنبه 1 تير 1395 لطفا منبع بودجه و خرج 115 ميليون دلاري اين اپيزود رو عنوان بفرماييد. رقم مقداري عجيب بالاس.
2 4
پاسخ
اميرحسين جلالي سه شنبه 1 تير 1395 يکي از مديران اچ بي او مصاحبه کرده و اين ادعارو مطرح کرده، تو watchersonthewall.com هست. به نظرم زياد وغيرواقعي مياد، پشت صحنه اي که منتشر شده مهيب وغول آساس، ولي کلا اين رقما زيادبه نظر
ج سه شنبه 1 تير 1395 به نظر ميان.
پوري يا چهارشنبه 2 تير 1395 ممنون، با اينكه پرواضحه ك اپيزود پرخرجي بوده با ان حال بازهم رقم اعلام شده معقول بنظر نمياد، فقط يك منبع مندرج ديدم ك اشاره اي سي ميليون دلاري داشت! و يك صحنه از همين اپيزود بظاهر 115 ميليوني خيلي تو ذوق ميزد اون هم سوار شدن جان اسنو بر اسبش در صحنه نبرد "با شمشير پلاستيكي" بود! بنظرم گاف كوچيكي نيست!!!
اميرحسين جلالي چهارشنبه 2 تير 1395 جان تمام مدت Longclaw دستشه و شمشيرهاي اصلي تو سريال دقيق و بي نظيرطراحي شدن. رقم سي ميليون باتوجه به هزينه بلک واتر و هاردهوم معقوله، ولي تفاوت اين جنگ آدمها و اسبهاي دامي يه که توقبليا نبود و عجيب پرخرجه.
roya چهارشنبه 2 تير 1395 اين رقم صد در صد اشتباس ...من جايي همچين رقمي رو نخوندم ...بعض جاها از 10 و برخي جاها از 15 ميليون صحبت ميشه https://www.instagram.com/p/BG8jmU-yB60/?taken-by=kitharingtonn

sxdead سه شنبه 1 تير 1395 عين اين خر مذهب ها که با يه کتاب يه نسل ادم رو سرويس ميکنن تو هم با يه کتاب نمودي خودت رو.بابا بکش بيرون از اون لامصب
اپيزود به اين قشنگي بعدش گيرت به مارپيچ دويدن ريکونه؟؟!! تو فيلم مل گيپسون هم که مارپيچ ميدويدن بازم تير ميخوردن.من نميدونم چرا قشنگي ايده رمزي رو نميبيني که جان رو تحريک ميکنه اونوقت اين چيزا رو ميبيني اقاي مکار شيراز؟؟
شما که ادعاي نقد ميکني بعدش تو يه متن ميشيني گريه ميکني و ميگي من کار خودم رو ميکنم و سبک خودم رو دارم اول بشين فرق نقد و مقايسه فيلم و کتاب رو واس خودت تعريف کن.بعدا بشين گريه و گلايه کن
چقد بدم مياد از ادماي کله شق و متعصب
از اين به بعد نقد و نوشته هات مال خودت و طرفدارات
13 5
پاسخ
رضا چهارشنبه 2 تير 1395 #خار_ازادانديشي اونم با ريش و پشم

dakota سه شنبه 1 تير 1395 اين اپيزود واقعا حرف نداشت,جزو بهترينا تو کل اين سريال.
صحنه هاي نبرد راحت تنه ميزد به بهترين فيلماي هاليوود,
دست و پا زدن و تقلا کردن جان واقعا ديدني شده بود,
و اينکه تمام فصل ششم داشت زمينه سازي ميکرد براي اپيزود نه و ده به نظرم.
در پايان به نظرم نبايد لرد بيليش رو دست کم گرفت,اصلا قابل پيشبيني نيست اين بشر,
الان مشتاقم که سرنوشت سرسي رو توو پايتخت ببينم.
8 2
پاسخ

آراز سه شنبه 1 تير 1395 چيزي که در مورد نوشته هاي آقاي جلالي جالبه اينه که در مقايسه با نوشته هاي اول سيزن مشخصه که خيلي از انتقادات و نظرات خواننده ها رو در نظر گرفته . اين نکته به اضافه قلم خوبي که داره و تسلط و عشقش به مضامين و جزئيات داستان ترکيب جالبي ساخته . ممنون
4 14
پاسخ

پوريا کيهاني فرد سه شنبه 1 تير 1395 در زمان شروع جنگ وقتي که جان خودشو تنها مقابل لشکر دشمن ميبينه؛ تازه ميفهمه که کلک رمزي رو خورده ... شمشيرش رو در مياره و ....... در همين لحظه سپاهيان خودش از راه ميرسه. عالي بود اين قسمت :)
20 2
پاسخ

سينسيناتوس. س سه شنبه 1 تير 1395 غيبت گوست همچنان سوال بر‌انگيز و مشکوک است! ما گوست را از زماني که آخرين بار به جنازه‌ي در حال احياي جان نگاه مي‌کرد نديده‌ايم!
6 2
پاسخ
اميرحسين جلالي سه شنبه 1 تير 1395 بي نهايت سوال برانگيز و مشکوک، به خصوص که وقتي يه استارک ميره جنگ داياروولفش باهاش ميره، مثل گري ويند و کينگ راب.
پارسا سه شنبه 1 تير 1395 آقاي جلالي يعني چي که ميگيد غيبت گوست مشکوکه ؟ ميشه يه توضيحي در اين مورد بديد .منظورتون چيه که مشکوکه؟ من دارم نگران ميشم
اميرحسين جلالي چهارشنبه 2 تير 1395 کلا برخورد با گرگاي استارکا تواين فصل خوب نبود، مخصوصا سامر وشگي داگ. اين گرگا توکتاب وحتي سريال ازنظرهويتي براي استارکها خيلي مهمن و يه جورايي اژدهاي زمستاني ان و بايدجدي تر ميگرفتشون سريال.

پوريا سه شنبه 1 تير 1395 اون صحنه اي که جان داشت رمزي رو ميزد منم داشتم حرص مي خوردم و با هيجان ميگفتم :بزنش بزنش بزن لهش کن. لا مصب اين اپيزود لهم کرد . جنگ همون طور که سانسا پيش بيني کرده بود پيش رفت و رمزي با تحريک احساسات جان اونو بازي داد. سپاه وحشي ها قتل عام شدن.
7 2
پاسخ
اميرحسين جلالي سه شنبه 1 تير 1395 همونوطور که سانسا پيش بيني ميکرد نه، همونطور که سانسا طراحي کرده بود. واقعا چرا سانسا زودتر جان رو از لشکر30هزارنفره ويل باخبرنکرد؟؟ ميتونست جون برادرکوچولوشو نجات بده ونداد.
سينسيناتوس. س سه شنبه 1 تير 1395 البته نميشه به راحتي در مورد توانايي نجات ريکان نظر داد. ديدگاه و عملکرد سانسا براي نجات ريکان رو ميشه به واقع‌گرايي (شايد افراطي) سانسا در سير تحول از دخترکي ساده و لوس به شخصيتي که الان تبديل شده از گذر حوادث و مشکلات بسيار، درک کرد. البته رفتار جان و بازي خوردن و احساسي عمل کردنش و به خطر انداختن خودش و بقيه براي نجات ريکان هم چيزيه که هويت جان رو ميسازه و اگه اين‌طور عمل نميکرد بايد به هويتش شک مي‌کرديم! جان فرزند خلف ادارد استارک شهيده، حتي اگه واقعا ند پدرش نباشه.
مجيد سه شنبه 1 تير 1395 اين دقيقا نکته اي که سريال داره آماده ميکنه خودشو برا تغيير شخصيت سانسا که تو فصل هفت بهش بيشتر مي پردازه و الان نميشه گفت سانسا طراحي کرده بود يا نه در ضمن سانسا به جان پيشنهاد صبر واسه رسيدن کمک رو کرده بود فقط از بيليش اسم نبرده بود کلا چيزي که معلومه سانسا شخصيت سفت و سختي پيدا کرده اميدوارم شرافت استارکي در وجودش باقي بمونه
مجيد سه شنبه 1 تير 1395 جون ريکان رو مطمئنا نميتونست نجات بده در هر صورت رمزي مي کشتتش
froka سه شنبه 1 تير 1395 خدايي چرا سانسا اين کارو کرد وقتي مي تونست راحت وزنه تعادلو به نفعشون عوض کنه ؟ اين حرکتش باعث شد جلوي چشام بيوفته اون علاقه قبلي رو به اين کارکتر از دست بدم
فردين سه شنبه 1 تير 1395 احتمالا چون سانسا به بيليش اعتماد نداشت و نمي تونست به جان وعده چيزي رو بده که خودش هم ازش مطمئن نيست، مطمئنا بيليش هم تا آخرين لحظه صبر کرده که اون دو لشکر همديگرو قلع و قمع کنن و بعد مداخله کنه در ضمن لشکر سي که هيچي سيصد هزار نفره هم نمي تونست ريکون را از دست اون آدم ساديسمي نجات بده
سعيده چهارشنبه 2 تير 1395 سانسا مشکوک ميزنه...حتي من احساس کردم دوست داشت جان هم تو اين جنگ بميره.
اميرحسين جلالي چهارشنبه 2 تير 1395 سانسا بيشتر به مادرش رفته و کتلين/ليدي استون هارت تودنياي داستان نماد بي فايده بودن انتقامه. سانسا جون جان، ريکون وهمه لشکرشمال رو به خطرانداخت و جان ديگه نبايد بهش اعتمادکنه. همونطور که کت بادستگيري بي مورد تيريون ند وهمه شمالي هارو به خطرانداخت. ضمنا اگررمزي ميدونست که 5به 1 نيروکم داره حتما ازريکون براي مذاکره جهت نجات جونش استفاده ميکرد، ساديستي يانه رمزي کاملا حرفه اي عمل ميکنه واينو تو جنگ نشون داد، کثيف ولي حرفه اي.
پويا جمعه 4 تير 1395 سانسا نبايد وجود ارتش دره رو رو ميکرد. يادتون رفته که رمزي چه فرمانده خوبي بود؟ فکر مي کنيد اگه از سپاه دره خبر داشت براي جنگ از وينترفل بيرون ميومد؟ اگه سپاه دره حتي قبل از محاصره شدن ارتش شمال وارد نبرد ميشدن رمزي قدرت تغيير تاکتيک و حتي پيروزي داشت. فراموش نکنيم که محاصره وينترفل علاوه بر افراد زياد و تجهيزات بيشمار، تدارکات زياد و خوب بودن آب و هوا لازم داشت که هيچ کدوم از ارتش دره بر نميومد. پس به نظر من خيلي بي انصافيه که سانسا رو مقصر بدونيم، چه تو مرگ برادرش، چه تو کشتار ارتش شمال.
حسين دوشنبه 7 تير 1395 به نظر نميرسه عمدي تو کار سانسا بوده باشه، به نظرم اون تا لحظه‌ي آخر قصد نداشت که از بيليش کمک بگيره به خاطر همون دلايلي که خودش به بيليش تو اپيزود قبل گفته بود ولي بعد از اينکه شب طراحي حمله فهميد نميتونه روي فرماندهي جان حساب کنه (تاکيدش روي اينکه تو اونو نمي‌شناسي حين صحبت با جان) اين تصميمو گرفت.

mhz سه شنبه 1 تير 1395 چند نکته رو دوست دارم بهش اشاره کنم:اول اينکه اگر هزينه ي اين نبرد 115 ميليون دلار شده باشه با احتساب جلوه هاي مربوط به ازدهاهاي دنريس چيزي حدود 150 ميليون ميشه و اين براي يه قسمت از يه سريال حتي براي شبکه ي hbo هم سرسام اوره.حتي خود کمپاني وارنر هم همچين خرجي رو براي همه ي فيلم هاي سينماييش نميکنه حالا چطور ميتونه هزينه اي که براي اين قسمت شده رو پس بگيره؟ دوم اينکه سکانس هاي نبرد واقعا بزرگ و حيرت انگيز بود و محاصره و فشار ها دقيقا ياد اور حادثه منا بود بزرگ و دردناک اما چيزي که تو ذوق ميزد باتجربه تر نشون دادن سانسا و رمزي نسبت به جان بود.سانسا تله گذاري و بازي خوردن جان رو و همينطور زنده نموندن ريکون رو پيش بيني کرده بود اون حتي ميدونست جان با اين تعداد نيرو هيچوقت پيروز نخواهد شد و براي نجات خودش از دست رمزي ناچار به همکاري با بيليش شد!!!!عجيبه واقعا...از اون طرف رمزي هم کاملا جان رو بازي داد تک و تنها کشوندتش به وسط ميدان نبرد با يه اميد واهي و البته با توجه به شخصيت جان منطقي.(بر عکس حوادث ريوران) از بين بردن سواره نظام دشمن و البته خودش با اين حربه و محاصره ي پياده نظام بي نظم جان و قتل عامشون درست طبق نقشه...اين وسط جان مثه جوونايي بود که بجاي تدبير به زور بازوشون اکتفا ميکنن بر عکس وقايع کسل بلک و برعکس رمزي که حتي يه سرباز دشمنو نکشت اما داشت پيروز ميشد.سوم اين که مثل اينکه واقعا قراره بين يارا و دنريس يه اتفاقاتي بيوفته که بنظرم اصلا خوشايند نيست اما خب اقاي جلالي اينو درست گفته بود...در اخر منم از اين فصل سه تا اتفاقو انتظار داشتم:زنده شدن جان نبرد حرام زاده ها و اتفاقات برج عيش بطور کامل که اگه اين اخريو تو فينال اين فصل نبينيم واقعا هدف اين فصل کامل نميشه...
5 3
پاسخ
اميرحسين جلالي چهارشنبه 2 تير 1395 شما تو سينما دستمزدبازيگرارو داري که نصف بودجه هاي 150ميليون به بالا رو به خودشون اختصاص ميدن. جان فرمانده نظامي نيست، درست مثل ند و برعکس استنيس. اين نتيجه دزديدن خط استنيس و دادنش به جانه. گرچه الگوي کلي دوتاجنگ بزرگ قبلي(بلک واتر و نبرد ديوار)هم دقيقا همين سررسيدن يه سواره نظام ازخارج جنگ بوده، ولي دليل اصلي افتضاحي که پيش اومد دروغگويي سانسا بود. اون ميتونست سرجون ريکون چونه بزنه ونزد، يه استارک کمتر يه مزاحم کمتر.
رويا چهارشنبه 2 تير 1395 يه همچين رقمي واسه يه اپيزود امکان نداره...نهايتا هزينه اين اپيزود 25 ميليون دلار شده حتي کمتر
پويا جمعه 4 تير 1395 دروغگويي سانسا بي دليل نبود. شما کتاب ها رو خونديد و ميدونيد که محاصره وينترفل يه امر تقريبا محاله. حالا انتظار داشتيد ارتش دره چظوري با وجود 5000 مدافع اونو فتح کنه؟ قلعه اي که به گفته ادارد استارک با 500 نفر ميشه کامل ازش دفاع کرد اونم تو زمستون. پس سانسا عاقلانه ترين کار رو کرد. اولا راه مذاکره سر جون ريکون رو بست تو گفتگو با رمزي. دوما وجود ارتش دره رو مخفي نگه داشت تا استراتژي هاي دو طرف بر اين اساس شل نگيره. نتيجه ش رو هم که ديديم: پيروزي بزرگ استارک ها. پ.ن: يادمون باشه که سانسا خبر داره برن هنوز زنده ست و همينطور جان.
mhz دوشنبه 7 تير 1395 در کل مديوم سينما خيلي با تلويزيون متفاوته اونج اگر دستمزد بازيگرا زياد باشه عاديه چون ستاره ان و ميدونن حضورشون باعث فروش بيشتر ميشه.البته الان صرف حضور ستاره ها نميتونه فروشو تضمين کنه.حرف من اينه که سريال قابليت بازگشت سرمايه رو به طور محدودي داره اونم تعداد بينندگان وخريداران در شبکه هاي کابليه که براي يه قسمت زياد تغييري با بقيه فصل نداره پس سود بيشتري براي خرج بيشتر وجود نداره.البته يه راه هايي هم وجود داره مثه اکران همزمان با پخش در سينما که سريال شرلوک اينکارو کرد و سود خوبي هم برد.درباره ي فرمانده نظامي نبودن جان تارگارين!!!هم بايد بگم جان که مشخص شده شاهزاده ي موعوده و فرمانده ي وستروس مقابل وايت واکر ها پس مطمئنا يکي از خصوصياتش بايد فرمتندهي کردن باشه اما تو اين قسمت جان رمزي رو دست کم ميگيره و اونو کوچکتر از وحشي ها و ادر ها ميدونه در حالي که رمزي نبوغ جنگي بالايي داره.

کارن سه شنبه 1 تير 1395 به نظر من تيريون اون قدرم فاجعه نبود توي اين فصل ..خب خيليا معتقدن که تيريون با مذاکره وقرارداد بستن با اربابان در واقع زمان خريد تا زماني که دنريس برگرده . خب اربابا هم وانمود کردن که با اين مذاکره قانع شدن . ضمن اينکه من به شخصه سکانسايي که تيريون با دنريس در فصل قبل در مورد شيوه فرمانروايي کردن کل کل ميکرد و دوست داشتم ولي توي اين فصل تيريون جذاب نبود چون همش مجبور بود با آدماي بي مزه اي مثل کرم خاکستري و ميساندي حرف بزنه .
خيلي از اين جمله خوشم اومد کاملا باهاتون موافقم "شايد لحظه حقيقي زنده شدن جان اسنو جايي دراين اپيزود باشد و نه در اپيزود دوم: وقتي كه در زير سم ستوران و چكمه هاي سربازان خودي و غريبه براي بلعيدن زندگي تقلا مي كند و موفق مي شود و به يكباره غل و زنجير مرگ را از دست و بالش چون كرباس مي درد و پاره مي كند. "
خدا کنه فصل آينده جان بسرزنده تري رو ببينيم . و انشالا گوست هم بياد . دلمون براش تنگ شده . کجاست؟
و جمله ي اول اين متن هم به نظرم زياد جالب نبود .. شما اپيزود 5 و هودور رو خيلي خوب و دلنشين توصيف کرديد ولي اين اپيزود که اينقدر عالي و احساس بر انگيز بود رو مثل اون متن ، حماسي توصيف نکرديد ...چون انتظار داشتم خيلي احساسي اين اپيزود رو توصيف کنيد
4 1
پاسخ
اميرحسين جلالي چهارشنبه 2 تير 1395 جنگ سوژه درستي براي خرج احساسات نيست، هرچقدرم يه طرفشو دوست داشته باشيم. اين تم اصلي ASOIAF هم هست.

پويا چهارشنبه 2 تير 1395 اول تشکر مي کنم از متن خوبتون.
بايد بگم بهترين صحنه ي اين اپيزود براي من موقعي بود که جان جلوي سواره نظام بولتون ها خون از جلوي چشمش کنار رفت و تازه تونست ببينه که چه حرکت احمقانه اي کرده. ولي دقيقا مثل استنيس يه نگاه کرد و به جاي پا پس کشيدن شمشير کشيد و وايستاد. البته استنيس شاهکار بود چون لبخند زد و رفت جلو! :) ours the fury
کارگرداني بي نظير بود و کاملا غير قابل پيش بيني. حتي وقتي ميدونستيم که سپاه دره تو راهه ولي وقتي وحشي ها شروع به فرار کردن و جان داشت زير دست و پا له ميشد باورم شد که ميميره و وقتي سپاه دره رسيد از خودم بيخود شدم و فرياد زدم. وقتي جان داشت رمزي رو له ميکرد هر لحظه منتظر بودم خنجر رمزي پهلوشو بشکافه. (دست خودم نيست، بازي تاج و تخت اينجوريه!)
بايد بگم رمزي بولتون فرمانده بي نظيري بود.
نکته قابل توجه براي من حضور نداشتن مندرلي ها تو نبرد بود. پرچم خاندان هورن وود رو ديديم ولي پري دريايي مندرلي رو نه.
موضوع بعدي رفتار تيريونه که به نظر من قابل قبوله. فراموش نکنيم که اون حتي به عنوان يه نابغه تو ميرين کار زيادي نميتونست انجام بده. (هر چند که معاهده صلح هم کار بزرگي بود) من ميگم تمام مطالعات تيريون در رابطه با وستروسه. جايي که حتي تو کوهستان هاي دره ميتونه رهبران قبايل رو به خدمت خودش در بياره پس انتظار زياديه که تو يه شهر ناشناخته به عنوان يه غريبه و بدون اختيارات زياد بتونه کار خاصي بکنه.
6 4
پاسخ
کارن چهارشنبه 2 تير 1395 دقيقا رمزي با وجود اين که خبيث و بي رحم بود ولي خيلي باهوش و با عرضه بود و دقيقا ميدونست توي جنگ بايد چي کار کرد ...اينهمه سريال نشون داد که تورموند و سر داووس و جان در حال نقشه کشيدن هستن ولي در نهايت ديديم که جان يه دفعه به خاطر مرگ ريکون جو گير شد و همه نقشه هاي قبليشونو فراموش کرد و بدون برنامه پيشتاز حمله شد در صورتي که رمزي دقيقا طبق برنامه پيش ميرفت ..و بازيگرش ايوان رئون هم خيلي با حال بود . در مورد مندرلي ها هم واقعا جاي تعجب داشت که طرف جان نبودن ؟ اونا هم در عروسي سرخ کشته داده بودن...اينم حقه سريال بود در مورد تيريون هم به نظر من اون با مذاکرات صلحش در واقع جنگ و به تعويق انداخت تا دنريس بياد ..پس اونقدرم بد نبود ..دليل اصلي جذابيت تيريون در وستروس سرسي بود که اينجا نيست در واقع

محمود چهارشنبه 2 تير 1395 مرسي از تقديمت. جهان هاي زنده تر و جان هاي زبده تر.... عااااااالي بود.
3 2
پاسخ

اميرحسين جلالي چهارشنبه 2 تير 1395 استنيس و جان تو سريال خيلي خوبه رابطه شون، تو کتابم من منتظر يه ربط بين استنيس و زنده شدن يا وارگينگ جان هستم.
رمزي خيلي بهترازجان فرماندهي کرد، گرچه اونم اگه وقتي جان به سمتشون مي تاخت سواره نظامو چارج نميکردو فقط صبرميکرد همون اول کارشوساخته بود. اما حرفه اي بودن رمزي باز تاييديه برخيانت سانسا واينکه ميتونست با اعلام حضورلشکرويل رمزي رو به معامله سرريکون وادارکنه و نکرد.
مندرلي ها نبودن، درست مثل گلاورها و تالهارت ها و وول ها و رايزول هاوبقيه شماليها. سريال مسيرخودشو ميره و جنگ وينترفل توکتاب چيزديگه اس چون فرمانده اش کينگ استنيسه..
2 5
پاسخ
پويا جمعه 4 تير 1395 اگه هدف رمزي کشتن جان بود، همونطور که از اون فاصله ريکون رو زد جان رو هم ميزد پس هدفش اون نبود بلکه لشکرش بود. سانسا هم خيانت نکرد. تو نظر هاي بالا توضيح دادم. راجع به استنيس هم بايد بگم من هم اميدوارم زنده بمونه تو کتاب ولي کلا شرايط به نفعش نيست. حتي تو فصلي که از کتاب بعدي منتشر شده رسما داشت وصيت مي کرد ديگه.
کارن جمعه 4 تير 1395 بله درسته ...سريال روند منطقي اي رو در پيش نميگيره ..اصلا شمالي هاي وفادار که در عروسي خونين (به خيانت بلتون ها)کشته هاي زيادي داده بودن چرا نبايد ميومدن با فرزندان فرمانرواي حقيقي شمال متحد بشن؟؟؟....بعلاوه اينکه از جان و سپاهش انتظار ميرفت که با وجود کم بودن منطقي تر پيش برن و رفتارکنن مثلا وان وان که خودش توي سپاه جان يه وزنه بود و اندازه 100 تا آدم کوچولو ميارزيد ...ميتونستن يه سپر بزرگ بدن دستش تا تير نخوره و يه درختي ،نيزه بزرگي، چيزي براي کشتن و مانع دفع کردن ...توي همون محاصره اگه وان وان چيزي دستش بود حتما ميتونست يه راهي باز کنه که بقيه بتونن فرار کنن و ...درسته اين اپبزود نمره عالي گرفت اما ...منطقي نبود . ترجيح ميدم به اپيزود منطقي ببينم تا اون چيزي که نويسنده ها دوست دارن به ما القا کنن

مورمونت پنجشنبه 3 تير 1395 لحظه اي که سواره نظام ويل اومدن اشک شوقم جاري شد
تاقبل از کشته شدن رمزي هنوز استرس داشتم،واقعا اين اپيزود عالي بود،هم از نظر فضاي نبردوتاکتيکاي جنگي هم به قول نقد زومجي غيرمنتظره درعين منتظره بودن
3 2
پاسخ

مجيد پنجشنبه 3 تير 1395 استنيس تنها کاراکتر سريال که هنوز نتونستم حذفش از سريال و درک کنم و اين تنها ايراد بزرگ سريال ه
5 2
پاسخ

تيرداد شنبه 9 مرداد 1395 تحليل جالبي بود
به نظر من کلا اين فصل فقط ميخواست تعداد شخصيت ها رو کم کنه هي ثانيه به ثانيه ميزد چند نفر رو ميکشت.
من هنوز از استنيس قطع اميد نکردم هنوز اميدوارم زنده باشه :دي
تا جنازشو نبينم قبول نميکنم :دي
1 0
پاسخ

محمد چهارشنبه 13 مرداد 1395 واقعا ضعيف بود نقدتون.خودتون اگه يه ماه دگ اين نقدو بخونين متوجه ميشين
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط





































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز