یادداشت طاها افشین درباره آلبوم «امیر بی‌گزند» محسن چاوشی

چاوشي هرگاه به جغرافياي خود رجوع كرده كارهاي صادقانه و صافي ارائه داده است . در آلبوم «ژاكت» قطعه اي به نام بازار خرمشهر وجود دارد كه شعر بسيار ساده و عام پسندي دارد و جداي از يك موضوع ساده رمانتيك از يك جغرافيا صحبت مي كند اگر چه در اين قطعه به جاي سازهاي اصلي از سمپل هاي نرم افزاري استفاده شده اما شاهد يك قطعه جنوبي جذاب هستيم. ترانه «جنگ زده» نيز با توجه زادگاه چاوشي حال و هواي باور پذيرتري دارد و كلام پدرام پاريزي علاوه بر خلاقيتي كه در آن وجود دارد به خوبي روي آهنگ نشسته است.
7فاز:
«امير بي‌گزند» و تيغ‌هايي که به گوشمان فرو مي‌رود

محسن چاوشي آلبوم «اميرِ بي گزند» را  منتشر مي کند تا هوادارانش حسابي براي او سنگ تمام بگذارند و آلبومش را تبديل به پر فروش ترين آلبوم ماه هاي اخير کنند. در حالي که تنها يک هفته از از انتشار اين آلبوم گذشته است، چاوشي موفق شده تا رکورد پيش فروش آلبوم در «بيپ تيونز» رابشکند و فروش سه روز اولش برابر با فروش يکساله رکوردار قبلي باشد و احتمالا تا پايان سال به رکورد بي سابقه اي دست پيدا کند مگر آلبومِ تازه مجوز گرفته ي استاد شجريان و يا کار مشترک فردين خلعتبري و همايون شجريان بتواند با اين آمار رقابت کند.
اما اين آلبوم چه دارد که به چنين ارقامي دست پيدا کرده ؟ راستش را بخواهيد اين آلبوم با شرحي که در ادامه مي آيد، هيچ ندارد و در عين حال خيل عظيمي از گوش ها را به همراه خود دارد. 
محسن چاوشي با پس از شهرت خود توانسته با يک برنامه از پيش طراحي شده به موفقيتي دست يابد که بسياري از هنرمندان زحمت کشيده و با سواد موسيقي شايد به يک صدم آن هم نرسيده اند. انتشار قطعاتي با يک صداي زمخت که  از يأس و نااميدي و خيانت و خود کشي مي خواند و ضرباهنگ بالا و تندي دارد کافي بود تا در اوايل دهه هشتاد گوش هايي را به سمت خود جذب کند که سطح سليقه موسيقايي پاييني دارند، بيان ساده مفاهيم برايشان مطلوب تر است تا گرفتن مفهومي در لفافه و از همه مهمتر که تا به حال اين نوع از موسيقي را در داخل کشور نداشته اند. اين اتفاقات سبب ساز پيدايش نسلي شد که خوانندگاني متوسط و حتي ضعيفي ( به لحاظ موسيقايي ) مانند بنيامين ، چاوشي ، محسن يگانه و خيلي هاي ديگر را در بر مي گرفت اما از اين ميان، چاوشي داستان متفاوتي دارد که شايد بحث آن طولاني تر از ماهيت اين يادداشت باشد.
«امير بي گزند» سرکشي دوباره چاوشي به اشعار کلاسيک است. او يک بار  در آلبوم «من خود آن سيزدهم» اين اتفاق را تجربه کرد و حاصل آن قطعات متفاوتي از چاوشي شد که موفق ترين آنها قطعه اي به نام «قراضه چين» بود که در ادامه در اين مورد اين قطعه بيشتر بحث خواهم کرد.
تازه ترين آلبوم چاوشي با اذان بيات ترک موذن زاده و صداي باران شروع مي شود در ادامه صداي گروهي که کُر مي خوانند و خيلي کوتاه هم از يک آواي بومي به کار چسبانده شده تا چاوشي يکي از ترجيعات ديوان شمس را بخواند. اين قطعه به پيشگاه کسي تقديم نشده و معلوم نيست چرا يک قطعه از اين کلاژ را اذان دل انگيز موذن زاده تشکيل مي دهد. ا «امير بي گزند» از ترجيعات ديوان شمس است و به احتمال قوي مخاطب خاص اين شعر شمس تبريزي بوده است و حالا چاوشي و به احتمال زياد مشاورش از دل ديوان شمس، شعري را بيرون کشيده اند که تا به حال خوانده نشده است. اين قطعه از يک ملودي يک خطي و ساده تشکيل شده که مدام تکرار مي شود و اين سوال را بوجود مي آورد که منظور آقاي چاوشي از عنوان آهنگساز چيست. تمامي قطعات آلبوم در بهترين حالت مي تواند کار يک دي جي باشد و تعريف دي جي و آهنگساز کاملا جدا از هم است.
اما قطعه دوم اين آلبوم با نام «دل من» نيز از فرمولي پيروي مي کند که پيش از اين جواب داده (قطعه آمد بهار جانها) اما عجيب است که چرا چاوشي و بهروز صفاريان به عنوان تنظيم کننده اين قطعه، به اين نکته توجه نکرده اند که در ترانه «آمد بهار جان ها»، ماهيت شعر پر از اميد و سرزندگي است و انتخاب ريتم شش هشت کاملا برايش مناسب است در حالي که کلام مولانا که در اين قطعه استفاده شده مفهوم کاملا حزن انگيزي دارد و چاوشي با اصرار تمام اين ناله عاشقانه و عاجزانه را در شش هشت طوري مي خواند که اگر غير فارسي زبان ها بشنوند شايد با آن برقصند! در مورد آهنگسازي آن نيز اتفاق خاصي را شاهد نيستيم جز تکرار و تکرار تکرار. ترجيع بند اين ترانه نيز در نوع خود جالب توجه است وقتي در اين ريتم شاد مدام تکرار کني : بيخود و مجنون دل من ، خانه پر خون دل من .‌
«چنگيز» قطعه اي است که بيشتر به فضاي راک نزديک است و تلفيق شعر موسيقي در آن به درستي انجام شده و از اينجاست که ديگر سليقه ها درباره آن نظر مي دهند و بستگي دارد که صداي محسن چاوشي را دوست داشته باشي يا نه. اما به لحاظ حال و هواي موسيقي، اتفاق موسيقايي تري در اين قطعه افتاده است.
اما  بعد از يک شعر معاصر، چاوشي دوباره به سراغ مولانا مي رود و قطعه «اين کيست؟» را مي خواند که حتي تغيير ريتم و افکت هاي شلوغ و انبوهي از سر و صدا نمي تواند ضعف هاي جدي آهنگسازي آن را بپوشاند و قطعه در يک شلوغي بي دليل تمام مي شود.
چاوشي هرگاه به جغرافياي خود رجوع کرده کارهاي صادقانه و صافي ارائه داده است . در آلبوم «ژاکت» قطعه اي به نام بازار خرمشهر وجود دارد که شعر بسيار ساده و عام پسندي دارد و جداي از يک موضوع ساده رمانتيک از يک جغرافيا صحبت مي کند اگر چه در اين قطعه به جاي سازهاي اصلي از سمپل هاي نرم افزاري استفاده شده اما شاهد يک قطعه جنوبي جذاب هستيم. ترانه «جنگ زده» نيز با توجه زادگاه چاوشي حال و هواي باور پذيرتري دارد و کلام پدرام پاريزي علاوه بر خلاقيتي که در آن وجود دارد به خوبي روي آهنگ نشسته است.
قطعه ششم آلبوم دوباره با همان اشتباه عجيب صاحب اثر همراه است و شعر مولانا با مضموني که به هيچ وجه شاد و اميد بخش نيست در ريتم شش هشت خوانده مي شود و باز هم همان سر و صداي شلوغ و اضافه که صرفا وظيفه پر کردن اين قطعه را دارد، تنها چيزي است که شنيده مي شود. شعر مولانا به شکلي است که در شروع هر مصرع، کلمه اول دو بار تکرار مي شود اينچنين که :«بيا بيا که شدم در غم تو سودايي/درآ درآ که به جان آمدم زتنهايي» و فاجعه زماني رخ مي دهد که چاوشي مي خواهد مصرع « مجو مجو پس از اين زينهار راه جفا» را بخواند و براي اينکه بتواند آهنگ را از حالت يکواخت در بياوريد و روي ريتم شش هشت  با آب و تاب بيشتر بخواند به پيشواز اين مصرع مي رود از يک ميزان زودتر مي خواند : «مَج مَج | مجو مجو پس از اين …» و اين مَج مَج  احتمالا مخفف عبارت «مجو، مجو» است و البته نهايت نبوغ آهنگساز اين اثر!
 
محسن چاوشي قطعات دکلمه واري دارد که شامل قطعه هفتم و يازدهم مي شود و نه مي شود راجع به آوازش حرفي زد نه درباره موسيقي اش. اما قطعه «پريشان» تکرار همان ملودي دشتي قطعه «هم خواب» است که چاوشي آن را در سريال شهرزاد خوانده است و پيش از اين در جايي نوشته ام که ملودي «هم خواب» اگر يک کپيِ رندانه از ترانه «دل سوخته»ي معين نباشد بي ترديد بسيار از آن تاثير گرفته است.
ترانه «آخرين اتوبوس» نيز يکي از قطعه قابل قبول اين آلبوم باشد به اين شرط که صداي چاوشي را دوست داشته باشيد که اگر اين طور است يک ترانه پاپ راک انتظار شنيدنتان را مي کشد.
اما آخرين قطعه اين آلبوم «متصل» است و پيش از هر چيز بايد به بي سليقگي چاوشي در انتخاب نام قطعاتش اشاره کرد. چاوشي در آلبوم «من خود آن سيزدهم» شعري از مولانا را مي خواند و علي رغم گزينه هاي بسيار مناسبي که مي توانست براي اين قطعه انتخاب کند به يک عبارت استفاده شده در اين شعر بسنده مي کند تا نام قطعه اش را در نهايت بد سليقگي، «قراضه چين» بگذارد و حالا از بين انبوهي کلمه براي نام اين قطعه به يک واژه استفاده شده در شعر مي رسد و نام قطعه مي شود «متصل» و «متصل» باز هم شعري از مولاناست که مفهوم حزن انگيزي دارد و چاوشي آن را در شش هشت مي خواند!
طاها افشين
نظرات
محسن دوشنبه 24 خرداد 1395 نقدي بي در و پيکر سليقه اي با نگاهي مغرورانه که فقط خودش فکر مي کند تشخيص ميدهد که شش و هشت مثلا بد است و نبايد استفاده شود. نقدي که نميداند اين البوم در همان فضاي پاپ سطح سليقه مخاطب را بالا ميبرد. بهتر است بدانيم محسن چاوشي در کدام فضا کار ميکند. و توهيني که اين ها کار دي جي است و بعد چند پاراگراف پايين تر از اهنگسازي تعريف کنيم. نوشته سطح پاييني بود.
44 3
پاسخ

من دوشنبه 24 خرداد 1395 زيادي منصفانه نبود .
29 1
پاسخ

بهزاد دوشنبه 24 خرداد 1395 هر چي هم تو دوس نداري، بده
24 1
پاسخ

ali دوشنبه 24 خرداد 1395 نقدي بسيار نا منصفانه
25 0
پاسخ

سامان سه شنبه 25 خرداد 1395 مورد عجيب چاوشي که باعث ميشه کارهاش منصفانه نقد نشه اينه که يه سري شيفته و واله داره که خداي گونه تقديس اش مي کنن و يه عده هم ازش متنفرن و اين آلبوم خوب و قابل تقدير رو در حد دي جي و شيش و هشت مي بينن!!
23 1
پاسخ

حميدرضا سه شنبه 25 خرداد 1395 جناب افشين شما احيانا با مسعود فراستي نسبتي نداريد؟!!!
27 0
پاسخ
طاها افشين چهارشنبه 26 خرداد 1395 خير

پاروي بي قايق چهارشنبه 26 خرداد 1395 فکر کنم فاميل فراستي شما نقد بلد نيستين چرا نقد ميکني عزيز تو بو تتلو گوش کن حيفه چاوشي نقد کردي. چچچاااوووشي وديگر هيچ
18 1
پاسخ

h چهارشنبه 26 خرداد 1395 نقدي بسيار ضعيف و فراستي وار پر از بغض نسبت به کارهاي قبلي متاسفانه تيم نويسندگي سايت به شدت ضعيف شده همين آقاي طاها افشين نچنان نقدي بر آلبوم بسيار ضعيف نامجو(که خود بنده طرفدار پروپاقرصش هستم)نوشت که آدم شک ميکنه که واقعا شايد آلبوم خوب بوده چرا از مسير تکاملي چاوشي در اين سالها سخن نگفتيد همچنين اينکه طرفداران ميليوني چاوشي رو به کج سليقگي متهم کرديد اصلا درست نبود چرا از آهنگسازي شاه مقصود و ترياق سخني به ميان نياورديد
که بسيار زيبا بودند
در کل بسيار يک طرفه و دم دستي بود پيشنهاد ميکنم ديگر يا نقد ننويسيد يا حداقل بدون حب و بغض و با گوش کردن کامل کار آن را نقد کنيد
17 1
پاسخ

پوري يا پنجشنبه 27 خرداد 1395 بنام خدا،
"هرگاه نابغه اي در جهان پيدا مي شود او را از اين نشانه بشناسيد، تمام ابلهان عليه ش متحد مي شوند." -جاناتان سوئيفت
جسارتا توصيه ميکنم اينارو تو دفترچه خاطراتتون ک فقط يک خواننده داره هم ننويسيد!
جديدا مخالفت کردن با آنچه عيانست، يک ترند شده، قافل ک شجاعت و حماقت هم مرزند!

9 1
پاسخ
طاها افشين جمعه 28 خرداد 1395 جناب پورياى عزيز؛ تعريف كلماتى مانند خوب و بد، زشت و زيبا و نابغه و ابله ، به اين دليل كه نسبت عكس دارند و براى افراد مختلف تعبيرهاى مختلف، معمولا داراى معانى متعددى هستند. با اين حساب اگر آقاى چاوشى را نابغه موسيقى تعبير مي كنيد طبيعتا منتقدان موسيقى ايشان كه بنده كمترين شان هستم مى شويم ابله.
پوري يا دوشنبه 31 خرداد 1395 نفرماييد!! بنده قصد توهين نداشتم سو برداشت نشه. جمله نقل قول بود توش نميشد دست برد اما همون هم با اغراق بود. با اين حال بربظاهر نقد شما بسيار ايراد وارد هست. غافل اينكه محكمه ي شما بيشتر المانهاي محاكمه ي يك شاعر رو داره نه يك خواننده اما همين نكته نتنها بد نيست بلكه اميدوار كننده و خوبه. طبيعتا تا انتظار نباشه اعتراض بوجود نمياد. اما مشكل متن شما بيرحمي ك نسبت به شخصيت حرفه اي چاوشي و از اون مهم تر طرفداراشه، ك بر خلاف متن ايهام دار من شما كاملا مستقيم، مخاطب چاووشي رو بيشعور و درك از موسيقي معرفي ميكنيد!! حالا جالب اينجاس ك خود و موجوديت نقد شما و امثالهم ناقض محتواي نقد و سندي بر موفقيت چاووشي هست. هرچي باشه نقد زماني نوشته ميشه ك عرض اندامي صورت گرفته باشه. محسن يگانه، فرزاد فرزين، فريدون آسرايي، مرتضي پاشايي و بسياري و خيل عظيم ديگر حتي اواخرِ اِبي و هم سطحاش، به كررات ترك هاي مضخرف، ضعيف و اسفناك توليد و منتشر ميكنن، اما دريغ از يك متن و نقد حتي كلي بر اين همه آثار فاخر!! پس آقاي چاووشي ب موفقيتي رسيدن ك آثارشون نه تنها نقد بشه، بلكه حتي در پارامترها و المانهاي جزئي تر مثل اسم ترك ها انتظار بهترين عملكرد رو ازش داشت. اين نقد و انتظار نشان از باور داشتن ( هرچند ناخودآگاه) به ظرفيت ها و توانايي هاي چاووشي هستش. رشد و توانايي چاووشي در صدر موندن طي سالها غير قابل انكاره و در اين گير و دار بي محتوايي آهنگها درود ب شرفش ك در حد توانش دست روي متون عميق و اشعار باباطاهر و مولانا و ... ميزاره شايد كور سوئي باشه اما قطعا غنيمته. و مردم تشنه ي يك محتواي ارزشمند رو اميدوار ميكنه و چ بده ك ما بجاي تشويق و حمايت به تخريب و توهين رو بياريم!! و در مورد نبوغ هم عرض كنم، بله چاووشي قطعا يك نابغه س! لزوميتي نداره ك اين نبوغ در سواد موسيقي تعريف بشه، جذب مخاطب خودش يك علمِ ك اين شخص كم موفق نبوده در اين مهم! اون هم با شرايطي تقريبا كاملا متفاوت و نابرابر با هم صنفاش از جمله برگزاري كنسرت حالا ب هر دليلي ك مهم نيست!

کتايون پنجشنبه 27 خرداد 1395 آقاي عزيز سعي کنيد در زندگيتون عقده نداشته باشيد اگر هم داريد در نوشته هاتون اينقدر بروزش نديد
13 3
پاسخ

هيمن جمعه 28 خرداد 1395 فک کنم ايشون اون نوع کاراي موسيقيايي رو دوس دارن که همه ش خواننده ميگه بيا بيا پيشم و تو عشق مني و اين شعراي دم دستي و قابل پيش بيني...
وقتي به تعريف رسيده سريع رد شده و وقتي خواسته تحقير رسيده دو بند واسه يه ترک نوشته.
لياقت اين امت همون يارو پاشايي بود.
10 1
پاسخ
طاها افشين شنبه 29 خرداد 1395 به لحاظ سواد موسيقي فرق چندانى بين چاوشى و پاشايى وجود نداره، البته خيلى خوبه كه شما نكات مثبتى كه راجع به ايشان نوشتم را ديديد چون دوستان ديگر حتى اين بخش ها را نديده بودند.

محمد شنبه 29 خرداد 1395 داداش بيا پايين بشينيم کنار هم يه چايي بزنيم
4 1
پاسخ
طاها افشين يكشنبه 30 خرداد 1395 اتفاقا من هم با پيشنهاد چاي موافقم

اميد شنبه 29 خرداد 1395 با وجود اينکه متن کلي کمي تند است اما خيلي هم بيراه نيست. شنيدن ترانه هاي چاوشي معمولا جذابه ولي برخلاف نظر دوستان
نميشه ايشون رو نابغه موسيقي دونست و ضمنا برخلاف نظر دوستان اصولا متن ترانه هاي ايشون (بجز شعرهاي کلاسيک بزرگان)
بسيار ساده و بدون هيچ استعاره يا ايهامي است و خيلي ساده و سر راسته . ميکشمت اگه با يه غريبه ببينمت. يه شاخه نيلوفر بذار روي قبرم.
ميپرسم اين چه حسيه يکي ميگه خيانته و ... الان اينا از لحاظ شعري شاهکارن؟ البته قبول دارم اصولا نسل شاعرايي
مثل جنتي عطايي و اردلان سرفزار و ...که سعي ميکردن شاعرانه شعر بگن با ترامه سراهايي که ساده تر شعر ميگن مثا يغما گلرويي عوض شده
ولي به هرحال از همين نوشته تا حدودي تند هم نکات خوبي ميشه برداشت کرد. مثلا کاملا با بد انتخاب شدن نام قراضه چين موافقم. ترانه اي که قراره
در مدح بزرگي باشه قطعا ميشد اسم بهتري انتخاب کرد.
ممنون جناب افشين
10 14
پاسخ
ali دوشنبه 31 خرداد 1395 به نظرم بهتره شما اهنگ قطار از البوم پرچم سفيد رو هم گوش کنيد!!

محسن جمعه 4 تير 1395 به نظرم کسي که به خودش جسارت نقد ميده بايد کمي دقيق تر به آهنگها گوش کنه...
فقط يک نمونه رو ذکر ميکنم و تمام!

در آهنگ اول:امير بي گزند..
مرقوم فرموديد معلوم نيست صداي ذان موذن زاده چه ارتباطي به آهنگ داره؟

اين رو ميگم فقط به اين لحاظ که با ناآگاهي کامل صحبت ميکنيد...مث آنجايي که به پاپ هاي ديگر گفتيد:سطح پايين(راستي خود شما در چه سطحي هستيد؟)

در شعر منظور از امير بي گزند خداوند متعال است...اين قسمت نياز به توضيح بيشتري ندارد

اما اينکه چرا صداي موذن زاده؟
تنظيم کننده کار که خود چاوشي باشه...با ايده اي شگفت انگيز..خواسته تا تمام اديان و تفکرات و اقوام رو در اين آهنگ...با آواهايي به نمايش بگذاره
اول صداي اذان...نماد مسلمانها...بعدش صداي آواهاي مسيحيان در کليساها...و بعد هم صدايي از معابد شرقي
و در کل آهنگ هم از سازها و صداهاي شرقي استفاده شده

بدين معنا که جهت همه به يک سمت است و آن خداوند يکتاست...چه مسلمان..چه مسيحي...چه...

و اينجاست که راهي جز تحسين نبوغ و ايده چاوشي نمي ماند...


توصيه ميکنم بيشتر با موسيقي آشنا بشيد جناب طاها...قبل از آنکه به خود جسارت نوشتن بدهيد...آن هم در يک سايت!
14 0
پاسخ

محسن جمعه 4 تير 1395 ضمنا....آهنگ متصل مفهوم حزن انگيز داره؟؟؟


علاوه بر موسيقي گويا با شعر هم آشنايي نداريد:)
متاسفانه
8 1
پاسخ
طاها افشين شنبه 5 تير 1395 سلام؛ اينكه پاسخ بعضى از كامنت ها را مى دهم به دليل احترام به كسانى است وقت خود را صرف مطالعه اين يادداشت مى كنند و اميدوارم اين پاسخ ها به مقابله با خوانندگان محترم و يا دفاع از آنچه كه يادداشت تعبير نشود چرا كه معتقدم كه آنچه درباره اين آلبوم لازم بوده بنويسم، يك بار نوشته ام و نياز به توضيح بيشترى نيست. اما درباره مدح خداوند به زبان ها و اديان مختلف با شما موافقم اما اگر هدف بر تاكيد يكتا پرستى در تمامى اديان بوده ، بايد اين بيان به صورت مساوى و البته شفاف تر استفاده ميشده كه اگر اين قطعه را خوب گوش كنيد متوجه مى شويد كه اينگونه نبوده است. اما در جواب سوال دوم شما بايد عرض كنم بله؛ اين قطعه حزن انگيز است به اين دليل كه اين شعر را مولانا در وصف شمس تبريزى و برخورد ديگران با وى سروده است. پس از آشنايى شمس و مولانا و دگرگونى مولانا ، نزديكان وى به شمس گمان بد برده و ايشان را به بند مى كشند و اين شعر وصف همين دوران است و مولانا با اندوه آن را خطاب به دشمنان شمس سروده است. مهمترين انتقاد كه به آقاى چاوشى وارد است همين نكته است كه ايشان از اشعار مولانا بدون در نظر گرفتن مفهوم و دليل سرايش آن استفاده مى كنند. مهمترين بحث راجع به موسيقى چاوشى اين است كه ايشان سمت آهنگساز را براى خود قائل شدند كه بيشتر قطعات اين آلبوم كلاژ و ميكس است و آهنگسازي در آن انجام نشده . شما كه با موسيقى آشنا هستيد حتمن مى دانيد تعريف آهنگسازي چيست. من در بخشى از اين يادداشت، نمونه اى از كار قابل قبول چاوشى را نوشتم تا اين تفاوت براى خواننده آشكار شود.
مهيار جمعه 11 تير 1395 در جواب آقاي طاها افشين که گفتن "ايشان از اشعار مولانا بدون در نظر گرفتن مفهوم و دليل سرايش آن استفاده مى كنند"اين لزوما چيز بدي نيست چون من به عنوان خواننده ي شعر ميتونم هر درکي از شعر بکنم و اينطور زمان مند برخورد کردن با آثار درست نيست.شما بهتر ميدونيد که يه خواننده ,شاعر و بطور کلي يک هنرمند وقتي يک اثري رو منتشر ميکنه ديگه به خودش تعلق نداره.

احسان دوشنبه 7 تير 1395 با اينكه از طرفداراي چاوشي هستم اما اين نقد انقدر منصفانه بود كه كامنتها هم تاثيري تووي ديدم به اين آلبوم نداشت
1 9
پاسخ

احسان چهارشنبه 9 تير 1395 متاسفانه نقد مغرضانه و سطح پاييني بود.
8 1
پاسخ

مهيار جمعه 11 تير 1395 من اول بايد تشکر کنم از طاها افشين که اين نقد رو نوشتن چون توي اوضاع موسيقي ايران خواندن همين نقد هم جاي شکر داره و اميدوارم نويسنده با خوندن بعضي از کامنت ها منصرف از نقد نشه.اما راجع به نقدي که نوشتين بايد بگم خيلي موافقتون نيستم . من بعد از خوندن نقدتون يبار ديگه البوم رو گوش کردم ولي به هيچکدوم از نظرات شما نرسيدم .مثلا اين که تويه اهنگ اول يه ملوديي يه خطي داره يعني چي ؟واقعا اينجوريه؟به نظر من که نه؟ و اين که تمامي کار هاي البوم در "بهترين" حالت ميتونه کار دي جي باشه يعني چي؟ خيلي ادعاي بزرگي که نميدونم چيجوي ميتونيد اثباتش کنيد؟اميدوارم در مقاله اي جداگانه تفاوت دي جي و آهنگساز رو توضيح بدين و بگين چطور گفتين که اين آلبوم ميتونه کار يه دي جي باشه.به نظرم شما هر طور شده خواستين ايراد بگيرن و به نظرم بدترينش اين انتقادتون راجع به انتخواب اسم براي آهنگ هست يکم سطحي نيست؟راجع به آهنگ دل من هم باهاتون موافق نيستم چون اين کار اصلا مفهوم حزن انگيز نداره و به نظرم ميشه بسته به حال و هوا شعر رو جور ديگه اي هم خوند.يه چيزه ديگه اي هم که هست اينه که ما واقعا چه انتظاري از موسيقي مون داريم تويه مارکت ايراني چي بهتر از اين توليد ميشه البته اين باعث نميشه که کاري نقد نشه اما به نظرم اگه اين البوم اين جوري نقد بشه بقيه آلبوم ها ما قبل نقد هستن.خيلي چيز ها يه ديگه هست که ميشه گفت ولي من به اين نکته بسنده مي کنم که , شما در کليت نقدتون اشاره کردين که آهنگسازي هاي کار ها ضغيف بوده,من از شما سوال ميکنم چقدر مهمه تويه کار "پاپ و عامه پسنده", که يک ترک داراي يک ساختار موسيقايي پيچيده باشه اما درک نشه و به قول آقاي فراستي در نياد , مثلا تويه بازار موسيقي الان چه آهنگسازي هايه بهتري پيدا ميشه؟وکلي حرف ديگه که ...
5 0
پاسخ
طاها افشين جمعه 11 تير 1395 سلام جناب مهيار؛ در مورد با تفاوت هاى دى جى و آهنگساز شايد بهتر باشد در يادداشتى تخصصى تر صحبت كنم و اين قول را به همه خوانندگان عزيز 7 فاز خواهم داد كه در صورت موافقت هيئت تحريريه سايت اين كار را انجام دهم. در مورد ايرادى كه به اسامى قطعات گرفتم هم بايد عرض كنم كه به هيچ وجه سطحى نيست و نام قطعه بخش مهمى از كار است و بد سليقگى در انتخاب آن نشان دهنده تسلط آن هنرمند بر محتواى موضوعى است كه آن را ارائه مى دهد. در مورد آهنگسازي كارهاى عامه پسند و پاپ هم بايد گفت كه هر آهنگسازي با كيفيتى لزوماً پيچيده نيست و هر قطعه پيچيده اى، با كيفيت.

محمد کاظم جمعه 11 تير 1395 به نظرم تمام مواردي که مطرح شد، منصفانه بود. کاش طرفداران چاووشي کمي جنبه ي نقد داشته باشن
1 7
پاسخ

مريم جمعه 11 تير 1395 آقا سليقه عمومي موسيقي چنان سقوط کرده که اگه از چاووشي انتقاد کني، معنيش اينه که کار پاشايي و تتلو رو دوست داري:))))) يه مشت نوحه خون.
3 8
پاسخ

محمدعلي شنبه 12 تير 1395 قطا آلبوم بدون نقص نيست ولي چند سرو گردن از تمامي آلبوم هاي داخل و خارج بالاتره.../ در اين بازار موسيقي خواننده هاي داخل و خارج چه کسي جرات ميکنه سمت اشعار مولانا يا سعدي بره و اينجوري بازار و تکون بده و مخاطب جذب کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حتي استايدي چون سياوش ، و ديگر خوانندگان ريسک چنين کاري رو ندارن !!! آيا غير از اينه؟؟؟؟؟؟
9 0
پاسخ
آش يكشنبه 2 آبان 1395 استاد سياوش قميشي خخ

پورداد يكشنبه 13 تير 1395 درود بر شما و دوستان عزيز
بنده نمي دونم اين قضيه کي قرار هست تمام شه. دقت کنيد به اين جمله : "مگر آلبومِ تازه مجوز گرفته ي استاد شجريان و يا كار مشترك فردين خلعتبري و همايون شجريان بتواند با اين آمار رقابت كند" . مگه قرار رقابت کنه ؟ اصلا مگه قابل مقايسه هست . يعني هنوز شما نمي دوني اونور دنيا هم وقتي مثلا آلبوم klaus shulze بيرون مياد همزمان آلبوم ريحانا هم مياد فروش آلبوم ريحانا بيشتره چون مخاطبش موسيقي پاپ هست و تعداد اين مخاطبين بيشتره.اين قضيه اينجا هم صادقه.چاووشي پاپ مي خونه.پاپ خوبيه.چاووشي اعتباريه براي پاپ ايران.چاووشي با آلبوم پاروي بي قايق خودش نمره پاپ رو ارتقا داد.کي مي خواين اين تفکر هنري رو از خودتون دور کنين.دوستان موسيقي و سينما صنعته صنعت فقط هنر نيست. بعد مگه قرار شعر مولانا فقط با ني و فلوت همگام باشه!!!! شما اصلا نمي توني براي هنر قانون قائل بشي.شعر مولانا رو ميشه با دوم متال و ارکستر متال هم خوند.ميشه با ترش متال هم خوند پس نتيجه ميگيريم شعر هاي مولانا خشن هست !!!!!! وقتي جامعه شناس اين جامعه آقاي اباذري در مورد مرتضي پاشايي نظر سخيفي ميده و ميگه چرا تا وقتي بتهوون هست مردم بايد پاشايي گوش بدن و هنوز اينقدر درک نداره که سليقه است و تو نمي توني تعيين کني ديگه از بقيه چه انتظاري ميشه داشت.

با سپاس از شما
3 0
پاسخ

وحيد يكشنبه 20 تير 1395 امير بيگزند قطعه بسيار زيبايي بود، بسيار هوشمندانه آهنگسازي شده بود.شعرزيبا، اهنگ زيبا و همراه با نوآوري
4 0
پاسخ

رضا دوشنبه 21 تير 1395 دقيقا عداوت و بغضي که از قيافه ي مجتبي کبيري موقع صحبت از صداي دستگاهي چاوشي مي باريد، از واژه به واژه ي نقد شما چکه مي کنه! براي خراب کردن محسن چاوشي، بيش از حد تنها هستي جناب منتقدِ مُغرض! عجيبه که بديهيات رو هم متوجه نميشي!
6 0
پاسخ

بابک سه شنبه 22 تير 1395 جناب منتقد!
محتواي نقد شما درست مثل اين است که نام شما را « افشين طاها » ذکر کنيم !
6 0
پاسخ

بهنام دوشنبه 28 تير 1395 خيلي نقد بد و ناانصافانه اي بود. محسن چاوشي خواننده اي جسور و شجاعه که شايد خيلي خواننده هاي ديگه جرئت انجام کارهاي اونو ندارن. صداش خاصه و درسبک خودش بينظريه.
در البوم امير بي گزند هيچ فاجعه اي رخ نداده و ما حتي ميتونيم اوج اهنگسازي و تنظيم کارهارو در قطعه هاي اخرين اوتوبوس، امير بي گزند و شيدايي ببينيم.
قطعه اميربي گزند تقديم به پيشگاه خداوند متعال شده و ستايش خداوند به هرديني (همان صداهاي عجيب و غريب از دين هاي مختلف مانند ذکرهاي بودايي يا اذاني که دراول پخش ميشه ) ک در طول اهنگ شنيده ميشه. با
4 0
پاسخ

hadi چهارشنبه 20 مرداد 1395 من با شاه مقصود کلاه رو از سرم ور ميدارم ميندازم بالا
واقعا دم حسين صفا گرم چقد عاليه شعراش

و يه خاک بر سري براي شما با اون نقد بي خودتون
2 0
پاسخ

فاطمه-پر يكشنبه 14 شهريور 1395 نقد يعني ارزش گذاري. نقد با تخريب متفاوت است.
بنده متوجه شده ام که بسياري از دوستداران موسيقي سنتي به نفرت و بغض و کينه از محسن چاوشي ياد مي کنند.
بهتر نيست به جاي تخطئه ي کسي که توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند، به اشکال يابي در کار کساني بپردازيد که با وجود اين که سال ها در زمينه ي موسيقي اصيل کار کرده اند ولي هنوز نتوانسته اند با مردم روزگار خودشان ارتباط بگيرند؟
شايد مردم ديگر موسيقي چهارصد سال پيش را نمي پسندند و يا غرور و تکبر بي جاي هنرمنداني که جز تخطئه و تحقير سليقه ي مردم، کاري نمي کنند و تلاشي در جهت جلب رضايت مخاطبان عام نمي کنند و انتظار دارند برايشان سر و دست بشکنند.
هنرمندي که مخاطب عام را تحقير مي کند، چرا بايد انتظار داشته باشد که مانند يک هنرمندي از خود مردم و از جنس مردم، برابري کند؟
3 0
پاسخ

محمد سه شنبه 13 مهر 1395 به عنوان شخصي که در ابتدا طرفدار چاووشي نبودم و با اين آلبوم طرفدارش شدم مثل خيلياي ديگه توي اين کامنتا ميگم نقدتون يا بقول خودتون ريويو که لابد ماها هم فرقشونو نميدونيم، بسيار محدود و بي اساس بود.
و مثل يه دوستيمون که خوب اشاره کرد به موضوع اون مطلبي که درباره آلبوم صفر شخصي نوشته بوديد که مني که اسم نامجو رو با عنوان "آقامون نامجو" ميوردم بيشتر از دو بار هر آهنگش (به جز چه خبر) رو گوش نکردم ازون مطلب بسيار متعجب شدم و رفتم دوباره آلبوم رو گوش کردم ببينم شما چي ديدي که منه يه عمر طرفدار که بگي نگي موزيسين هم هستم نديدم!
خلاصه که شايد چاووشي يه زماني خوب نبوده اما الان خوب مي دونه چطور بايد خوب باشه.
منتظر بودم نقدي از گروه نيوش بند و کاکو بند ببينم اما با اين مطلب انگيزمو نسبت به خوندن مطلباتون از دست دادم.
4 0
پاسخ
طاها افشين يكشنبه 9 آبان 1395 دوست گرامي؛ از اينکه وقت با ارزشتون براي مطالعه ميگذاريد از شما تشکر مي‌کنم و خيلي خوشحالم که نظرتان علي رغم مخالفت با من، با ادب و احترام بيان مي‌کنيد. درباره نيوش بند نوشته ام و در سايت هنرآنلاين مي توانيد مطلب را بخوانيد در مورد کاکوبند هم هنوز ننوشته ام اما به نظرم کارشان قابل تامل است.

محمد يكشنبه 1 مرداد 1396 شما وقتي حضرت مولانا اشعار را سروده اونجا بوديد که حال و هواش رو غمگين باشه؟ً خبر از غيب مي ديد جناب. شعر ميتونه حال و هواهاي متفاوت عرضه کنه لزوما اون حزن انگيز مورد نظر حضرت عالي نيست. بعد دوست گرامي چه بخوايد چه نخوايد چاوشي يک خواننده مؤلف هستش چيزي که در موسيقي ايران بسيار نادره. ايشون شعرها رو با حال و هواي مختصات فکري خودش انتخاب ميکنه. اگه ترياق رو گوش کرده باشيد (خيلي هم ريز اونو جز البوم نياورديد و بحث نکرديد!) زبان حال خود چاوشيه. به همين دو بيت مولانا که زبان حال خود چاوشي هم هست در پاسخ اين سياهه که مرقوم فرمودي بسنده مي کنم:
من از براي مصلحت در حبس دنيا مانده ام/ حبس از کجا من از کجا مال که را دزديه ام.
تو مست مست سرخوشي من مست بي سر سرخوشم/ تو عاشق خندان لبي من بي دهان خنديده ام.
البته اگه به شعر هم حمله ور نشديد که چرا بي دهان خنديده است!
0 0
پاسخ

حامد سه شنبه 3 مرداد 1396 من جزو کساني‌ام که خيلي از سبک‌هاي موسيقي رو گوش مي‌کنم. متال و راک و پاپ اون‌ور و اين‌ور و موسيقي سنتي و گاهي موسيقي اقوام. از اوايل دهه‌ي هشتاد که با پاپ روز ايراني آشنا شدم از چاووشي خوشم مي‌اومد. به مرور که فهم موسيقيم بالا رفت (صرفا با گوش کردن و نه آموزش) فهميدم که موسيقي چاووشي و کلا پاپ ايراني هم مثل خودروي ايراني و فوتبال ايراني فاصله‌ي خيلي زيادي با همتاي غربي خودش داره. اينو بايد به مخاطبان چاووشي و امثالهم ياد داد و راهش اين نيست که تحقيرشون کنيم يا بي‌اطلاعي‌شون رو به رخشون بکشيم. اين تقابل فقط باعث کند شدن روند تکامل سليقه‌ي ايراني‌ها مي‌شه.
با تشکر از منتقد گرامي.
0 0
پاسخ

امير شنبه 1 مهر 1396 يه دفعه اول نقد مينوشتي من با چاوشي مشکل دارم ديگه
چرا وقت مارو گرفتي
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




















































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز