یادداشت نویسنده 7فاز بر اپیزود هفتم فصل ششم «بازی تاج و تخت»

يك ديالوگ نويسي عالي ديگر از كوگمن: جيمي به بران مي گويد كه تو باهوش ترين آدم من در اين لشكري و بران هم جواب مي دهد كه اين تملق جيمي مثل اين است كه به كسي بگويي تو دربين آنساليدها مردترين هستي. محاصره ريورران و قلعه خاندان تالي در كتاب چهارم شروع سلسله اي از رويدادهاي مربوط به جيمي است. بلك والدر و لوثار فري بارديگر بي سروپايي خانوادگيشان را نشان مي دهند و مكالمه كوتاه سر بريندان و جيمي از نقاط عطف اپيزود است. جيمي به كتلين استارك قول داده كه ديگر عليه استارك ها و تالي ها عملي انجام ندهد و حالا بار ديگر دست تقدير او را در معرض يك آزمون وفاداري ديگر قرار مي دهد.
7فاز:
بازخورد: از ديه گو مارادونا گرفته تا امام خميني انگشت شمار مواردي وجود دارند که پسند عمومي و حقيقت برهم منطبق مي شوند، آن هم بعد اللتيا والتي. اما در اغلب موارد و به خصوص دراين ابتذال شبکه هاي اجتماعي پاپيولار شدن همان عبارت اخراي لوث شدن است و ولاغير. بارسلوناي گوارديولا روشن ترين مثال اين جريان بود و بازي تاج و تخت در دوسال اخير جديدترينشان. امتياز زير نه اپيزود ششم و وراجي هاي منتقدين به خصوص آمريکايي دراين باره به همه نشان داد که چرا مارتين دشمن هاليوود است و از هر سه سخنراني و نوشته اش يکي درباره فريبکاري ذاتي سيستم توليد فيلم و تهيه کنندگان هاليوودي است. يک پلان از برفکهاي آغاز اپيزود ششم به تمام فيلمهاي اسکار گرفته ده سال اخير هاليوود مي ارزد، بنابراين منتقديني که دروصف فيلمهايي چون آرتيست و زندگي پاي و جاذبه و بردمن نامه هاي فدايت شوم تهوع آور منتشر مي کنند بهتر است همانها را ببينند و با تماشاي جي او تي نه عرض نداشته خودشان را ببرند و نه زحمت فن ها را زياد کنند. ناگفته پيداست که تکليف منتقدين وطني دراين باره چيست: بازي تاج و تخت از متوسط هوش تک تک نويسندگان معروف سينمايي در ايران آنقدر بالاتر است که وقتي دراين باره لب به سخن مي گشايند به جز قهقهه و مضحکه نتيجه ديگري به دست نمي آيد. آنها بهتر است مثل گذشته براي بازيگران غيرهمسو در خانه هنرمندان تله بگذارند و منتقدين غيرهمسو را شلاق بزنند و فيلم و سريالهاي آشغالشان را بسازند و مثل دلاکهاي بيکار پشت همديگر را کيسه بکشند.
 
يک: شروع ويژه اين اپيزود با سپتون مريبالد(يا به قول سريال برادر "ري ") و هاوند بي نهايت تعيين کننده است. از اواخر فصل چهارم سازندگان سريال تصميم گرفتند از روي کتاب چهارم بپرند و نزديک به چهار فصل باقيمانده را از روي کتاب هاي پنجم به بعد بسازند. مارتين با اين شيوه مخالف بود و به همين دليل رسما اعلام کرد که تا سريال تمام نشده ديگر کتابي منتشر نخواهد کرد. در "ضيافت کلاغها" نه از دني خبري هست و نه از جان اسنو و نه از ديوار و پشت آن، اين کتابي است درباره جنگلها و دشتهاي سرسبز ريورلندز و آدمهاي خسته از جنگ و دور باطل انتقامجويي و داستان رستگاري آنها. سريال از اين کتاب چشم پوشيد تا چندخط سخنراني را اززبان دنريس صدبار تکرار کند و با زياد کردن تايم جان و عوض کردن خط داستاني سرسي سليقه سطح پايين مخاطبينش را ارضا کند.. آيا آنها حالا اشتباهشان را فهميده اند و درصدد جبرانند؟ ظهور و سقوط يک اپيزوده مريبالد که چيز ديگري مي گويد.
 
دو: در کينگزلندينگ ديگر واضح است که هدف اصلي هاي اسپارو به زيرکشيدن لنيسترهاست.(براساس قواعد ASOIAF فقط کسي با يک خاندان مشخص دشمني دارد که به خاندان مشخص ديگري وفادار باشد) مارجري با Faith بسته و حالا در زمين آنها بازي مي کند. هاي اسپارو هم ازو بچه اي مي خواهد که شايد با نام خانوادگي تيرل ها مدعي تخت آهنين شود. ليدي اولنا در آخرين مکالمه با نوه اش قضيه را مي فهمد و مارجري با دادن نشان خانوادگي به مادربزرگش او را در جريان نقشه اش مي گذارد. حالا سرسي بيش از گذشته تنهاست و ملکه خارها با تلخ ترين شکل ممکن به او يادآوري مي کند که هميشه خيانت کردن و بي وفايي قسر درنمي روند. سرسي در انتظار محاکمه با مبارزه تن به تن است، کوان لنيستر و پايسل و ميس تيرل و کل سرزمين از وي متنفرند و جيمي هم ديگر در کنارش نيست، حتي به ضرب و زور اچ بي او.  
 
سه: جان و سانسا و سرداووس براي حمله به وينترفل دنبال نفر مي گردند و کارشان را هم با وحشي ها شروع مي کنند. تورموند يک بار ديگر عقل محاسبه گر متمدن را به درستي همان عقل فريبکار و حيله گر معرفي مي کند. در بئرآيلند ليانا مورمونت نشانمان مي دهد که آن نامه شداد و غلاظش به استنيس تصادفي نبوده و او يک توله خرس ماده واقعي است. سرداووس به حرف مي آيد و با يادآوري حمله نايت کينگ به اين سوي ديوار حاضرين را زنهار مي دهد. معلوم نيست چرا دي اند دي نمي فهمند که خاندانهاي شمالي به عهد و پيمان وفادارند و تنها کافي است آدم درست را به آنها نشان دهي. به اين ترتيب خبر دستگيري ريکون بايد خيلي موثرتر از يک سخنراني ديگر درباره حمله مردگان عمل کند که خب اينجا نمي کند.
 
چهار: يک ديالوگ نويسي عالي ديگر از کوگمن: جيمي به بران مي گويد که تو باهوش ترين آدم من در اين لشکري و بران هم جواب مي دهد که اين تملق جيمي مثل اين است که به کسي بگويي تو دربين آنساليدها مردترين هستي. محاصره ريورران و قلعه خاندان تالي در کتاب چهارم شروع سلسله اي از رويدادهاي مربوط به جيمي است. بلک والدر و لوثار فري بارديگر بي سروپايي خانوادگيشان را نشان مي دهند و مکالمه کوتاه سر بريندان و جيمي از نقاط عطف اپيزود است. جيمي به کتلين استارک قول داده که ديگر عليه استارک ها و تالي ها عملي انجام ندهد و حالا بار ديگر دست تقدير او را در معرض يک آزمون وفاداري ديگر قرار مي دهد.
 
پنج: روبت گلاور مي گويد چون بولتن ها از دست آهنزادها نجاتشان داده اند پس مديون آنهاست. اين يکي از مزخرف ترين چيزهايي است که يک لرد شمالي قسم خورده استارکها ممکن است بگويد و سريال بازهم در فهم روابط اليگارشيک فئوداليسم ناتوان نشان مي دهد. در کمپ سابق استنيس برفهاي فصل قبل آب شده اند و انگار در دنياي سريال سازان زمستان طور ديگري عمل مي کند. سر داووس از دهنش مي پرد و استنيس را همان طور که بارها در سريال ذکر شده بود بهترين فرمانده نظامي وستروس معرفي مي کند، اما سوال اصلي را مي خورد: چگونه بهترين فرمانده نظامي وستروس به آن شکل احمقانه خودش را به کشتن مي دهد؟ همه اين داستانها براي آنست که سانسا از ليتل فينگر کمک بخواهد: فقط اينکه دورنماي حضور مقصر اصلي سوءقصد به برن و اعدام ند دوشادوش استارکها بي نهايت نااميدکننده به نظر مي رسد.  
 
شش: صحنه مکالمه يارا و ثئون عالي است، اصلا تم رستگاري به قدري جذاب است که اگر به جاي ثئون جافري هم اين مسير را رفته بود الان قهرمان ما بود. خواهر خواجگي برادرش را به رخش مي کشد و بعد مي گويد که قصد جک ساختن نداشته است، توگويي که داشتن آلات شهوتراني و اين همه خفت و خواري که ما آدمها در مسير اطفاي غريزه جنسي تحمل مي کنيم کمتر از يک مرد اخته شده مسخره است. انگار همه مي خواهند به پابوس دني بروند، چطور و چگونه اش را فقط اچ بي او ميداند.
 
هفت: آريا سر و مر و گنده در شهر مي چرخد و بليط سفرش را هم اوکي مي کند: دعوتنامه اي رسا براي ويف. در اپيزود بعدي شايد بالاخره تکليف آريا روشن شود.
 
هشت: سپتون مريبالد به هاوند مي گويد که راهي براي فراراز خشونت وجود ندارد مگر دوري از خشونت. او مرد درهم شکسته اي است که همچون خود سندور کليگين از آدمکشي و انتقام خسته شده و چونان فرشته نجاتي سر راه يکي از جذاب ترين کاراکترهاي داستان سبز مي شود تا شايد مسيري از رستگاري را براو بگشايد. برادران بي پرچم خودي نشان مي دهند و در آخر هم صحنه تکان دهنده قتل عام زنها و بچه ها: آيا اين کار BWB است که به دستور ليدي استون هارت آدم مي کشند يا سريال سورپرايز ديگري برايمان آماده کرده است؟
 
بهترين صحنه: آخرين گفتگوي مريبالد و هاوند.
بهترين ديالوگ: وقتي مرد درهم شکسته از هاوند مي پرسد کدام مرد به اين روزت انداخته بود و جواب مي شنود:
He was a woman.
اميرحسين جلالي
نظرات
مينا دوشنبه 17 خرداد 1395 خيلي پايين تر از سطح انتظار بود متنتون :(
23 8
پاسخ

سعيد دوشنبه 17 خرداد 1395 پاراگراف اول رو هم خودتون نوشتين آقاي جلالي؟؟
اگه به اندازه پاراگراف اول عاشق سرياليد پس چرا باقيش رو اينطوري نوشتيد؟؟
26 2
پاسخ

جيمي دوشنبه 17 خرداد 1395 "يك پلان از برفكهاي آغاز اپيزود ششم به تمام فيلمهاي اسكار گرفته ده سال اخير هاليوود مي ارزد"
21 5
پاسخ
ميترا سه شنبه 18 خرداد 1395 اينو که جدي نگفت!!؟!!

فردين سه شنبه 18 خرداد 1395 يورا گريجوي (خواهر تئون) عاااااالي بازي مي کنه،
فصل چهارم داشت خوب پيش ميرفت قسمت هاردهوم هم يه تکوني به سريال داد ولي اين قسمت خيلي خوب نبود، مي تونستن با حذف صحنه هاي اضافيش تو قسمت قبل و بعدش جاش بدن
8 6
پاسخ

froka سه شنبه 18 خرداد 1395 باز منو سوپرايز کرد و باز با مرگاي دردناک بازي تاج و تخت خودشو نشون داد

فقط نمي دونم چرا هميشه تا گرم داستان ميشم قسمت تموم ميشه

من تو علت اوردن هاوند موندم شايد مي وان داستان کتلين رو کنن که شده بانو سنگ دل

اريا خيلي بچگي نمي کرد هيچي نباشه ميدونه با کي در افتاده

جيمي چقدر ازش بدم امد سر برن اما يه جوري کارکتر خاکستري شده که از دنريس بهتره برام

اين مقدمه چيني براي قسمت بعد بر خورد جيمي و برين جالبه

و يه حسي دارم که سانسا از انگشت کوچيکه کمک مي گيذه و نامه رو براي اون نوشته

بازم سپاس گزارم از وقتي که گذاشتيد
6 3
پاسخ

فلاورز سه شنبه 18 خرداد 1395 the traveler must beware of broken men, and fear them…but he . . . should pity them as well
7 2
پاسخ

habeeb سه شنبه 18 خرداد 1395 مطلب خوبي بود فقط من اصلاً دليل اين بيانيه اول کار که خيلي هم بي ربط به قضايا بود رو نفهميدم ، انگار منتقد ما جاي ديگري براي ارائه نظرات ندارد و از انتقاد به برجام تا هدفمندي يارانه ها نظرات راجع به گوشت و مرغ و ... را بايد در همين يک يادداشت در اين سايت به عرصه بياورد . کمي در موضوع نوشتن بد نيست
28 4
پاسخ
جيمي سه شنبه 18 خرداد 1395 والا ما از اپيزود اول تا حالا داريم ميگيم به خرجش نميره :|

بلاد سه شنبه 18 خرداد 1395 برو دكتر
18 4
پاسخ

sxdead سه شنبه 18 خرداد 1395 نقدات بعضي هاش خوبه و بعضي هاش رو خودت ميدوني و هفت فاز
اينکه ديالوگ ها و خط داستان ضعيف شده رو منم باهات موافقم !!که در حد سريال فرار از زندان اوردن پايين و فقط مي خوان سرگرم کنن بيننده ها رو که نتيجش ميشه کم شدن اصالت داستان اما من کاملا حق ميدم چون احساس ميکنم دارن کش ميدن يا به نوعي رفع تکليف ميکنن تا داستان کاملا پرداخته بشه تا بتونن به اون اصالت سابق برگردن.اين به نظرم مشکل فني ِ که زمان ساخت سريال رو بد انتخاب کردن و اي کاش بعد فصل 4 تا 2-3 سال سريال پخش نمي شد چون الان خيلي سخته هم داستان نوشته شه و هم خونده شه و هم ساخته شه!!!
اما قسمت بد نقدت مربوطه به اعمال سليقه خودت! اخه اونجا که گير ميدي به اينکه همه ميرن دست بوس دني يا اريا بليط گرفته کاملا به خود داستان و مارتين گير ميدي نه به اب شدن برف ها!! اينجا واقعا ادم ياد عليفر ميوفته که به مورينيو و گوارديولا هم رحم نميکنه
به اين کار عليفر ميگن گنده گو.. بهش نميگن نقد
16 6
پاسخ

پويا ta سه شنبه 18 خرداد 1395 چه نقد کوبنده اي ...کف کردم. البته درسته که از خوندن نقداتون ،آقاي جلالي ، حرصم ميگيره ولي خب درستم ميگيد . کلا پايان پندي هاليوودي و داستان هاي هاليوودي ديگه مدت هاست لوث شده . حداقلش اينه که مارتين منطقي مينويسه و امکان هر اتفاقي توي داستانهاش وجود داره .
در مورد نامه سانسا به ليتل فينگر هم واقعا نااميد کننده ست که لرد بيليش براي فتح وينترفل به استارک ها کمک کنه و در واقع يه همچين فتحي هيچ ذوقي نداره .
در مورد جيمي هم توي پيش نمايش اپيزود 8 ،ميگه که عاشق سرسي يه . ولي توي کتاب توي يه همچين برهه اي وقتي رفته بود ريوران ، قبلا از طريق لنسل لنيستر متوجه شده بود که سرسي آدمي نيست که ارزش عشق رو داشته باشه، ولي اينجا و درسريال نميدونم جيمي ميخواد چي کار کنه . تا حالا که به هر پادشاهي خدمت کرده خيانت کرده ...اينکه کسي بچه هاي خودشو جاي فرزندان شاه جا بزنه چيزي کم از شاه کشي مجدد نداره
9 9
پاسخ

مجيد سه شنبه 18 خرداد 1395 کلا من که از متن شما چيزي سر در نياوردم نصفه رهاش کردم
15 7
پاسخ

سر جورا مورمنت سه شنبه 18 خرداد 1395 سلام خسته نباشيد
من خيلي از اين مقالتون خوشم نيومد
گرچه اکثر چيزاي که گفته بوديد درست بود
اين که ليانا مورمنت فقط 62 نفر نيرو داشت رو ميتونستيد ياد اور بشيد !
12 4
پاسخ

froka سه شنبه 18 خرداد 1395 يه سوال اين نشان خانوادگي که ماجري به مادربزرگش داد يعني چي من متوجه نشدم ؟
2 2
پاسخ
محسن سه شنبه 18 خرداد 1395 يعني اينکه من هنوز به خاندانم وفادارم و اينا همش نقشي هست که دارم بازي ميکنم

مجيد سه شنبه 18 خرداد 1395 جاي خالي استنيس تو سريال کاملا مشخصه
9 6
پاسخ
مينا سه شنبه 18 خرداد 1395 به نظرم به زودي برميگرده
مجيد چهارشنبه 19 خرداد 1395 استنيس بهترين گزينه براي رهبري ارتش وستروس در مقابل وايت واکر هاست
فرهاد جمعه 21 خرداد 1395 آره، نايت‌کينگ رو مي‌گيره ميگه اين خون پادشاه داره بايد آتيشش بزنيم :))
مجيد جمعه 21 خرداد 1395 با توجه به اينکه مرگ کساني که کاملا مشخص ديده نشده دارن کم کم به سريال بر ميگردن اميد به بازگشت استنيس هم بيشتر ميشه.
مجيد جمعه 21 خرداد 1395 با توجه به اينکه مرگ کساني که کاملا مشخص ديده نشده دارن کم کم به سريال بر ميگردن اميد به بازگشت استنيس هم بيشتر ميشه.

محسن سه شنبه 18 خرداد 1395 آقاي جلالي خيلي ممنون
ميدونم شما سريال رو ضعيف تر از کتاب ميدونيد و تغيير سير اتفاقات رو مضحک ميدونيد ولي ديگه داريد بي انصافي مي کنيد.
اون قسمتي که نوشتيد تيون و يارا پيش دنريس ميرند و به اچ بي او تيکه ميندازيد که چرا همه به پابوس دني ميرن واقعا منو متعجب کرد!! شما که دم از کتاب ميزنيد حتما بايد بدونيد که تو کتاب افراد خيلي بيشتر به قول شما پابوس دنريس ميرن. کوئينتين شاهزاده دورني ميره پيش دنريس که تو سريال حذف شد. ويکتاريون گريجوي ميره پيش دنريس که خط داستانيش به تيون و يارا انتقال پيدا کرده. استاد ماروين از سيتادل هم ميره پيش دنريس. تيريون هم که تو سريال و کتاب مثل هم رفتن پيش دنريس.
اگه ميخايد انتقاد کنيد نسبت به سريال درست انتقاد کنيد نه اينکه صرفا تغييرات داستان نسبت به کتاب رو بکوبيد سر سريال.
خود من هم خيلي کتاب رو بيشتر دوس دارم ولي سعي ميکنم از هر دو لذت ببرم و انقد غر الکي نزنم!
17 3
پاسخ
جيمي سه شنبه 18 خرداد 1395 حرف حساب به اين ميگن

amir سه شنبه 18 خرداد 1395 ممنون آقاي جلالي متن خوبي بود ولي اين قسمت يکي از بهترين قسمت مقدمه‌چين براي ? قسمت خفن پاياني بود نمي‌دونم چرا دلم نمي‌خواد تموم شه
درضمن اين بيليش ما کو پس #منـبيليشتيتيام d:
و يه چيز ديگه اين گندري کجاس الان؟ الان تنها کسي که حقش پادشاهي هست گندريه
2 8
پاسخ

کارن سه شنبه 18 خرداد 1395 با sxdead موافقم . بعضي جاها بيخودي گير دادي آقاي جلالي . توي کتاب ويکتاريون به نيابت از يورون داره ميره ميرين و در سريال يارا اين کارو ميکنه . اين ديگه ايراد گرفتن بيخوديه.
البته واقعا اميدوارم بيليش وارد جنگ جان و رمزي نشه . بيليش ادمي نيست که بشه بهش اعتماد کرد البته در سريال نميدونم چه مدلي رفتار ميکنه . بهتره وينترفل رو استارک ها فتح کنن تنهايي .
به نظرم کلا بهتر شود سازنده ها از خط داستاني سريال خارج نميشدن ،حيفه يه همچين داستان قوي اي با اشتباهات تهيه کننده ها و نويسنده ها خراب بشه مثل خط داستاني دورن که واقعا داغون شد . و همينطور بيليش که بردن سانسا به وينترفل خيلي منطقي نبود.
5 2
پاسخ

کسرا سه شنبه 18 خرداد 1395 آقاي جلالي خط اول خيلي بي ربط بود کاش اصلاحش ميکردي . خيلي بي معنيه .
7 3
پاسخ

نلي سه شنبه 18 خرداد 1395 من که چيزي نفهميدم از متنتون.اين قسمت سريالم باحال بود واقعا.مخصوصا قسمت اون دخترکوچيکه
9 2
پاسخ

رضا سه شنبه 18 خرداد 1395 به نظر من عيب از يادداشت نيست سريال ديگه اوني كه باس باشه نيست
5 14
پاسخ

پيمان سه شنبه 18 خرداد 1395 آقاي جلالي عزيز شما که اينقدر از سريال بدت مياد و اون رو نازل ميدوني و به نظرت کتاب در سطح بالاتري هست ...که البته هست ....خب ميشه نقد got رو واگذار کني به دوستان ديگه اي در 7 فاز مثل آقاي عسگري . خيلي ايراد ميگيري ... خيلي غر ميزني ... اعصاب ادم خورد ميشه با غر غرات . نقد نميکني فقط غر مزني .
من توي سايتاي ديگه خوندم که اتفاقا از توجيه سر داووس خوششون اومده بود وقتي که ليانا مورمونت رو راضي کرد ، بعضي جاهاي داستان رو هم نپسنديده بودن ، از بعضي سکانسا هم تعريف کردم ولي شما فقط غر مزني ...اه

7 3
پاسخ

کامران بزرگ نيا سه شنبه 18 خرداد 1395 يکبار ديگر مقدمه ي زشت و پر از ادعايتان را بخوانيد،بخصوص قسمت برفک شروع سريال را، و بعد هم متن اصليتان را. بعد کمي فکر کنيد لطفا،فقط کمي. خودتان هم مي فهميد چه مي خواهيد بگوييد؟
11 4
پاسخ

شکيبا سه شنبه 18 خرداد 1395 واقعا سريال کند و خسته کننده شده...و قابل مقايسه با فصل هاي پيش نيست...اما باز هم اميدوارم اينا همش مقدمه اي براي سورپرايزهاي بزرگ و اتفاقات غيرقابل پيش بيني تو قسمتهاي بعدي باشه....
5 6
پاسخ
هوشى سه شنبه 18 خرداد 1395 نه نه نگو اينو. استاد جلالى فرمودن برفك هاى اين سريال هم ارزشمنده. :-)))))

ميترا سه شنبه 18 خرداد 1395 واقعا متعصبانه بود،و غير حرفه اي!
6 3
پاسخ

رِيف سه شنبه 25 خرداد 1395 ببخشيد اما من کلا هيچي از مقدمه نفهميدم! نه از خودش نه از ارتباطش با کل متن :|
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط





































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز