«فیلمفارسی» - بخش اول: «دلهره» ساموئل خاچیکیان

«دلهره» محصول 1341 است. فيلمي كه به 54 سال پيش تعلق دارد و گذر زمان ذره‌اي از نفوذ و تاثير آن را كم نكرده است. ايده صداي ضبط شده «ماشين تايپ» نبوغ آميز است و صحنه‌اي كه آرمان وارد باشگاه مي‌شود و از پشت او را مي‌بينيم از ياد نرفتني. فيلم از ابتدا تا انتها موفق مي‌شود تمركزش را بر داستان جنايي‌اش حفظ كند و در لحظات كمي به سمت ملودرام تغيير لحن مي‌دهد. ايرن زيبارو «زنان تحت مخاطره» اين شكل فيلم را به خاطر مي‌آورد و بوتيمار در نقش شوهر او مهمترين حضورش در فيلمي از خاچيكيان را ثبت مي‌كند. «دلهره» جزو معدود فيلم‌هاي تاريخ سينماي ايران است كه طنين زهرمار «فيلم نوآر» در آن احساس مي‌شود.
7فاز: برخلاف روايت بارها گفته شده در نقل‌هاي کتبي و شفاهي، سينماي ايران از 1348 آغاز نشده است. حتي اين زمان به سال 1343 يعني سال ساخت «شب قوزي» فرخ غفاري هم برنمي‌گردد. بنا به فکت‌هاي واقعي و مستندات و فيلم‌هاي موجود، سينماي فارسي کار خود را از سال 1327 آغاز کرده است. با فيلم «طوفان زندگي» به کارگرداني علي دريابيگي و تهيه کنندگي اسماعيل کوشان. در حقيقت اسماعيل کوشان در حکم پدر «سينماي ايران» است که زودتر از بقيه سوداي تاسيس کمپاني و استوديو و ساخت فيلم به سرش افتاد. بحث مفصلي است که حسن حسيني به خوبي در درسگفتارهاي «فيلمفارسي» آن را مطرح کرده و بر هر علاقه‌مند سينماي ايران لازم است که آن را مطالعه کند و از شر خرافه‌هاي جا افتاده در ادبيات انتقادي پيرامون سينماي ايران خلاصي يابد.
 
بهروز (بوتيمار) همسر روشنک نيک نژاد (ايرن)، نويسنده‌ي داستان‌هاي جنائي است و کارخانه‌ي عموي روشنک را، که بر اثر حادثه‌اي در کارخانه‌اش کشته شده، اداره مي‌کند، مردي به نام بابک (شاندرمني) که به عنوان خبرنگار به خانه‌ي روشنک و بهروز آمده و تعدادي نامه‌ي عاشقانه از روشنک در اختيار دارد زن را تهديد مي‌کند که پنج نامه را در ازاي پنجاه هزار تومان و نامه‌ي ششم را در ازاي هم بستر شدن با او در اختيارش خواهد گذاشت. روشنک پول را به بابک مي‌دهد، اما قبل از آنکه مرد موفق شود به او دست درازي کند با شليک گلوله بابک را از پا درمي‌آورد. روشنک به خانه باز مي‌گردد و به شکلي عجيب چند بار با بابک، که کشته نشده، مواجه مي‌شود و ... اين خلاصه داستان يکي از فيلم‌هاي عالي تاريخ سينماي ايران است که در بررسي‌هاي انتقادي ناديده گرفته شده و بسياري از علاقه‌مندان سينماي ايران در تماشايش سستي و غفلت به خرج داده‌اند؛ «دلهره» ساموئل خاچيکيان. بهترين فيلم خاچيکيان و بهترين «فيلم جنايي» تاريخ سينماي ايران. جزو اولين فيلم‌هاي سينماي فارسي که مفهوم کارگرداني در آن به چشم مي‌خورد. کسي پشت دوربين است که اندازه نما، تقطيع و دکوپاژ مي‌داند و فراتر از آن توانايي و قابليت فضاسازي هول‌انگيز آن‌جور که تماشاگر بترسد و تحت تاثير قرار بگيرد را دارد. فيلمسازي که با عنايت به فيلم‌هاي هيچکاک و فيلم‌هاي جنايي فرانسوي در دوره‌اي به يک لحن «جنايي» براي سينماي ايران دست يافت و چند فيلم با اين حال و هوا ساخت. مهم‌ترين‌هايش «فرياد نيمه شب»، «يک قدم تا مرگ»، «ضربت» و همين «دلهره». فيلم‌هايي مبتني بر طرح‌هاي توطئه، شوک‌هاي برآشوبنده، آدم‌هاي عادي که در معرض جنايت قرار مي‌گيرند، و تصاوير سياه و سفيد پرکنتراستي که مستقيم از «فيلم نوآر» پا به سينماي او گذاشته‌اند و بر تن اين تماتيک‌هاي مشوش کننده مضموني، شومي و نحسي لازم را پوشانده‌اند.
 
«دلهره» محصول 1341 است. فيلمي که به 54 سال پيش تعلق دارد و گذر زمان ذره‌اي از نفوذ و تاثير آن را کم نکرده است. ايده صداي ضبط شده «ماشين تايپ» نبوغ آميز است و صحنه‌اي که آرمان وارد باشگاه مي‌شود و از پشت او را مي‌بينيم از ياد نرفتني. فيلم از ابتدا تا انتها موفق مي‌شود تمرکزش را بر داستان جنايي‌اش حفظ کند و در لحظات کمي به سمت ملودرام تغيير لحن مي‌دهد. ايرن زيبارو «زنان تحت مخاطره» اين شکل فيلم را به خاطر مي‌آورد و بوتيمار در نقش شوهر او مهمترين حضورش در فيلمي از خاچيکيان را ثبت مي‌کند. «دلهره» جزو معدود فيلم‌هاي تاريخ سينماي ايران است که طنين زهرمار «فيلم نوآر» در آن احساس مي‌شود. داستان زني که تحت آزارهاي معشوق سابقش در مخاطره‌اي ناگوار مي‌غلتد و لحظه به لحظه تعادل رواني خود را از دست مي‌دهد. تا اينکه واقعيت برملا مي‌شود و با افشا شدن پيچ داستان، همچون «فيلم نوآر» قضاوت تماشاگر هم پيرامون شخصيت‌ها تغيير مي‌کند. اکثر پلان‌هاي فيلم در استوديو و در دل دکورهاي زده شده توسط «آژير فيلم» گرفته شده است. يکي از مهمترين استوديوهاي سينماي فارسي در اواخر دهه سي و ابتداي دهه چهل شمسي. دوراني که سينماي ايران واجد استوديو و بازار و صنعت سينمايي بود و فيلم‌ها براساس نياز واقعي تماشاگران ساخته مي‌شدند. بعد از اين همه سال وقتش شده که اشاره کنيم «فيلمفارسي» فقط و تنها فقط يک فحش براي تحقير سينماي فارسي نيست. بلکه نظامي ژنريک بوده با شکل‌ها و چرخه‌هاي مختلف که براساس نياز واقعي تماشاگر و خواسته‌هاي او شکل گرفت  و در طول سي سال هم به کار خود ادامه داد. نظامي که در سال‌هاي آخر با تمايل و تقليد از سينماي به اصطلاح «موج نو» و روشنفکرانه، وجاهت اخلاقي‌اش را در ميان مردم از دست داد و پيامد انقلاب مردمي ملت ايران در سال 57 براي هميشه از بين رفت و به خاطرات پيوست.
 
اين يادداشت‌ها قرار است ادامه‌دار باشد و در هر بخش نگارنده به يکي از فيلم‌هاي مهم اما ناديده گرفته شده سينماي فارسي بپردازد. سينمايي که شناختش در واپسين سال‌هاي قرن چهاردهم شمسي بر هر سينما دوست ايراني واجب و ضروري است و  وقتش شده که جريان نقد فيلم در ايران اين مقطع مهم تاريخي را مورد بازبيني و تجديدنظر انتقادي قرار دهد.
پويان عسگري
نظرات
علي چهارشنبه 26 خرداد 1395 بعد از خواندن مطلب شما فيلم را ديدم. خيلي ممنون از نقد منصفانه تون. بنظرم هر سينما دوستي بايد اين فيلم و ببينه.
يک نکته حاشيه اي
اقاي بوتيمار و خانم ايرن در اين فيلم با صداي خودشان صحبت کرده اند
2 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز