یادداشت نویسنده 7فاز بر اپیزود ششم فصل ششم «بازی تاج و تخت»

هودور تا كي مي تواند در برابر وايت ها مقاومت كند؟ جواب اين سوال را در آغاز اپيزود ششم مي بينيم، وقتي كه ميرا نااميدانه به برندوني چشم مي دوزد كه همچنان درگير ويروودهاست. كولاژي از مهمترين حوادث و نقاط اوج داستانمان را از دريچه چشم برن مي بينيم: مد كينگ فرمان تاريخي اش را صادر مي كند،(ايريس تارگرين آنقدر حمام نرفته بود و ريش و ناخنهايش را كوتاه نكرده بود و خودش را به شمشيرهاي تخت آهنين ماليده بود كه ظاهرش هم مثل قلب سياهش نفرت انگيز شده بود، مدكينگ سريال ولي شش تيغه است) ند در برج عيش به گلهاي رز زمستاني ليانا دست مي كشد و دستانش خونين مي شوند و اژدهايي غول پيكر برفراز كينگزلندينگ در پرواز است. آيا تمام اين تصاوير متعلق به گذشته اند؟ متعلق به آينده اند؟ آينده اي كه واقعا هست يا آينده اي كه برن مي خواهد بسازد؟؟ و بالاخره انتظار به سر مي رسد و بنجن استارك در قالب كلدهندز/ Coldhands ظاهر مي شود و برن و ميرا را ازدست وايت ها نجات مي دهد. در كتابها هنوز مطمئن نيستيم كه كلدهندز همان بنجن است، ولي در سريال اين اطمينان ديده مي شود و به نظر هم تصميم درستي مي آيد: حضور يك استارك قديمي داستان برن را جذاب تر مي كند، اينطور نيست؟
7فاز:
بازخورد: بعد از پخش اپيزود قبلي تلاطمي عجيب در فوروم ها و بين فن هاي کتاب به وجود آمد. بنيوف و وايز رسما اعلام کردند که مارتين با آنها درباره سه ايده ازکتابهاي آينده اش سخن گفته است: سوزاندن شرين، چرايي هودور گفتن هودور و ايده اي براي پايان داستان. مساله اي که فن هاي کتاب درنظر نگرفته اند پرداخت اين ايده ها در سريال است. استنيس در اولين فصل کتاب ششم و زماني که سر جاستين مسي را به سمت آيرون بنک براووس گسيل مي کند به وي تاکيد مي نمايد که درصورت مرگش بايد دخترش شاهزاده شرين را برتخت بنشاند. به اين ترتيب گرچه ايده سوزاندن شرين ممکن است در کتابهاي آينده مارتين مورداستفاده قرار گيرد، اما قطعا نحوه و چرايي و چگونگي اش با آنچه در سريال ديديم متفاوت خواهد بود. درباره نحوه خلق وايت واکرها توسط COF و قضيه هودور هم دقيقا باچنين ماجرايي روبرو هستيم: اصل ايده از مارتين مي آيد ولي دنيا و مسير داستاني سريال با آنچه در کتابها وجود دارد يکسان نيستند و نبايد هم باشند.  
 
يک: هودور تا کي مي تواند در برابر وايت ها مقاومت کند؟ جواب اين سوال را در آغاز اپيزود ششم مي بينيم، وقتي که ميرا نااميدانه به برندوني چشم مي دوزد که همچنان درگير ويروودهاست. کولاژي از مهمترين حوادث و نقاط اوج داستانمان را از دريچه چشم برن مي بينيم: مد کينگ فرمان تاريخي اش را صادر مي کند،(ايريس تارگرين آنقدر حمام نرفته بود و ريش و ناخنهايش را کوتاه نکرده بود و خودش را به شمشيرهاي تخت آهنين ماليده بود که ظاهرش هم مثل قلب سياهش نفرت انگيز شده بود، مدکينگ سريال ولي شش تيغه است) ند در برج عيش به گلهاي رز زمستاني ليانا دست مي کشد و دستانش خونين مي شوند و اژدهايي غول پيکر برفراز کينگزلندينگ در پرواز است. آيا تمام اين تصاوير متعلق به گذشته اند؟ متعلق به آينده اند؟ آينده اي که واقعا هست يا آينده اي که برن مي خواهد بسازد؟؟ و بالاخره انتظار به سر مي رسد و بنجن استارک در قالب کلدهندز/ Coldhands ظاهر مي شود و برن و ميرا را ازدست وايت ها نجات مي دهد. در کتابها هنوز مطمئن نيستيم که کلدهندز همان بنجن است، ولي در سريال اين اطمينان ديده مي شود و به نظر هم تصميم درستي مي آيد: حضور يک استارک قديمي داستان برن را جذاب تر مي کند، اينطور نيست؟
 
دو: سم و گيلي و سم کوچولو به هورن هيل مي رسند و سرانجام پس از سه سال بچه گيلي از شيرخوارگي عبور مي کند.(او درابتداي فصل سه به دنيا آمد اما تا همين چند اپيزود پيش هنوز شش ماهش هم نشده بود) از فصل يک اوصاف حسان خصال جناب لرد رنديل تارلي را از زبان سم شنيده بوديم و اکنون او را از نزديک مي بينيم: مردي شجاع و جنگ آور با شعوري در حد گاو و قلبي ممسوخ. او نيز مثل تايوين لنيستر ادعاي حفاظت از آبروي خانوادگي را بهانه اي براي ارضاي ترکتازي هاي نفساني اش کرده است. واقعيت شخصيت پردازي در ASOIAF اينگونه است: سياهي و سفيدي يا نيکي و بدي نه نسبي اند و نه باهم مخلوط مي شوند تا شلم شورباي بي معنايي به نام خاکستري را بيافرينند. نيکي و بدي مطلق، تعريف پذير و داراي مابه ازاي بيروني اند. به همين دليل است که تايوين لنيستر و رنديل تارلي حتي نمي توانند پاره هاي تنشان را به پذيرش انگيزه هاي دروغينشان قانع کنند و سم با پدرش همان کاري را مي کند که تيريون با پدرش کرد.(تارلي فقط کله خر است و مثل تايوين و فرزند خلفش سرسي پيمان شکن نيست و زنها و بچه ها را چون آب خوردن پاره پاره نمي کند، اين موضوع را نبايد فراموش کرد)
 
سه: در براووس بالاخره و بعد از نزديک به پنج فصل آريا استارک را پيدا مي کنيم. او درتمام اين مدت نتوانسته عدالت طلبي و شرافت خانوادگي اش را ازياد ببرد.(چون اين چيزها نه يادگرفتني اند و نه از يادرفتني)پس همان طور که در ماموريت قبلي آريا انتقام گيري از مرين ترنت را بر ترور يک ناشناس ترجيح داد، اين بار هم پس از سخن گفتن با ليدي کرين(اسمي پراز کنايه براي زني بي نام ونشان) او را سزاوار مردن تشخيص نمي دهد و به سراغ نيدل مي رود. ويف/ Waif به دنبال اوست و او حالا دوباره دخترپدرش است و عزيز دل ما.
 
چهار: در کينگزلندينگ اوضاع دارد بهتر مي شود. مارجري هرگز از نظر Faith مستحق پياده روي شرم نيست، چون جرم او تنها شهادت دروغ است. درحالي که سرسي به زناي با محارم و قتل پادشاه(Regicide) متهم شده بود. قبلا فهميديم که مذاکراتي پنهاني بين تامن و هاي اسپارو درجريان بوده و حالا نتيجه آن را مشاهده مي کنيم: لشکريان ميس تيرل و فرمانده کينگزگارد خودشان را با شخص شاه و البته اقبال پوپوليستي عوام مواجه مي بينند و ظاهرا کاري از دستشان برنمي آيد. تامن جيمي را براي مقابله با بلک فيش به ريورران مي فرستد و مزخرفات تکراري سرسي فقط خشم ما را بيشتر مي کند. حماقت ذاتي او باعث مي شود که بازهم خطر واقعي را فراموش کند: مثلا چه بر سر سرسي بدون جيمي مي آيد اگر در مذاکرات پنهاني تامن و هاي اسپارو و مارجري سخني از نقش خاندان تيرل(والبته ليتل فينگر) در قتل جافري به ميان آمده باشد؟؟ 
 
پنج: در توئينز دوباره چشممان به جمال لرد والدر فري بزرگ روشن مي شود. واقعا او در تمام اين مدت کجا بوده و زير سايه خشم و انتقام جويي بي بديل شمال چه مي کرده است؟ بلک والدر و برادرش با دماغهاي آويزان پيش پدرشان مي آيند و چغلي بلک فيش را مي کنند. حالا قرار است فري ها همراه با گروگانشان ادميور تالي(برادر کتلين استارک و وارث ريووران)از يک طرف سر بريندن ماهي سياه را محاصره کنند و جيمي لنيستر هم از طرفي ديگر، دقيقا همان طور که در کتاب چهارم خوانده ايم.
 
شش: بنجن در مقابل ميرا خرگوشي را براي خوردن آماده مي کند، به ياد فصل سوم و دعواي ميرا و اوشا سر چگونگي آماده کردن خرگوش. جمله اي که اول اپيزود بنجن درباره مردگان/ وايت ها مي گويد درواقع مي تواند جوابي باشد به لغز اليسر ثورن پاي چوبه دار: او گفت من جنگيدم و باختم و حالا ميميرم و استراحت مي کنم، ولي سلف او(فرست رنجر قبلي) مي گويد مرده ها استراحت نمي کنند. برايان کوگمن کلا فاز ماجرا را درست گرفته و از بهترين نويسندگان مجموعه است.
 
هفت: دروگون از راه مي رسد و دني بازهم بيشتر دوتراکي ها را تهييج مي کند. حالا ديگر واضح است که در سريال ايگوني در کار نيست و دني تنها مدعي تارگرين ها و از برندگان نهايي بازي تاج و تخت است. کيفيت سي جي بازهم از سطح استاندارد سريال ما پايين تر است و بعد از دانه دانه کشتن گرگهاي شمالي حالا اين ماجرا بازهم در نماهاي دروگون خودش را نشان مي دهد. اگر بودجه بيشتري دراختيار دي اند دي قرار مي گرفت شايد آن حريق داش کالين را با آتش اژدها مي ساختند. صحنه اي را تصور کنيد که دني به جاي برگرداندن آتشدان هاي معبد به پشت سرش نگاهي مي کرد و آرام زمزمه مي کرد: دراکاريس. 
 
بهترين صحنه: ظهور بنجن استارک / کلدهندز و وصال دوباره عمو و برادرزاده.
بهترين ديالوگ: وقتي بنجن که هنوز نقاب به چهره دارد به برن مي گويد: «آخرين باري که ديدمت يه پسربچه نترس بودي، بچه اي که عاشق بالارفتن از ديوار و ترسوندن مادرش بود.»
اميرحسين جلالي
نظرات
نو وان دوشنبه 10 خرداد 1395 بهترين صحنه راه رفتن گيلي بود! :))
10 7
پاسخ

froka دوشنبه 10 خرداد 1395 اصلا چه کنيم از جنوب خوشمان نمي اد من شمالو ترجيح ميدم
اصلا داستان تو جنوب خسته کننده ميشه
اما صحنه فلش بک ها خيلي جالبه کلي نکته داره و برن کل اون صحنه ها رو ديد و فهميد و اون صحنه ها تا وقتي شاه شب دستشو گرفت فکر نکنم اينده رو ديده باشه وقتي گذشته تو دستته اينده رو مي خواي چيکار از اول بساز ديگه

يعني احتمال مردن دنريس اصلا نيست اقا به مارتين بگيد اين دنريسو جمع کنه
15 2
پاسخ

salman دوشنبه 10 خرداد 1395 اين قسمت خيلي غيرجذاب و خسته کننده بود.
يکي از نچسب و کسالت آميز ترين کارکترهاي اين سريال مربوط ميشه به "سم" که اين قسمت تا نيمه ي اولش بيشتر به سم اختصاص داره.
در کل چيز خاص و مهمي نداشت اين قسمت که برا کسي جذاب باشه. با يه ريتم کند دارن داستان رو کش ميدن و همه چيزو گذاشتن برا دو قسمت آخر
13 13
پاسخ
پويان سه شنبه 11 خرداد 1395 سم کسالت آميز و نچسبه؟؟!! نمرديم و گلوله هم خورديم :)))
salman سه شنبه 11 خرداد 1395 ديگه برا اون دسته از متعصب هايي مثل تو شاخه و برگ و سنگ و فرقون و ... کلا هر چيزي که ميبينن جذابه و هيجان انگيز! شرط ميبندم تو رده بندي جذاب ترين شخصيت ها سم از آخر اول ميشه :)))
ih سه شنبه 11 خرداد 1395 هه هه
arash چهارشنبه 12 خرداد 1395 موافقم...اين سم از کرکتراي بي خاصيت سرياله ...بود و نبودش فرقي نداره.
برندون معمار پنجشنبه 13 خرداد 1395 سم جذابه ، بابا رفيقه جانِ

جان استارک دوشنبه 10 خرداد 1395 بخش سم رو خيلي زيبا نوشتين
کينگزلندينگ هيچ جذابيتي نداره و رفتن تيريون عملا اون خط داستاني رو نابود کرد حالا با رفتن جيمي بدترم ميشه
فک کنم کم کم استارکها همه پيش هم برميگردن و جذب ميشن
بلک فيشم تو پرومو خارق العاده است
ممنون بابت نقدتون
8 3
پاسخ

پوري يا سه شنبه 11 خرداد 1395 فکر نميکردم قسمتي از اين سريال رو ببينم ک فوروارد کنم و قسمت هايي ازش رو رد کنم. فصل تا به اينجا مايوس کننده بوده به نسبت فصول قبلي و اين قسمت بدترين قسمت هاش.
8 14
پاسخ

نيما از برادران نايت واچ سه شنبه 11 خرداد 1395 اين اپيزود از اپيزود هاي قبلي ضعيف تر بود.
مارتين برس به داد سريال.
اميدوارم لااقل تا آغاز فصل هفتم کتاب شش نوشته بشه.
بنظر مياد بين سازندگان سريال و مارتين(نويسنده کتاب)اختلافاتي وجود داره
9 8
پاسخ

ارمان سه شنبه 11 خرداد 1395 قسمت شش رو نفهميدم چي نوشتيد ؟؟!!!؟؟
توي روياي برن اون بچه که نايت کينگ بغلش ميکنه کي ميتونه باشه ؟
چند بار نشونش ميده
واينکه تئوريه ديوانه شدن مد کينگ بخاطر برن هم حالا امکان داره درست باشه
3 6
پاسخ
froka سه شنبه 11 خرداد 1395 اونو فکر کنم تو فصل 5 نشون مي ده اون يارو که زنا رو دور خودش جمع کرده بود با وايت واکرا يه جوري قرار داد داشت فرزند پسرو رو به اونا مي داده و وايت واکرا اون پسرا رو به خودشون تبديل مي کردن

ضحا سه شنبه 11 خرداد 1395 توي اين قسمت صحنه هاي پاياني که اژدها رو نشون ميدادن خيلي ضعيف بود .. در واقع تابلو شده بود . بنظر من آخر اين فصل دووباره جان ميميره و رمزي چشماش رو درمياره . همون طور که توي يکي از کاوراي اين فصل ميبينيم چشم جان خوني هست . اميدوارم اينطور نشه
4 8
پاسخ
froka سه شنبه 11 خرداد 1395 اخه چرا همه به جان گير دادن حتما بايد بکشينش حداقل يکي به اين دنريس گير بده اين کاور هم به نظرم در راستاي القاي مرده بودن جان بوده
amir پنجشنبه 13 خرداد 1395 والا حرف froka کاملا درسته اين دنريس چرا نميميره حال مارو به زده اصلا از شخصيتش خوشم نمياد
برندون معمار پنجشنبه 13 خرداد 1395 خداييش خيلي دلم مي‌خواد دنيرس بميره، لوس ،نچسب، نيمه هرزه، بي‌مزه

پويا سه شنبه 11 خرداد 1395 به نظرم اين اپيزود به نسبت قبلي ها خيلي ضعيف بود و چيزي هم که جالب بود اينکه مرگي اتفاق نيفتاد. البته از نويسندگان بعيد بود چون به خاطر داشتن يک مرگ به راحتي اوشا رو قرباني کردن. حالا بايد ديد لرد تارلي با پسرش چه مي کنه. پسري که قراره چند سال تو اولدتاون بمونه ولي در نهايت حماقت گنجينه خانوادگيش رو مي دزده. از طرفي داستان آريا بالاخره به وستروس بر خواهد گشت و اين خيلي داستان رو جذاب مي کنه. نبود تيريون تو اين اپيزود تو ذوق ميزد و همينطور جان. با تشکر از متن خوبتون
9 6
پاسخ

مجيد سه شنبه 11 خرداد 1395 قسمت پر هيجاني نبود ولي کم کم داريم به اوج داستان نزديک ميشيم بخش برن جذابترين بخش اين فصله
10 3
پاسخ

پويا سه شنبه 11 خرداد 1395 ممنون از نقد خوبت اقاي جلالي
7 7
پاسخ

کوروش سه شنبه 11 خرداد 1395 اينو خيلي خوب اومدي ...مزخرفات سرسي ...چند وقت ديگه دنريس ميره سراغشون اونوقت اين در مورد شکوه لنيستري نطق ميکنه
12 8
پاسخ
froka سه شنبه 11 خرداد 1395 البته اينو هم در نظر داشته باشيم اين قسمت به نوعي پيش درامد قسمت بعدي و مقدمه چيني براي اون قسمت و به نظرم قسمت 7 بايد عالي باشه

صاحب سياه اسب سه شنبه 11 خرداد 1395 دى اند دى تمام كرديت و اعتبار مارتين و اثر عظيمش رو مثل انگل استفاده ميكنن. اين حرفشون كه دائم بلغور ميكنن "سريال ربطى به كتاب نداره و ما (كدوم ما؟ شما دو تا باقالى بدون مارتين چه اثرى دارين؟ تروا؟ اونم كه از هومر كپ زدين شد يه فيلم متوسط) داستان خودمون رو ميگيم." چرت و پرته. آقاى جلالى نشون داد و با سند و مدرك معتبر كه داستان خود آقايون دوزار نمى ارزه.
3 14
پاسخ
مينا سه شنبه 11 خرداد 1395 ناراحتي نبين خب زورت که نکردن
صاحب اسب سياه سه شنبه 11 خرداد 1395 به تو ربطى داره؟
amir پنجشنبه 13 خرداد 1395 صاحب اسب اينو بدون اگه به اون شکلي که دوس داري سريال مي ساختن تاز الان رسيده بودن به قسمت عروسي خونين ديگه نمي تونن کل کتاب سريال کنن که و درمورد دي اند دي آقا اينا از اول گفتن با يه برداشت آزاد از کتاب دارن سريال ميسازن

فردين سه شنبه 11 خرداد 1395 به نظر من اين قسمت خوبي هاي خاص خودشو داشت، اين قسمت يجورايي نقطه عطف داستان بود، زمينه سازي براي قسمت هاي بعدي،
- داستان دنريس داره جمع ميشه، کم کم بايد سر اژدها رو کج کنه سمت وستروس
- آريا فهميد که جايي تو اون خونه سفيد و سياه نداره و نمي تونه يه قاتل بيرحم باشه،
- با پدر سم آشنا شديم تنها کسي که تونسته بود رابرت باراتئون رو شکست بده،
- سرنوشت بنجن استارک مشخص شد و برندون داره مياد اين سمت ديوار
- هاي اسپارو رو هم که ديدين چجوري پيرزن داناي کل رو کيش و مات کرد
9 4
پاسخ
اميرحسين جلالي سه شنبه 11 خرداد 1395 درباره اينکه رنديل تارلي تنها شکست کينگ روبرت رو رقم زده بهتره بدونيد که اين حرف رو فقط تو سريال ميشنويم. روبرت در سامرهال و فقط در يه روز سه تا نبرد جداگانه رو مي بره و به سمت اشفورد ميره که سپاه مشترک تارلي و تيرل که از بزرگترين لشکرهاي وستروسه فقط موفق ميشه جلوي پيشرفت سپاهشو بگيره. به نظرمن که اسم اينو نميشه شکست گذاشت.

کارن سه شنبه 11 خرداد 1395 کاشکي دنريس يکم مناعت طبع پيدا ميکرد ... کاش تيريون بهش ياد بده براي فرمانروا بودن اول از همه بايد بخشنده باشه واينقدر از اربابان وستروس متنفر نباشه .دني فقط شعار حمايت از برده ها رو ميده ولي در واقعيت ميخواد از اين برده ها(آنساليد ها و ...) براي فتح تخت آهنين استفاده کنه ، حتي اگه به قيمت کشته شدن اين برده ها تموم بشه. و طي جنگي که براي تشريف فرمايي دنريس روي تخت اهنين شکل ميگيره بايد هزاران نفر بميرن . خدا هدايتت کنه دنريس
17 1
پاسخ

nima سه شنبه 11 خرداد 1395 بهتر نبود يه بازيگري شبيه ويف waif رو براي نقش دنريس انتخاب ميکردن . امليا کلارک بد نيست ولي بهتر از اينم ميتونستن انتخاب کنن
9 6
پاسخ
فردين سه شنبه 11 خرداد 1395 حالا باز من يه چيزي ميگم بقيه ميگن تخيل تم چهره جان اسنو و دنريس شبيه هم ديگس
nima چهارشنبه 12 خرداد 1395 آره فردين ...تم قيافشون يکم شبيه ...آخه فاميلن ديگه با هم ناسلامتي . ولي به نظر

مجيد چهارشنبه 12 خرداد 1395 الان شمال داره وارد يه فاز جديدي ميشه تقريبا اکثر ارتش ها دارن به طرف شمال ميان.و يجوري گره خورده ماجرا بهم. منتظرم ببينم جيمي لنيستر چکار ميکنه و طرف فري زالو صفت و ميگيره يا بلک فيش اسطور رو
1 0
پاسخ
arash چهارشنبه 12 خرداد 1395 جيمي لنيستر تا اينجاي سريال يه لوزر واقعي بوده...بعد از کشتن شاه ديوانه، هر ماموريتي که داشته گند زده...
مجيد پنجشنبه 13 خرداد 1395 بخاطر اينکه هيچ وقت نخواسته از سرسي دور بمونه اما اين دفعه بنظر مياد جيمي واقعي رو ببينيم

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط

































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز