رتبه‌بندی 10 دوره برتر جشنواره فیلم کن

 
1994- چهل و هفتمين دوره جشنواره فيلم كن
عناوين مهم بخش مسابقه: «پالپ فيكشن» (كوئنتين تارانتينو)، «سه رنگ: قرمز» (كريشتوف كيشلوفسكي)، «زير درختان زيتون» (عباس كيارستمي)، «La Reine Margot»(پاتريس شرو)، «Exotica» (اتوم اگويان)، «The Browning Version» (مايك فيگيس)، «خاطرات عزيز» (ناني مورتي)، «زيستن» (ژانگ ييمو)، «وكيل هادساكر» (جوئل و ايتان كوئن)، «خانم پاركر و محفل شرور» (آلن رودولف)
يكي از بامزه‌ترين افتتاحيه‌ها و اختتاميه‌هاي تاريخ كن. كمدي اسكروبال قدرنديده كوئن‌ها، «وكيل هادساكر» فيلم افتتاحيه جشنواره و حاضر در بخش مسابقه بود و «Serial Mom» جان واترز با بازي كتلين ترنر به آن پايان داد. هيئت ژوري اين سال، متشكل از كلينت ايستوود در راس آن، به همراه كاترين دنو، كازو ايشي‌گورو و لالو شيفرين –چه شود!- در كمال تناسب به سر مي‌بردند تا جايزه نخل طلاي امسال در نهايت به فيلم دوران‌ساز تارانتينو رسيد كه چند سال پيش در بخش دوهفته كارگردانان با «سگ‌هاي انباري» ظاهر شده بود. با وجود اينكه «پالپ فيكشن» ديگر عناوين حاضر در جشنواره را به نوعي از سر راهش برداشت اما آن‌ها هم خالي از لذات خود نبودند؛ البته كم هم نيستند: «خاطرات عزيز»، «Exotica»، «سه رنگ: قرمز»و«براي زندگي» ژانگ ييمو كه شايد اگر زمان ديگري به كن مي‌رسيد از اقبال بهتري برخوردار بود

 

پلي ليست: شايد فرش قرمزي طويل يا ستارگان هاليوودي نباشند، بيشتر فقط دسته‌اي از ژورناليست‌هايي که سرفه مي‌کنند در مراسم حضور دارند، اما اين يکي از مهمترين رخدادهاي تقويم سينمايي است: اعلام عناوين حاضر در بخش اصلي. شايعات مربوط به جشنواره امسال، از آماده بودن فيلم‌هاي مختلف و سرحالي کارگردانان خاص تا اخبار کميته انتخاب، دهن به دهن مي‌گردند. براي اينکه در امتياز دادن به صف عناوين حاضر در اين دوره از جشنواره کمک‌تان کرده باشيم، ماجراي 10 سال تاثيرگذار از تاريخ اين رخداد هيجان‌انگيز سينمايي را مرور خواهيم کرد:
 
1946- اولين دوره جشنواره فيلم کن
عناوين مهم بخش مسابقه: «برخورد کوتاه» (ديويد لين)، «ديو و دلبر» (ژان کوکتو)، «چراغ گاز» (جرج کيوکر)، «گيلدا» (چارلز ويدور)، «بدنام» (آلفرد هيچکاک)، «رم، شهر بي‌دفاع» (روبرتو روسليني)، «تعطيلات از دست رفته» (بيلي وايلدر)، «سزار و کلئوپاترا» (گابريل پاسکال)، «نبرد راه‌آهن» (رنه کلمان)
20 سپتامبر، 1946، در جنوب فرانسه مراسمي ترتيب داده شد که منظره پيش روي سينما را تا ابد دگرگون کرد. اين درواقع دومين تلاش براي برپايي يک فستيوال سينمايي در محدوده ريويراي فرانسه بود، اولين ‌بار در سپتامبر 1939 براي برپايي اين جشنواره برنامه‌ريزي شده بود که با حمله هيتلر به لهستان و پس از نمايش تنها يک فيلم («گوژپشت نتردام» اثر درخشان، ويليام ديترله، با بازي چارلز لوتن و مورين اوهارا) ناتمام ماند. اما جنگ در نهايت به پايان رسيد. در سالي که اولين دوره جشنواره فيلم کن برگزار شد 44 عنوان انتخابي در بخش مسابقه حضور داشتند و با حضور کلاسيک‌هاي قدري چون اين‌ها، اولين دوره اين جشنواره هنوز هم يکي از بهترين ادوار آن است. نه تنها براي حضور کارگردانان مولف زيادي ازجمله هيچکاک، لين، کوکتو، روسليني و وايلدر (هرچه باشد هر دوره از کن سهم خود را از نام‌هاي بزرگ برمي‌دارد)، بلکه چون فيلم‌هاي اين کارگردانان در اين دوره از بهترين‌هاي  کارنامه ايشان هستند، اگر نه برگزيده‌ترين آن‌ها. بخشي به اين خاطر، و بخشي به دليل روحيه پساجنگي جشن و پايکوبي و همکاري بين‌المللي و نه رقابت محض، هيئت ژوري آن سال تصميم به اهداي دو جايزه بزرگ گرفتند (اين اتفاق پيش از معرفي جايزه نخل طلا افتاد، آن زمان جايزه بزرگ مهم‌ترين جايزه مسابقه شناخته مي‌شد). جالب‌تر از همه–شايد در نتيجه اينکه رييس هيئت داوران، جرج هايزمن بيش از آنکه متخصص سينما باشد يک سياستمدار و تاريخدان بود- تنها فيلم سه کارگردان (روسليني، وايلدر و لين) در اين جشنواره خوش‌اقبال بودند و هشت جايزه باقي‌مانده ميان فيلم‌هايي از سوئد، سوئيس، مکزيک، چکسلواکي، دانمارک، روسيه، هند و فرانسه تقسيم شد.
 
1955- هشتمين دوره جشنواره فيلم کن 
عناوين مهم بخش مسابقه: «روز بد در بلک راک» (جان استرجس)، «افسانه‌هاي شيکاماتسو» (کنجي ميزوگوچي)، «Rififi» (ژول داسن)، «شرق بهشت» (اليا کازان)، «طلاي ناپل» (ويتوريو دسيکا)، «مارتي» (دلبرت مان)، «دختر روستايي» (جرج سيتون)
نخل طلا در سال 1955، احتمالا در پاسخ به تعداد زياد عناوين منتخب هر سال، در جشنواره کن ظاهر شد تا مهم‌ترين جايزه پيش از خود، يعني جايزه بزرگ را چندسالي از منو خط بزند، به اين ترتيب جايزه ويژه هيئت ژوري هم به دومين جايزه مهم اين رويداد تبديل شد. اولين نخل طلاي جشنواره به فيلمي آمريکايي، «مارتي» دلبرت مان، با بازي ارنست بورگناين رسيد. اين فيلم، بر اساس فيلمنامه اسکاري پدي چايفسکي به نوعي يک سرود درباره نجابت يقه‌آبي‌ها است و همسر سابق جين کلي، بتسي بلر در آن نقش‌آفريني مي‌کند، کسي که براي بازي در اين نقش براي بيرون آمدن از ليست سياه ضدکمونيست‌ها تلاش کرده بود.
قطعا با نگاه به عناوين منتخب انگليسي سال 1955 در جشنواره به ياد ليست سياه هاليوود و دوران "وحشت سرخ" مي‌افتيم. يکي از افراد حاضر در اين ليست، ادوارد دميتريک کارگردان بود که با نسخه خود از «پايان رابطه» گراهام گرين در فيلمي با بازي دبورا کر و ون جانسون به بخش مسابقه آمده بود. در حالي که اليا کازان، کارگردان «شرق بهشت»، که جيمز دين را به دنيا معرفي کرد با نام بردن از فيلم‌هاي حاضر در جشنواره پيش از اعضاي کميته سروصدا به پا کرد. اما با اين حال اتفاقات سينمايي هيجان‌انگيز زيادي در خارج از آمريکا در حال وقوع بود؛ «طلاي ناپل» دسيکا با بازي سوفيا لورن در اولين روزهاي زندگي حرفه‌ايش به نمايش درآمده بود تا کمي پايين‌تر از کلاسيک‌هاي نئورئاليستي اين کارگردان ارزيابي شود. «Rififi» ژول داسن فيلمي منسجم و بي‌ناخالصي بود، در حالي که «افسانه‌هاي شيکاماتسو» کنجي ميزوگوچي ديرتر با مخاطب ارتباط برقرار کرد و با اين حال يکي از شاهکارهاي اين استاد ژاپني است، آنطور که مي‌گويند در ليست فيلم‌هاي محبوب آکيرا کوروساوا از ميزوگوچي هم از جايگاه خوبي برخوردار است.
 
1962- پانزدهمين دوره جشنواره فيلم کن
عناوين مهم بخش مسابقه: «شور و تصويب» (اوتو پرمينجر)، «کلئو از 5 تا 7» (آنيس واردا)، «ملک‌الموت» (لوئيس بونوئل)، «کسوف» (ميکل انجلو آنتونيوني)، «بي‌گناهان» (جک کليتون)، «محاکمه ژاندارک» (روبر برسون)، «سفر دراز روز در شب» (سيدني لومت)، «يک نوک زبان عسل» (توني ريچاردسون)، «طلاق به سبک ايتاليايي» (پيترو گرمي)، «Mondo Cane» (گوالتيرو ياکوپتي، پائولو کاوارا، فرانکو پروسپري)
با اين صف سرگيجه‌اور آثار کارگردانان مولف آمريکايي و اروپايي، يادآوري اين نکته غافلگيرکننده خواهد بود که نخل طلاي سال 1962، براي اولين بار و تا امروز تنها بار، به يک فيلم برزيلي رسيد که زمانه حالا آن را فراموش کرده است:  « قول‌» ساخته آنسلمو دوراتچي. شايد داستان ساده تلاش يک مرد براي رساندن صليب به کشيش و شکرگذاري براي زنده ماندن الاغش به دلايل زيباشناسانه به مذاق داوران خوش آمده بود. لوئيس بونوئل يکسال پس از ممنوعيت نمايش فيلم نخل‌طلابرده خود در سال 1961، «ويريديانا» از سوي کليساي کاتوليک دوباره به بخش مسابقه راه يافته بود. «ملک‌الموت» هم به همان اندازه افشاگرايانه بود، شايد يک برد ديگر منجر به سکته ناقص پاپ مي‌شد.
با اين حال اهداي نخل طلا به اين فيلم برزيلي آن هم درميان اين تعداد عنوان تکان‌دهنده کمي عجيب بود. از «کسوف» آنتونيوني تا فيلمي 61 دقيقه‌اي از برسون با عنوان «محاکمه ژاندارک» که هردو دومين جايزه مهم جشنواره را با يکديگر سهيم شدند، تا «شور و تصويب» پرمينجر و «بي‌گناهان» جک کليتون با بازي دبورا کر. هيئت ژوري که در آن سال فرانسوا تروفو را هم در جمع خود پذيرفته بود، جايزه خود را غيرمنتظره به اين فيلم اهدا کردند. البته اگر تصحيح اشتباهات کن حرفه من بود، نخل طلا به «کلئو از 5 تا 7» آنيس واردا مي‌رسيد. آنطور که معلوم شد، کن مي‌بايست 31 سال صبر مي‌کرد تا يک کارگردان زن مهم‌ترين جايزه جشنواره را از آن خود کند؛ جين کمپيون در سال 1993 براي «پيانو» موفق به دريافت اين جايزه شد.
 
1974- بيست و هفتمين دوره جشنواره فيلم کن
عناوين مهم بخش مسابقه: «ترس روح را مي‌خورد» (رينر ورنر فاسبيندر)، «دزداني مثل ما» (رابرت آلتمن)، «شوگرلند اکسپرس» (استيون اسپيلبرگ)، «هزار و يک شب» (پير پائولو پازوليني)، «مکالمه» (فرانسيس فورد کوپولا)، «آخرين ماموريت» (هل اشبي)
براي يک‌بار هم که شده انتخاب ما در اين دوره از کن با رييس هيئت ژوري، رنه کلر و همکاران او، مونيکا ويتي و الکساندر واکر تفاوتي ندارد، ما هم احتمالا فيلم درخشان و قدرنديده فرانسيس فورد کوپولا، «مکالمه» را براي دريافت جايزه نخل طلا انتخاب مي‌کرديم، مگر اينکه لذت دگرنوعي ملودرام «ترس روح‌ را مي‌خورد» فاسبيندر وسوسه‌مان مي‌کرد. خالي از لطف نيست که بگوييم اين دوره فيلم‌هايي با موضوع عشاق فراري از کارگردانان آمريکايي مستعد را هم در بخش مسابقه راه داده بود و «دزداني مثل ما» رابرت آلتمن و «شوگرلند اکسپرس» استيون اسپيلبرگ هردو در مراسم حاضر بودند. يکسال پس از آن اسپيلبرگ بلاک‌باسترهاي تابستاني را با «آرواره‌ها» ابداع کرد و آلتمن هم جاده درام‌سازي را با «نشويل» تا انتها درنورديد.
 با حضور اين دو غول در صف فيلم‌هاي منتخب (و اسپيلبرگي که موفق به دريافت جايزه بهترين فيلمنامه شد)، «آخرين ماموريت» هل اشبي جايزه بهترين بازيگري را براي جک نيکلسون (مشترک با شارل بوآيه براي«Stavisky» ساخته آلن رنه) به ارمغان آورد و «مکالمه» نخل طلا را به خانه برد تا بيست و هفتمين دوره جشنواره کن به سال سينماگران آمريکايي تبديل شود.پازوليني با «هزار و يک شب» نيز جايزه بزرگ را به خانه برد. حتي جايزه اختتاميه جشنواره هم به فيلمي آمريکايي، «جاسوس‌ها» ساخته اروين کرشنر رسيد. 
 
1980- سي و سومين دوره جشنواره فيلم کن
عناوين مهم بخش مسابقه: «آل دت جز» (باب فاس)، «کاگه‌موشا» (آکيرا کوروساوا)، «حضور» (هل اشبي)، «گنده‌هه قرمز» (سم فولر)، «Breaker Morant» (بروس برسفورد)، «هر مردي براي خودش» (ژان-لوک گدار)
باز هم يک انتخاب خارج از مسابقه ديگر. «استاکر» آندري تارکوفسکي به بخش مسابقه راه پيدا نکرد و نمايش آن هم با اختلال مواجه شد. برخي اين نوع رفتار با آخرين فيلم تارکوفسکي که در روسيه ساخته شد را عامدانه مي‌دانند، با اين حال اين دوره از جشنواره بي تارکوفسکي هم از نام‌هاي بزرگ کم نداشت؛ کوروساواي ژاپني در آخرين بازگشت خود با فيلم «کاگه‌موشا»، اولين فيلم او پس از پنج سال به جشنواره آمده بود. کوروساوا يک شاهکار ديگر را به جشنواره آورده بود که به شايستگي جايزه نخل طلا را از هيئت ژوري، به رياست کرک داگلس دريافت کرد. اگرچه اين حماسه سامورايي، نخل طلا را تمام و کمال مال خود نکرد و همان‌طور که يک سال پيش از آن براي فيلم‌هاي «اينک آخرالزمان» و  «طبل حلبي» اتفاق افتاده بود، آن را با «آل دت جز» ساخته باب فاس نابغه سهيم شد. «گنده‌‌هه قرمز» سموئل فولر، کارگردان محبوب کايه‌دوسينما که در آمريکا هنوز فيلمساز بي‌-مووي‌ها شناخته مي‌شد نيز در اين دوره از جشنواره حضور داشت. هل اشبي هم با «حضور» در کنار استاد فرانسوي، آلن رنه و ژان-لوک گدار در مراسم حضور داشت که اولي جايزه بزرگ کن را براي فيلم «عموي آمريکايي‌ام» به همراه ژرار دوپارديو به خانه برد. 
 
1989- چهل و دومين دوره جشنواره فيلم کن
عناوين مهم بخش مسابقه: «جنسيت، دروغ و نوار ويدئويي» (استيون سودربرگ)، «کار درست را بکن» (اسپايک لي)، «سينما پاراديزو» (جوزپه تورناتوره)، «قطار مرموز» (جيم جارموش)، «Sweetie» (جين کمپيون)، «Jesus Of Montreal» (دنيس آرکند)، «دوران کولي‌ها» (امير کوستوريتسا)، «Monsieur Hire» (پاتريس لوکنت)، «باران سياه» (شوهئي ايمامورا)
با اعلام خبر حضور «پترسون» جيم جارموش در جشنواره کن امسال، شايسته است که يادآوري کنيم فيلم غني و سرحال او، «قطار مرموز» که مسيري نسبتا تازه را کارنامه حرفه‌اي اين فيلمساز مي‌پيمود در چهل و دومين دوره جشنواره کن وارد بخش مسابقه شد تا سومين فيلم، پس از «عجيب‌تر از بهشت» و«Down By Law» از سوي اين کارگردان باشد که وارد بخش مسابقه کن مي‌شود. جالب است که خداي فيلمسازان مستقل در چنين سالي که حالا به نظرمان سال پديدارشدن سينماي مستقل آمريکا است در کن حضور پيدا کرد. حتي ويم وندرس، رييس هيئت ژوري هم با اهداي جايزه نخل طلاي اين سال به استيون سودربرگ ظاهرا متوجه تغيير در روال هرساله کن شد و ادعا کرد فيلم سودربرگ او را به آينده سينما اميدوار کرده است. 
با اين حال همه از اين دوره جشنواره راضي و خوشحال بيرون نيامدند؛ اسپايک لي اعتراض خود را بابت ناديده گرفتن «کار درست را بکن» از سوي هيئت ژوري تماما سفيدپوست اعلام کرد و گفت داوران انسانيت آتش‌زا و خشم‌آگين فيلم را درنيافتند. با وجود اينکه سالي فيلد، از ديگر داوران اين دوره، فعالانه وارد کمپين هواداري از فيلم اسپايک لي شد اما بعدتر به او گفت که ديگر اعضاي ژوري پافشاري او را درک نکردند. با اين حال حتي اگر با پرسپکتيوي آمريکايي تقليل کن سال 1989 به چنين بحث‌هايي وسوسه‌کننده باشد، اما اتفاقات هيجان‌انگيز زيادي ديگري هم در جريان بودند، بخصوص نمايش فيلم تا ابد دوست‌داشتني تورناتوره، «سينما پاراديزو» (برنده جايزه بزرگ) و نمايش اولين فيلم از کارگردان نخل طلابرده آينده، جين کمپيون با عنوان «Sweetie» و همچنين «باران سياه» شوهئي ايمامورا و «دوران کولي‌ها» امير کوستوريتسا که جايزه بهترين کارگرداني را براي او به ارمغان آورد.
 
1994- چهل و هفتمين دوره جشنواره فيلم کن
عناوين مهم بخش مسابقه: «پالپ فيکشن» (کوئنتين تارانتينو)، «سه رنگ: قرمز» (کريشتوف کيشلوفسکي)، «زير درختان زيتون» (عباس کيارستمي)، «La Reine Margot»(پاتريس شرو)، «Exotica» (اتوم اگويان)، «The Browning Version» (مايک فيگيس)، «خاطرات عزيز» (ناني مورتي)، «زيستن» (ژانگ ييمو)، «وکيل هادساکر» (جوئل و ايتان کوئن)، «خانم پارکر و محفل شرور» (آلن رودولف)
يکي از بامزه‌ترين افتتاحيه‌ها و اختتاميه‌هاي تاريخ کن. کمدي اسکروبال قدرنديده کوئن‌ها، «وکيل هادساکر» فيلم افتتاحيه جشنواره و حاضر در بخش مسابقه بود و «Serial Mom» جان واترز با بازي کتلين ترنر به آن پايان داد. هيئت ژوري اين سال، متشکل از کلينت ايستوود در راس آن، به همراه کاترين دنو، کازو ايشي‌گورو و لالو شيفرين –چه شود!- در کمال تناسب به سر مي‌بردند تا جايزه نخل طلاي امسال در نهايت به فيلم دوران‌ساز تارانتينو رسيد که چند سال پيش در بخش دوهفته کارگردانان با «سگ‌هاي انباري» ظاهر شده بود. با وجود اينکه «پالپ فيکشن» ديگر عناوين حاضر در جشنواره را به نوعي از سر راهش برداشت اما آن‌ها هم خالي از لذات خود نبودند؛ البته کم هم نيستند: «خاطرات عزيز»، «Exotica»، «سه رنگ: قرمز»و«براي زندگي» ژانگ ييمو که شايد اگر زمان ديگري به کن مي‌رسيد از اقبال بهتري برخوردار بود.
 
1997- پنجاهمين دوره جشنواره فيلم کن
عناوين مهم بخش مسابقه: «بازي‌هاي مسخره» (ميشکل هانکه)، «طوفان يخ» (انگ لي)، «Nil by Mouth» (گري الدمن)، «محرمانه لس‌انجلس» (کرتيس هنسن)، «طعم گيلاس» (عباس کيارستمي)، «به سارايوو خوش آمديد» (مايکل وينترباتم)، «مارماهي» (شوهئي ايمامورا)، «شاد در کنار هم» (وونگ کار-واي)
در حال ورود به قلمرويي هستيم که شايد براي بيشتر ما آشنا به نظر بيايد، نه اينکه خاطرات آن را کاملا به ياد داشته باشيم، اما همين‌قدر بدانيد که در اين سال مايکل جکسون بر روي فرش قرمز قدم گذاشت و جاني دپ به همراه يار سابقش کيت ماس در مراسم حضور پيدا کرد. با اين حال پنجاهمين دوره کن با چند جايزه غيرمنتظره همراه بود که اعطاي جايزه بهترين بازيگر به شان پن براي بازي در «او خيلي دوست‌داشتنيه» ساخته نيک کاساوتس بر اساس فيلمنامه‌اي از پدرش، جان، مهم‌ترين آن‌ها بود.عدالت در بخش‌هاي ديگر توسط هيئت ژوري بهتر اجرا شد، ايزابل آجاني، رييس اين هيئت جايزه بهترين بازيگر زن را به کيتي برک براي فيلم «Nil by Mouth»، اولين تجربه کارگرداني گري الدمن اعطا کرد. جايزه نخل طلا نيز به فيلم رمز‌آلود و مينيماليستي عباس کيارستمي، «طعم گيلاس»‌ و «مارماهي» شوهئي ايمامورا رسيد. جايزه بزرگ کن را «آخرت شيرين» اتوم اگويان و جايزه بهترين کارگرداني را وونگ کار-واي براي «شاد در کنار هم» به خانه برد. «قدرت مطلق» کلينت ايستوود، تريلري معمولي که پيشاپيش به اکران سينماهاي آمريکا درآمده بود نيز به اين دوره از کن خاتمه داد.
 
2009- شصت و دومين دوره جشنواره فيلم کن
عناوين مهم بخش مسابقه: «ضد مسيح» (لارس فون تريه)، «ستاره تابناک» (جين کمپيون)، «آغوش‌هاي گسسته» (پدرو آلمودوار)، «روبان سفيد» (ميشل هانکه)، «اينتر د وويد» (گاسپار نوئه)، «تنگ ماهي» (آندريا آرنولد)، «لعنتي‌هاي بي‌آبرو» (کوئنتين تارانتينو)، «يک پيامبر» (ژاک اوديار)، «عطش» (پارک چان-ووک)، «Kinatay» (بريانته مندوزا)
يک صف پر از ستارگان.دو کارگردان از فهرست بالا با شهرت بيشتري فيلم‌هاي خود را در کن 2015 نمايش دادند؛ نوئه با «عشق» قدرنديده و اوديار با «ديپان» در جشنواره 2015 حاضر بودند تا دومي درنهايت با غافلگيري جايزه نخل طلا را به خانه ببرد. هيئت ژوري به رياست ايزابل هوپر و متشکل از جيمز گري، نوري بيلگه جيلان که بعدتر جايزه نخل طلا را از آن خود کرد، استاد کره‌اي، لي چنگ- دونگ، فيلمنامه‌نويس بريتانيايي، حنيف قريشي، رابين رايت پن، شو کي، شارميلا تاگور و آزيا آرجنتوي بازيگر به قضاوت فيلم‌ها نشستند. همچنين يکي از شاهکارهاي پيکسار، «بالا» به عنوان فيلم افتتاحيه جشنواره انتخاب شد تا اولين فليم انيميشن در تاريخ کن باشد که اين افتخار را کسب مي‌کند. با چنين دودماني شايد انتظار داشته باشيد که انتخاب‌هاي داوران کاملا بي عيب و نقص باشد، و راستش مي‌دانيد؟ تقريبا همين‌طور است: نخل طلا به «روبان سفيد» هانکه رسيد تا برخي گمان کنند شايد علاقه هوپر به همکار صميمي‌اش، هانکه در اين انتخاب دخيل بوده است. با اين حال ما چنين حدسي نمي‌زنيم.
درحقيقت با چنين کيفيتي در بخش مسابقه، داوران تير خود را به هر سو که مي‌زدند به يک برنده احتمالي لايق برخورد مي‌کرد. اما هر سالي که در آن جايزه بزرگ به «يک پيامبر»، جايزه هيئت داوران به «عطش» و «تنگ ماهي»، جايزه بهترين بازيگر زن به شارلوت گنزبور براي «ضد مسيح» و جايزه بهترين بازيگر مرد به کريستوف والتز براي «لعنتي‌هاي بي‌آبرو» (هرچه باشد بار اولي بود که چنين اجرايي از او مي‌ديديم) برسد مي‌بايست دوره‌اي تاثيرگذار در تاريخ کن باشد. جايزه نگاهي نو که نصيب «دندان‌نيش» اثر يورگوس لانتيموس شد را هم به اين فهرست اضافه کنيد تا مجموعه‌اي برازنده از برندگان را داشته باشيد. به اين ترتيب شايد بتوانيم از جايزه بهترين کارگرداني که براي فيلم غيرديدني «Kinatay» به مندوزا اعطا شد هم چشم‌پوشي کنيم، بالاخره اين تحسين از او منجر به همکاري خوب او و هوپر در «اسير» شد.
 
2012- شصت و پنجمين دوره جشنواره فيلم کن
عناوين مهم بخش مسابقه: «عشق» (ميشل هانکه)، «زنگار و استخوان» (ژاک اوديار)، «آنسوي تپه‌ها» (کريستين مونيو)، «هولي موتورز» (لئو کاراکس)، «شکار» (توماس وينتربرگ)، «آن‌ها را با ملايمت بکش» (اندرو دامينيک)، «قلمرو مونرايز» (وس اندرسون)، «Post Tenebras Lux» (کارلوس ريگاداس)، «عشق: بهشت» (اولريش سيدل)، «ماد» (جف نيکولز)، «کاسموپليس» (ديويد کراننبرگ)، «واقعيت» (ماتئو گارونه)
به اين مرحله که رسيديم انتخاب آخرين دوره برتر از جشنواره کن برايمان دشوار شد، براي کساني که به اندازه کافي خوش‌شانس بوده‌اند که در سال‎هاي اخير در در اين مراسم شرکت کنند، 2012 از بهترين سال‌ها محسوب مي‌شود. سال‌هاي ديگري بودند که عناوين حاضر در بخش مسابقه به ليست فيلم‌هاي محبوب ما از کن نزديکي بيشتري داشتند اما چيزي که در اين فهرست به دنبال آن بوديم عمق و کيفيت کلي رقابت بود.سالي که استعدادهاي زيادي را از نقاط مختلف به خود ديد و البته سالي که يکي از محبوب‌ترين فيلم‌هاي هزاره سوم براي من در رقابت‌ها حاضر شد: «هولي موتورز» هذياني و آتشفشاني.
شاهکار وحشيانه و غيرقابل‌توصيف لئو کاراکس شايد دست‌خالي از کن بيرون آمد اما هنوز هم مثل جواهري بر تاج کن 2012 مي‌درخشد. البته، شايد به حال هيئت ژوري متشکل از آندري آرنولد و الکساندر پين و رييس آن، ناني مورتي افسوس بخوريد، مورتي بعدتر اذعان کرد که انتخاب «عشق» هانکه براي دريافت جايزه نخل طلا در نتيجه تصميم جمعي داوران بوده است، در حالي که داغ‌ترين فيلم‌ها از نظر بيشتر آن‌ها حماسه ريگاداس و «بهشت: عشق» اولريش سيدل و البته شاهکار کاراکس بوده است. ايده انتخاب جمعي که نخل طلا را به فيلم هانکه رساند شايد جالب‌توجه باشد، اما اين سالي بود که جان هيلکات و هونگ سانگ-سو را با فيلم‌هايشان در کن به خود ديد و با اين حال از جوايز مهم بي‌نصيب‌شان گذاشت. اين شايد قويترين صف‌بندي در تاريخ کن باشد، مگر اينکه کن 2016 چيز ديگري ثابت کند.
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط


































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز