یادداشت نویسنده 7فاز بر اپیزود دوم فصل ششم «بازی تاج و تخت»

بهترين صحنه: لحظه مواجهه بيلون گريجوي و برادرش يورون روي پل معلق پايك.
بهترين ديالوگ: تيريون به وريس مي گويد: «من اگر خواجه بودم بيست و چهارساعته مست مي كردم.»
7فاز:
بازخورد: لازم به ذکر نيست که بزرگترين بازخورد اپيزود اول افتضاح دورن بوده. طرفداران در فوروم ها انواع و اقسام فحشها و جوکها را براي سازندگان سريال رديف کرده اند: عده اي پرسيده بودند نيمريا و اوبارا چطور خودشان را به پايتخت و تريستين رساندند؟ با تله پورت يا قايق تندروي دربست؟؟ بعضيها پرسيده بودند اگر شاهزاده اوبرين زنده بود و دخترانش را مي ديد که چگونه برادر و برادرزاده اش را سلاخي مي کنند چه مي گفت؟ و بهترين تعبير از پرستون جاکوبز بود که شعار مارتل ها را اينگونه تغيير داده بود: «براي گرفتن انتقام مارتل ها، مارتل ها را بکشيد.»
 
يک: برندون ازطريق ويروودها و به کمک بلادريون به گذشته سفر مي کند و پدر و عمويش را مي بيند که کودکند و زيرنظر سر رودريک کسل جوان آموزش مي بينند. ليانا ازراه مي رسد و خبرمي دهد که ند قرار است همراه پسر بزرگ لرد باراثئون(روبرت) به ايري بروند تا توسط جان آرين نگهداري شوند. صحنه تاثيرگذاري است، به خصوص که مي دانيم ليانا و برندون بزرگ (عموي برن) در سوارکاري و رام کردن اسبها افسانه بوده اند و اينجا هم ليانا دارد با اسبش پز مي دهد. کودکي از کودکان جنگل به ميرا مي گويد که برن درجنگهاي آينده بدو نياز خواهدداشت، اما آيا واقعا اينگونه است؟؟ خواهيم ديد.
 
دو: اديسون تولت به موقع با تورموند و وون وون و دار ودسته سر مي رسند و ثورن و بقيه خائنين از جمله پسرک بي سروپا اولي را به بند مي کشند. اما آيا اين تصميم عاقلانه اي است؟ آيا خائنين سزاوار مرگ نيستند؟؟ شايد قرار است لرد فرمانده که از مرگ برگشت راسا درباره آنها تصميم بگيرد.
 
سه: سر روبرت استرانگ غيرتي هم تحفه اي است، به خصوص که معلوم نيست چطور از حرفهاي آن اوباش مستي که پشت سر ملکه لغز مي خواند باخبر شده است. جيمي سعي مي کند کارها را بهتر کند و بين تامن و مادرش را گرم تر. تامن مي گويد ازدست مادرش عصباني نيست و مي داند او هرچه کرده براي صلاح فرزند تاجدارش بوده، اما ما که سريال را ديده ايم مي دانيم سرسي فقط از سر حسادت به مارجري او را به زندان افکند و دراين ميان اصلا برايش مهم نبود که اين زن، عشق پسرش است. واقعا عظمت مادران اينقدر مبتذل شده که قرار است زني مثل سرسي لنيستر نماد مادري باشد؟؟
 
چهار: تيريون همزمان نقش بريستن سلمي و کوئنتين مارتل را در کتابها برعهده گرفته است: به جاي بريستن حاکم شهر شده و به جاي کوئنتين تصميم به رام کردن اژدهايان مي گيرد. حرفهاي تيريون درباره به بندکشيدن اژدها هيچ معني و مفهومي ندارد و جلوه هاي ويژه هم درلحظه بازکردن کند و زنجير ريگال و ويسريون ضعيف عمل مي کنند و باعث مي شوند اين دو اژدها ازآنچه درفصل قبل ديديم کوچکتر باشند. نکته اميدوارکننده اما اين است که شايد تيريون را روزي درهمين نزديکي ها سوار بر اژدها ببينيم.
 
پنج: در وينترفل روس و رمزي و يکي از کارستارک ها مشغول برنامه ريزي براي تعقيب سانسا هستند. کارستارک ها درواقع تنها خاندان شمالي اند که پس از اعدام لردشان توسط شاه راب راه خيانت درپيش گرفتند و به بولتن ها پيوستند، اما مندرلي ها و آمبرها مثل باقي شمالي ها تنها دارند با بولتن ها مدارا مي کنند تا لحظه سرنوشت فرا برسد. بنابراين تنها متحد بولتن به جز کارستارک فري ها هستند و بس. روس بولتن سزاي خيانتش به راب را مي پردازد و رمزي همان کاري را با زنها و بچه ها مي کند که ازو انتظار مي رود.
 
شش: ثئون از سانسا مي خواهد به او اسبي بدهد تا به پايک برگردد، او ديگر اکنون لرد گريجوي است و نه ريک. صحنه شاهکار اپيزود قبل اينجاهم تکرار مي شود و سانسا دوباره ثئون را درآغوش مي گيرد، بازهم خوب است گرچه کمي کمتر. ظاهرا سانسا و برين و پاد بايد خودشان به کسل بلک سفر کنند و آنجا آماده نبرد نهايي شوند: "نبرد شمال".
 
هفت: در پايک زمان به کمي قبل برمي گردد و يکي از بهترين صحنه هاي سريال شکل مي گيرد. در کتابها ما فقط خبردار مي شويم که بيلون گريجوي از روي پل سقوط کرده و همين، اما اينجا بيلون احمق و ظالم برادرش يورون چشم کلاغي(Crow’s Eye) را مي بيند که همچون اجل معلق سر راهش سبز مي شود تا زندگي نکبتي اش را به پايان برساند. ايرون دمفاير (برادر ديگر بيلون) به آشا / يارا يادآوري مي کند که در آيرون آيلند تعيين پادشاه چگونه انجام مي شود: بايد منتظر ماند و ديد نشست آتي بزرگان کينگزموت (Kingsmoot) کدام گريجوي را به عنوان شاه جديد معرفي خواهد کرد.
 
هشت: سر داووس از مل مي خواهد جان را به زندگي برگرداند. ما قبلا در فصل سوم بهت مليساندره را از زنده شدن شش باره بريک دونداريون ديده بوديم و اينجا هم بار ديگر مي بينيم. بانوي سرخ پوش که در سريال شرين را سوزاند و شاه استنيس را رها کرد و پا به فرار گذاشت حالا مشغول خواندن اذکار به زبان والريايي است. ترکيب طراحي صحنه و کارگرداني کاملا در خدمت دلبري از عشاق جان اسنو(خصوصا جماعت نسوان)عمل مي کند و درست درلحظه اي که همه حتي گوست هم نااميد شده اند جان چشمانش را باز مي کند.. او حالا ديگر عضو نايتس واچ نيست و هيچ عهدي برعهده اش نخواهد بود، جان اسنو / استارک حالا مي تواند به وينترفل برود و تبديل به الهه انتقام شود.
 
بهترين صحنه: لحظه مواجهه بيلون گريجوي و برادرش يورون روي پل معلق پايک.
بهترين ديالوگ: تيريون به وريس مي گويد: «من اگر خواجه بودم بيست و چهارساعته مست مي کردم.»
اميرحسين جلالي
نظرات
ارمان دوشنبه 13 ارديبهشت 1395 يعني چي يادداشت ؟؟؟
برداشتيد هرچي اتفاق افتاده وديديم رو به متن تبديل کرديد ؟؟؟
27 5
پاسخ

امين دوشنبه 13 ارديبهشت 1395 اين دو قسمت واقعا در حد و اندازه هاي فصل هاي گذشته نبود...اميدوارم توي فکر سازندگان يک پايان خوش براي خوشايند همگان نباشه...کما اينکه با زنده شدن جان اسنو اين کار يک جورايي داره انجام ميشه
8 19
پاسخ

froka دوشنبه 13 ارديبهشت 1395 من منتظر اين صحنه بودم. فقط همين صحنه ايا ارزو اهي جان اسنو هست يه جوري شبيه سوشيانت خودمون شده از مرگ برگشته
5 5
پاسخ

نيما از برادران نايتز واچ دوشنبه 13 ارديبهشت 1395 بنظر من، اين اپيزود واقعا شروع فصل جديد بود.
نه اپيزود ضعيف قبلي.
8 15
پاسخ

رهايي دوشنبه 13 ارديبهشت 1395 مثل هميشه عالي. ممنون آقاي جلالي. فقط احساس ميکنم خرده هايي که دوستان نسبت به نوشته ي هفته ي پيش شما گرفتند باعث شد کمي محافظه کاري پيشه کنيد و نثرتون مثل سابق، طعنه و کنايه نداشته باشه. هر چند به مراتب اين اپيزود از اپيزود قبلي بهتر و خوش ساخت تر بود. باز هم ممنون
9 26
پاسخ

امير دوشنبه 13 ارديبهشت 1395 متن روي مخ (جماعت نسوان؟؟؟؟)
31 7
پاسخ

مجيد سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 باز هم يه متن بسيار ضعيف ديگر, بهتر است ديگر شما ننويسيد بسيار سطح پايين بود بهترين صحنه و بهترين ديالوگ؟ واقعا انتخاب بدي بودند
26 8
پاسخ

هدى سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 متاسفم براى خودم كه اينقدر خوش باورانه فكر كردم بازى ..ميتونه متفاوت باشه. اين سيزن در امتداد سيزن قبلى نزول سريال رو بيشتر نشون ميده. والار مارگوليس اين بود؟ كه جان اسنو زنده بشه و بفهميم تمام يك سال گذشته سركار رفته بوديم و بازاريابى لوس و خنك شبكه بوده تمام اين بساط. بنيوف و اون يكى دارن هر چى بيشتر سريال رو خراب ميكنن. خيلى سرخورده شدم
9 23
پاسخ

honayf سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 واقعا نميدونم چرا همچين سريالي رو با شاهکاري مثلbreaking bad مقايسه مي کنند؟؟ ّ
6 31
پاسخ
k سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 You know nothing
پوري يا چهارشنبه 15 ارديبهشت 1395 کاملا حق باشماست! انصافا بازي تاج و تخت به مراتب از برکينگ بد بهتره و قابل قياس نيست با اون.

h سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 خيلي ميخواي ادبيات رو عاميانه کني و خودموني حرف بزني تا نوشتت باحال و کول به نظر برسه ولي اينکار باعث ميشه متنت بيشتر شبيه گزارشهاي بيست و سي باشه تا سخنان تيريون لنيستر(ع).
27 9
پاسخ

fariborz سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 اين قسمت بهترين قسمت سريال بود و شايسته نقد بهتر از اين بود واقعا کدوم صحنه سريال بد بود اون صحنه ي تريون و دو تا اژدها خيلي خيلي خوب بود و واقعا حسم نسبت به اونو بيشتر کرد من از ده به اين قسمت 9.9 ميدم اون يه دهمم که کم کردم به خاطر اينه که شايد قسمتاي اينده بهتر باشه دهمو نگه دارم

12 13
پاسخ

بهناز سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 هميشه با چه ذوقي بعد سريال ميومدم نقداي شمارو بخونم
حيف شد
ديگه مطمينا تا وقتي آقاي اسماعيلي برنگردن هيچ نقدي رو نخواهم خواند
28 8
پاسخ

عليرضا سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 و باز هم همون لحن مسخره کن و تيکه پرون هميشگي، آقاي جلالي عزيز وقتي اين سريال رو دوست نداري چرا خون خودت رو کثيف ميکني، بي خيال شو پسر خوب
30 5
پاسخ

علي سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 اپيزودي فوق العاده و سرشار از هيجان که نويسنده (خيلي حال دادم بهش که نويسنده خطابش کردم)با متن افتضاحش فقط قصد خراب کردنش رو داره.
بهترين صحنه: زنده شدن جان ،بهترين ديالوگ:im here to help,dont eat the help
31 5
پاسخ

mn سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 نويسنده محترم يک سوال ازت داشتم.
کسي مجبورت کرده متن بنويسي؟؟؟؟
32 6
پاسخ

مينا سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 باز هم كينه و عقده نسبت به زن ها.
15 4
پاسخ

جيوتي سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 balon was mad, aeron is madder, and euron is the maddest of them all.
5 2
پاسخ

فردين سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 هر چند اين قسمت از قسمت قبل خيلي خيلي بهتر بود ولي چند تا نکته ضعيف به نظر من داشت،
من ترجيح مي دادم که ميساندي به جاي تيريون بره اژدهاهارو آزاد کنه، حداقل اژدهاها قبلا اونو با دنريس ديده بودن و باهاش آشنا بودن، ولي نويسنده ها مي خوان تيريون رو خيلي بزرگ و با دانش جلوه بدن تا حدي خوبه ولي ديگه نه اينقدر
در مورد صحنه زنده شدن جان اسنو اين خط داستان هست و کاريش نميشه کرد، همه ما مي دونستيم که جان اسنو مهمترين شخصيت داستان هست، جان اسنو بايد يه چيزايي رو اون ور ديوار مي ديد بنابراين بايد عضو نگهبانان شب ميشد حالا که شده تنها با مرگ مي تونه دربياد، حالا که مرده تمام چيزايي رو که ديده و ياد گرفته يا بايد با خودش به گور ببره يا يجوري به زندگي برگرده، بره به سمت جنوب و براي جنگ با وايت واکرها نيرو جمع کنه و در اين بين کارهايي که هميشه دوست داشته انجام بده (در لباس استارک انتقام پدرش شايدم داييش، انتقام راب و همه اونايي که به استارک ها خيانت کردند رو بگيره)
البته تئوري ليانا+ريگار=جان هم صددرصد درست هست مگه اينکه دنبال يه برادر يا خواهر دو قلو براش بگردن
9 4
پاسخ
راد چهارشنبه 15 ارديبهشت 1395 چه تخيل قوي اي داريد شما! بي ربط ترين مسائل رو به هم ربط داديد! خسته نباشيد! حتما يه زنگ بزنين HBO، فصل هفتم رو کاملا بر اساس داستان هاي تخيلي شما ميسازن :|
فردين چهارشنبه 15 ارديبهشت 1395 من نظرم رو نوشتم مي توني لايک يا ديسلايک بزني در ضمن توي فصل پنجم تو يکي از صحبت هاي استنيس و جان اسنو، موقعي که استنيس بهش ميگه دوس نداري يه استارک باشي و ... جان اسنو جواب ميده من خيلي کارها دوست دارم انجام بدم ولي بخاطر پيماني که بستم نمي تونم نايتس واچ جدا شم، جان اسنو کارهايي که دوست داره انجام بده انتقام خانوادش مگه نيست در مورد اينکه ليانا و ريگار مثلا بچه هاشون دو قلو بوده و دنريس خواهر دوقلوي جان هست رو بخاطر اين گفتم که توي فصل اول موقعي که رابرت بارتيون دستور ميده که برن دنبال دنريس و بکشنش يهويي ند استارک قاطي کرد و نشان دست پادشاه رو از سينش کند پرت کرد جلوي رابرت و از جلسه اومد بيرون، دليل اينکه جان اسنو رو پيش خودش نگه داشته و دنريس رو داده به يکي ديگه هم که کاملا مشخصه چون جان شبيه شمالي هاست و دنريس شبيه ترگرين ها، تخيل هست ولي بر اساس اون چيزايي هست که تو سريال ديديم و توي سري کتاب هاي نغمه اي از آتش و يخ خوندم حالا شما خودتو ناراحت نکن توي قسمت بعد جنگ tower of joy رو نشون ميده و خيلي چيزا مشخص ميشه البته من بعيد مي دونم تا اونجاها پيش بره، به نظر من دو تا از مهمترين شخصيت هاي داستان هاي کتاب ليانا استارک و مخصوصا ريگار تارگرين هستند که اصلا توي سريال نبودن

رضا سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 برخلاف هفته قبل با انتخاب بهترين صحنه و ديالوگ تون موافق نيستم

بهترين صحنه: وقتي مليساندرا داشت براي زنده کردن جان تلاش ميکرد
بهترين ديالوگ: وقتي هاي اسپارو داشت به جيمي در مورد قدرت و اتحاد بينشون و براندازي امپراطوري ميگفت.
5 2
پاسخ

amir سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 قسمت اول که عالي بود بماند که هنوز سر درون عصبي هستم اين قسمت بهتر از قبلي قسمت هاي 8 و 9 چي مي خواد بشه خدا ميدونه اين لرد بيليش ما کو چرا هنوز نيومده؟؟؟؟؟؟؟

يه نظر دارم به خاطر پرومو قسمت3




اونجا که لرد آمبر ميره پيش رمزي و ميگه يه هديه برات دارم فک کنم تئون بدبختو گرفته با پست پيشتاز آورده براي رمزي اون قسمتا تو تريلر اين فصل که يه جنازه قبل جنگ داشتن مي سوزوندن فک کنم براي اون بدبخته
3 4
پاسخ

پويا سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 نويسنده کجا بد نوشته؟؟؟
اينکه گفته دورن تو سريال به فنا رفته بده يا رابرت استرانگ غيرتي خيلي داستان رو آبکي کرده؟
واقعا چهار تا اشک سرسي بايد اونو به عنوان يه مادر مهربون بشناسونه؟ چون بهش ظلم شد بايد فراموش بشه که تمام اين داستان ها از خيانت اون شروع شده؟
5 7
پاسخ

n سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 يه سوال؟؟پلات قتل ميرسلا توسط مارهاي شني و وارد جنگ شدن، توي کتاب هم مطرحه...اما دوران مارتل که به جاي مار بيشتر مارموزه قبل از عملي شدن اين نقشه همه ي مارهاي شني حتي برادرزاده هفت ساله ش رو هم زنداني ميکنه و به انتظار پسر احمقش و قول اژدها ميشينه(اگه اوبرين زنده بود قطعا از اينکه خاندان باستانيش واسه انتقام منتظر يه دختربچه و دوتا جک و جونور باشه هم خوشحال نميشد).، نميدونم چي براي همه اينقدر عجيبه راجع به دورن...
3 1
پاسخ
اميرحسين جلالي چهارشنبه 15 ارديبهشت 1395 پلات ميرسلا تو کتاب اتفاقا خيلي ام خوندنيه، عشق آرين مارتل به سر ايريس اکهارت، کشته شدن اکهارت توسط ارياهوتاه، ورود دارک استار به قضيه و بريده شدن گوش ميرسلا.. مساله توسريال اينه که اصلا دورن ازکل مجموعه و قوانينش زده بيرون. ضمنا نميدونم چطوري کوئنتينو احمق ميدوني، سرنوشتش و شجاعتي که تو پارت Dragontamer کتاب پنجم نشون ميده عاليه به نظرمن.

پوريا سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 آقاي جلالي محترم!
چند نکته درباره دو يادداشت‌تون:
نتيجه کار شما اينه: نوشتن خلاصه ماوقع هرقسمت و سنجاق کردن نظرات کاملن شخصي و معمولن بي‌اساس و خالي از پشتوانه و تحليل - به عنوان نمونه‌اي از خروار (واقعا عظمت مادران اينقدر مبتذل شده كه قرار است زني مثل سرسي لنيستر نماد مادري باشد؟؟) ـ . دريغ از حتي يک تحليل موشکافانه و نقادي واقعي.
اصرار داريد به مخاطب‌تان بفهمانيد که کتاب را خوانده‌ايد. آفرين بر شما و همت والاي‌تان! اما واقعن چند درصد مخاطبان سريال کتاب را مانند شما خوانده‌اند؟ و اساسن چقدر براي‌شان اهميت دارد آگاهي از نظرات مشعشع شما درباره تطابق داشتن يا نداشتن موبه‌موي کتاب و کاراکترها با سريال؟ دليل اين همه تبختر در لحن چيست؟ کاش کمي از اين تبختر را به نثر متوسط‌تان تزريق مي‌کرديد.
اگر از سريال لذت نمي‌بريد و ديگر ديالوگ‌ها به نظرتان هوشمندانه نمي‌آيد شايد مشکل اينجاست که به اين سطح از هوشمندي عادت کرده‌ايد و ديگر مانند فصول اول از تماشاي هوشمندي ديالوگ‌ها و سير اتفاقات به شگفت نمي‌آييد.
و در آخر!
اگر واقعن از سريال لذت نمي‌بريد ديگر ننويسيد برادر. نه خود را آزار دهيد نه ما را.
26 5
پاسخ
عليرضا چهارشنبه 15 ارديبهشت 1395 هزار تا لايک
آراز شنبه 18 ارديبهشت 1395 حرف حساب

عليرضا سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 من همون کسي هستم پارسال به نوشته هاي آقاي کاوه اسماعيلي خيلي انتقاد کردم و گفتم که در سطح متن هاي فصل چهار نمينويسن!
جا داره که الان بگم خاک بر سر من که پارسال فکر چنين روزي رو نميکردم که ممکنه کاوه اسماعيلي رو بندازن بيرون و متن رو بدن به نويسنده ادبي ضعيفي مثل آقاي جلالي!
متاسفم واقعا ...
19 6
پاسخ

جيمي سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 من از دو سال پيش سايت هفت فاز رو به همه دوستام معرفي ميکردم که بچه ها بريد ببينيد چه متنايي مينويسن راجع به بازي تاج و تخت!! هميشه متن هاتون متفاوت بود با سايت هاي ديگه ولي امسال خيلي ضعيف دارين کار ميکنين با اين متن هاي اميرحسين جلالي!
15 6
پاسخ

علي سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 نميدونم چرا ياد فراستي ميافتم وقتي اين متن هاي مسخره شما رو ميخونم ...
15 6
پاسخ

عليرضا سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 آقا پويان عسگري هم متن هاي خوبي مينويسن
ايشون هم ميتونن يه گزينه باشن
11 5
پاسخ

عليرضا سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 اصلا به جاي اين نظر سنجي اي که الان رو سايت هست يه نظر سنجي بذاريد بپرسيد کي متن ها رو بنويسه! اون وقت معلوم ميشه!
16 3
پاسخ

hamidgot سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 جماعت نسوان !
به نظر شما تعصب زيادي روي کتاب‌ها و البته شاه استنيس‌تان داريد و همچنان با همون لحن ?بي‌توجه به ارزش‌هاي سريال ; به غير از آغوش‌هاي سانسا (که البته خود من هم دوست داشتم)
در ضمن «شيرين» را بانوي سرخ نسوزاند.شاه استنيس‌تان سوزاند (که باز من هم علاقمند به شخصيت استنيس بودم)
? فاز خــــداحافظ..
8 3
پاسخ

نلي سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 لحظه زنده شدن جان اسنو عالي بود.وتنها همين صحنه ميتونه اين قسمت رو از تقريبا اکثر قسمتها متمايز و برتر کنه.چون يک سال با فکر کشته شدن جان اسنو ذهنمونو درگير کرديم. اونوقت يهويي جان زنده ميشه.اونم درحاليکه داشتيم نا اميد ميشديم.از نظر من اين بهترين قسمتي هست که تا الان ديدم.نقدي ک اينجا نوشته شده. اصلا به اين نکته مهم اشاره اي نکرده.که چقدر ما مخاطبان سريال، منتظر اين سکانس محبوب بوديم...
10 2
پاسخ

هانيه چهارشنبه 15 ارديبهشت 1395 لطفا به جاي نقد خودتان نقد هاي سايت هاي خارجي رو ترجمه کنيد اينجوري بهتره
18 6
پاسخ

sxdead چهارشنبه 15 ارديبهشت 1395 بعضي نقدات قبوله مثل سوتيه مونتين ولي ديگه گيرت به شخصيت سرسي بيش از حد مسخره بود چون نقدت ديگه به کارگردان و جلوه هاي ويژه نبود به خود نويسنده بود که چرا سرسي اينطوريه؟؟؟
اگه شخصيت خاصي مد نظرته بگو چون من يکي که همش ياد استاد عليفر ميفتم که مي خواد به مورينيو و گوارديولا نشون بده دفاع کردن يعني چي :|
16 3
پاسخ

حامد چهارشنبه 15 ارديبهشت 1395 انشاي خوبي بود...
8 5
پاسخ

امين چهارشنبه 15 ارديبهشت 1395 فکر مي کنم قسمت 7 يا 8 فصل اول بود که ند استارک را سرش را با تبر زدند. يکي از مشهورترين بازيگرهاي سريال بود و کسي فکر نمي کرد به اين زودي از دستش خلاص شوند. با خودمان مي گفتيم الان کسي مي آيد و او را نجات مي دهد. ولي ند مرد. آهنگ اتمام اون قسمت فقط سکوت بود. از آن قسمت بازي تاج و تخت ديگر مثل بقيه سريال ها نبود. ولي حالا جان اسنو مرده را برمي گردانند ! چقدر مسخره ! از اين قسمت ديگر بازي تاج و تخت مثل قسمت هاي قبل نخواهد بود. متاسفم !!!
12 13
پاسخ
amir چهارشنبه 15 ارديبهشت 1395 من هم تا حدودي با نظر شما موافقم ولي جورج مارتين درمورد بازگشت از مرگ نظر و تفکر جالبي داره دوست دارم اون تفکر تو سريال به خوبي پياده‌سازي بشه ( تغيير شخصيت شخصي که زنده شده)
علي رضا پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 گوه زيادي نخور

ايدا شنبه 18 ارديبهشت 1395 متن خيلي مسخره بود فصل هاي قبل نقد هاي قشنگتري داشت واقعا اين يادداشت كسل كننده بود
5 1
پاسخ

لوچيا آنا سه شنبه 18 آبان 1395 اگه اوبرين زنده بود قطعا از اينکه خاندان باستانيش واسه انتقام منتظر يه دختربچه و دوتا جک و جونور باشه هم خوشحال نميشد!
خنده دار ترين حرفي که به عمرم شنيدم??
واقعا جالبه!بعضي ها سياست مدارانرا دوست دارند و مي گويند کساني مثل تايوين لنيستر بوگندو و روس بولتون ترسناک لايق اند چون سياست دارند! اولا همه ي سياست مداران فاسد اند مگر اين که در ذهنشان خدمت به مردم و کشور باشد نه منفعت خودشان و اين دو پيرمرد آشغال هم چنين موجوداتي بودند! حالا چون دوران مارتل به جاي حمله کردن و احساسي عمل کردن منتظر اژدها نشسته و صبور مانده بهش ميگيد احمق و مي دانم هدف فقط توهين به دنريسه!
اوبراين از همه احمق تر بود چون در لحظات مبارزه مي توانست با فرو کردن شمشير يه چشم و صورت ماونتين او را از پا در بياورد ولي به جايش فقط داشت اسم اليا را مي گفت و دنبال اعتراف آن غول بيابوني بود آخه احمق اون غول بوگندو معلومه چنين کاري نمي کنه و اگرهم بکنه قبلش تو را از بين ميبره!کار درست به نظرم کار دوران بود و الاريا سند هم فقط از شانس بهره برد زيرا سر سي در موقعيتي نبود که بتواند انتقام ميرسلا را بگيرد. و ضمنا من در فصل يک ند استارت را دوست داشتم ولي(فکرنمي کردم هرگز اينو بگم)در فصل ششم ازش بدم اومد چون که حالا انسان هاي باارزش در نظر من سر آرتور دين و ريگار تارگرين بودند ولي ادارد آرتور را کشت و رابرت ريگار را سلاخي کرد! البته حالا دريافتيم که جان اسنو پسر ليانا استارک و ريگار تارگرين هستش و ظاهرش به ليانا رفته و شخصيت دوست داشتني و به ظاهر افسرده اش به ريگار
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط





































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز