گزیده نظرات منتقدان درباره «ددپول» تیم میلر

گاردين- پيتر بردشاو: رينولدز با رسيدن به اولين جوانه‌هاي ميانسالي، به نوعي آگاهي از خوش‌قيافگي‌اش رسيده، نوعي رندي كلوني‌وار، كه اينجا در كنار كمدي مخلوط خوبي ساخته‌اند. حاضرجوابي‌هاي او هم به وضوح ويژگي‌اي است كه از آيرون من رابرت داوني جونيور به عاريت گرفته شده

7فاز:
آستين کرونيکل- مارجري بامگرتن:
رينولدز (که با جهان کاميک‌ها بيگانه نيست و پيش از اين در نقش گرين لنترن و بجاي ويد ويلسون در ايکس-من اوريجينز: وولورين ظاهر شده بود) به خوبي براي ايفاي نقش ددپول انتخاب شده است. با اين حال زماني که تک‌گويي مداوم کاراکتر از مقتضيات وضعيت پيش رو فراتر مي‌رود (همان‌طور که اکشن براي او متوقف مي‌شود تا بي‌ربط به فکر روشن ماندن گاز آشپزخانه‌اش بيفتد) شايد کمي زياده‌روي به حساب آيد. رابطه عاشقانه ويد با ونسا (مورنا باکارين) همچنين به شکل دلنشيني به تصوير کشيده شده. فيلم تا جايي که مي‌تواند از رويکرد پست‌مدرنيستي ارجاع به خود بهره مي‌گيرد، چيزي که براي تماشاگر متوسط يک موقعيت ويژه است و براي خوره‌هاي جهان مارول حکم بهشت را دارد. تيتراژ ابتدايي فيلم به سرعت تماشاگر را با ذائقه فيلم هم‌کوک مي‌کند و کاراکترهايش را با اسامي مثل "ويلن بريتانيايي"، "تين‌ايجر دمدمي‌مزاج" و همچنين "اس‌هت" به عنوان تهيه‌کننده معرفي مي‌کند. آن‌هايي که عادت داشتند قهرمانان کاميک‌بوکي‌شان را بسان موجوداتي چانه‌مربعي (نشان مردانگي آن‌ها) و کامل ببينند، از اين ساختارشکني لذت ‌خواهند برد. تماشاگران خانگي که دچار دررفتگي‌هاي پست‌مدرنيستي هستند، با اين حال، خود را عضو گروهي خواهند يافت که کمتر تحت تاثير فيلم قرار مي‌گيرند.

فيلم استيج- جوردن راپ: همان‌طور که هاليوود تلاش مي‌کند با تکرار پروسه‌هاي قديمي، به صف تازه‌اي از ابرقهرمانان شکل دهد، تماشاگران به شکلي نه چندان غافلگيرکننده، تشنه چيزي خارج از مسير هميشگي خواهند بود. با اينکه اين اولين اقتباس پست‌مدرنيستي از داستاني کاميک‌بوکي نيست، اما ددپول قدم در راه تازه‌اي گذاشته است. فيلمي موفق،  موافق با مذاق هواداران و خودآگاه و تا بيخ و بن درجه آر. به عنوان طرفدار کمدي‌هاي سياه،و حتي آن‌هايي که در همين ژانر ساخته شده‌اند (کيک-اس)، مايل بودم بيش از اين مجذوب فيلم شوم. اما ددپول خودش را سرگرم بازي با شوخي‌ها مي‌کند تا اينکه بخواهد زمان کمديکش را تنظيم کند يا ظاهر اثري زيرکانه را به خود بگيرد. ويد ويلسون، پس از تشخيص ابتلا به بيماري کشنده‌، در طي مونولوگي پراحساس، از دلتنگي‌اش نسبت به عشق واقعي زندگي خود مي‌گويد، با اين حال چنين لحظه‌اي به دست‌اندازي بيش از حد شيرين و لوسي مي‌ماند که در مابقي فيلم نشاني از دلبستگي به آن وجود ندارد. ستون احساسي ديو و دلبروار- از زاويه ديد يک ديو کله‌خر- مي‌توانست ديناميک جالب‌تري بوجود آورد، اما در اين نمونه تلاش زيادي براي جلب نظر تماشاگران از همان ابتداي امر بکار گرفته نشده.

شيکاگو تريبون- مايکل فيليپس: «ددپول» که کاراکتري از کاميک‌هاي مارول در سال 1991 را زير ذره‌بين گذاشته، هماني است که خودش را در مسير تبديل شدن به فرنچايزي متمايز مي‌بيند، همان که تمام قوانين را زير پا مي‌گذارد و متقاعدمان مي‌کند که به ستيزه‌هاي ظاهرا انساني (براي نمونه سرطان) اهميت دهيم. فيلم بهتر از آن است که بخواهيم احمقانه بدانيمش. اما تيم ميلر، کارگردان فيلم اولي، در «ددپول» به همان اندازه که به سويه انتقادي کار خود اهميت مي‌دهد، نمونه‌اي از آنچه را که به صنعت فيلم ابرقهرماني صدمه مي‌زند در معرض ديد مي‌‌گذارد. هيچ چيز در کهکشان‌هاي کميک‌هاي مارول/دي‌سي من را به اندازه جنگ آخرالزماني که در بازه زماني ابد تا يک روز به درازا مي‌کشد، خسته و دلسرد نمي‌کند. فيلم مي‌توانست بکلي از چنين چيزي صرف‌نظر کند. اما دست کم حرکت‌اش را از نقطه تازه‌اي آغاز مي‌کند.

گاردين- پيتر بردشاو: رينولدز با رسيدن به اولين جوانه‌هاي ميانسالي، به نوعي آگاهي از خوش‌قيافگي‌اش رسيده، نوعي رندي کلوني‌وار، که اينجا در کنار کمدي مخلوط خوبي ساخته‌اند. حاضرجوابي‌هاي او هم به وضوح ويژگي‌اي است که از آيرون من رابرت داوني جونيور به عاريت گرفته شده. ترکيب رينولدز با اين حال شيريني بيشتري همراه خود دارد و درواقع جوان‌تر جلوه مي‌کند. جو کلي فيلم و سبک نويسندگي و کارگرداني‌اش از جهات بسياري به کاري از استاد مسلم اکشن، شين بلک شباهت دارد، کسي که کنايات خود را به شکلي خارق‌العاده در «کيس کيس بنگ بنگ» پياده کرده است. در اين فيلم مشکل اصلي از آن جايي شروع مي‌شود که ددپول اجازه پيدا مي‌کند نقش آدم خوب و بد داستان را خودش بازي کند، اعطاي امتيازات ويژه آدم بد داستان به او، محدوده فعاليت آدم بد اصلي را تنگ‌تر مي‌کند. اد اسکرين بهترين اجرايش را در نقش اجاکس به نمايش مي‌گذارد، اما صدا و ظاهرش شباهت چنداني به يک کاراکتر شرور درست و حسابي ندارد. ددپول، عصبي و محتاج محبت است، و به شدت سرگرم‌کننده. يک لذت خالي از گناه.

ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز