گزیده نظرات منتقدان درباره فصل چهارم House of Cards/ خانه پوشالی

اسليت- كتي ولدمن: سياست نمي‌تواند خود را از فاسد كردن مفاهيمي مثل خانواده، همكاري و رفاقت باز دارد، بخصوص زماني كه متوجه آندروودها باشد. به اين ترتيب، فصل چهارم به ظاهر، تباهي رواني كاراكترهايش را در عين دسته‌بندي نقاطي از زندگي‌ آن‌ها كه دچار فروپاشي شده، بيش از پيش نمايان مي‌كند. 
7فاز:
هاليوود ريپورتر- دنيل فينبرگ:
فرنک آندروود اين روزها زياد با دوربين صحبت نمي‌کند. شکستن ديوار چهارم که براي ارتقاي کاراکتر اندروود (کوين اسپيسي) و همچنين يگانگي سريال شبکه نت‌فليکس امري مهم تلقي مي‌شد، و همچنين با شروع سريال از سال 2013 براي طرح پارودي‌ها و هجويه‌هاي گاه بگاه استعمال مي‌شد، حالا در اين فصل به کمترين حد خود رسيده، بنابراين اگر شما هم آن را ساختگي و آزاردهنده مي‌دانستيد، از اين فصل استقبال خواهيد کرد. فرنک ديگر مثل گذشته به ما اهميت نمي‌دهد. بنابراين اگر فرنک به ما اهميت ندهد، من هم متوجه مي‌شوم که به او اهميتي نمي‌دهم. برو جلو، فرنک. به پاي رقباي تک بعدي‌ات که هيچ زندگي شخصي ندارند نعل ببند. فقط از من انتظار نداشته باش که بر روي موفقيت يا شکست تو سرمايه‌گذاري کنم. مشکل در اين فصل از جايي شدت مي‌گيرد که درمي‌يابيم رفتار غيراخلاقي فرنک خلاقانه، جاه‌طلبانه يا سرگرم‌کننده نيست. اجراي اسپيسي که درآغاز سريال، دست کم نوعي بزرگ‌نمايي دل‌نشين تئاترگونه  با خود داشت، حالا کمتر لذت‌بخش است. کلر هم به اندازه فرنک آدم بدي است، اما به اندازه او بازيکن خوبي نيست، بنابراين از تماشاي رايت لذت کمتري مي‌بريد، بزرگترين موفقيت او در طي فصل‌هاي گذشته، صعود به صندلي کارگرداني در چند اپيزود بوده است. مهم نيست که فرنک به صحبت‌اش با دوربين ادامه دهد، اما به شدت نيازمند حرفي باارزش براي گفتن است.

 
اينترتينمنت ويکلي- جف جنسن: همه چيزي که مي‌توان گفت همين است، اگر از خانه پوشالي انتظار داريد دورنمايي سياسي امروز را به نمايش بگذارد، بدانيد که تمام و کمال راضي خواهيد بود. درامي زيرکانه که در تقيد کامل به قواعد ژانري، به تصويرش از رسانه‌ها شکل مي‌دهد. خودپرستي فرنک، قلدري و نفس‌گرايي که از شعار "من عليه جهان" و پوپوليسمي که از ايده "ما در برابر آن‌ها" پيروي مي‌کند، حسي آشنا به همراه دارد. اما فرنک به شکلي کلاسيک در حالات مخرب خارج از کنترل خود، بيشتر به نيکسون شباهت دارد تا به ترامپ. شايد جايز نباشد به اين اندازه از تماشاي فرنک و کلر لذت ببرم. اما نمي‌توانم دروغ بگويم: همين طور است. من عاشق آن‌ها هستم. از آن‌ها متنفرم. مي‌خواهم موفق باشند. مي‌خواهم نابود شوند. سريال با تصوير يک زوج در مرکزي خالي تعريف نمي‌شود، بلکه اين مردم و فرهنگ اطراف آن‌هاست که به آن معنا مي‌دهد. چه کسي متوقف‌شان مي‌‌کند؟ چطور مي‌شود آن‌ها را متوقف کرد؟ چرا کسي بايد به اين مرد راي دهد؟ خانه پوشالي، فضايي رواني براي من فراهم مي‌آورد تا در نااميدي خود غوطه‌ور شوم، سپس من را به راه‌هاي بهتر و درست‌تري سوق مي‌دهد که بتوانم اين احساس را در دنياي واقعي بروز دهم. من را سر حال مي‌آورد، متهم‌ام مي‌کند و در سطوح مختلف براي من حکم يک لذت گناه‌آلود واقعي را دارد.
 
کولايدر- مت گلدبرگ: با وجود اينکه فصل چهارم خانه پوشالي هنوز هم از مشکل نت‌فليکس در تعداد بالاي اپيزودهايش رنج مي‌برد، اما حذف يک اپيزود هم در اين فصل کاري دشوار به نظر مي‌رسد. هر خط داستاني عموما در خدمت يک هدف مجزاست و درنهايت نتايج اميدبخشي برجا مي‌گذارد. سياست تنها بستري براي وقوع اتفاقات در خانه پوشالي است، بنابراين مي‌توانيم زماني که چشم‌هايمان را بر روي دسيسه‌هاي مختلف مي‌بنديم، مطمئن باشيم که تنها دليل متقاعدکننده بودن آن تا رسيدن به فصل چهارم، تمرکز روايت بر ديناميک‌ قدرت، بخصوص ميان فرنک و کلر است. شايد در اين نقطه کسي نبايد از خانه پوشالي انتظار واقع‌گرايي سياسي داشته باشد، چيزي که سريال به دنبال آن است هنوز هم تجربه‌اي غني و باارزش به حساب مي‌آيد. با اين حال، دلايلي هم براي احتياط وجود دارد. بو ويليمون، خالق سريال براي فصل پنجم بازنخواهد گشت، و در حالي که امکان‌هاي مختلفي براي ادامه داستان وجود دارد، نمي‌توانم در اين فکر نباشم که نويسندگان خانه پوشالي اميدوارند عمارت خود را پيش از سقوط، تا چه قدر مرتفع بنا کنند.
 
اسليت- کتي ولدمن: سياست نمي‌تواند خود را از فاسد کردن مفاهيمي مثل خانواده، همکاري و رفاقت باز دارد، بخصوص زماني که متوجه آندروودها باشد. به اين ترتيب، فصل چهارم به ظاهر، تباهي رواني کاراکترهايش را در عين دسته‌بندي نقاطي از زندگي‌ آن‌ها که دچار فروپاشي شده، بيش از پيش نمايان مي‌کند. درحالي که فرنک گاها مستقيما با تماشاگر خود حرف مي‌زند، اما سبک گفتگوي شاهانه او به شکلي افزاينده، به نفع يک حرکت سورئاليستي تازه‌ کنار مي‌رود: توهمات. کساني که بدست او به قتل رسيده‌اند يا مورد خيانت قرار گرفته‌اند، براي انتقام باز مي‌گردند. و اين بي‌شباهت به نمايشنامه اوريجينال اسکاتلندي نيست. خانه پوشالي را براي نبود رقيبي سرسخت در مقابل آندروود به نقد کشيده‌اند. چه مي‌شود اگر بزرگترين دشمن او خودش باشد؟
ويسنا فولادي
نظرات
بهروز قهرماني شنبه 29 خرداد 1395 "خانه پوشالي را براي نبود رقيبي سرسخت در مقابل آندروود به نقد کشيده‌اند. چه مي‌شود اگر بزرگترين دشمن او خودش باشد؟" اين بهترين حرفي بود که در مورد اين سريال ميشد بگي ، درست و بجا
2 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز