یادداشت پویان عسگری درباره فیلمبرداری‌های شاخص جشنواره فجر 34

پيمان شادمانفر در «خشم و هياهو»، شبيه به كاري كه سال‌ها پيش تورج منصوري در «قارچ سمي» انجام داده بود، يك مسير گرافيكي براي فيلم طراحي كرد. مسيري كه متناسب با داستان و بنا به حساسيت‌هاي آن، جلوه‌اش را در تصاوير مي‌ديديم.
7فاز:
در جشنواره‌اي که گذشت، پيامد پيشرفت بخش فني و تکنيکي سينماي ايران، شاهد فيلمبرداري‌هاي درجه يکي بوديم که به لحاظ گرافيک و بافت تصاوير، با هم ديگر تفاوت داشتند و هر کدام شيوه خاصي در فيلمبرداري را پيش برده بودند. پيمان شادمانفر در «خشم و هياهو»، شبيه به کاري که سال‌ها پيش تورج منصوري در «قارچ سمي» انجام داده بود، يک مسير گرافيکي براي فيلم طراحي کرد. مسيري که متناسب با داستان و بنا به حساسيت‌هاي آن، جلوه‌اش را در تصاوير مي‌ديديم. شادمانفر بخش ابتدايي داستان را که به معرفي و آشنايي شخصيت‌ها مرتبط بود را با رنگ‌ها و نورهاي اغراق شده، فيلمبرداري کرد و هر چه داستان پيش رفت، با کم کردن رنگ و اغراق در نورپردازي به کيفيتي مونوتن و يکدست رسيد. تا جايي که در اواخر فيلم، رنگ غالب سياه و سفيدي است که از زندگي و شور تهي شده است. علاوه بر فيلمبرداري تحسين شده شادمانفر که سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري را از آن خود کرد، شاهد چهار فيلمبرداري درخشان ديگر بوديم؛ هومن بهمنش در «اژدها وارد مي‌شود» بهترين کار خود را در قالب تصاوير گرم و گيرا ارائه داد. جايي که خلاقيت بهمنش در نسبت با لوکيشن‌هاي غريب فيلم، واجد کيفيت اگزوتيک شد و نشان داد که او براي فيلمبرداري فيکشن‌هاي عجيب هم گزينه خوب و مناسبي است. توانايي که قبل از فيلم حقيقي از بهمنش در سينماي ايران نديده بوديم. همکاري دوباره محمود کلاري با ابراهيم حاتمي‌کيا، سال‌ها بعد از «از کرخه تا راين» نشان مي‌دهد که فيلمساز و فيلمبردار در طول اين دو دهه به لحاظ تکنيکي پيشرفت کرده‌اند و درکشان از صناعت واجد پختگي شده است. اوج کار درخشان کلاري در سکانس نهايي فيلم است. يکي از بهترين سکانس‌ها در مجموعه فيلم‌هاي حاتمي‌کيا. مجموعه‌اي از پلان‌هاي کوتاه و پلان طولاني آخر که از نقطه نظر روح پر کشيده حيدر ذبيحي به تصوير درآمده. حميد خضوعي ابيانه بعد از غيبت در فيلم قبلي ميرکريمي «امروز» با حضورش در «دختر» نشان داد که تا چه حد فيلم‌هاي ميرکريمي به لحاظ تکنيک وابسته و وامدار او است. علاوه بر پلان‌هاي هوايي و خاص فيلم که در ياد تماشاگر مي‌ماند، خضوعي ابيانه امضاي خود را در نماي طولاني گفتگوي عمه (مريلا زارعي) و دختر (ماهور الوند) پاي فيلم ثبت کرده است. جايي که در نمايي هاي انگل نسبت به دو آدم و از ميانه‌هاي گفتگو دوربين به آرامي حرکت مي‌کند تا اينگونه احساس منتقل شده از عمه به دختر را موکد سازد. به غير از فيلمبرداري‌هاي ذکر شده که همه نامزد دريافت جايزه بودند، در جشنواره امسال فيلمبرداري درخشان ديگري داشتيم که از چشم داوران دور ماند اما هوش از سر تماشاگران و خوره‌هاي فيلم ربود. کار درخشان هادي بهروز در «ايستاده در غبار». برگرفته از فرهنگ فيلم‌هاي سيد مرتضي آويني در «روايت فتح» و مشخصا اپيزود شاهکار «شب عاشورايي». جايي که فيلمبردار با انتخاب دوربين 16 ميلي متري به گرافيک موردنظر خود و فيلمساز دست يافته است. يک فيلمبرداري «الدفشن» با بافت تصويري پر گرين و دانه درشت. براي بازسازي زمان قديم و فيلم‌هاي قديمي که از آن دوران به جا مانده. بهروز با تصميم درست کارگردان و بنا به لحن مستند فيلم، هميشه از دور حاج احمد متوسليان را ثبت مي‌کند و هيچ‌گاه به اين شخصيت نزديک نمي‌شود. خيلي جاها زوم جايگزين حرکت تراولينگ شده تا اينگونه فضاي فيلم طبيعي‌تر به نظر برسد و حس مستند ديدن به تماشاگر دست دهد. کيفيتي خاص، به خورد فيلم رفته و ديرياب که احتمالا به همين دلايل از چشم داوران دور ماند و به آن توجه نکردند.
پويان عسگري
نظرات
مجيد چهارشنبه 28 بهمن 1394 به فيلمبرداريهاي خوبي اشاره کردي..فرشاد محمدي امکان مينا هم برعکس بقيه چيزهاي فيلم خوب بود
3 1
پاسخ

سعيد چهارشنبه 28 بهمن 1394 پلان هوايي هاي دختر شبيه فيلمهاي نولان بود
2 2
پاسخ

مهران پنجشنبه 29 بهمن 1394 خيلي کوتاه و دقيق و خوب بود.استفاده کردم ممنون
2 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط


















































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز