گزیده نظرات منتقدان درباره «45 سال» آندرو های

اين فيلم را مي‌توان با «صحنه‌هايي از يك ازدواج» (1973) اينگمار برگمن يا حتي «برخورد كوتاه» (1945) ديويد لين مقايسه كرد، با دو كاراكتري كه هر دو درواقع در نقش سليا جانسون فرو رفته‌اند. اين فيلم مي‌تواند بهترين بخت هردو بازيگران اصلي‌اش باشد. واكنش احساسي مبهم شارلوت رمپلينگ در دقايق مسحوركننده پاياني فيلم مي‌تواند نشان‌‌گر چيزهاي زيادي باشد: اينكه زندگي‌اش تنها يك دروغ بوده، يا اينكه اين خود حقيقت است، اينكه كساني كه ملاقاتشان مي‌كنيم، كساني كه دوستشان داريم و كساني كه خودمان به آن‌ها تبديل مي‌شويم، همگي بر اساس تصادفات شكل مي‌گيرند و احتمالي‌اند. يا شايد حتي حقيقت ترسناك‌تري مي‌بيند؟
7فاز:
گاردين- پيتر بردشاو: سماجت ترس‌آور گذشته تم اصلي فيلم است، و ميل گذشته به حضور در زمان حال بيش از هرچيزي واقعي و ملموس است. اين دومين باري بود که 45 سال را پس از نمايش در جشنواره فيلم برلين تماشا در اوايل امسال تماشا کردم، و جايگاه آن به عنوان فيلمي قدرتمند و متفکرانه از اندرو هاي کارگردان، در اقتباسي از داستان کوتاه ديويد کنستانتين در ذهن‌ام ارتقا يافت. اين فيلم را مي‌توان با «صحنه‌هايي از يک ازدواج» (1973) اينگمار برگمن يا حتي «برخورد کوتاه» (1945) ديويد لين مقايسه کرد، با دو کاراکتري که هر دو درواقع در نقش سليا جانسون فرو رفته‌اند. اين فيلم مي‌تواند بهترين بخت هردو بازيگران اصلي‌اش باشد. واکنش احساسي مبهم شارلوت رمپلينگ در دقايق مسحورکننده پاياني فيلم مي‌تواند نشان‌‌گر چيزهاي زيادي باشد: اينکه زندگي‌اش تنها يک دروغ بوده، يا اينکه اين خود حقيقت است، اينکه کساني که ملاقاتشان مي‌کنيم، کساني که دوستشان داريم و کساني که خودمان به آن‌ها تبديل مي‌شويم، همگي بر اساس تصادفات شکل مي‌گيرند و احتمالي‌اند. يا شايد حتي حقيقت ترسناک‌تري مي‌بيند؟
 
امپاير- اين فريير: زندگي ساده زوجي بازنشسته، کيت (رمپلينگ) و جوف (کورتني) با دريافت نامه‌اي که از جوف مي‌خواهد براي شناسايي جسد اولين دوست دخترش به سوئيس سفر کند، به دست‌انداز مي‌افتد. چيزي که مي‌توانست به باتلاقي ملودراماتيک تبديل شود در دستان اندرو هاي کارگردان و نويسنده به تعمقي درخشان در زندگي کاراکترهايي بدل شده که رازي از گذشته آن را تهديد مي‌کند. کورتني در نقش مردي که با بازگشت خاطره عشق قديمي‌اش هدف تازه‌اي پيدا مي‌کند، درخشان ظاهر شده، و پا به پاي رمپلينگ در نقش زني که نمي‌داند آيا در زندگي زناشويي‌اش دنباله‌رو رابطه‌اي دروغين بوده پيش مي‌رود. فيلمي انباشته از لحظات کوچک که مزد وقت و هيجان تماشاگران را تمام و کمال پرداخت مي‌کند.
 
اسکرين ديلي- مارک آدامز: انتخاب دو بازيگر بريتانيايي مسلط و شناخته شده در نقش کاراکترهاي اصلي نوعي عمق و نيروي درگيرکننده به فيلم داده است. هردو اين بازيگران از شمايل‌هاي فرهنگ جوانان بريتانيايي در دهه 60 ميلادي بودند.  زماني که در فيلم مي‌شنويم جوف به کيت مي‌گويد "توي لعنتي با زيبايي‌ات بقيه را ضربه فني ميکردي"، به ياد آوردن رمپلينگ به عنوان يک مدل جوان و فريبنده کار آساني است. رمپلينگ هم به او جواب مي‌دهد "تو خيلي جذاب بودي"، چيزي که افسون کورتني را در اولين فيلم‌هايش، "بيلي دروغگو" و "تنهايي دونده مسافت طولاني" يادآور مي‌شود. فيلم با سبک‌بالي فيلمبرداري شده و طراحي صحنه آن به خوبي زندگي ساده يک زوج معمول بريتانيايي را نمايش مي‌دهد، فيلم در تمامي جنبه‌هاي توليد بهترين امتياز را کسب مي‌کند.
 
نيويورک تايمز- اي.او.اسکات: فيلمسازي، هنري است که با مسئله زمان شعبده‌بازي مي‌کند. فيلم، يک تجربه محدود، کوتاه و مشخص است که مي‌تواند در طي سال‌ها و حتي قرن‌ها طول عمر بادوامي داشته باشد.آخرين نماي 45 سال، پرتره احساسي و غم‌افزاي اندرو هاي از وصلتي طولاني و موفق در کام يک بحران ناگهاني، يک لحظه منجمد و ماندني است.  همه چيز متوقف شده و معلق در برزخي کنجکاوي برانگيز به سر مي‌برد. زني به شوهرش نگاه مي‌کند، گويي براي اولين بار او را ديده باشد و فهمي ناگهاني و ناخوشايند تسخيرش کرده باشد. با چنين دانسته‌اي چه خواهد کرد؟ شايد فکر کنيم به پايان داستان رسيده‌ايم، اما اين مي‌تواند شروع همه چيز باشد.
 
کريستين ساينس مانيتور- پيتر رينر: زندگي دروني آدم‌هاي داستان چيزي است که اندرو هي کند و کاوش مي‌کند، زماني که آن‌ها در خانه‌ خود نزديک به يکديگر به سر مي‌برند، به دور از تاثير دوستان و المان‌هاي خارجي، نوعي تشريفات غم‌انگيز به همراه آزردگي خاطر نمايان مي‌شود و کيت تقريبا هميشه آن را شروع مي‌کند. او جوف را تحريم مي‌کند، به وضعيت‌اش دامن مي‌زند. جوف سيگارکشيدن را دوباره از سر گرفته و کيت از او پذيرش حقيقتي را مي‌خواهد که مرد کاملا قادر به تاييد يا درک آن نيست. اگر 45 سال يک تراژدي باشد، از نوع تراژدي‌هاي فاقد نتيجه‌گيري است. کاملا مشخص نيست اين مردم به چه سمت و سويي حرکت مي‌کنند يا چه چيزي در انتظارشان است.
 
تلگراف- تيم رابي: کورتني- يکي از بازيگران بزرگي که علي‌رغم بازي در فيلم‌هايي مثل آخرين سفارش (2001)  و کوارتت (2012)اخيرا از آنچه شايستگي‌اش را دارد کمتر در فيلم‌ها حضور پيدا کرده- روشي زيرکانه و به شکلي عجيب زنانه در بيان مونولوگ‌هايش دارد، به نظر مي‌رسد او در ذهن‌اش با چيزي که لازم است بگويد، يا حتي چيزي که نبايد بگويد در کلنجار است. او در کنار رمپلينگ دوئني پرانرژي ارائه کرده‌اند. دوئتي که شايد به پاي  زوج ژان لويي ترنتينيان و امانوئل ريوا در «عشق» (2012) نمي‌رسند اما قطعا شمعي را به نشانه تحسين آن روشن کرده‌اند.
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز