گزیده نظرات منتقدان درباره «اسپات‌لایت» تام مک کارتی

گاردين- پيتر بردشاو: "اسپات لايت به ناچار چند كليشه ژورناليستي را در خود دارد. با اين حال فيلم به دوري از احساسات‌گرايي مفتخر است و اين‌كه توانسته از سليقه بدي كه مي‌تواند باعث در مركز قرار گرفتن روزنامه‌نگاران در عوض قربانيان حادثه شود دور بايستد. بنابراين چيزي محتاطانه و حتي گاها كسل‌كننده در سرعت پيشروي اين درام وجود دارد.
7فاز:
اسکرين ديلي- تام گريرسون: "محصولي صيقل‌داده شده و ترغيب‌کننده. اسپات‌لايت يادآور بسياري از لذات قديمي‌مان است، بخصوص تصوير خبرنگاران تيزهوش و افشاگري که هيچ چيز زمان پرده‌برداري از فساد سيستماتيک جلودارشان نيست. با نشانه‌هايي از "همه مردان رييس‌جمهور" که به درستي به دي‌ان‌اي فيلم رسوخ کرده‌اند، اين درام ماجراي گزارشگران دست‌پري را روايت مي‌کند که به شرح ماجراي رسوايي يک کليساي کاتوليک مي‌پردازند. با وجود اينکه تام مک‌کارتي کارگردان و دستيار نويسنده را مي‌توان به ارائه تصوير باپرستيژ و روايتي قراردادي متهم کرد اما "اسپات‌لايت" تمام ويژگي‌هاي مثبت اجراهاي خوب و داستان مهيج و کوبنده‌اش را به تماشاگر پيشنهاد مي‌دهد. کارگردان تا حد زيادي از گروه بازيگرانش به سرکردگي مارک روفالو در نقش رزندس است. اين‌که او هميشه اطراف‌تان بپلکد چيز خوبي نيست، حتي همسرش هم ظاهرا او را رها کرده، اما رزندس به قهرمان سربلند و سرسخت اسپات لايت تبديل شده و با حرفه‌اش بسان مرد عاصي انتقام‌جويي رفتار مي‌کند که چشم‌پوشي از دورويي و فساد برايش ناممکن است. برخلاف هسته مرکزي داغ ماجرا، اسپات لايت لزوما فيلمي احساساتي يا خشمگيني نيست. با اين حال درست مثل کاراکترهاي اصلي جوهري‌شده‌ داستان، مي‌تواند کارش را با کمترين سروصدا به اتمام برساند."
 
هاليوود ريپورتر- تاد مک‌کارتي: "مک‌کارتي و نويسنده‌اش جاش سينگر بر روي گروه تحقيقاتي کوچک  گزارشگران اسپات لايت تمرکز کرده‌اند، کساني که چندين ماه را صرف پرداخت يک داستان مي‌کردند و تا تمام حلقه‌هاي زنجيره حقايق آن را نمي‌يافتند تسليم نمي‌شدند. متاسفانه فيلمساز و تيم‌اش از آن‎ها کاراکترهايي جالب يا متمايز نساخته‌اند و بازيگران يونيفورم‌پوش حاضر در فيلم نتوانسته‌اند به قالب آن‌ها روحي واقعي ببخشند. داستان فوق‌العاده دراماتيکي که موضوع اصلي فيلم است پشت پرده و تا اندازه زيادي در گذشته جا مي‌ماند. در آخر متريال آن تنها چيزي جالب و کنجکاوي برانگيز است و حتي در لحظاتي متقاعدکننده. اما شيوه ارائه آن به شما مي‌گويد که تنها لايه سطحي اين درد برهم‌زننده و عميقي که در سراسر مسئله فيلم موج مي‌زند در دست سازندگان آن قرار گرفته است."
 
گاردين- پيتر بردشاو: "اسپات لايت به ناچار چند کليشه ژورناليستي را در خود دارد. با اين حال فيلم به دوري از احساسات‌گرايي مفتخر است و اين‌که توانسته از سليقه بدي که مي‌تواند باعث در مرکز قرار گرفتن روزنامه‌نگاران در عوض قربانيان حادثه شود دور بايستد. بنابراين چيزي محتاطانه و حتي گاها کسل‌کننده در سرعت پيشروي اين درام وجود دارد. در فيلم درباره کليسايي مي‌شنويم که گزارشگران اين رسوايي را مورد پيگرد قانوني قرار داده، اما چنين چيزي درواقع هيچ‌گاه اتفاق نمي‌افتد، هيچ‌کدام از تصاوير پارانويايي فيلمي مثل "همه مردان رييس جمهور" (1976) الن جي پاکولا يا "اينسايدر" (1999) مايکل مان در فيلم مک‌کارتي وجود ندارد. با اين حال او موتور داستانش را روشن نگه مي‌دارد و چندتايي صحنه بسيار خوب را پيش چشمانمان مي‌گذارد. بخصوص لحظه خارق‌العاده‌اي که کاراکتر خبرنگار ريچل مک‌آدامز يک کشيش را در دام مي‌اندازد و از او درباره ارتکاب به جرمي مشابه مي‌پرسد. صحنه‌اي که پس از آن خواهيد ديد باعث شد تقريبا از روي صندلي‌ام بلند شوم. چيزي که مک‌کارتي در اسپات لايت مي‌گويد اين است که تهديدات لزوما نبايد علني باشند.همه ما به کار روزمره‌مان مشغول هستيم و همين براي سکوت در برابر تخلف و تجاوزي که نصف بيشتر جامعه حتي از وجود آن بي‌خبرند کافي است. اسپات لايت هيچ‌گاه به يک اوج احساسي نمي‌رسد اما با توانمندي و شايستگي روايت‌گر داستاني مهم است."
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز