گزیده نظرات منتقدان درباره «Irrational Man/ مرد غیرمنطقی» وودی آلن

گاردين-پيتر بردشاو: "يك يا دو لحظه خوب در فيلم وجود دارد و مابقي آن گره‌هاي داستاني غيرمحتمل و محصول فيلمنامه‌نويسي بطالت‌وار آن است. آن‌ها واقعا بايد سطحي از عقلانيت يا هيجان را براي فيلم در نظر مي‌گرفتند يا اينكه مستقيما اهداف كميك و ابزورد خود را براي تماشاگر آشكار مي‌كردند. اما استون، واكين فينيكس و پاركر پوزي با خونسردي درحال پرسه‌زني در داستاني هستند كه هيچ‌گاه كاملا شما را درگير خود نمي‌كند. 
7فاز:
گاردين-پيتر بردشاو: "يک يا دو لحظه خوب در فيلم وجود دارد و مابقي آن گره‌هاي داستاني غيرمحتمل و محصول فيلمنامه‌نويسي بطالت‌وار آن است. آن‌ها واقعا بايد سطحي از عقلانيت يا هيجان را براي فيلم در نظر مي‌گرفتند يا اينکه مستقيما اهداف کميک و ابزورد خود را براي تماشاگر آشکار مي‌کردند. اما استون، واکين فينيکس و پارکر پوزي با خونسردي درحال پرسه‌زني در داستاني هستند که هيچ‌گاه کاملا شما را درگير خود نمي‌کند. ايب قرار است براي دوست از دست رفته‌اش در جنگ عراق نوعي نقطه ضعف تحريک‌آميز داشته باشد اما اين وجه از شخصيت او هرگز به شکل رضايت‌بخشي به تصوير کشيده نشده و در درام فرضي مسجل نمي‌شود. صحبت‌هاي زيادي درباره خروج از آمريکا و سفر به "اسپانيا" يا، در رابطه با کارکتري ديگر، "لندن" و سپس تحصيل در "آکسفورد" وجود دارد، مکان‌هايي که در مقايسه با شهر آمريکايي کوچکي که داستان در آن مي‌گذرد به شکل بي‌مزه‌اي غيرواقعي هستند. پايان‌بندي فيلم با اين حال باعث خنده تماشاگر مي‌شود که البته اين رضايت‌بخشي نسبي را نه از طريق طرحي مبتکرانه که با جسارت خود بدست مي‌آورد. وودي الن پيش از اين هم وارد مفاهيم گناه و تقصير شده است، در درام لندني خود "امتياز نهايي" و مهم‌تر از همه در "جنايت و جنجه" که چنين انگاره‌اي در حداکثر تاثيرگذاري و غافلگيري به سر مي‌برد. مرد غيرمنطقي ايده خوبي در سر دارد، شبيه به يک پيش‌نويس ساده براي يک فيلم، اما فيلم به خودي خود درکي از واقعيت ندارد."
 
هاليوود ريپورتر-ديويد روني: "ابهامات بزرگ فلسفي، اخلاقي و سوالاتي که درباره معناي واقعي زندگي وجود دارد و پيش از اين به کرات لايه سطحي کارهاي وودي الن را تشکيل مي‌داده در "مرد غيرمنطقي" بارديگر حضوري بازيگوشانه و کمتر عميق دارند. ديالوگ‌هاي الن هوشمندانه و داستان‌اش هم جهت با اصلي‌ترين عنصر پيش‌رونده فيلم پيش مي‌رود. با اين حال مشاهدات الن در رابطه با حقايق اخلاقي متغير برهم‌زننده و مشکل‌ساز است و باعث از پا درآمدن آخرين پيچ داستاني هيچکاک‌گونه‌اش مي‌شود. سرماي فضاي فيلم در تضاد با نمونه پيشنهادي آن از ديدگاه‌هاي سنگين فيلسوفانه و اعمال مبهم و تاريک آن به مثابه تلاشي متهورانه براي دوباره زيستن است. کاراکتر ايب همان شمايل کلاسيک فيلم‌هاي الن است، از خود متنفر و جان به لب رسيده، بازي فينيکس در اين نقش باکيفيت و سرزنده است و تماشاگر را به واکاوي ذهن تکه‌تکه او ترغيب مي‌کند، ريتا و جيل هم چنين رويکردي دارند. اين بازيگر پيچيدگي کاريزماتيکي زا خود به نمايش مي‌گذارد و در ميان وضعيت نامتعادلش شبيه به هيچ کس ديگري دست و پا مي‌زند. اگرچه رومانس غيرقراردادي‌ فيلم  دچار پيچشي معذب‌کننده مي‌شود اما اين داستان براي اثرگذاري اخلاقي، راهي جز پيروي از شيدايي ذهني و قلبي به عنوان رخدادي مرکزي ندارد."
 
نيويورک تايمز- مانولا دارگيس: "عادت آقاي الن در خودداري از ايجاد مسيرهايي واضح براي بازيگران‌اش گاها مي‌تواند به معناي مراقبت اين کاراکترها از خودشان باشد تا درنهايت نوعي اثر بيگانه در طي هدايت آن‌ها بوجود بيايد. در موارد متعددي آقاي فينيکس حالتي مبارزه‌طلبانه ندارد، او به نظرتمايلي به دخالت در ماجرايش ندارد؛ گويي بيشتر از ايب از اتفاقات اطراف خود بيزار است. اين نکته بخصوص در صحنه‌هايش با اما استون نمود پيدا مي‌کند. استون نقش يک شاگرد تراز اول مشتاق را بازي مي‌کند که مجذوب ايب شده تنها به اين خاطر که فيلمنامه اين‌طور مي‌‌گويد. اکثر اوقات خانم استون با لبخندي از رمق‌افتاده در تلاش است تا با عشوه‌گري و رفتار لطيفش، به مثابه واکنشي باشد براي رفتارهاي آقاي فينيکس. چنين چيزي فيلم را دچار نوعي ناراحتي غيرقابل چشم‌پوشي مي‌کند. کاراکتر پارکر پوزي، ريتا هم در اين تعريف مي‌گنجد؛ معرف يک کليشه جنسيت‌گرايانه. جيل که کاراکتري ضعيف در فيلمنامه است نمي‌تواند جفت يا پاسخ خوبي در برابر ايب باشد، ايب کسي است که برخي از عقايد فلسفي‌اش به پاياني جنايي منجر شده و فضاي سرگذشت واقعي کساني مثل لئوپلد و لئوب، دو بچه‌کش اهل شيکاگو را که خوانشي غلط از نيچه داشته‌اند تداعي مي‌کند."
 
اينترتينمنت ويکلي- کريس ناشاواتي: "وودي الن هميشه تم‌هاي مشابه‌اي را براي فيلم‌هايش انتخاب کرده، اما ديگر حتي تکرارهاي او هم تکراري شده‌اند. آخرين فيلم الن اساسا همان "جنايت و جنحه" يا "روياي کاساندرا" است. ايب (واکين فينيکس) ابتدا وارد رابطه‌اي افلاطوني با يکي از شاگردان بيشتر مشتاق‌اش (اما استون) برقرار مي‎‌کند و درواقع بهانه تازه‌اي به الن مي‌دهد تا يکي ديگر تيک‌هاي تماتيک‌اش را (زن جوان جذابي که به دنبال وقت‌گذراني و لاس‌ زدن با نابغه سن‌بالاي کسل‌کننده است) از زباله‌داني به قصد بازيافت بيرون بکشد. نزديک به پايان فيلم چندتايي پيچ داستاني زيرکانه و نامنتظره  وجود دارد و دست کم فينيکس حضور جالبي در اين دقايق دارد. اما "مرد غيرمنطقي" کمتر نشان وودي را با خودش همراه داشت اگر که ما پيشاپيش بيشتر اندوخته او را نديده بوديم."
ويسنا فولادي
نظرات
پوري يا سه شنبه 22 دي 1394 فاکتوراي فيلماي برادران کوئن رو داشت؛ اما نفهميدم کجاش غير منطقي بود، حرکت اولش با محاسبتاش منطقي بنظر ميومد و حرکت دوم هم ک براي بقا بود! غير اخلاقي بود اما غير منطقي نبود!
چقدر بازيگر خوبيه اين فينيکس، از اون طرف هرچقدر اين خوبه استون چقدر بدِ!!!
0 2
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز