گزیده نظرات منتقدان درباره «Room/ اتاق» لنی آبرامسون

 
 هاليوود ريپورتر- تاد مك‌كارتي: "لني آبرامسون، كارگردان ايرلندي به وضوح ميلي وافر به چپاندن بازيگران‌اش در مكان‌هاي بسته دارد، پيش از اين مايكل فسبندر را در كله قلابي بزرگي در "فرنك" ديديم و حالا بري لارسون و پسر كوچكش در اتاقي 10 متري زنداني‌ شده‌اند. نتيجه اين‌بار موفقيت‌آميزتر است.
7فاز:
بوستون گلوب- تاي بر: "مي‌خواهم تماشاي فيلمي به نام "اتاق" را به شما پيشنهاد کنم و وقتي بگويم ماجراي فيلم درباره چيست خواهيد گفت "نه، ممنون". من جواب خواهم داد که "بله، از لحاظ تئوريک فيلمي فرساينده و حوصله‌سربر است اما زماني که اجرا شود شديدا فريبنده خواهد بود و بدوي‌ترين روابط انساني را تحريک مي‌کند و باعث مي‌شود اشک بريزيد يا شاکر باشيد (يا شايد در برابر آن مقاومت کنيد، بستگي دارد نسبت به بازي‌هاي احساسي يا چيزي که براي ناهار ميل کرديد چه حسي داشته باشيد). به شما مي‌گويم که فيلم به ترس‌ها و شگفتي‌هاي دوران کودکي ارجاع‌تان مي‌دهد و فضايش را براي هنرنمايي بازيگر زن جواني فراخ مي‌کند که مي‌تواند ادعاي بزرگي در جلب توجه‌مان داشته باشد. حتي در نيمه دوم معمول فيلم، "اتاق" فرصت تماشا و تجربه دنيايي را به ما مي‌دهد که براي اولين بار با آن مواجه مي‌شويم، اين شايد بهترين شکل تجربه در مديومي مثل سينما باشد. آنهايي که به دنبال اثرگذاري تمام و کمال فيلم هستند بايد روخواني از اين يادداشت را در همين لحظه رها کنند و به سراغ تماشاي آن بروند. براي خوانندگان باقي‌مانده بايد بگويم که "اتاق" درباره مادري جوان، مشهور به "ما" (بري لارسون)  و پسر 5 ساله او، جک (جاکوب ترمبلي) است که در اتاقي در حياط پشتي موجودي رواني که مادر را در زمان نوجواني‌اش گروگان گرفته زنداني شده‌اند.درنهايت "اتاق" به آدمي کوچک مي‌رسد که از جهاني فشرده به دنيايي گسترده و رنگارنگ قدم مي‌گذارد، همان‌طور که جک با خودش زمزمه مي‌کند "چه مکان‌هاي زيادي در دنيا وجود دارد." با نگاه از دريچه چشمان او ما هم حيرت‌زده مي‌شويم."
 
 هاليوود ريپورتر- تاد مک‌کارتي: "لني آبرامسون، کارگردان ايرلندي به وضوح ميلي وافر به چپاندن بازيگران‌اش در مکان‌هاي بسته دارد، پيش از اين مايکل فسبندر را در کله قلابي بزرگي در "فرنک" ديديم و حالا بري لارسون و پسر کوچکش در اتاقي 10 متري زنداني‌ شده‌اند. نتيجه اين‌بار موفقيت‌آميزتر است. اقتباس کارگردان از رمان تحسين شده اما داناهيو در سال 2010 با فيلمنامه اين نويسنده، درگيرکننده و نسبتا دلگرم‌کننده است، حتي اگر به مراتب بالاتري از ديدگاه‌هاي رواني و عمق احساسي که از ابتدا الهام‌بخش آن بود دسترسي پيدا نکند. اجراهاي قدرتمند بري لارسون و جاکوب ترمبلي در نقش مادر و پسري زنداني در کنار شهرت کتاب منبع اقتباس، بخصوص در ميان تماشاگران زن سروصدا خواهد کرد. اما تنگناي ذاتي و ناخوشايندبودن متريال آن براي طيف وسيع‌تري از تماشاگران ناراحت‌کننده خواهد بود. ديناميک احساسي نيمه دوم فيلم به شکل قابل‌توجهي دگرگون مي‌شود اما همچنان در لحظات بسياري ناراحت‌کننده است، بخصوص به اين دليل که برخي از کاراکترهاي بالغ به شکلي غيرضروري خودخواه و غيرقابل‌درک هستند و همچنين به دليل ابتذال محيطي که جک را احاطه کرده. تاثير 50 دقيقه ابتدايي فيلم بر توانايي آبرامسون در تصويرسازي جذاب او در فضاهاي بسته تکيه دارد، کاري که او به شکل معقولي بر روي پرده عريض بدون نقص انجام مي‌دهد. به طور کلي "اتاق" تيري نيرومند به سوي هدفي بلندقامت است، اما افتخار اصلي از آن بازيگران اصلي فيلم است."
 
گاردين- نايجل ام اسميت: "رمان داناهيو از بدو انتشار در سال 2010 به يک اثر ادبي پرشور تبديل شد و البته شايستگي آن را داشت. فيلمي که از پرسپکتيو جک، پسري 5 ساله که به جز اتاقي که در آن اسير شده دنياي ديگري را نمي‌شناسد، تعريف مي‌شود. داستاني درباره بقا که به زندگي روي خوش نشان مي‌دهد و قصد زياده‌روي در تحت تاثيرقراردادن تماشاگر ندارد. موفقيت رمان بر ورود ماهرانه داناهيو به ذهن پسري گرفتار وابسته است و اين مسئوليت آساني نيست. لني آبراهامسون مرد اصلي اقتباس از رمان نويسنده است و با وجود اجراهاي مثال‌زدني فيلم موفق نمي‌شود به برتري‌هاي کتاب برسد، کارگردان گاها کنترل متريالي را که در اختيارش است از دست مي‌دهد. جاکوب ترمبلي تازه‌وارد در نقش جک يک کشف هيجان‌انگيز است. بري لارسون در نقش مادر او نسبت به رنجي که از زمان ربوده شدن‌اش متحمل شده کرخت است. بر روي کاغذ با متريالي عبوس و غيربخشاينده روبه‌رو هستيم اما با دنبال کردن ماجرا از نگاه جک، روزمرگي مشترک ميان دو کاراکتر به شکلي عجيبي بازيگوشانه و صميمي است. آبرامسون از طرفي با بکارگيري پرسپکتيو جک به شکل متقلبانه‌اي به کاراکتر لارسون و زندان‌بان آن‌ها، نيک پير اجازه نفس کشيدن مي‌دهد. با چنين تصميمي او شگفتي و وحشتي که داستان داناهيو را متقاعدکننده و بي‌همتا ساخته است از ميان مي‌برد. هرچه باشد "اتاق"، آبرامسون را به عنوان استاد بازيگرداني ثابت مي‌کند. تصوير کلي با اين حال مبهم است."
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز