یادداشت کاوه اسماعیلی درباره «هشت نفرت انگیز» کوئنتین تارانتینو - لوس، متوهم و ناامیدکننده

يكي از طرفداران جدي تارانتينو بعد از اينكه به زحمت خودش را به اولين نمايش هشت نفرت‌انگيز در لس‌آنجلس رسانده بود بعد از تماشاي فيلم و خارج شدن از سالن سينما در توييتر خود از قول مارسلوس والاسِ پالپ فيكشن نوشته بود " غرور فقط لطمه ميزنه. هيچ كمكي نميكنه."
7فاز: تارانتينو اخيرا در مصاحبه‌اي گفته بود "دو فيلم ديگر مي‌سازم و بعد از آن مي‌روم سراغ رمان نوشتن و تئاتر ساختن". فارغ ازينکه اصلا تارانتينو را چه  به رمان و تئاتر و اينکه چه موقعيت غم‌انگيزي‌ست که کارگردان محبوب خوره فيلمها شوقش را براي فيلم ساختن از دست داده  و دو مديومي که قاعدتا برايش بايد کسالت‌آور و زيادي جدي باشد را در سالهاي دهه پنجاه عمرش انتخاب کرده . اما نکته مهم اينجاست که او زودتر از زمان‌بندي خودش اين کار را شروع کرده. و چون نسبتي با آن ندارد هشتمين فيلمش يک هشت خسته‌کننده و ازخودمتشکر و توخالي‌ست. حاشيه‌هاي ديگر قبل از نمايش فيلم هم نگران‌کننده به نظر مي‌رسيد. شلوغ‌کاريهايش در اعتراض به نژادپرستي  پليس نيويورک به نظر تلاشي براي تبليغ فيلمش به نظر مي‌رسيد هر چند در نتيجه ، آن تظاهرات و جنجالها در مقايسه با خود فيلم سرگرم‌کننده‌تر وحتي نسبت به چالش شکاف نژادي در فرهنگ آمريکايي واقعي‌تر بود. و بالاخره تاکيدش بر ايده نمايش هفتاد ميلي‌متري بيشتر از آنکه نشانه اهميت فضا و جزئيات فيلم بر روي پرده‌اي با ابعاد بزرگ‌تر باشد در عمل کوششي شد براي پوشاندن کم‌ملاتي فيلم در نمايش جزئيات تصوير.
روايت فيلم از داستانهاي جنايي آگاتا کريستي الهام گرفته شده و باقي اضافاتي‌ست براي گرم کردن و تزئين آن. دسته‌اي از آدمهاي غيرقابل اعتماد و مرموز که هرکدام به قصدي در يک مسافرخانه بين راهي در مسير رد راک گردهم مي‌آيند. و حالا قرار است يک راز ، يک توطئه يا جنايتي قريب الوقوع ، نبض تعليق و هيجان داستان فيلم باشد. فرصتي که تارانتينو به راحتي به دليل تسلط نداشتن بر روي گونه ادبياتي که منبع الهامش بوده از دست مي‌دهد. هيچ غافلگيري و سورپرايزي در راه نيست. جان روث ( کرت راسل ) در بدو ورود به استراحتگاه ميني از احتمال توطئه‌اي به قصد نجات ديزي دومرگو (جنيفر جيسن لي) حرف مي‌زند. خيلي زود ماجراي مسموم شدن قهوه و رديف شدن متهمين و پس از آن فلاش بک مضحک فيلم به صبح روز ماجرا در مسافرخانه، در فصل پاياني آن هم زماني که همه ماجرا براي تماشاگران رو شده است. آشکار ساختن زودهنگام راز معما و انگيزه جنايت ، براي يک فيلم جنايي مثل توضيح دادن شعبده‌باز از چگونگي کلک و ترفندش آن هم در حين اجراي شعبده است. حتي گره‌افکني‌هايي در باب مشکوک بودن باب ( ديمين بشير) که در نهايت منجر به تئوري سازيهاي مارکوئيز وارن ( ساموئل جکسون ) که شمايل کاراگاه فيلم را بر عهده گرفته ، بيشتر از هر چيز به ذوق‌زدگي بيش از اندازه تارانتينو از اسکلت جنايي اثرش مربوط است.آگاتا کريستي در خاطرات خودش ميگويد " خواهرم بهم گفت تو هيچوقت نميتوني نويسنده بشي. حتي يه داستان پليسي هم نميتوني بنويسي " گويا تارانتينو کنايه پنهان اين خاطره را درنيافته و تماشاگرانش را بيش از حد دست کم گرفته است.
با اين پايه سست در فيلمنامه که ارزش مک‌گافينيِ راز و رمز داستان را ناديده گرفته ، باقي افاضات و ورزدن‌هاي مرسوم شخصيتهاي فيلم تارانتينو در باب تاريخ و جنگهاي داخلي و گذشته‌ي تاريک کاراکترها ، که در هر فيلمش ميتوانست به يک نمونه درخشان از ديالوگ نويسي تبديل شود، اينجا لوس و غيرضروري به نظر مي‌رسد. و کشتار و سلاخي و شکنجه و فحاشي و موسيقي هراس‌انگيز موريکونه هم هر چه نسبتش در مقايسه با فيلمهاي قبلي افزايش پيدا مي‌کند بيشتر از هر چيزي ناشي از عدم اعتماد به نفس فيلمساز در مواجهه با مايه رقيق فيلمش و به بياني ديگر در نتيجه خود را دست بالا گرفتن و ارجاع بيش از حد به  فيلمهاي گذشته‌اش است. حتي زيبايي‌شناسي بصري آن نيز تکراري و در مقايسه با فيلمهاي قبلي تارانتينو از رمق‌افتاده است. مثل ترکيب سرخي خون و سفيدي برف يا پنبه که در کيل بيل يا جانگو در قالب نمايشي آييني از خشونت و انتقام و آلودگي، جلوه پيدا مي‌کرد. 
نااميدکننده‌ترين دستاورد هشت نفرت‌انگيز اين است که همه شخصيتهاي فيلم واقعا نفرت‌انگيزند و اين ربطي به تم شرارت هيولايي درون آدمهاي فيلم و مسيري که عدالت خودساخته و تقدير برايشان در نظر گرفته ندارد.اينها ايده‌هايي هستند که حتي روي کاغذ درنيامده‌اند چه برسد بر روي پرده که احتمالا ابعاد هفتاد ميلي‌متري، کم‌اثر بودنشان را بيشتر نشان خواهد داد. تيم راث در نقش انگليسي وراج ، تکرار کريستوف والتز در دو فيلم گذشته تارانتينو است بدون آنکه سويه ترسناک کلنل لاندا در حرامزاده‌هاي لعنتي و دکتر شولتزِ عاقله‌مرد در جانگو را همراه داشته باشد. و مايکل مدسون کليشه تکراري کابوي کم‌حرف فيلمساز است با کمترين نقش و تاثير ممکن. ( به ياد بياوريد که مهندسي روابط شخصيتها در سگداني که هشت نفرت‌انگيز قرار است پرداخت عظيم آن فيلم مستقل باشد ، در مورد همين دو بازيگر چه تاثير و بار عاطفي ماندگاري داشت .) کرت راسل بيش از اندازه در داستان جدي گرفته ميشود بدون آنکه حتي جايي در ميان لفاظي‌هاي شخصيتها داشته باشد و والتر گاگينز که بار معنايي کلانتر تازه را با خود حمل ميکند اصلا بامزه نيست. جنيفر جيسن لي در نقش تنها زن اين مجموعه مردانه تنها کاراکتر تازه و قابل توجه تارانتينو است. با اين ايده خلاقانه که چرک‌تر و چندش‌آورتر از تمام مردان فيلم است و ساموئل جکسون احتمالا به دليل تنها سياه باقيمانده از دوران انفصال شايستگي تعيين شکل مرگ او را در اين خانه آخرالزماني دارد. آنهم وقتي به همراه فرزند يک فرمانده جنگي ارتش جنوب نامه تقلبي آبراهام لينکلن را ميخوانند و همراه با مارش نظامي طناب دار را بالا مي‌برند.متظاهرانه و سطح پايين. با اين ايده ادبي برچسب شده به فيلم که تنها اسطوره واقعي فيلم رئيس جمهور فقيد آمريکاست. پاياني که حتي اغراق تارانتينويي و بازيگوشي رندانه او در مچاله کردن نامه هم نميتواند نجاتش دهد. 
يکي از طرفداران جدي تارانتينو بعد از اينکه به زحمت خودش را به اولين نمايش هشت نفرت‌انگيز در لس‌آنجلس رسانده بود بعد از تماشاي فيلم و خارج شدن از سالن سينما در توييتر خود از قول مارسلوس والاسِ پالپ فيکشن نوشته بود " غرور فقط لطمه ميزنه. هيچ کمکي نميکنه."
کاوه اسماعيلي
نظرات
سهراب اکبري چهارشنبه 16 دي 1394 عالي ، دقيق و عميق بود
1 8
پاسخ

.... چهارشنبه 16 دي 1394 " غرور فقط لطمه ميزنه. هيچ كمكي نميكنه."
عالي
1 6
پاسخ

كيوتي پنجشنبه 17 دي 1394 تسليم اين صحنه آرايي خطرناك شدي تو هم
8 0
پاسخ

امير پنجشنبه 17 دي 1394 کاملا مخالفم
8 0
پاسخ

محمد جمعه 18 دي 1394 بيچاره کيوتي... ياران موافق همه از دست شدن که!
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز