گزیده نظرات منتقدان درباره «Carol/ کارول» تاد هینز

هينز و بلانشت فيلم را بر اساس ماجراي عاشقانه زندگي كارول بنا كرده‌اند و در نتيجه نيمه ديگر اين داستان عاشقانه كاملا شكل نگرفته است. متاسفانه كاراكتر او در سراسر فيلم در حالت انفعال به سر مي‌برد و برخلاف بلانشت كاملا نمي‌تواند از كار دنياي اسرارآميز افكارها و نيازهاي سركوب شده و پنهان در ساده‌ترين واكنش‌ها سردربياورد.
7فاز:
هاليوود ريپورتر- تاد مک‌کارتي: "اجراهاي دونفره کيت بلانشت و روني مارا "کارول" را تبديل به فيلمي خاص کرده است. اقتباس هوشمندانه، باريک‌بينانه و به نوعي آزادانه تاد هينز کارگردان از رمان گستاخانه پاتريشيا هاي‌اسميت در سال 1952 از جهات زيادي اثر مکمل فيلم ديگر اين کارگردان، "دور از بهشت" است که داستاني مشابه را در زندگي پس از جنگ جهاني دوم در آمريکا را دنبال مي‌کرد. فيلم تازه او دلربا و خوش‌ساخت است. اين محصول کمپاني واينشتاين عنواني خاص و نيرومند در فصل جوايز خواهد بود. داستان فيلم در تعطيلات سال نوي سال 1952-53 ، درست پيش از شروع دوران آيزنهاور مي‌گذرد. اين داستان عاشقانه‌اي است که با تماشايش –حتي اگر محتاطانه به نظر برسد- در مسيري نامطمئن و خطرناک متقاعد خواهيد شد. ترسي بليوت (مارا) با ظاهر آدري هپبورن گونه‌اش در مغازه‌اي در منهتن مشغول بکار است و نظر يکي از مشتري‌هايش به نام کارول ايرد (بلانشت) را به خود جلب مي‌کند، کارول ناخواسته يا عامدانه دستکش‌هايش را در مغازه جا مي‌گذارد تا شايد فرصتي براي بازگشت دوباره به آن‌جا پيدا کند. هينز در ادامه همکاري‌اش با اد لچمن فيلمبردار تا اندازه زيادي همان سبکي را در پيش گرفته‌اند که فيلم "دور از بهشت" و سريال شبکه اچ‌بي‌او، "ميلدرد پيرس" را با پيروي از آن ساختند. آن‌ها در کنار طراحي صحنه پرجزئيات جودي بکر و طراحي لباس سندي پاول که بخصوص زيبنده بلانشت در اين فيلم است تصوير معقولي را پيش چشم تماشاگرمي‌گذارند. ماجراي فيلم به معمايي پنهان در جدول کلمات متقاطع مي‌ماند و شايد بتواند پس از سال‌ها مسير پيشروي چنين داستان‌هايي را تغيير دهد."
 
تلگراف- تيم روبي: "کارول فريبنده و تکان‌دهنده است و شايد غم‌انگيزترين چيزي باشد که تا به حال ديده‌ايد. اين فيلم بيش از همه چيز هنر متمايز آمريکايي را به نمايش مي‌گذارد و با سودازدگي خاصي عشق را به عنوان پرمخاطره‌ترين و درعين حال ضروري‌ترين قمار در تجربه‌هاي انساني هر فرد معرفي مي‌کند.تصور اين‌که کسي بهتر از تاد هينز قادر به رهبري اين پروژه باشد سخت است. او جستجوگري ماهر در دردهاي احساسي زنانه –از "امن" تا "دور از بهشت" و "ميلدرد پيرس"- است و حالا با اين فيلم جايگاهش را به عنوان يکي از بهترين‌ها مستحکم کرده. اجراها هوش از سرتان مي‌برد؛ بلانشت به نوعي حتي از بالاترين استانداردهايش فراتر رفته. چيزي بيگانه و تهي در نقش او وجود دارد، مثل عکسي که هنوز به مرحله ظهور نرسيده. همراهي مارا و جديت‌اش به عنوان يک بازيگر چيزي است که به خوبي شايستگي حضور در کنار نقش اصلي فيلم را دارد. هينز ناخوشي حال کاراکترهايش را به تصويري زيبا بدل کرده. تعجبي ندارد ‌که او از هواداران ادوارد هوپر، کسي که نقاشي‌هايش در نهايت کمال به فيلم سر و شکل بخشيده باشد. درواقع اين فيلم به همان شکلي که "دور از بهشت" تصوير داگلاس سيرک بود، تصويري از ادوارد هوپر است. بلانشت در برابر هرگونه وسوسه‌اي که بخواهد ملودرام نقش‌اش را پررنگ‌تر کند مقاومت مي‌کند –درباره نقش اسکاري‌اش در "جازمين غمگين" نمي‌شد تماما چنين ادعايي داشت- و سطح احساسي که به آن مي‌رسد پژمرده، خالي و تنها خارق‌العاده است."
 
گاردين- پيتر بردشاو: "اين فيلم به شکل باورنکردني زيرک و هوشمندانه است و ما را به ميان ابرهاي خلسه‌آور افسردگي و کنترل نفس مي‌برد، کارول با چنين چيزهايي زندگي‌اش را کنترل مي‌کند: او به مثابه پيش‌الگويي براي کاراکتر اصلي کتاب "راز و رمز زنانه" بتي فريدان است. از طرفي ديگر غلظت ابر ابهامي که کاراکتر ترسي (مارا) را احاطه کرده کمتر است و فيلم مي‌خواهد به ما نشان دهد که هيچ نوع عامل مخرب يا انگلي در وابستگي او به ديگري وجود ندارد. اين رابطه تساوي‌ها است، عشق ميان نسلي و تناقض ميان نسلي. اعتراف مي‌کنم که کارول را به اندازه "دور از بهشت" دوست ندارم. چيزي که فيلم به طور قطع با موفقيت به آن مي‌رسد ترکيب همه چيز با اشتياقي سرگيجه‌‌آور و مبارزه‌طلبي است. با تماشاي آن از خود بي‌خود شدم وهنوز هم کاملا بهبود نيافته‌ام."
 
اسکرين ديلي- تيم گريرسون: "داستان کارول کاملا قلب‌تان را به درد مي‌آورد و در عين حال سندي بر تصويرسازي عميق و هوشمندانه بلانشت در نقشي است که شايد تا مدت‌ها قادر به تحليل آن نباشيم. بلانشت در گذشته به کرات توانايي‌هايش در نقش‌هاي آتشين را ثابت کرده است –نامزدي دريافت جايزه اسکار براي بازي در "من آن‌جا نيستم" نمونه‌اي از آن بود- اما او در اين نقش متوجه شده که کارول نمي‌تواند آدم پرزرق و برق و متظاهري باشد.هينز و بلانشت فيلم را بر اساس ماجراي عاشقانه زندگي کارول بنا کرده‌اند و در نتيجه نيمه ديگر اين داستان عاشقانه کاملا شکل نگرفته است. متاسفانه کاراکتر او در سراسر فيلم در حالت انفعال به سر مي‌برد و برخلاف بلانشت کاملا نمي‌تواند از کار دنياي اسرارآميز افکارها و نيازهاي سرکوب شده و پنهان در ساده‌ترين واکنش‌ها سردربياورد. روي هم رفته هينز متوجه سبک زندگي جذاب و دلرباي دهه پنجاه است و به علاوه سرسختي خاموشي که کارول را براي اميدواري به عشق و شادماني تهديد مي‌کند مي‌شناسد."
ويسنا فولادي
نظرات
مهدي چهارشنبه 9 دي 1394 اين فيلم يك شاهكاره.تريلرهاش اشك ادمو در ميره.خيلي خوش ساخته.به شدت منتظر ديدن اين فيلمم.
18 6
پاسخ
مهرداد پنجشنبه 10 دي 1394 نديدي فيلمو هنوز و ميگي شاهکاره؟

فرزان پنجشنبه 20 اسفند 1394 بهترين و کاملترين فيلم 2015
1 1
پاسخ

ساناز شنبه 23 مرداد 1395 فيلم عالي بود،به تصوير کشيدن همزمان حس هايي چون سرگرداني،ياس،مبارزه و عشق در کاراکتر کارول و جستجوي احتياط آميز عشق در چشم هاي ترزي،فوق العاده و تاثير گذار
2 1
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز