یادداشت پویان عسگری درباره جاد آپاتو

هاوارد هاكس هزاره سوم. در كليات پنهان‌كار و در نمايش جزئيات عياش. از آن دسته فيلمسازاني كه ظاهر فيلم‌هايشان معمولي به نظر مي‌رسد اما در باطن آتشفشاني از پيچيدگي‌ها و ايده‌هاي روشنفكرانه در جريان است.
7فاز/ پويان عسگري:
بزرگ کردن بيبي
هاوارد هاکس هزاره سوم. در کليات پنهان‌کار و در نمايش جزئيات عياش. از آن دسته فيلمسازاني که ظاهر فيلم‌هايشان معمولي به نظر مي‌رسد اما در باطن آتشفشاني از پيچيدگي‌ها و ايده‌هاي روشنفکرانه در جريان است. با سريال «فريکز اند گيکز» نشان داد که چه طعم قصه‌گويي و کمدي سازي خاصي دارد. تلفيقي از ايده‌هاي روشنفکرانه وودي آلن و الن مي، سينماي کمدي از نوع جان لنديس، با اعتنايي ويژه به کمدي رمانتيک‌هاي کلاسيک. جهاني که در اوج گستاخي و غرابت به سر مي‌برد و در جعبه‌اي از رمنس و عاطفه‌ي برگرفته از «کمدي-رمانتيک» کادو پيچ شده است. اولين فيلمش «باکره 40 ساله» را خيلي دير و در 38 سالگي ساخت. بعد از پايان کار طولاني‌اش در تلويزيون، وارد سينما شد و نوعي از لحن فيلم را به وجود آورد که خاص خودش و گروه ديوانه‌اش بود. دير فيلم ساختنش سبب شد که در فيلم‌ها با پختگي و ته نشين شدن ايده‌هاي مالوفش مواجه باشيم؛ پسرهايي که هيکلي چون غول دارند اما نمي‌خواهند بلوغ خود را بپذيرند، مردان و زنان بي‌مسئوليتي که در مسير زندگي طعم شيرين مسئوليت‌پذير بودن را مي‌چشند. در فيلم اول، با عنايتي ويژه به روحيه فيلم‌هاي دوره دوم فدريکو فليني، داستان پيرپسري را تعريف کرد که با ترسناک‌ترين بخش خودش مواجه مي‌شد و به جنگ آن مي‌رفت. با سلاح خنده و ديوانگي و بانگ پات. فيلم دومش «ناکدآپ» دل و دين از منتقدان ربود. داستان پسر جعلقي که بايد الواتي پسرانه را به مسئوليت پدرانه تبديل مي‌کرد و از حاشيه‌روي دست مي‌کشيد. لحظه پاياني فيلم – به دنيا آمدن بچه – از بهترين لحظات جدي سينماي کمدي آمريکايي در هزاره سوم است. لحظه‌اي که مويد تغيير مسير آپاتو در شکل فيلمسازي‌اش بود. کم کردن کمدي و دادن فضا به تلخ‌کامي و افسردگي. فيلم سوم «آدم‌هاي مسخره» حاصل اين روحيه بود. کمدين افسرده‌اي (ادام سندلر) که در واکنش به شنيدن خبر بيماري لاعلاجش، تصميم مي‌گرفت با خشم به گذشته و چيزهاي خوبي که ديگر نيست، بنگرد؛ مهمترينش محبوب قديمي از دست رفته. فيلم در بخش دوم - تقابل سندلر با زندگي خانوادگي محبوبش - واجد پيچيدگي‌ها و تناقضات تماتيک شد که در سينماي کمدي هزاره سوم آمريکا تازه و بي‌سابقه بود. بعد از عدم موفقيت فيلم سوم، جاد آپاتو سر دوربينش را به اندرون خود کج کرد و يک فيلم خانگي ساخت؛ داستاني شرح حال گونه که نمايش دهنده ضروريات و پيچيدگي‌هاي زندگي زناشويي در عصر تازه بود. داستان زنان و مرداني که در گذر از جواني بايد با ميانسالي مواجه مي‌شدند در فيلمي به نام «اين است 40 سالگي». بيان گستاخ و لحن غيرقراردادي فيلم، توسط منتقدان فهميده نشد و کمتر کسي پي به هسته معذب و اخلاق‌مدار فيلم برد. آپاتو بعد از موفقيت فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني که تهيه‌کننده‌شان بود و تحت ليسانس او ساخته شده بودند - بهترين‌هايش؛ فيلم‌هاي «ساقدوش‌ها»، «سوپربد» و سريال «دخترها» - در آخرين فيلمش «ترکيده» رو به سوي زنان آورد و قلب و روح فيلمش را با حسرت‌ها و جراحت‌هاي زني بامزه و مستقل پر کرد. زني هنجارگريز که در طول داستان عاشق مي‌شد و به درکي تازه از پذيرش هنجارها و بايدها و نبايدهاي زندگي مي‌رسيد. شبيه به مسيري که خود آپاتو در سينماي جريان اصلي آمريکا طي کرد و نمايشگر موجودات ضد اجتماع در قالب مردان و زنان اهل خانواده شد.
پويان عسگري
نظرات
رها چهارشنبه 9 دي 1394 عالي بود..لذت بردم از خواندنش
2 0
پاسخ

سعيد چهارشنبه 9 دي 1394 آق پويان هاوارد هاکس را عالي اومدي
1 1
پاسخ

farhad چهارشنبه 9 دي 1394 من عاشق اين بشرم نديده بودم کسي به فارسي دربارش بنويسه باريکلا
2 0
پاسخ

... چهارشنبه 9 دي 1394 خيلي خوب ميشه اگه اسم انگليسي فيلم ها رو هم بنويسيد.
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز