یادداشت پویان عسگری درباره دیوید اوراسل

لحن و روحيه تازه در «كلاهبرداري آمريكايي» به اوج خود رسيد و معجزه «متد اكتينگ» بعد از سال‌ها روي پرده رخ داد. او در كار ويژه‌اش با گروه بازيگري به كيفيتي از طبيعي بودن در دل نمايش رسيد كه در اين دو دهه در سينماي آمريكا بي‌سابقه بوده. بازيگران فيلم هم صحنه به صحنه با آن لباس‌هاي پرزرق و برق در حال شكفتن بودند و دلبري از تماشاگران فيلم.
7فاز/ پويان عسگري:
رواني آمريکايي
تنها فيلمساز دو دهه اخير که روان‌رنجوري و بيش‌فعالي  را با خوش مشرب بودن و عياشي تلفيق کرده و روحيه‌اي را سبب شده که هم پرستن استرجس را به خاطر مي‌آورد و هم مارتين سکورسيزي، هم کمدي اسکروبال‌هاي کلاسيک و هم «فيلم دهه هفتادي»، ديويد او راسل است. فيلمساز مورد علاقه منتقدان و خوره‌هاي فيلم آمريکايي که به خاطر شکل خاص فيلم‌هايش در ايران نزد منتقدان جدي گرفته نشده و در بهترين حالت او را «کارگردان بازيگران» مي‌نامند. فيلم‌هاي اولش که در اواخر دهه نود آنها را ساخت، خبر از استعدادي تازه در متن سينماي آمريکا مي‌دادند و از همان فيلم‌هاي اول نشان داد که شيفته و واله کار با بازيگران است و به خوبي مي‌تواند ظرفيت‌هاي پنهان مانده آنها را آزاد کند. مهمترين فيلم دوره اولش که در حکم ورود او به پانتئون کارگردانان معاصر سينماي آمريکا بود، «سه پادشاه» نام داشت. داستان سه سرباز در متن جنگ خليج. بين اين فيلم و فيلم بعدي اوراسل اما پنج سال فاصله افتاد و نمايش فيلم جديد نااميد کننده بود. «من عاشق هاکابيز هستم» از ذهن رواني و دوقطبي اوراسل مي‌آمد و او موفق نشده بود تعادل درستي بين شخصيت‌هاي پرشمار داستان ديوانه‌اش با روحيه‌اي که اين جهان را قابل تحمل کند، برقرار سازد. فيلم شکست سختي خورد و اوراسل مشغول ساخت فيلمي ديگر با بازي جيک جيلنهال و جسيکا بيل شد. فيلمبرداري فيلم به دلايل مختلف نيمه تمام ماند و به نظر مي‌رسيد که دوران کوتاه موفقيت اوراسل به پايان رسيده. اما او چون ققنوس از دل خاکسترنشيني‌اي که دچارش شده بود خود را رهانيد و با دست پر به رينگ بازگشت. با يک فيلم بوکسي «مبارز» که گوياي لحن و روحيه‌ا‌‌ي تازه‌ بود و نشان مي‌داد که فيلمساز بالاخره راه‌حل نمايش «ديوانگي» را پيدا کرده است. ميزانسن‌هاي خاص مبتني بر توانايي‌هاي بازيگر، بازيگران فيلم را به عرش رساند و خود فيلم محبوب منتقدان و داوران آکادمي اسکار شد. فيلم بعدي «دفترچه اميدبخش» از «مبارز» هم بهتر بود. يک کمدي اسکروبال با احساس که با شور و جنون «کمدي‌هاي هاکس» آغاز مي‌شد و با طعم رضايت بخش پاياني کمدي رمانتيک‌هاي کلاسيک به پايان مي‌رسيد. شبيه به «مغازه‌اي گوشه خيابان» ارنست لوبيچ. مانند «مبارز» فيلم در فصل جوايز درخشيد و جنيفر لارنس را برنده اسکار بهترين بازيگر زن کرد؛ بازيگر مورد علاقه اوراسل و قلب تپنده «دفترچه اميدبخش» و فيلم‌هاي بعدي که اين ترکيب سازنده‌اش بودند. بعد از اين کمدي کوچک دوست داشتني، اوراسل بهترين فيلمش را ساخت. لحن و روحيه تازه در «کلاهبرداري آمريکايي» به اوج خود رسيد و معجزه «متد اکتينگ» بعد از سال‌ها روي پرده رخ داد. او در کار ويژه‌اش با گروه بازيگري به کيفيتي از طبيعي بودن در دل نمايش رسيد که در اين دو دهه در سينماي آمريکا بي‌سابقه بوده. بازيگران فيلم هم صحنه به صحنه با آن لباس‌هاي پرزرق و برق در حال شکفتن بودند و دلبري از تماشاگران فيلم. يکي از يکي بهتر. و اوج اين کيفيت ويژه غبطه برانگيز، کاپل/ زوج ايمي ادامز و کريستين بيل بودند. بهترين کاپل سينماي آمريکا در هزاره سوم. مرد و زني که دست در دست هم و در پناه احترام و عاطفه، شقاوت و سنگدلي را با مهرورزي آميختند تا بتوانند بيشتر زنده بمانند و در کنار هم باشند. در هجوم بي‌امان مکر و حيله، آنها چاره‌اي جز تبعيت از «قانون بقا» نداشتند. با چشماني حريص، قلبي مهربان و دستاني خالي، خود را پل عبور اف‌بي‌آي به سمت سياست‌مداران فاسد کردند تا پي به ارزش شرافت ببرند. پي به ارزش با هم بودن. آخرين فيلم اوراسل با نام «جوي» چند روزي است که به نمايش درآمده. بنا به گفته اوراسل فيلم، با عنايتي ويژه به شاهکار ديويد لين «انتخاب هابسون»، ساخته شده است. بايد منتظر باشيم و ببينيم که چگونه جنيفر لارنس در نقش «دبنزي»طورش به جنگ رابرت دنيروي پدر با طمطراق چارلز لاتوني مي‌رود. بعد از سه فيلم بيش‌فعال، به نظر مي‌رسد حالا اوراسل فيلم آرام‌اش را ساخته است. داستان يک زن سخت و چموش که به مبارزه با جامعه پيرامونش مي‌رود تا جاه‌طلبانه «بيزينس» شخصي خود را بنا کند. داستان مديريت و فراست و دقت نظر زنانه.
پويان عسگري
نظرات
سعيد يكشنبه 6 دي 1394 خيلي نوشته خوبي بود.ممنون از شما جناب عسگري
4 0
پاسخ

سامان يكشنبه 6 دي 1394 با فاصله بهتر از بقيه مينويسي آق پويان..نوشته هات حرف ندارن
5 1
پاسخ

.... يكشنبه 6 دي 1394 باريک باريک خيلي خوب بود
4 0
پاسخ

جواد يكشنبه 6 دي 1394 اگه بارقه اي از اميد يه کمدي اسکروبال با شور و جنون هست پس گرگ وال استريت چيه ؟ مشکل اوراسل از کارگرداني نيست اتفاقا به نظرم کارگردان بدي هم نيست و به طراحي صحنه و نماها اهميت زيادي ميده اما مشکل از فيلمنامه هاي بدون ايده و تو خالي اون مياد . فيلمنامه هايي بدون عمق که فقط دارن ادا در ميارن و رنگ و لعاب خوبي دارن . با يه پايان بندي خوش کلاسيک که اعضاي آکادمي رو راضي ميکنه . بخصوص اين اتفاق تو کلاهبرداري آمريکايي بطور ويژه رخ ميده . فيلمي شلوغ و پر کاراکتر که هيچکدوم تبديل به شخصيت نميشن و فقط ميرقصن و بهم خيانت ميکنن . نکته جالب اينجاست که آکادمي اسکار در سالهايي فيلم هاي اوراسل رو تحويل گرفته که در همون سالها شاهکارهايي رو ناديده گرفته از جمله سالي که نولان ميتونست بابت تلقين کانديد اسکار کارگرداني بشه اوراسل براي مبارز کانديد شد . سالي که بارقه اي از اميد کانديد شد کوئنتين تارانتينو براي فيلم جانگو کانديد بهترين کارگرداني نشد !! نميدونم شايد اعضاي آکادمي در قاب بندي هاي اوراسل چيزي ميبينن که ما نميبينيم همونطور که الان منتقدين چيزهايي در مدمکس ميبينن که من هر چقدر به خودم فشار ميارم نميتونم پيداشون کنم !!
3 2
پاسخ
آراز دوشنبه 7 دي 1394 نولان و تارانتينو بالاتر از درک داوراي اسکارن ولي فيلماي راسل هم خوبن تو خالي هم نيستن به نظر من ، در ضمن چي کاره مد مکس داري آخه ؟
سعيد چهارشنبه 9 دي 1394 بيشتر فشار بيار شايد پيداش کردي جواد آقا!

آکادمي اسکار چهارشنبه 9 دي 1394 کسي که مدمکسو‌ نميفهمه يادش رفته از فيلم ديدن لذت ببره!
1 0
پاسخ

جواد چهارشنبه 9 دي 1394 من فيلمنامه نويس هستم و با دليل حرف ميزنم اگه دليل ميخواين اين لينک نقدي هست که در مورد مدمکس منتشر کردم :
http://www.caffecinema.com/new/index.php/kunena/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c/421-%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%84-2015.html
کسي هم که ميخواد از چيزي مخالفت کنه يا موافقت بايد دليل بياره . شما هم براي موافقت با مدمکس دليل بيارين . جذابيت و اکشن فيلم هم خودم متوجه ميشم و ازش لذت ميبرم ولي فيلم نه شخصيت درست و حسابي داره نه عمق خوبي داره فقط ماشنين ها بهم ميخورن و منفجر ميشن . و اين باعث شگفتي منه که چنين فيلمي فقط بخاطر اکشنش بيشتر از فيلمي مثل " شواليه تاريکي " مورد پسند قرار ميگيره و جايزه ميبره .
1 1
پاسخ

يک نفر دوشنبه 14 دي 1394 واقعا ديگه داره احمقانه مي‌شه اين اصرار شما در ننوشتن اسم اصلي فيلم. جالبش اينجاست که همين شماها وقتي داريد با هم حرف مي‌زنيد غير از اسم اصلي فيلم هيچي ديگه يادتون نمياد!
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز