10 بازیگر برگزیده هزاره سوم - بخش ششم: جسیکا چستین

برگرديم به آن تصوير چستين «سي دقيقه‌ي نيمه‌شب». به آن بازيگري كه خود نقش مي‌شود، بي ذره‌اي از خط بيرون زدن. به مورف «ميان‌ستاره‌اي» آن زمان كه پدرش كوپر از پسِ غيبتش، فيلم‌هاي به‌جا مانده از او را مي‌بيند. 
7فاز: جسد اسامه را آورده‌اند. شکاري که مايا تمام زندگي‌اش را وقف آن کرده؛ تمام زندگي‌اش را. در آن فضاي مهيب مردانه، آن حجم نرينه‌گي جاري در هوا، مايا در سکوت و بي‌اعتنا به غريو شادي عمليات، براي خود راه باز مي‌کند، از فضاي «شب-خارجي» به «داخليِ گرفته» چادري که جسد را آن‌جا منتقل کرده‌اند. شکار را. مايا خود شکارچي است. خود پيرمردي که درنهايت موبي‌ديکش را شکار کرده. همان‌قدر خسته. بي‌هيچ‌حسي در صورتش. فقط مي‌خواهد مطمئن شود که «کار درست» انجام شده باشد. کار تمام شده باشد. مطمئن که مي‌شود، تازه مي‌فهمد ديگر هيچ کاري در اين جهان ندارد. هيچ دليلي هم؛ براي اين‌که ديگر خودش نباشد. زن نباشد. نترسد. گريه نکند. پس توي هواپيما که مي‌نشيند –سياره‌اي که تنها ساکنش خودش است- مي‌شود ماياي پيش از شکار. مي‌شکند. خرد مي‌شود. تمام مي‌شود.
سينماي معاصر جهان کدام بازيگر زني را جز جسيکا چستين دارد که به اين فراز و فرود ماياي فيلم «سي دقيقه‌ي نيمه‌شب» جان بدهد، بي‌آن‌که به ورطه‌ي احساس‌گرايي بغلطد؛ يا جايي، نقطه‌اي، از مسير خارج شود؟ سينما، حسرت يک دهه دير کشف‌شدن جسيکا چستين را خواهد خورد، وقتي به همين کارنامه‌ي پنج‌شش‌ساله‌اش نگاه مي‌کنيم و مي‌بينيم او بهترين سال‌هاي بازيگري‌اش را (درست سال‌هايي که اين روزها جنيفر لارنس دارد هم‌زمان گيشه و جوايز سالانه را درو مي‌کند) از دست داده و تازه در 31 ساله‌گي پا به عرصه‌ي سينماي جريان اصلي گذاشته. در مرور تاريخ چه کسي باور خواهد کرد شمايل مادرانه‌ي «درخت زندگي» ترنس ماليک يکي از نخستين تجربه‌هاي مقابل دوربين رفتن چستين باشد؟ يا آن تصوير دقيق زنانه‌گي «بي‌قانون» در يک فيلم جريان اصلي هاليوود، در سومين سال ورود به هاليوود جلوي دوربين رفته باشد؟
برگرديم به آن تصوير چستين «سي دقيقه‌ي نيمه‌شب». به آن بازيگري که خود نقش مي‌شود، بي ذره‌اي از خط بيرون زدن. به مورف «ميان‌ستاره‌اي» آن زمان که پدرش کوپر از پسِ غيبتش، فيلم‌هاي به‌جا مانده از او را مي‌بيند. آن تک‌گويي بغض‌آلود دختري که فراغ پدر را تاب نياورده و ايمانش را از دست داده. دختري که گلايه دارد. دختري که تلخ است. بايد باور کنيم او همان زن صورت‌سنگي «سي دقيقه‌ي نيمه‌شب» است؟
خسرو نقيبي
نظرات
آراز يكشنبه 4 بهمن 1394 خيلي خوب بود مرسي
0 1
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط






























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز