یادداشت نویسنده 7فاز درباره یکی از مهمترین مستندهای سال سینمای ایران؛ «من ناصر حجازی هستم»

خوشبختانه روايت فيلم از كودكي‌هاي ناصر خان شروع نمي‌شود. ناصر خان را از جايي مي‌بينيم كه بايد. از نماي بالاي ورزشگاه آزادي. جايي كه به آن تعلق داشت. داستان كودكي و رابطه با پدرش مال بعدتر است. وقتي شاهد بوديم چطور ناجي دروازه ايران در بازي مقابل اسرائيل شد. شبي كه تهران تا صبح در شادي و پايكوبي بوده. شبيه همان تجربه‌اي كه سال‌ها بعد هشتم آذرماه داشتيم. شبيه همان كاري كه احمدرضا عابدزاده در بازي با استراليا برايمان كرد. 
7فاز: اولين شب جشنواره سينما حقيقت، سالن يک سينما فلسطين کيپ تا کيپ پر از جمعيت بود. آنقدر که با وجود آنکه يک ربعي زودتر رسيده بوديم نتوانستيم جا پيدا کنيم و مجبور شديم به سالن برويم. اين جمعيت مشتاق براي ديدن فيلم مستند «من ناصر حجازي هستم» ساخته نيما طباطبايي و با نويسندگي خسرو نقيبي آمده بودند. يادم است چند سال پيش آن سانس آخر شب که مستند «مارادونا»ي امير کاستاريکا در جشنواره سينما حقيقت پخش شد، همين شور و حال را ميان تماشاگران ديدم. آن شب با هر دريبل و گل مارادونا سالن هلهله مي‌کرد و امشب با هر توپي که ناصر خان مي‌گرفت. 
اگر اهل فوتبال باشيد قطعا ديدن مستند «من ناصر حجازي هستم» که از امروز در گروه هنر و تجربه هم اکران شده، برايتان تجربه هيجان‌انگيزي خواهد بود. پرسپوليسي‌هاي دو آتشه شايد يک جاهايي عصباني شوند. آنهايي که معتقدند استقلالي‌ها از روي بي‌قهرماني از ناصر حجازي اسطوره ساختند. استقلالي‌ها قطعا با ديدنش فخر مي‌فروشند و سرشان را بالا مي‌گيرند. ولي جداي از همه خط‌کشي‌هاي قرمز و آبي اگر بي‌طرفانه به تماشاي اين مستند بنشينيد، روايت زندگي ناصر حجازي مجذوب‌تان مي‌کند. لااقل من يکي کاملا تحت‌تاثير سرگذشت دروازه‌باني قرار گرفتم که تا يادم مي‌آيد پدرم با احترام از او ياد مي‌کرد و مشهور بود به اينکه جزو آدم حسابي‌هاي فوتبال است. 
خوشبختانه روايت فيلم از کودکي‌هاي ناصر خان شروع نمي‌شود. ناصر خان را از جايي مي‌بينيم که بايد. از نماي بالاي ورزشگاه آزادي. جايي که به آن تعلق داشت. داستان کودکي و رابطه با پدرش مال بعدتر است. وقتي شاهد بوديم چطور ناجي دروازه ايران در بازي مقابل اسرائيل شد. شبي که تهران تا صبح در شادي و پايکوبي بوده. شبيه همان تجربه‌اي که سال‌ها بعد هشتم آذرماه داشتيم. شبيه همان کاري که احمدرضا عابدزاده در بازي با استراليا برايمان کرد. 
کاري به اين ندارم که دستاوردهاي ناصر حجازي در زمين فوتبال و نايب قهرمان کردن تيمش و بالا بردن چند جام در مقام دروازه‌بان يا مربي، براي بعضي‌ها در حکم شکست است و براي برخي ديگر مهر تاييدي بر اسطوره بودنش. من مردي را که در مستند «من ناصر حجازي هستم» مي‌بينم، دوست دارم و ستايش مي‌کنم و روايت فيلم وادارم مي‌کند به احترام تلاش‌هايش برخيزم و به حرمت خستگي‌ها و نامرادي‌هايي که روزگار در حقش کرده، اشک هم بريزم. 
بي‌تعارف به خسرو نقيبي، نويسنده «من ناصر حجازي هستم» حسادت مي‌کنم. روايت او از زندگي حجازي، مردي را روي پرده تصوير مي‌کند که زندگي‌اش، منش‌اش و سرنوشتش يک درام سينمايي تمام عيار است. مردي که طرفداران روي نيمکت‌هاي استاديوم به عنوان اسطوره باورش دارند و همين باور آنها کافي است که او اسطوره شود. روزنامه‌نگار شدن و نوشتن را هميشه به يک دليل دوست داشتم: اينکه درباره آدم‌هايي بنويسم که دوست‌شان داشتم و دارم و روي زندگي‌ام تاثير گذاشته‌اند. درباره فيلم‌ها، موسيقي‌ها و وقايعي بنويسم که شخصيت و زندگي‌ام را شکل داده‌اند. براي اينکه بتوانم به اسطوره‌هايم اداي دين کنم. خسرو نقيبي براي مستند نيما طباطبايي از مرد بزرگ تيم محبوبش جوري نوشته که يک‌بار براي هميشه دين‌اش را به استقلال و قهرمانش ادا کند. 
و تازه «من ناصر حجازي هستم» يک قدم جلوتر فقط مستندي درباره يک فوتباليست محبوب نيست. مي‌توانيد آن را سندي بر اشتباهات اين سرزمين در کشتن استعدادهايش بدانيد. زماني که حجازي 29 ساله در حالي که در اوج دوران حرفه‌اي‌اش است بخاطر يک قانون من‌درآوردي که از ناکجا يکدفعه سربرآورده که بالاي 27 ساله‌ها نمي‌توانند در تيم ملي باشند، از فهرست بازيکنان ملي‌پوش خط مي‌خورد. مي‌تواند سندي بر جفاي آدم‌هايي باشد که خيلي زود همکاري‌ها و رفاقت‌ها را فراموش مي‌کنند و بدون اينکه لحظه‌اي به سرنوشت ديگري فکر کنند، پشتش را خالي و فرصت‌ها را از او دريغ مي‌کنند. روايتي بر جامعه‌اي که نخبه‌کشي عادتش مي‌شود. و اولين جايي که پتانسيل اين را دارد اشک مخاطب را درآورد وقتي است که ناصر حجازي را از استقلال اخراج کرده‌اند بي‌آنکه حتي برايش يک بازي خداحافظي برگزار کنند. به بنگلادش مي‌رود و سرمربي مي‌شود اما بنگلادشي‌ها براي تقدير از بازيکني که با يک حضور در جام جهاني و المپيک و عليرغم شکست‌هاي ايران، قوي‌ترين تيم‌هاي دنيا را مبهوت کرده بود، به عنوان دروازه‌بان او را داخل زمين مي‌برند تا فرصت داشته باشد طبق آداب تمام و کمال به عنوان بازيکن با زمين چمن فوتبال خداحافظي کند. 
ناصر حجازي واقعا در حد و اندازه‌هاي يک اسطوره فوتبال ايران است يا نه؟جوابش را من نمي‌دانم. فقط مي‌دانم اگر سال‌ها پيش در دوران کودکي سر بازي دربي کلوزآپ ادموند بزيک را بعد از گل نمي‌ديدم و پرسپوليسي نمي‌شدم، ديشب بعد از ديدن مستند «من ناصر حجازي هستم» ممکن بود استقلالي شوم!
صوفيا نصرالهي
نظرات
ياسي دوشنبه 23 آذر 1394 منم توي سالن بودم.اون قسمتهاش درباره قلعه نوعي خيلي افشاگرانه بود.بازيگران هم خيلي خوب متن رو خوندن.موافقم باهاتون که مستند احساس برانگيزي بود.
3 2
پاسخ

سلطان سه شنبه 24 آذر 1394 مثکه ژنرال خيلي ترسيده از فيلم
2 1
پاسخ

فردين سه شنبه 24 آذر 1394 ناصر حجازي خودش مشکلي با قلعه نوعي داشت اگه هم داشت همه چي تموم شده بود، ناصر حجازي قبل از مرگش گفته بود فقط يک نفرو نمي بخشم و اون يک نفر هم قلعه نوعي نبود رئيس فدراسيون وقت فوتبال بود که مانع حضور ناصر تو منچستريونايتد شده بود،
چيزي که هست اينکه آتيلا حجازي داره از اسم پدرش براي اهداف شخصيش استفاده مي کنه، از روزي که اون بنده خدا سرشو گذاشت زمين اين يکي هر روز داره يه دسته گلي به آب ميده، مشکل اصلي اينه
2 2
پاسخ

محمد سه شنبه 24 آذر 1394 اين تيتر شرم‌آوره!
يکي از "مهم‌ترين مستندهاي سال سينماي ايران"
مشخصه که نويسنده فقط و فقط همين فيلم رو در جشنواره سينما حقيقت ديده، اونم به خاطر متن افتضاح نقيبي.
در برابرِ مستندهاي عالي که تو جشنواره امسال بود، نقد نوشتن درباره فيلم متوسط‌الحالي چون «من ناصر حجازي هستم» واقعا عجيبه.
مهم‌ترين؟
شوخي نکنيد تو رو خدا!
0 4
پاسخ
صوفيا نصرالهي چهارشنبه 25 آذر 1394 دوست عزيز اول اينکه نگفتيم که اين مهمترين مستند سال هستش. گفتيم يکي از مهمترين ها..مهمترين بار معناي خودش رو داره..بخاطر پرداختن به حضور يک فوتباليست محبوب، حضور بازيگران براي خوندن نريشن ها و هزار دليل ديگه اين مستند قاعدتا بيشتر از مستندهاي ديگه توسط عامه مردم ديده ميشه پس ميشه جزو مهم ترين هاي سال...حتي اگه من دوستش هم نداشتم در اينکه جزو مهم ترينهاست تغييري حاصل نميشد که:) همين الان توقيف و حاشيه هاش نشون ميده که نسبت به مستندهاي ديگه براي مخاطبهاي گسترده تري برنامه ريزي کرده.درنتيجه ميشه جزو مهم ترين مستندهاي سال..شما خودتون صفت مهمترين رو جور ديگه اي معنا کردين گويا...و اينکه من اين يادداشت رو روز اول سينماحقيقت نوشتم و به اين ماجرا اشاره هم کردم پس طبيعيه که هنوز بقيه مستندها رو اونموقع نديده بود بگذريم که امسال از بخت خوب بخاطر داوري مستندهاي نيمه بلند حداقل همه مستندهاي نيمه بلند بخش مسابقه رو قبل از جشنواره ديدم و توشون کارهاي بسيار خوبي هم بودن که اگه ميدونستم فرصت ديدن و اکرانش براي همه پيش مياد قطعا درباره شون مينوشتم...همچنان معتقدم مستند «من ناصر حجازي هستم» بخاطر متن و روايت تاثيربرانگيز ميشه.اين تاثير ميتونه بعضيها رو خوشحال کنه بعضيها رو عصباني ولي به هر حال تاثيرش رو ميذاره. حالا که لطف کردين يادداشت رو خوندين گفتم به انتقادتون پاسخ داده باشم.اميدوارم قانع شده باشين.

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز