گزیده نظرات منتقدان درباره فصل دوم «فارگو»

هاليوود ريپورتر- تيم گودمن: "فصل دوم "فارگو" با گيج‌كننده‌ترين و سپس مضحك‌ترين صحنه‌‌اي كه مي‌توانيد تصور كنيد آغاز مي‌شود و تنها چند لحظه بعد همه چيز خونين، خنده‌دار و فوق‌العاده عجيب مي‌شود. تازه اگر نخواهيم بشقاب پرنده را به حساب بياوريم.  
گزيده نظرات منتقدان فصل دوم "فارگو" 
واشنگتن پست- هنک استوور: "اولين اقتباس نوآ هالي نويسنده و تهيه‌کننده از فيلک کلاسيک "فارگو" (1996) به مجموعه تلويزيوني براي شبکه اف‌ايکس درنهايت تبديل به اثري بي‌نقص شد و پس از "برکينگ بد" عنوان بهترين سريال در نوع خود را بدست آورد. فصل اول ديدني فارگو که در سال 2014 پخش شد به خوبي طراحي‌ و لحن خلاق جوئل و اتان کوئن را بازنمايي کرد. در فصل گذشته يک مامور سازمان بيمه با ازدواجي ناموفق که مارتين فريمن نقش او را بازي مي‌کرد سعي در پوشاندن قتل همسرش داشت و در آن ميان کلانتري با بازي اليسون تالمن شروع به کنجکاوي کرده بود. هالي در فصل دوم نوعي خلاقيت ديده‌نشده را به نمايش گذاشته که سيگنال‌هايي را به نشانه فاصله از سبک کوئن‌ها صادر مي‌کند، با اين حال برادران هنوز به عنوان دستياران تهيه‌کننده در اين مجموعه حضور دارند. اين "فارگو" رهاتر و بي‌بند و بارتر شده و با شيوه داستان‌گويي پيچيده و تکنيک‌‌هاي تدوين و ارجاعات بيشتر بازيگوشانه‌اش چيزي جديد را به نمايش گذاشته است؛ از سکانس آغازين با فيلمي قديمي از رونالد ريگان تا برخوردي نزديک با يک يوفو. توجهي که سازندگان سريال به جزئيات صحنه و لباس‌ها داشته‌اند ستودني است. اما با تماشاي منظره دسته‌جمعي تمام کاراکترها به نوعي تاثير تارانتينوگونه مي‌رسيد، اين تاثير نه تنها براي تماشاگران عيان است که هالي و گروه نويسندگانش را از همان ابتدا تحت سيطره خود درآورده است."
 
هاليوود ريپورتر- تيم گودمن: "فصل دوم "فارگو" با گيج‌کننده‌ترين و سپس مضحک‌ترين صحنه‌‌اي که مي‌توانيد تصور کنيد آغاز مي‌شود و تنها چند لحظه بعد همه چيز خونين، خنده‌دار و فوق‌العاده عجيب مي‌شود. تازه اگر نخواهيم بشقاب پرنده را به حساب بياوريم.  فصل اول سريال فارگو که موفق به دريافت سه جايزه امي شد در سطوح مختلف به يکي از خلاقانه‌ترين و پيشروترين کارهاي تلويزيوني 2014 تبديل شد. فصل دوم ثابت کرد که آن موفقيت اتفاقي نبود. تماشاي اينکه نوآ هالي اين‌بار روياي چه چيزي را در سرپرورانده، به شدت جذاب است، به علاوه اينکه اينبار توانسته بهتر از هر زماني قواعد ژانري درام وکمدي را با خير و شر، اميدواري و تراژدي و روزمرگي زندگي اين جهاني ترکيب کند، گاهي در طي يک اپيزود و گاهي در يک صحنه. اين نوعي جاه طلبي است که مي‌تواند به سکندري خوردن منتهي شود اما در آن صورت هم شما قدردان تلاش سازندگان سريال خواهيد بود. زماني که همه چيز در جاي خود به خوبي کار مي‌کند تصوير خروجي زيبايي مطلق را به نمايش مي‌گذارد، فيلمنامه‌نويسي هوشمندانه، بازي‌هاي تحسين‌شده و زيبندگي بصري همگي در اختيار چيزي هستند که از آنچه نشان ميدهد بزرگتر و دربرگيرنده‌تر است. همه چيز آنجاست؛ نويسندگي، بازيگري، کارگرداني، موسيقي، که ترکيب سرگرم‌کننده يک کمدي سياه ديدني را مي‌سازند. اما "فارگو" هيچ‌گاه فراموش نمي‌کند که يکي از وظايف غيرقابل انکار زندگي جلوگيري از ورود شر از درگاه لذات و خوشي‌هاست."
 
والچر- مت زولر: "داستان جنايي اين فصل تنها لباسي براي دربرگرفتن تمام خرده‌پيرنگ‌‌ها، چاشني‌ها، ارجاعات و تصاوير چشمگير "فارگو" است. فصل دوم در دنياي پيچيده، شيطاني و وسيعي غوطه‌ور شده است که ايده کلي آن تا اندازه زيادي وام‌دار کارهاي استيفن کينگ است  و سه گانه "يو.اس.اي" جان دوس پاسوس. و البته تمام داستان‌هايي که برادران کوئن تا به حال پرورانده‌اند. ريگان خود در اين سريال يک کاراکتر است، و کسي جز بروس کمپبل نقش او را بازي نکرده؛ بازيگر مورد علاقه سم ريمي و بخشي از مافياي فيلمسازي ريمي و کوئن‌ها. داستان اين بار در دهه هفتاد ميلادي مي‌گذرد و هالي و تيم سازنده‌اش تنها با صداي بلند اعلام نکرده‌اند که "نگاه کنيد، ما اين چيزها را در دهه هفتاد دوست داشتيم!" تصاوير قراردادي هميشه پرمعنا هستند و در اينجا باعث ايجاد ارتباط‌هايي ميان کاراکترها مي‌شوند که از طرفي ديگر اطلاعات زيادي درباره وضعيت احساسي کاراکترها به ما مي‌دهد."
 
بوستون گلوب- متيو گيلبرت: "بازگشت "فارگو"، که فصل اول آن برنده سه جايزه امي شد، يک موفقيت ديگر است. و اين موفقيت را از سه مسير مجزا به دست آورده. اول از همه اين يکي از نادرترين سريال‌هايي است که از يک اثر سينمايي اقتباس شده و با گذشت دو فصل هنوز در اوج قرار دارد. در حال حاضر تلويزيون عناوين قديمي بسياري را از سينما براي اقتباس تلويزيوني قرض گرفته است، فيلم‌هايي مثل "گزارش اقليت" و "دنياي غرب" که در حال آماده‌سازي است، انگيزه اصلي براي اين اقتباس‌ها عموما مالي است، اين عناوين براي تماشاگران آشنا هستند و جذب آن‌ها به تلويزيون در نتيجه ايجاد وضعيت پيش‌فروش براي هر سريال آسان‌تر خواهد بود.اما شبکه اف‌ايکس ثابت کرده است که تصميم آن‌ها براي اقتباس از فيلم کوئن‌ها و انتخاب نوآ هالي براي ساخت آن به منظور در اختيار داشتن يک برند نبوده است، هالي به وضوح تحت تاثير فارگوي کوئن‌ها قرار دارد. او توانسته اتمسفر کوئن‌وار سريالش را با افزودن جزئيات خلاقانه به محصولي متقاعدکننده و متمايز تبديل کند. اشاره به يک بازيگر به عنوان اجراکننده برگزيده غيرمنصفانه خواهد بود، همگي آن‌ها عالي هستند، اما جفري داناوان به همراه جين اسمارت و پاتريک ويسلون يک سرو گردن بالاتر از بقيه ايستاده‌اند. پاتريک ويلسون در اين ميان يک سرباز کهنه‌کار از زمان جنگ ويتنام است، او روح سرزنده "فارگو" را در باطن‌اش دارد و مي‌خواهد هم‌بستگي يک خانواده و کشور را در مرکز يک دگرگوني ناخوشايند حفظ کند.  فارگو در مسير تبديل شدن به برچسبي است که به معناي جامعه غرب ميانه‌ آمريکا ، جنايت و گروه کاراکترهاي بي‌همتاست. به معناي فيلمبرداري و استفاده از موسيقي در سطح "برکينگ بد" که دقيقا همان سبک خاص مورد نياز را براي داستاني در دهه هفتاد ميلادي به ارمغان مي‌آورد."‌
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط


































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز