چرا باید «شهرزاد» ببینیم؟ / 5 دلیل برای دیدن «شهرزاد» حسن فتحی بعد از تماشای 5 اپیزود اول سریال

علي نصيريان: يكي از بهترين نقش آفريني‌هاي چند سال اخير سينما و تلويزيون ايران. مويد اين نكته كه نصيريان چه بازيگر بزرگي است و كارگردانان نتوانسته‌اند به اندازه استعدادش از او در فيلم‌ها بهره ببرند. او در نقش پدرخوانده داستان (بزرگ آقا) حيرت‌انگيز است. با طمطراق و تبختري كه از بازيگران فيلم‌هاي كوئنتين تارانتينو سراغ داريم و وقاري كه يادآور برت لنكستر «يوزپلنگ» ويسكونتي است. نصيريان فراتر از نقشي كه برايش نوشته شده، در حال خلق مهمترين پدرخوانده ايراني است.
7فاز / پويان عسگري:
بهترين سريال شبکه نمايش خانگي: در شش سال اخير سريال‌هاي متفاوتي وارد شبکه نمايش خانگي شدند. هر کدام به دليلي يا تماشاگر خود را در ادامه داستان از دست دادند يا انقدر بد بودند که اصلا از همان ابتدا ديده نشدند. در ميان اين عناوين مهم و دهن پرکن، «شهرزاد» اما چيز ديگري است. حاصل حرفه‌اي بودن و تمرکز و جدي گرفتن ملزومات ساخت يک اثر پرمخاطب. با رويکردي متفاوت نسبت به تمام محصولات توليد شده در شبکه نمايش خانگي، مانوس و نزديک به روحيه کارگردان و خالقش. روايت يک داستان عاشقانه در روزگار گذشته. به انضمام استعاره‎هايي که کارکرد امروزي دارند و داستان را از حالت محدود و شخصي به شکل داستان يک «ملت» ارتقا مي‌دهند.
 
عشق و تاريخ: تنها فيلمساز تاريخ سينماي ايران که ذوق بررسي و پرداختن به تاريخ در دل يک داستان جذاب را داشت، مرحوم علي حاتمي بود. غير از محدوديت‌هاي سخت‌افزاري سينماي ايران در بازسازي «روزگار سپري شده» که دليلي براي طفره رفتن فيلمسازان ايراني بوده، منظر و افق ديد محدود فيلمسازان و تهيه‌کنندگان عافيت طلب، دليل مهمتري است که اثري از تاريخ و روايت‌هاي تاريخي در فرهنگ عامه ايراني نباشد. در حالي‌که با کمي ذوق مي‌توان ميني سريال يا فيلم‌هاي درجه يکي درباره بخش‌هاي مهم تاريخ معاصر و شخصيت‌هاي اثرگذار آن ساخت. از آيت‌الله خميني و محمد مصدق تا ماجراي «سياهکل» و دوران طولاني نخست وزيري اميرعباس هويدا. «شهرزاد» تلاشي است براي جدي گرفتن اين موضوع مغفول مانده. به سياق کارهاي قبلي حسن فتحي (سريال‌هاي شب دهم و مدار صفر درجه، و فيلم خوب و دست کم گرفته شده «پستچي سه بار در نمي‌زند») شاهد فراز و فرودهاي يک داستان عاشقانه در دل يک واقعه مهم سياسي/ اجتماعي (کودتاي 28 مرداد 1332) هستيم. با معاني و استعاره‌هايي که در نسبت با اجتماع امروز (28 مرداد معادل خرداد 88 ؟) معني مي‌شوند و جمله تبليغاتي سريال را شامل شده‌اند؛ «در تندباد حوادث، عشق اولين قرباني است».
 
علي نصيريان: يکي از بهترين نقش آفريني‌هاي چند سال اخير سينما و تلويزيون ايران. مويد اين نکته که نصيريان چه بازيگر بزرگي است و کارگردانان نتوانسته‌اند به اندازه استعدادش از او در فيلم‌ها بهره ببرند. او در نقش پدرخوانده داستان (بزرگ آقا) حيرت‌انگيز است. با طمطراق و تبختري که از بازيگران فيلم‌هاي کوئنتين تارانتينو سراغ داريم و وقاري که يادآور برت لنکستر «يوزپلنگ» ويسکونتي است. نصيريان فراتر از نقشي که برايش نوشته شده، در حال خلق مهمترين پدرخوانده ايراني است. سنگين و اخمو و سنتي که به وقتش مهر و عاطفه‌اش را نثار ديگران مي‌کند و بيشتر از هر شخص ديگري در داستان متوجه زير و زبر شدن سنت در دنيايي که دارد در آن زندگي مي‌کند، است. کسي که عشق خاموشش نسبت به دختر زيباروي داستان (شهرزاد)، به شرط برملا شدن در داستان مي‌تواند او را از ايني که هست در ذهن تماشاگر ماندگارتر کند.
 
شهرزاد همان ايران است: ترانه عليدوستي تنها بازيگر زن ايراني است که قابليت در مرکز قرار گرفتن يک داستان، به عنوان کانون يک جهان استعاره‌اي را دارد. تنها بازيگر زن ايراني که شانه‌هايش پذيراي استعاره‌هاي يک داستان تاريخي است. شبيه به فيلم‌هايي که بناي خود را بر نمايش توامان مصايب و حوادث رفته بر يک کشور/ زن گذاشته‌اند و از دست دادن معشوق/ زن را با از دست دادن ميهن/ مملکت يکي انگاشته‌اند («کاباره» باب فاسي، «درخت گلابي» داريوش مهرجويي و «باد مي‌وزد» هايائو ميازاکي»)، اينجا هم شهرزاد نمادي از مملکتي است که دارد لگدمال مي‌شود. دارد ويران مي‌شود و دارند برايش تصميمات ناجور مي‌گيرند. شهرزاد نمادي از ايران است در چنبره عاشق بي‌مسئوليت، مرد عياشي که قرار است عاشقش شود و پدرخوانده‌اي که عاطفه خاموشش را درز گرفته تا به وقتش سر دختر مثل آوار خراب شود. تماشاي شهرزاد/ ايران وقتي دارند دست به دستش مي‌کنند و تيشه به ريشه‌اش مي‌زنند، آگاهي بخش است. همان‌طور که خواندن تاريخ و فهم گذشته، مي‌تواند چراغ راه آينده باشد. آينده‌اي که شهرزاد/ ايران در صدد احياي خود برمي‌آيد؛ پدرخوانده‌ها بايد قرباني شوند تا شهرزادها بتوانند راحت زندگي کنند.
 
موسيقي و ترانه: بعد از مدت‌ها (به استثناي موسيقي کارن همايونفر براي «جرم» کيميايي) موسيقي متني ساخته شده که هم احساساتي مي‌کند و هم اينقدر تاثيرگذار است که وادارتان مي‌کند با سوت بزنيدش. يک موسيقي ملوديک با طعم و لحني عاشقانه که به موقع لحظات احساساتي داستان را موکد مي‌کند و گوياي منظر رمانتيک اين قصه تاريخي است. علاوه بر موسيقي به يادماندني فردين خلعتبري، ترانه‌هايي که محسن چاوشي براي سريال خوانده هم بعد از مدت‌ها، نمايانگر يک چاوشي سينه سوخته است که احوالات ملت عاشق را در سال‌هاي اخير، در بهترين ترانه‌هايش نمايندگي کرده. اينجا هم ترانه «رفيقم کجايي» که در انتهاي اپيزود پنجم روي تصوير جدايي و دلتنگي زوج عاشق شنيده شد، در مدت زماني کوتاه راه خود را به فرهنگ عامه باز کرد و قلوب ملت را به تسخير درآورد. با حسي متفاوت و امروزي روي تصاوير مربوط به دوران گذشته. خرق عادتي خلاقانه در حاشيه صوتي يک محصول تاريخي که برخلاف شيوه معمول استفاده از آواز و ترانه مبتني بر موسيقي ارکسترال، از ترانه پاپ بهره برده است. شبيه به حس متفاوتي که شنيدن موسيقي «هيپ هاپ» امروزي روي تصاوير برده‌هاي رنگين پوست قرن نوزدهمي در «جنگوي رها از بند» تارانتينو برمي‌انگيخت؛ اينجا هم موسيقي پاپ، باروت بيداد صحنه و داستان را مشتعل مي‌کند و قلب تماشاگر را مشحون از عواطفي که پوسيدند و عاشقانه‌هايي که در خلوت دل پژمردند، به تپش مي‌اندازد.
پويان عسگري
نظرات
محمدعلي شنبه 30 آبان 1394 بسيار عالي و دلنشين...
5 3
پاسخ

ذ شنبه 30 آبان 1394 شاهد فراز و فرودهاي يك داستان عاشقانه در دل يك واقعه مهم سياسي/ اجتماعي (كودتاي 28 مرداد 1332) هستيم. با معاني و استعاره‌هايي كه در نسبت با اجتماع امروز (28 مرداد معادل خرداد 88 ؟) معني مي‌شوند و جمله تبليغاتي سريال را شامل شده‌اند؛ «در تندباد حوادث، عشق اولين قرباني است».

يا خدا ، چند گرفتي ؟؟؟
10 8
پاسخ
.... شنبه 30 آبان 1394 خوب سوختي ها ايول آق عسگري راضيم ازت
آراز سه شنبه 3 آذر 1394 چرا فک مي کني هر کي نظرش با تو فرق داشت ، پول گرفته . چرا فکر مي کني فقط نظرات خودت اصيل و واقعيه و بقيه مزدورن . خدايا به تو پناه مي برم از اين مردم ساده معمولي .

مجيد شنبه 30 آبان 1394 خيلي خوب بود..درود بر نويسنده اين سطور..سريال خوب شروع شده و واقعا تماشايي بوده
6 2
پاسخ

سايه شنبه 30 آبان 1394 فقط چاووشي رفيقم کجايي...
11 3
پاسخ

دخترک گلفروش يكشنبه 1 آذر 1394 خداوند باغبان زندگيت را حفظ کند و برکاتش را به سفره ما هم مبذول دارد.
7 1
پاسخ

مازيار يكشنبه 1 آذر 1394 چند قسمت از اين سريال رو ديدم اصلا جالب نيست. خيلي خنک بازي ميکنند همه به جز استاد نصيريان
شهاب حسيني ، محمود پاک نيت ، ترانه عليدوستي خيلي بازي ضعيفي از خودشون نشون دادن
البته اين نظر کاملا شخصي من است
3 16
پاسخ

glizoviliz يكشنبه 1 آذر 1394 واقعا نوشته خوبي بود.شايد بشه گفت تنها سرياليه که ارزش خريد داره و واقعا قشنگه.
5 2
پاسخ

ali سه شنبه 3 آذر 1394 https://play.google.com/store/apps/details?id=com.gozo.fartsoundboard
0 1
پاسخ

فرهاد شنبه 7 آذر 1394 واقعا کنجکاو و مشتاق شدم که دنبالش کنم و حتما اين کار رو ميکنم.
آقاي عسگري شما قلم تاثيرگزاري داريد بهتون تبريک ميگم
4 0
پاسخ

meryl چهارشنبه 18 آذر 1394 سريال خوبيه.البته ضعفهاي بسيار واضحي داره ولي بسيار بهتر از سريالهاي الانيه كه تو تلويزيون ايران در حال پخشه و يه سر و گردن بالاتره.حداقل شعار نميده و اغراق اميز نيست.مثل سريالاي مسخره ي معماي شاه و كيميا همش به دنبال محكوم كردن حكومتهاي قبلي ايران نيست و مثل سريالهاي به شدت مزخرف ستايش و همه چيز انجاست 20 سال از وضعيت الان جامعه عقب نيست.
8 1
پاسخ

a.y يكشنبه 27 دي 1394 با سلام .من 2قسمت از سريال رو ديدم جلب يود فکر کنم بشه وقت گذاشت براي ديدن اميدوارم به همين قدرت ادامه پيدا کنه و ابکي نشه با ارزوي موفقيعت براي تمام عوامل.
0 0
پاسخ

سارا سه شنبه 15 تير 1395 يکي ازدلايلي که بايدشهرزادرونگاه کنيم وجودشهاب حسيني دراون هست.بي انصاف چراننوشته وچشمش روروي بازي درخشان شهاب بسته؟اگه اون نبودهزاردرصدشهرزاداينقدرگل نميکرد.شهاب واسه شهرزادهم نقش قبادوهم نقش يک برندروبازي ميکردوقبادبه نظرمن سخت ترين نقش داستان بودويک استادبراي اجراش لازم بود.
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط
































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز